Seistan was one of the important ancient urban centres in south eastern Persia. The ruins of the city show the prosperity and fertility of this city to the extent that a British civil officer considered it as the ancient London of Asia. This article attempts to describe the enormous latent wealth of this ancient city which made it important for strategic, political and commercial reasons. Due to strategic importance, it fell into the power struggle of 19th and 20th century especially between British and Russia. This power game was the main reason of the poverty of the peasant of Seistan. East India Company had extensively taken Seistan as the major point for its trade after its penetration in Afghanistan and likewise Russia’s penetration in the Central Asia. Western penetration in Seistan had already started in 1809. When Samarqand was annexed in 1867, the British raised the question of establishing neutral zone between Britain and Russian in Central Asia. In 1872 thus, Seistan was divided between Afghanistan and Persia. Government of India had proposed building a new trade link between Quetta and Seistan, just to establish the supreme interest of Britain in those parts of Persia bordering Baluchistan. In the later half of the 19th century, the whole policy of the British government was to capture the strategic locations to further its economic interest, which are evident from the official and non-official records. With this evil intention and local power struggle, the richness and fertility of Seistan was destroyed and local peasantry faced dire straits.
مدیریت منابع آب در دوره های خشک و خشکسالی ها نیازمند شناخت و کاربرد روش ها و راهکارهای مناسب است . از آن جا که خشکسالی به صورت یک مجموعه عوامل و متغیرهای مرتبط به هم اقلیمی (سیستم اقلیم ) در محیط طبیعی و انسانی تأثیر می گذارد، مطالعه جزئی و مجزای متغیرهای اقلیمی نتیجه متقن و قابل اعتمادی از شرایط حاکم ارائه نمی دهد. جهت بررسی میزان نقش خشکسالی ها در منابع آب زیرزمینی دشت های شمال همدان متغیرهای اقلیمی و هیدرولوژی آب های سطحی به عنوان متغیر مستقل جهت تعیین میزان همبستگی با سطح ایستایی دشت ها (متغیر وابسته ) در مقیاس ماهانه در طی 17 سال 1379-1363 مورد بررسی قرار گرفت. روش مطالعه بر رگرسیو ن چند متغیره متمرکز گردید که نتایج مناسب تری ارائه می دهد. در نتیجه ، آثار ناهنجاری های اقلیمی و هیدرولوژیکی در افت سطح ایستابی دشت ها 42 درصد همبستگی را بین متغیرهای اقلیمی مستقل با شدت افت نشان داد. در ارزیابی مکانی بحران افت سطح ایستابی تحت تأثیر خشکسالی از توانایی تحلیل ها ی مکانی و فضایی GIS بهره گرفته شد و نتایج داده های نقطه ای به اطلاعات منطقه ای تبدیل گردید و شدت افت در سطح دشت های مورد مطالعه منطقه بندی گردید که دشت بهار دارای شدیدترین افت و مناطق حاشیه دشت ها در محل اتصال به ارتفاعات از کم ترین مقادیر افت برخوردار بودند.
جهت گیری های اساسی برای اجرای طرح های عمرانی ملی شامل تدوین برنامه، تخصیص بودجه، اجرا و نظارت معمولا از سوی دولت تعیین می شود. داشتن اهداف ملی و ضرورت اجرای برنامه های اساسی با تدوین برنامه استراتژیک و رویکردهای پایه در عمران و توسعه ملی لزوم دخالت دولت در فرایند برنامه ریزی طرح ها ی ملی را تبیین می نماید. از سویی این گونه نگاه و فرایند برنامه ریزی بالا به پایین در اجرای چنین طرح ها یی باعث ایجاد تغییرات و تأثیرات فراوان در محدوده جغرافیایی محلی و منطقه ای و گاه ملی می گردد. سد سازی به عنوان یکی از اقدامات و برنامه های عمرانی دولت در جهت تأمین آب مورد نیاز برای کشاورزی و شرب و سایر اهداف قابل تعریف است و از جمله پروژه هایی محسوب می شود که معمولا اجرای آن باعث ایجاد پیامد های زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی در سطح محلی می شود. سد کارون 3 روی پرآب ترین رودخانه دائمی کشور احداث شده است و هدف از اجرای آن نیز تولید برق، کنترل سیلاب ها ی حوضه بالادست و تأمین آب برای مصارف کشاورزی بوده است . مطالعات اجرای این طرح از سال 1340 شروع شد و در سال 1382 طرح مذکور به بهره برداری رسید . با توجه به اثرات و پیامدهای مختلف ناشی از اجرای این طرح این مقاله می کوشد ضمن ارزیابی فرایند برنامه ریزی سد کارون سه در چارچوب نظریه های برنامه ریزی، اثرات و پیامدهای مختلف اجرای این طرح ملی را در سطح محلی و منطقه ای تبیین نماید.
