فصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران طی 24 اصل بر حقوق ملت تأکید ورزیده است. در تقسیم بندی این حقوق، شیوه های مختلفی به کار می رود که با توجه به ترتیب اصول و زیربنای عقیدتی و فکری هر اصل می توان آنها را در سه محور مساوات، امنیت و آزادی مورد مطالعه و تحقیق قرار داد.
نگارندگان در این مقاله، ابتدا، مفهوم این سه محور را ارائه نموده و سپس آنها را از نظر فقهی و حقوقی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار داده اند.
این مقاله ضمن بیان معنا و مفهوم عفّت و امنیت و نیز تبیین تأثیر پاکدامنی بر امنیت روانی فرد از دیدگاه روانشناسان غربی، به تشریح ارتباطِ اغتشاشِ حریمهای جنسیتی و اختلال امنیت روانی فرد و جامعه و همچنین پیامدهای این مسئله میپردازد.
از جمله پیامدهای منفی بیعفتی در جوامع، احساس بیهویتی، گرایش به نهلیسم و پوزیتویسم، اضطراب درونی، بلوغ زودرس نوجوانان، خشونتهای جنسی، بالا رفتن میزان طلاق، غفلت از یاد خدا و نزول بلاهای آسمانی است. در مقابل، افزایش اطمینان مرد به زن، جلوگیری از انحرافِ مرد و افزایش محبت در کانون خانواده از پیامدهای مثبتِ پاکدامنیِ زن به شمار میروند.
مازندران از معدود سرزمین هایی است که هم در جهان اساطیری شان و نشان ویژه ای دارد و هم در جهان واقعیت از نام و اعتبار برخوردار است. محققان برای این سرزمین در دنیای پر رمز و راز اسطوره ای، ساحت و سیمای مبهم و متناقضی ترسیم کرده اند؛ چنانکه گروهی از محققان نامدار ایرانی و انیرانی، مازندران اساطیری را از تبرستان یا مازندران کنونی جدا دانسته و گستره مازندران اساطیری را در هند، یمن و مصر جست و جو کرده اند و برخی از پژوهشگران نیز مازندران اساطیری را با تبرستان و مازندران معاصر یکی دانسته اند. نویسنده این مقاله در نظر دارد با اتکا بر منابع کهن و پژوهش های جدید، به بازخوانی تاریخ مازندران پرداخته و دیدگاه های محققان را ترازوی نقد مورد سنجش قرار دهد.
ازدواج دائم مردان و زنان مسلمان با مردان و زنان اهل کتاب، از جهت مبانی و ادلّة فقهی همواره مورد بحث و اختلاف نظر بوده است. برخی از فقها در این مورد بسیار سختگیر و برخی دیگر اهل تسامح بوده¬اند. ایشان گرچه در مقام رأی و نظر منع آن را مطرح نموده¬اند، امّا در عمل بر آن صحّه گذارده، به ثبت آن پرداخته و آثار آن را نیز مترتب نموده¬اند. از ملاحظه و مداقه در مستندات آرا می¬توان گفت بر منع ازدواج دائم مردان مسلمان با زنان اهل کتاب دلیل محکمی در دست نیست.
مشهور فقهای فریقین "رؤیت هلال" را تنها راه ثبوت "حلول ماه قمری" دانسته و تمام احکام بر حلول ماه را به رؤیت مشروط مترتب کرده¬اند. فقط در صورتی که رؤیت هلال به دلیل مانع خارجی امکان¬پذیر نباشد می¬توان به راههای دیگری مانند گذشت سی روز از اول شعبان متوسل شد. این مقاله این نظریه مشهور را مورد بررسی قرار داده و نتیجه گرفته است که موضوع احکام مترتب بر حلول ماه، علم به "تشکیل هلال ماه" و رؤیت هلال یکی از راههای حصول علم به تحقق هلال است. مطابق این نظریه, حلول ماه نو برای همه مناطق کره زمین که در یک نیم¬کره قرار دارند در یک زمان حاصل می¬شود
در منابع فقهی و حقوق ایران، اصل بر این است که مال موقوفه قابل خرید و فروش نمیباشد. به عبارت دیگر، انجام هر گونه عمل حقوقی که سبب انتقال عین موقوفه به دیگران شود جایز نیست. لیکن، گاهی اوقات شرایط و اوضاع و احوالی به وجود میآید که برای حفظ نهاد وقف و مصالح موقوف علیه/ علیهم فروش مال موقوفه لازم میشود. از این رو، در منابع معتبر فقهی و قانون مدنی ایران، در موارد استثنایی، بیع مال موقوفه مجاز اعلام شده است، از جمله زمانی که مال موقوفه خراب شود یا بین موقوف علیهم اختلافی شدید پدید آید. در این مقاله، موارد جواز بیع مال موقوفه در منابع فقهی و قانون مدنی ایران بررسی و با یکدیگر تطبیق داده میشود.
