اگرچه یوهان لورویک تیک "johann ludwigtieck، ادیب بزرگ قرن 19 آلمان براى ما نام آشنایى نیست، ولى در سرزمین آباء و اجدادى خود شخصیت سرشناسى است. او همانند برادران شلگل، نووالیس و آیشن دورف، در زمرهء نویسندگان و ادباى برجستهء رمانتیک به شمار مى رود، حتى در برخى از انواع ادبى، به ویژه در حیطهء افسانهء ساختگى (یا تصنعى)1 بى رقیب است. رمان ناتمام سفرهاى فرانتس ا شترن بالد در واقع محملى براى معرفی ایده ها و نظراتى است که تیک در زمینهء هنر بیان داشته است. وى در کتاب خود از زبان شخصیت هایى تخیلى یا واقعى که در شرایط مطلوب و مورد نظر نویسنده ظاهر مى شوند، به معرفى این نظرات پرداخته و از طبیعت و هنر به عنوان زبان هایى یاد مى کند که یکى خاص خداوند و دیگرى خاص انسان هاى برگزیدهء اوست. این سرمنشاء مشترک هنر و طبیعت و بازگشت آن ها به خداوند، علت دین محورى هنر مورد نظر تیک است.
در ادبیات نوین، که همزمان با آغاز دورهء واقع گرایى است، ناهنجارى و بلاهت به عنوان نمونه هایى از وضع بشر نشان داده مى شود. ادبیات واقع گرا یا رنالیسم، ادبیات نوین عصر حاضر است، که سعى در نمایاندن واقعیت دارد. واقع گرایى تنها یک سبک میان سبکهاى ادبى دیگر نیست، بلکه زیربنایى است براى سایر سبک هاى ادبى که به گرایش هاى گوناگون قابل تفکیک اند، براى نمونه: واقع گرایى به سبک کافکا، با مجازى کردن واقعیت، ایجاد ترس و دلهره و سعى در بیان و القاى مفهوم پوچى. یا واقع گرایى به سیاق توماس مان، که در عین توجه به مردم و حفظ جایگاه بورژوازى و شخصى نویسنده، به اوضاع نابسامان بشرى با دیدى انتقادى مى نگرد. یا سبک گوتفرید بن یعنى به هیچ گرفتن مردم و یا سبک برتولدبرشت، که در همنوایى با جبههء سوسیالیسم و پیوستن به آن خود را مى نمایاند
استاد دانشکده ادبیات‘ هنر و علوم انسانی دانشگاه نیس سوفیا آنتیپلیس آنچه مسلم است هر رشته ای از علم یا ادبیات و هنر نیاز به روش ها و ابزار تحقیقاتی خاص خود دارد و به مدد این ابزار است که می توان به موقعیت رشته ای خاص و حتی میان رشته ها‘ با توجه به ملاک اعتباری هر یک ازآنها از دیدگاه معرفت شناختی پرداخت؛ اما این ملاک زمانی پاسخگوست که منطبق با ماهیت«علمی - انسانی» باشد. از این رو آنچه در این مقاله مد نظر ماست ارائه بازتابی غیر انتقادی از تحولاتت اخیر به رویکرد تطبیقی پژوهش ادبی در زمینه ادبیات فرانسوی زبان می باشد؛ آن هم با تاکید بر این نکته که شکوفایی این پژوهش تطبیقی مدیون تنوع آثار تالیفی به زبان فرانسه و همچنین تحول در کیفیت این آثار است که پیشرفت در زمینه های پژوهشی این رشته را فراهم آورده است.
