تحقیقات اخیر با استناد به مطالعات جامع و الگول نشان داده است که در کنار افراد وابسته به یکی از انواع مواد مخدر، تعداد قابل توجهی از افراد را می توان یافت که از نظر شخصیتی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند.
پژوهش حاضر نیز با امعان نظر به این تحقیقات و با هدف آماده سازی و بررسی ارزش تشخیصی سه خرده مقیاس پذیرش اعتیاد (AAS)، استعداد اعتیاد (APS) و می بارگی مک اندرو(MAC.R) ازفرم بلند آزمون چند وجهی شخصیتی مینه سوتا (MMPI-2) در مورد سوء مصرف مواد طراحی شده است که پس از مطالعه مقدماتی (Pilot Study) به صورت مشترک و در قالب یک فرم 90 سوالی تنظیم و بر روی 108 معتاد داوطلب درمان و همچنین 500 دانشجو که به روش نمونه گیری طبقه ای و تصادفی ساده از چهار گروه آموزشی پزشکی، هنر، فنی و مهندسی و علوم انسانی در سطح دانشگاه های تهران انتخاب شده بودند، اجرا و پاسخ به سوال زیر مورد بررسی قرار گرفت:
1. آیا بین مصرف مواد و نمره حاصل در مقیاس سوء مصرف مواد رابطه وجود دارد؟
2. آیا بین جنسیت و نمره حاصل از مقیاس آمادگی سوء مصرف مواد رابطه وجود دارد؟
3. آیا بین نمرات گروه های آموزشی (هنر، فنی و مهندسی، پزشکی و انسانی) در مقیاس آمادگی اعتیاد رابطه وجود دارد؟
بر اساس نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر، مقیاس مورد سنجش، توانایی تفکیک معتادان را از سایر اقشار جامعه، تعیین موارد سوء مصرف مواد و تفکیک گروه های پر خطر را دارد و نیز محاسبه آلفای کرونباخ نشان میدهد که مقیاس هایAAS MAC.R, و APS به ترتیب حائز بیشترین توان هستند.
همچنین نتایج حاصل از تحلیل عوامل به روش تأییدی، سه عامل را مشخصکرد که به ترتیب، عامل A ( Addiction) ، N (Neurosis) و E (Emotional) نامگذاری شدند.
این پژوهش، موضوع را از دو بعد اجتماعی و فقهی مورد بررسی قرار داده است. در بعد اجتماعی به بررسی دیدگاه های موجود درباره زمینه های اعتیاد و در بعد فقهی نیز به بررسی آرای فقهی فقهای اهل تسنن و تشیع پیرامون سه ماده افیون ، حشیش و تنباکو پرداخته و زمینه های اثر گذاری و اثر پذیری آرا را تبیین کرده است .به تعبیری، در پژوهش حاضر به این سؤال پاسخ گفته شده است که آرای فقهی چه تاثیری در حل مسایل اجتماعی دارند و مسایل اجتماعی نیز چه تاثیری بر آرای فقهی دارند؟
در این پژوهش، از روش اسنادی استفاده شده است. به این معنا که برای اثبات مطالب مورد بحث، از طریق مطالعات اسنادی اقدام به استخراج متون علمی، تاریخی و فقهی شده است.
به طور کل، پژوهش حاضر شناخت انسان را در زمینه تاریخچه سه گانه مواد (افیون، حشیش و تنباکو )، عوارض آنها، علل اعتیاد و احکام فقهی درباره هر یک از آنها (در گذر زمان)، از دید فقهای مذاهب اسلامی بالا میبرد. از لحاظ فلسفه اجتماعی نیز این اندیشه را پرورش می دهد که بین اندیشه و محیط رابطه ای دیالکتیک وجود دارد و ضرورت تغییر در اندیشه های فقهی را الزام آور می نماید . از حیث کاربردی نیز ضمن اینکه راه حل هایی برای پیشگیری از اعتیاد ارائه می دهد، جسارت آزاد اندیشی را در قلم و فقهات به عنوان یک ضرورت مطرح می کند.