مقاله "عقل و عشق در بیان افلاطون حکیم و ملای رومی"، در حقیقت جستاری بر دیدگاههای این دو اندیشمند بزرگ غرب و شرق است.مولوی، به "عشق" ه دیدة احترام نگریسته و آن را تنها راه فرار و گریز از عوالم مادی و حصول به عشق حقیقی الهی می¬داند. همچنین تعقل و اندیشه را مانند سایر نعمت¬های الهی به شرطی که در جهت کمال و سعادت معنوی انسان باشد، نیکو شمرده و کمال آدمی که شناخت خدا و صفات اوست را به وسیلة همین "عقل" میسر می¬داند. افلاطون نیز تنها در صورتی می¬تواند به کمال دانش و معرفت نایل آید که راه کشف و شهود و تصفیة باطن را پی گیرد. در نظر افلاطون، کمال و هدف نهایی آدمی همانا وصول به حق و مشاهدة او است و حقیقت دانش در همین اصل نهفته است و مادامی که انسان به این مقام نرسد، کمال دانش و معرفت را نیافته است.
اصطلاح ماده و هیولی تا حدّی در مباحث فلسفی رایج است که به یک پیش¬فرض مسلّم تبدیل شده و کمتر به ادلّه اثبات آن توجه میشود, اما نگاه منتقدانه به آرای گذشتگان، چند اشکال جدّی را در ادلّه اثبات هیولی آشکار میکند. به گونه¬ای که, قائلان به هیولی، در مجموع سه برهانی که برای اثبات آن ذکر میکنند (برهان فصل و وصل، تخلخل و تکاثف و برهان قوّه و فعل) به یک اشکال جدّی روش¬شناختی دچار هستند که عبارت است از این که با اعتماد به حواس ظاهری به مشاهده عالم طبیعت پرداخته، پا را از حریم متافیزیک بیرون نهاده و به سادگی، مصادیق مادّی و تجربی را پایه قواعد فلسفی قرار دادهاند و با یک تعریف خاص از حقیقت "جسم"، به تقریر ادلّهای پرداختهاند که خالی از اشکال نیست. از این رو, با طرح اشکالات مشترک هر سه برهان و نقدهایی که بر هر یک از آنها وارد است باید ادله اثبات هیولی را ناتمام دانست و درباره هیولی و همه مباحث پیرامون آن مثل حرکت جوهری, بازنگری کرد.
پارادوکس های منطقی یک عبارت یا یک جمله خود ارجاع معیوب اند که هم فرض صدق آن مستلزم تناقض است و هم فرض کذب آن. لذا از آنجا که پارادکس های منطقی درستی مهم ترین تئوری های منطقی و فلسفی مانند تعریف خبر به صدق و کذب پذیری، نظریه مطابقت در صدق، قاعده امتناع تناقض و نظام منطق دوارزشی ارسطویی را زیر سوال می برد، پیداکردن راه حل مناسب برای آن همواره یکی از مهم ترین دغه دغه های منطق دانان مسلمان بویژه در قرن هفتم و برخی از منطق دانان غربی بوده است. بطوریکه قریب به ده راه حل از جانب آنان برای این شبهات ارایه شده است که ما همه را نقل، تبیین و مورد نقد و بررسی قرار داده ایم.به طور کلی در میان راه حلهای ارایه شده، خواجه نصیرالدین طوسی و به تبع او تفتازانی و صدرالدین دشتکی توانسته اند با قایل شدن به مراتب خبر و تمایز خبر و مخبرعنه و یا صدق درجه اول و درجه دوم و همچنین آلفرد تارسکی از منطق دانان غربی با ارایه نظریه مراتبی زبان توانسته اند برون شد مناسبی از این شبهات ارایه نمایند.اما با توجه به امکان ارایه تقریرهای تقویت شده از پارادوکس ها به نظر می رسد که هیچکدام از راه حل های مطرح شده قابل قبول نباشد. لذا نگارنده معتقد است که قبول نظام منطق چندارزشی و پذیرفتن جملات خبری نه صادق و نه کاذب که نزد برخی متکلمان متقدم مطرح بوده و با هستی شناسی تشکیکی ملاصدرا نیز سازگارتر است، می تواند راه حل قابل قبولی برای این شبهات باشد.