این مقاله به بررسی نظرات ادوارد سعید درباره جوزف کنراد می پردازد می کوشد دلایل مرکزیت این رمان نویس را در آراء سعید روشن کند. به نظر نگارنده‘ بررسی سیرتطور نگاه ناقدانه سعید به آثار و اندیشه کنراد می تواند نمایه ای به نسبه دقیق از سیر اندیشه خود سعید باشد. گذشته از وجوه اشتراک زندگی شخصی این دو متفکر‘ مضامینی چون تبعید‘ هویت و استعمار نیز درآثار آنان محوریت دارند. سعید در نخستین آثارش نگاهی ادبی و زیبایی شناختی به آثار کنراد دارد. اما به تدریج وجه سیاسی نقد او بارزتر و زمینه تاریخی – سیاسی پررنگ تر می شود. «دنیوی بودن» ناگزیر متون ‘ به مساله کلیدی تحلیل های او بدل می شود و آثار کنراد مثل اعلای این خصلت متون انگاشته می شوند. از دید سعید‘ کنراد بهتر از هر نویسنده اروپایی دیگر در هم تنیدگی جهان‘ متن و نویسنده و پیوند ماهوی میان استعمار و فرهنگ (نمود یافته در گونه فرهنگی بسیار مهم رمان) را ممثل می کند.
زمین سوخته: زمانی که نویسنده ای واقع گرا و انسان دوست نظیر احمد محمود به مسئله تجاوز عراق به خطه خوزستان به ویژه شهر اهواز، که بستر اکثر حوادث آثار اوست، می پردازد، نمی توان حاصلی جز رمانی برجسته همانند زمین سوخته (1361) انتظار داشت که به زبانی ساده و شیوا و بیانی موشکافانه و بصری به تجسم واقعیات جنگ در سه ماهه اول آن می پردازد. در این اثر نه چندان حجیم اما سرشار از حوادث و شخصیت های گوناگون، نگاه نویسنده (جز در یک مورد) به درون جبهه ها و جنگ های تن به تن معطوف نیست- هر چند شرح گام به گام پیشروی و عقب نشینی دشمن و عملیات تدافعی رزمندگان اسلام با ذکر مکان ها و عده شهدا و اسرا و نیز تخریبات ستون پنجم نمایی کلی از جنگ به خواننده عرضه می دارد- بلکه این تبعات جنگ در ابعاد فردی و اجتماعی است که دغدغه های نویسنده و مضمون رمان را شکل می دهد...
اساسنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی درسال 1368 به تصویب رسید و نخستین جلسه شورای فرهنگستان، با حضور اعضای پیوسته منتخب، در شهریور ماه 1369 برگزار گردید. بنابراین، اکنون فرهنگستان زبان و ادب فارسی چند ماهی است که وارد شانزدهمین سال فعالیت خود شده است. در طول این سال ها، فرهنگستان، در رهروی منزل عشق به زبان و ادب فارسی، فراز و فرودهای گوناگونی را پشت سر گذاشته و راهی دراز پیموده است. انصاف پیشگان گواهی خواهند داد که فرهنگستان دراین طی طریق گام های بجا و درستی فراپیش نهاده است. اکنون، همانند هر مسافر کثیرالسفری که گه گاه در گوشه و کنار رحل اقامت می افکند و در ایام گذشته تامل می کند، رواست که قره العین ما هم در آستانه شانزده سالگی خود درنگی کند و به دستاوردهایش یک به یک بنگرد و با توجه به تجربه های گران سنگ گذشته خویش برای آینده طرحی در اندازند. این طرح ممکن است همانند طرح گذشته یا تلفیقی از دو بخش نو و کهن و یا به تمامی طرحی نو باشد ...
در مجموعه اهداف و وظایف سازمانی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، اهداف و وظایف کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد فرهنگستان به شرح ذیل آمده است: - جمع آوری، حفظ و نگهداری و احیای کتب و مدارک و اسناد تحقیقی و پژوهشی علمی با بهره گیری از جدیدترین روش های علمی و ارائه خدمات لازم به متقاضیان؛ - فراهم آوردن امکانات لازم برای مطالعه و پژوهش های علمی محققان و دانش پژوهان؛ - تهیه و تنظیم آیین نامه های مربوط به مقررات استفاده از کتابخانه ها و مرکز اسناد؛ - فهرست نویسی و آماده سازی و طبقه بندی کتب برای کتابخانه مرکزی؛ - فعالیت و کوشش در جهت افزایش اطلاعات و تجربیات فنی کتابداری از طریق تشکیل دوره های کتابداری و برنامه ریزی و پذیرش کارآموزان رشته کتابداری از دانشگاه های شهر تهران؛ - برنامه ریزی به منظور تامین کتب و مواد مورد نیاز کتابخانه و مرکز اسناد؛ - جمع آوری و نگهداری اسناد و مدارک زبان و ادب فارسی. بر اساس این اهداف، کتابخانه فرهنگستان به گردآوری، سازماندهی و ارائه خدمات اطلاع رسانی از منابع موجود همت گماشته است. معرفی فعالیت های این مرکز با این هدف ارائه می شود که آن دسته از پژوهشگران زبان و ادب فارسی که با خدمات ارائه شده در این مرکز اطلاع رسانی و منابعی که در این کتابخانه گردآوری و سازماندهی شده است آشنایی ندارند از وجود این امکانات با خبر شوند و در صورت نیاز از خدمات آن بهره جویند.