از میان عوامل محیطی، عامل اقلیم و پدیده های جوی جزء تأثیرگزارترین عوامل روی ایمنی حمل و نقل به حساب می آیند که خطرناک ترین آن ها یخبندان می باشد. بدین منظور برای مطالعه توزیع زمانی و مکانی پدیده یخبندان در مسیر سنندج همدان از ماتریس وضعیت های اقلیمی استفاده شد. برای استفاده از این ماتریس، از قسمت خدمات ماشینی سازمان هواشناسی کشور داده های روزانه سه پارامتر دما، بارش و رطوبت نسبی سه ایستگاه سینوپتیک سنندج، قروه و همدان برای یک دوره ده ساله دریافت شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت که نتایج زیر به دست آمد. بر اساس ماتریس وضعیت های اقلیمی، شرایط اقلیمی N5 ( میانگین دمای روزانه بین 2-6 درجه سانتی گراد به همراه رطوبت نسبی بیش از 80% یا بارش کم تر از 2 میلی متر) و N6 (میانگین دمای روزانه بین 2-6 درجه سانتی گراد به همراه بارش بیش از 2 میلی متر) جزء شرایط خطرناک برای ایمنی تردد وسائط نقلیه در مسیر سنندج- همدان می باشند، که بیشترین تمرکز آن ها در ماه های ژانویه ( 9 روز )، فوریه ( 5 روز ) و دسامبر ( 4 روز ) می باشد. یخبندان در منطقه اواخر سپتامبر شروع می شود و اوایل ماه مارس به پایان می رسد. اما یخبندانی که برای ایمنی حمل و نقل ایجاد خطر می کند خیلی دیرتر یعنی در ماه دسامبر روی می دهد.
عشایر و بروز پدیده کوچ نشینی با تکیه بر دام و مرتع به عنوان محصول مساعدت های جغرافیایی و هم جواری ایران با سایر ملل و اقوام کوچ نشین، همواره در فرایندها و ابعاد متعدد اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی از جایگاهی مشخص در تفکرات متولیان امور جامعه برخوردار بوده اند. این روند در دنیای فن سالار نوین و معاصر هزاره سوم بشری که عمدتا تعاملات جوامع در عرصه های جغرافیایی بر مبنای معیارها و رویکردهای ژئواکونومیک تبیین می گردند، سبب گردیده است تا اولویت اصلی در تعیین ظرفیت توسعه ناحیه ای، منطقه ای، ملی وحتی جهانی نظام های اجتماعی و ممالک بر اساس میزان و نحوه تعاملات ادراکی آن ها از محیط جغرافیایی تعیین گردد . لذا بررسی جایگاه و اثربخشی نظام زیستی عشایر به عنوان بخشی موثر از واقعیات نظام اجتماعی ایران در فرایند ترسیم سطوح توسعه با تاکید بر معادله هزینه – فایده اقدامی ضروری برای تصمیم سازی و خلائی مورد اهتمام برای تصمیم گیران در زمینه سیاست گذاری های کلان کشوری است . این امر چنانچه با تکیه بر پژوهش ها و یافته های آکادمیک مورد تحلیل و بازبینی قرار گیرد، می تواند برطرف کننده بسیاری از موانع عدم تحقق توسعه پایدار و همه جانبه در کشور باشد.
انجام مطالعات شهری با دیدگاه عدالت اجتماعی در سال های اخیر به عنوان یکی از رویکردهای مهم شناخته شده است . در این رویکرد به شاخص های مختلفی پرداخته می شود که میزان دسترسی به خدمات شهری و ارزش افزوده ی زمین از جمله مهم ترین آن ها می باشد. بررسی نواحی مختلف شهری در گنبد قابوس نشان می دهد که این نواحی از نظر میزان دسترسی به امکانات و خدمات شهری تفاوت زیادی دارند و قیمت زمین و در نتیجه ارزش افزوده ی زمین در آن ها به طور معناداری از شاخص های مورد بحث تابعیت می کند. خدمات ارایه شده به صورت ناعادلانه ای تقسیم می گردد و در نتیجه ی آن نواحی 6 و 7 بیش از نواحی 1و 2و 4 از شهر گنبد به امکانات توسعه و ارزش افزوده دست یافته اند.
آموزش در هر سازمانی می تواند به صور گوناگون از جمله آموزش ضمن خدمت ارائه شود. برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت در بیمارستانها به علت خاصیت پویائی علوم پزشکی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این پژوهش به صورت یک مطالعه نیمه تجربی در پاییز 1382 به منظور ارزیابی یک دوره باز آموزی در ارتقا سطح دانش کارکنان مدارک پزشکی بیمارستانهای تامین اجتماعی اصفهان انجام گرفت. سطح دانش کلیه پرسنل مدارک پزشکی بیمارستانهای تحت بررسی (30 نفر ) قبل و بعد از دوره باز آموزی به وسیله پرسشنامه ای اندازه گیری شد...