مقاله حاضر به بررسی ارتباط بین اعتقادات معلمان و عملکردهای کلاسی آنان در خصوص تصحیح خطاهای زبانی فراگیران در کلاس های زبان انگلیسی می پردازد. این تحقیق سعی دارد با استفاده از مشاهدات کلاسی، چگونگی مقابله معلمان با خطاهای کلاسی زبان آموزان را مورد بررسی قرار دهد. علاوه بر این محقق با استفاده از پرسشنامه به بررسی اعتقادات معلمان درباره انواع مختلف تصحیح خطاهای کلاسی زبان آموزان می پردازد. مقایسه اطلاعات به دست آمده از طریق مشاهده و پرسشنامه نشانگر آن است که در برخی موارد بین اعتقادات معلمان و عملکردهای کلاسی آنان مطابقت وجود ندارد. یافته ها نشان می دهد هر گونه تصمیم گیری در خصوص تاثیرگذاری و تناسب انواع بازخورد - به خصوص در مواردی که تاکید بر روی روانی کلام است - مستلزم هزینه می باشد. به عبارت دیگر، انواع تاثیرگذار بازخورد ممکن است باعث ایجاد اختلال در برقراری ارتباط شود و به کند شدن فرآیند مکالمه بیانجامد. به همین ترتیب، مناسب ترین انواع بازخورد ممکن است از تاثیرگذاری چندانی در سوق دادن زبان آموزان به تولید شکل صحیح ساختارهای مورد نظر برخوردار نباشد. نتایج حاصله حاکی از آن است که بررسی عملکردهای کلاسی معلمان در ارتباط با اعتقادات و باورهای آنان می تواند منجر به شناخت دقیق تر ما از ملاحظات عملی، موقعیت ها و محدودیت هایی شود که باعث عدم تطابق بین اعتقادات عملکردهای کلاسی معلمان می گردد.
امروزه تقریبا تمام یافته های علم زبان شناسی در حوزه های مختلفش را مرهون تلاش های دانشمندان عمدتا غربی در طول یکی دو قرن اخیر می دانند و به جز در موارد معدود، سرچشمه ای جز این برای این یافته ها متصور نمی شود. چنین اعتقادی به ویژه در باب شاخه هایی از زبان شناسی، چون تحلیل کلام که در دهه های اخیر در اوج شکوفایی خود قرار گرفته اند، به طور پررنگ تری مطرح است. مقاله حاضر سعی دارد با ارایه نمونه هایی بارز از مطالعات دانشمندان اسلامی در بحث الفاظ علم اصول فقه که سابقه ای حداقل بیش از ده قرن دارد، دیدگاه غالب یاد شده را مورد چالش قرار دهد. این مطالعه نشان می دهد که برخی نظرات اصولیون با سابقه ای دیرین با یافته های جدید زبان شناسی به ویژه در حوزه های معنی شناسی و تحلیل کلام مطابقت می کند؛ تا جایی در مواردی این یافته های نو، چیزی بر آن نظرات نیفزوده اند. با این حال به نظر می رسد اساسی ترین برتری مطالعات زبان شناسی در این حوزه ها، در مقایسه با مطالعات اسلامی، دقت علمی، طبقه بندی های کارآمد و به کارگیری اصطلاحات و نامگذاری های علمی است.
هدف این تحقیق بررسی ماهیت و فرایند به کارگیری استراتژی های فراشناختی در ارتباط با موقعیت های آموزش زبان انگلیسی شامل نظامهای دموکراتیک- نیمه دموکراتیک و اقتدار ملی در نظام آموزش عالی ایران بوده است، بدین معنا که آیا به کارگیری استراتژی های مذکور از منظر فراوانی و نوع تحت تاثیر موقعیت یادگیری قرار می گیرند یا نه. ضمنا تلاش گردید تا موضوع از زاویه بررسی کمی و کیفی بعنوان دو رویکرد متداول انجام تحقیقات علمی نیز مورد مطالعه قرار گیرد. براین اساس دو فرضیه مطرح و به شیوه تجربی مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج حاصله را در دو مقوله موقعیت- محور به کارگیری استراتژی های مذکور و روش- محور تحلیل داده ها می توان تقسیم بندی کرد و نتایج حاصله موید تاثیر نسبی موقعیت های یادگیری و ماهیت مکمل و مانعه الجمع نبودن دو روش تحقیق بوده و معلوم گشت که نظام آموزشی استوار بر اصول اعتدالی زمینه رشد بیشتری را فراهم می آورد و اکتفا صرف به روش تحقیق کمی نمی تواند همیشه نتایج قانع کننده ای را ارایه دهد.این تحقیق دارای کاربردهای نظری و عملی نیز می باشد به طوری که از حیث نظری معلوم گشته که (1) استراتژی های فوق یک سازه یک بعدی است، (2) استراتژی های فراشناختی مرتبط با استراتژی های شناختی است، (3) استراتژی های فراشناختی پارامترهای متفاوتی را در موقعیت های مختلف نشان می دهند و (4) استراتژی های فراشناختی ماهیتی پیچیده دارند که نیازمند بررسی بیشتر می باشد. از نظر کاربرد آموزشی نیز واقعیت تعدد در نظام آموزش زبان انگلیسی در ایران تایید شد که این وضعیت بر کل فرایند یادگیری زبان های خارجی اثر می گذارد. براین اساس افق های جدیدی در سطح کلان آموزشی شامل سیاستگذاری و برنامه ریزی آموزشی زبان های خارجی در سطح ملی و همچنین در مقیاس خرد یعنی مدیریت کلاسی و اجرای برنامه ها و سیاست های آموزشی گشوده می شود.