ترجمه افعال انعکاسی دو طرفه‘ از زبان اسپانیایی به فارسی و بالعکس به دلیل پیچیدگی معانی‘ از موارد مشکل ساز به شمار می روند. هدف از این بررسی مطالعه اجمالی ساختارهای افعال انعکاسی دو طرفه در زبان های فارسی و اسپانیایی‘ با در نظر گرفتن تشابهات و تمایزات زبانی بین آنها است. در مقاله فوق‘ چگونگی ایجاد ارتباط بین افعال دو جانبه ذاتی و ساختاری و همچنین شیوه استفاده از واژه های اضافی در زمینه افعالی که فاقد ویژگی دو جانبی اند‘ برای رساندن منظور از زبانی به زبان دیگر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. این دو گونه فعل را به ترتیب افعال دوجانبی و افعال شبه دو جانبی می نامیم. در ادامه‘ برای یافتن راه حل مناسب‘ به منظور معادل یابی در زبان مقصد‘ تقسیم بندی درهر یک از این شاخه ها انجام شده و هر یک از آنها به چند زیر شاخه تقسیم شده اند.
موضوع تحقیق حاضر، به لحاظ بسط و دامنه آن، به تفحصی همه جانبه در جنبه های گوناگون خط و زبان فارسی، خطوط و زبان های شبه قاره، تعاملات فرهنگی ایران و شبه قاره نیاز دارد. با توجه به این جهات، نتایج تحقیق در پنج بخش به شرح زیر عرضه می شود. .1 زبان و خط فارسی .2 زبان ها و خطوط رایج در شبه قاره هند .3 چگونگی ورود زبان و خط فارسی به شبه قاره هند .4 تاثیرهای متقابل .5 تعاملات فرهنگی ...
در زبان های مختلف تکواژ ریشه هسته مرکزی واژه را تشکیل می دهد. تکواژ ریشه مانند سایر تکواژها ‘ می تواند دارای معانی دستوری یا واژه ساز ی باشد. در زبان روسی اهمیت تکواژ ریشه از لحاظ معنی دستوری به مراتب از زبان فارسی غنی تر است. در زبان فارسی‘ اهمیت تکواژ ریشه از لحاظ واژه سازی بیشتر از زبان روسی است. تکواژ از لحاظ کاربرد به دو گروه وابسته و غیر وابسته(آزاد) تقسیم می گردد. تعداد تکواژ ریشه وابسته در زبان فارسی محدود می باشد. تکواژ ریشه افعال نیز به دو گروه کاذب و حقیقی تقسیم می شود. ریشه کاذب و حقیقی دو پدیده جدید در زبان فارسی محسوب می شوند.