پدیده مهاجرت های بی رویه روستایی به عنوان یکی از معضل های اساسی در کشور، عمدتا دارای نقش منفی در مبدا و مقصد مهاجرت می باشد. امروزه یکی از دغدغه های اساسی دولت، کنترل مهاجرت بی رویه، حل معضلات شهری و کاهش عوارض سو مهاجرت در نقاط روستایی می باشد. در صورتی که با این مشکل به صورت ریشه ای و بنیادی برخورد نشود، مهاجرت های بی رویه بحران های اقتصادی، اجتماعی وسیاسی غیر قابل کنترلی را برای جامعه در پی خواهد داشت.پس از انقلاب اسلامی وزارت جهاد سازندگی بر اساس راهبرد خدماتی – عمرانی، امکانات وسیعی رابه روستاها گسیل داشته است و اعتبارات هنگفتی را صرف نموده است، اما مهاجرت های روستایی نه تنها کاهش نیافته بلکه تشدید نیز شده است. لذا ضرورت مطالعه تاثیر فعالیت های عمرانی جهاد سازندگی بر تثبیت جمعیت روستایی در مقطع زمانی 75-55 آشکارتر می شود.
«ابهام» اگر در حد مقدمه باقى بماند، صفتى خوب و در برخى موارد، لازم است؛ زیرا تا این حالت نباشد، ضرورت تفکر براى رسیدن به حقیقت، رخ نمىنماید. اما اگر ثابت و پا برجا بماند نه تنها مفید نبوده بلکه مانند خورهاى به جسم و جان بشر افتاده و او را از پا در مىآورد.
حال اگر ابهام، صفت یک تمدن قرار گیرد، طبعا همه شؤون جوامع درگیر با آن را دچار اختلال مىکند. در این نوشتار، نویسنده ضمن تعریف و تبیین واژه ابهام، تمدن غرب را به آن گرفتار مىبیند. البته به بیان درد بسنده نکرده، راههاى درمان را نیز بیان مىکند.
خیز تا از در میخانه گشادى طلبیم به ره دوست نشینیم و مرادى طلبیم
بود آیا که در میکدهها بگشایند گره از کار فرو بسته ما بگشایند(2)
ما در برههاى از بسترِ زمان زندگى مىکنیم که دقیقا در حاشیه پایانى تاریخ و زمان واقع شده، فردا به تاریخ ملحق خواهد شد؛ و این زمانى است که فقط از همین لحاظ، مىتوان «آخرالزمان»ش نامید؛ اما نمىتوان بصراحت، آخرالزمان موعود را بر این برهه تطبیق نمود. با این همه بایسته است که وضع موجود را به بحث و بررسى کشیده و با به چالش گذاردن همه داشتهها و یافتههاى تمدن امروز، آخرالزمان (به معناى اعم و اخص) را بکاویم و «تمدن توسعه یافته کنونى غرب» را تحلیل کرده و رگههاى تفکر و عمل آن را بازیابى و بازخوانى کنیم، تا از این رهگذرِ پر حادثه به رهیافتهایى ناب در رابطه با «آخرالزمان موعود» نایل آییم. به همین جهت، نوشتار حاضر ابتدا به کاوش در ماهیت اساسى تمدن غرب پرداخته و با رهآوردهاى نقّادانه، به بررسى آخرالزمان موعود مىپردازد. «ابهام» که به عنوان یک بستر اساسى و ساز و کار بنیادى براى تحقق تمدن کنونى معرفى مىشود، نظریه نوینى را پیشروى متفکران و اندیشمندان قرار مىدهد. ما تنها به بررسى اجمالى این نظریه و عوامل پیدایش ابهام در بستر تمدن پیشرفته غرب، مىپردازیم.
حقوق کودک، بخشى از موضوعات حقوق بشر است که نیاز به حمایت جدى از سوى جامعه بین المللى دارد . با توجه به ضرورت توجه به مباحثحقوق کودک در سطح جامعه، نوشتار حاضر، به بررسى نکاتى پیرامون حقوق کودک که توسط مجمع عمومى سازمان ملل متحد، با عنوان «کنوانسیون حقوق کودک» ، در سال 1989 میلادى به تصویب رسیده است - که گامى مؤثر در هتحفظ حقوق کودکان محسوب مىشود - ، مىپردازد . علاوه بر آن در این نوشتار، به موقعیتبرخى از کشورها، از جمله جمهورى اسلامى ایران نسبتبه کنوانسیون حقوق کودک اشاره شده است .