داستان «بازگشت»: داستان بلند «بازگشت» آخرین اثر از مجموعه داستانی دیدار است که می توان آن را رمانی کوتاه نیز به شمار آورد: از این روست که ترجمه آلمانی آن با نام (Die - Rückkehr) مستقلا در سال 1997- منتشر شد. در این داستان، احمد محمود بار دیگر به قهرمان آرمانی خویش می پردازد. در رمان همسایه ها، شاهد شکل گیری شخصیت این قهرمان به عنوان مبارزی سیاسی و با نام «خالد» بودیم و، در داستان کوتاه «از دلتنگی» (مجموعه زایری زیر باران) و نیز در رمان داستان یک شهر، با دوران تلخ تبعیدش در بندرلنگه در دهه 1330، آشنا شدیم. اینک، در داستان «بازگشت»، این مبارز سی و یک ساله که این بار «گرشاسب» یا «شاسب» نام می گیرد، پس از سپری کردن تبعیدی پنج ساله، برای آغاز زندگی جدید، عازم زادگاهش، اهواز، می شود. اما، به رغم عزم راسخ او برای شروع زندگی آرام و به دور از هیاهو و پرداختن به کار و حمایت از خانواده و با وجود نوید بهبود وضع اقتصادی و معیشتی مردم و رونق بازار کار که از این سو و آن سو به گوش شاسب می رسد، ذهن او همچنان درگیر نوعی آشفتگی است ...
در این نوشتار سخن از نسبت جامعهی دینی با امنیت روانی، اقتصادی و اجتماعی رفته است و به منظور ارزیابی این نسبت جستار از دو پرسش آغاز میگردد و پس از پاسخ یابی به آنها نسبت جامعهی دینی با مقولهی امنیت به کاوش گرفته شده است. از آنجایی که امنیت، و به ویژه امنیت اجتماعی، همچون تابع متغیر، هم از حیث شاخصهها و مؤلفهها و از نظر کارکرد، عمل میکند. طبعا شاخصهها و مؤلفههای ساختاری و کارکردی آن در ادوار گوناگون رشد اجتماعی بشر و جوامع انسانی و به تعبیر دیگر ادوار تمدنی، متفاوت میباشد؛ چنانچه در گذشته نیز چنین بوده است. از این روی، رویکرد جامعهی دینی به امنیت، با توجه به هویت متغیر و سیال آن معنا پیدا میکند و در این نوشتار از همین زاویه بدان نگریسته شده است. در این راستا برای امنیت اجتماعی دو ساحت بیرونی و درونی ترسیم میگردد، که در ساحت درونی، معنویت و امنیت روحی - روانی همچون پایهی بنیادین امنیت اجتماعی شناخته شده است و در ساحت بیرونی مؤلفه و شاخصههای چندی را برای تأمین و تحقق امنیت اجتماعی و مکانیزم عمل آنها برشمرده و مورد ارزیابی قرار گرفته است؛ که از شمار آنهاست:
1 ) دستگاه قضایی مستقل؛
2 ) امید به آینده؛
3 ) قانون مندی رفتار؛
4 ) برابری و توازن در برخورداریها.
در هر یک از این دو ساحت و زیرمجموعههای آنها، ایستار دین و جامعهی دینی نسبت بدانها بازگو گردیده است و در پایان به این نتیجه میرسد که جامعهی دینی در فقدان امنیت اجتماعی نمیتواند الگو باشد. به همین خاطر امنیت اجتماعی - روانی از شمار کلیدیترین اهداف و برایند جامعهی دینی دانسته شده است.
آنچه در این مقاله مورد مطالعه قرار گرفته است پیجویی این مسأله است که آیا تجربهی دینی حالت شناختی، مواجههی ارزیابی با یک وجود متعالی و مسلط بر هوش بشری دارد یا آنکه صرفاً ذهنی است و کاملاً ترکیب یافته از آرمان و احساس است که نمیتواند آن سوتر خود را بنگرد.
فرضیهای که در پاسخ به مسألهی مزبور مد نظر نویسنده است عبارت است از اینکه تجربهی دینی ناشی از وجود واقعیتی خارجی است که در مواجههی با آن، تجربهی دینی حاصل میشود.
نویسنده در راستای مسأله و فرضیهی مذکور ابتدا به پیشینهی بحث
تجربهی دینی اشاره مینماید و سپس هدف غرب از مطرح ساختن تجربهی دینی را به بحث میگذارد؛ پس از آن ماهیت و ابعاد تجربهی دینی را بررسی میکند و در آخر به ویژگیها و کاربردها و ثمرات تجربهی دینی میپردازد.
از قرن هجدهم و با رونق مکتب اصالت تجربه، خصوصاً از زمانی که کانت مسأله تجربهی اخلاقی درونی را مطرح کرد، بسیاری از متفکران تغییر رویکرد از بیرون به درون را پذیرفته، مباحث خود را متوجه «تجربهی دینی» نمودند. این تغییر که حرکتی از عین به ذهن، یا از جستجو در جهان بیرون جهت یافتن شواهدی برای اثبات وجود خدا به سمت معطوف شدن توجه به حیطهی فردی و وجودی بود، قطعاً لحظهای مهم در تغییر تفکر فلسفی و کلامی دورهی معاصر به شمار
میرود. در این دیدگاه نوین، ما انسانها، ستارگان یا الکترونهایی نیستیم که بخواهیم نقش این ستارهها یا الکترونها را در نظام الوهی بکاویم، بلکه ما شخص هستیم و به طور مستقیم از رویارویی شخص خود با یک شخصی (خدا) در تجربیات دینیمان آگاه میشویم. در این دوره است که نقش انسان، که تا آن زمان مسکوت و کمرنگ مانده بوده است، نمود پیدا میکند. تأملات کلامی قرن نوزدهم به نحو قابل توجهی «خود - آگاهتر» شده و به تأمل نمودن بر تجربهی درونی و فردی انسان در میان دیگر اصول فکری الهیات گرایش پیدا کردهاند. هر چند این جریان توسط فیلسوفان مدرن، که از اعتبار تجربهی دینی در اثبات وجود خداوند سؤال کردند، تا حدی تضعیف شد، اما همچنان به عنوان یکی از مهمترین رویکردهای فکری ـ فلسفی قرن معاصر، در مباحث دینی، مطرح است.
از این رو، در این نوشتار، به کنکاش دربارهی تجربهی دینی و اعتبار آن، خصوصاً در توجیه باورهای دینی، پرداخته شده و مباحثی چند در این خصوص مورد نقد و بررسی قرار گرفتهاند.
قانون عملیات بانکی بدون ربا، در ایران، گرچه اشکال خاص فقهی ندارد و منطبق با فقه مشهور شیعه است، لکن عملکرد بیش از بیست سال آن بیان گر اشکالات کارشناسی به شرح زیر است:
1 ) ابهام در تعریف و جایگاه بانک: گرچه قانون بانک را تعریف نمیکند و جایگاه آن را در میان مؤسسههای مشابه تعیین نمیکند، لکن وظایف و شرح عملیات مربوط به بانک نشان میدهد که قانون گذار بانک را مؤسسهای جامع که در برگیرندهی انواع مؤسسههای غیرانتفاعی،
انتفاعی مبادلهای، انتفاعی مشارکتی و بنگاه اقتصادی مستقیم است میپندارد.
2 ) ناهماهنگی سپردههای بانکی با اهداف و روحیات سپردهگذاران: در قانون عملیات بانکی بدون ربا در ایران سه نوع سپرده به نامهای سپردههای قرض الحسنه جاری، پس انداز و سرمایهگذاری تعریف شده است. عملکرد بیست سال گذشته نشان میدهد، هیچ یک از این سپردهها انطباق کامل با اهداف و انگیزههای سپردهگذاران ندارد.
3 ) ناهماهنگی شیوههای اعطای تسهیلات با ماهیت بانک و اهداف متقاضیان تسهیلات: براساس قانون، بانکها به چهار شیوه منابع خود و سپردهگذاران را تخصیص میدهند. قرضالحسنه، قراردادهای مبادلهای، قراردادهای مشارکتی و سرمایه گذاری مستقیم. تجربهی بیست سال گذشته نشان میدهد تنها قراردادهای مبادلهای میتوانند هماهنگ با ماهیت بانک و اهداف متقاضیان تسهیلات باشند.
در این مقاله، با ارائهی تعریفی روشن از بانک اسلامی (بدون ربا) و ترسیم جایگاه آن در میان مؤسسههای پولی و مالی با توجه به اهداف و انگیزههای سپردهگذاران و متقاضیان تسهیلات بانکی، در بخش تجهیز و تخصیص منابع تجدید نظر شده، قراردادهای هماهنگی پیشنهاد میشود.