درجات المعاملات اثر ابوعبدالرحمان سلمی یکی از اولین فرهنگهای تخصصی است که متاسفانه تا کنون نزد پژوهشگران ناشناخته مانده است. سلمی کوشیده است شرح 44 اصطلاح عرفانی را به زبان عربی بیان کند و برای شرح آنها از بیش از 400 اصطلاح عرفانی بهره گرفته است. این پژوهش، ضمن بررسی درجات المعاملات با معیارهای ارزیابی فرهنگها از نظر یاکوف مالکیل و بررسی تاثیر دیدگاه سلمی در گزینش و معنی واژگان گستره واژگانی و شیوه های عرضه اطلاعات، ارزش و جایگاه آن را در روند فرهنگ نویسی تخصصی عرفانی نیز جستجو کرده است. نوآوری و جسارت ...
این مقاله، به تشریح مفهوم فرهنگ استراتژیک و برداشت سه نسل از متفکران در قالب سه گفتمان، در خصوص این مفهوم، میپردازد. فرهنگ استراتژیک، اولین بار به عنوان متغیر مستقل در تبیین رفتارهای استراتژیک مطرح گشت. طرح این مفهوم، به معنای پذیرش عواملی غیر از عوامل ساختاری ـ مادی در تحلیل رفتارهای استراتژیک بوده است. در این خصوص، سه گفتمان در سه دهه پدید آمد که هر سه نیز تمرکز خود را بر رابطه میان فرهنگ استراتژیک و رفتار استراتژیک قرار دادند. هرچند نتیجه گیری های آنان از نوع رابطه، متفاوت بوده است.گفتمان اول، تحلیل رفتار بدون فرهنگ استراتژیک را ناممکن میداند؛ گفتمان دوم فرهنگ استراتژیک را نوعی ابزار و امکان به منظور پیشبرد استراتژی معرفی کرده و گفتمان سوم نیز رابطه میان فرهنگ و رفتار استراتژیک را بیشتر در چارچوب نقش فرهنگ استراتژیک در عناصر و زمینه های رفتار استراتژیک مورد بررسی قرار داده است.
در محافل سیاسی و عمومی و حتی در اغلب موارد در محافل علمی، مفاهیم دکترین، سیاست و استراتژی را گاه چنان متداخل و با معانی مشابه به کار میگیرند که تشخیص مرزهای نظری و مفهومی آنها مشکل میشود. در این مقاله، ضمن بررسی ارتباط مفاهیم دکترین، سیاست و استراتژی با مفهوم امنیت، به بررسی زمینههای تداخل و ابهام میان این مفاهیم پرداخته میشود و تلاش برای تعیین مرزهای نظری و مفهومی میان آنها در دستور کار قرار میگیرد. بدین منظور، ابتدا به تلاشهای صورتگرفته برای ابهامزدایی از مفهوم امنیت به عنوان بستر نظری بحث اشاره میشود، سپس مرزهای نظری میان دکترین، سیاست و استراتژی بر اساس دیدگاههای مختلف بررسی شده و در پایان نیز مرزهای مفهومی آنها مورد بازبینی قرار می گیرد.
"این مقاله ضمن آنکه یک متن روششناختی در حوزه تحلیل ایدئولوژی در مطبوعات است، به چگونگی بازنمایی ایدئولوژی در متون ارتباطی می پردازد تا ارتباط عناصر ساختاری ایدئولوژیک مطبوعاتی را به حوزه شناخت درآورد. پرسش اول اینکه متون ارتباطی چگونه از ساختار ایدئولوژیک موجود در جامعه تاثیر می پذیرند؟ و پرسش دوم اینکه آیا ارتباطی بین زبان در متون ارتباطی با ساختار ایدئولوژیک و بافت جامعه وجود دارد؟ چنین به نظر می رسد که در جامعه معاصر ایران برای مثال، تحلیل در اینجا، ساختار مطبوعات تحت تاثیر بافت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه قرار دارد؛ به نحوی که تعامل میان بافت و متون ارتباطی سبب استمرار نظام مطبوعاتی ایدئولوژیمدار شده است. ادعای نظری ما این است که مطبوعات هر جامعه تحت تاثیر نظام های ایدئولوژیک آن جامعه قرار گرفته و هویت پیدا میکنند. به همین دلیل در این مقاله ابتدا مدلی نظری برای مطالعه ساختار ایدئولوژی ارائه میشود؛ سپس نقش عناصر این ساختار در تداوم و استمرار روابط ایدئولوژیک در مطبوعات به طور نظری بحث میگردد. با توجه بهاینکه تا کنون روشی برای تحلیل ایدئولوژی در مطالعات ارتباطی به صورت عملی ارائه نشده، در این مقاله مدلی برای تحلیل روابط ایدئولوژیک در مطبوعات ارائه میشود. مقاله پیشنهاد میکند که این مدل به عنوان مبنایی برای مطالعات بعدی ارتباطی برای رابطه میان متون ارتباطی و بازتولید روابط ایدئولوژیک استفاده گردد. در همین راستا، ابتدا مفهوم ایدئولوژی از طریق بازخوانی مباحث تامپسون، گولدمان و مانهایم بازسازی میشود و سپس، مفاهیم و روشی نوین معرفی میشود که با استفاده از مدل های تحلیلی این مطالعه، قابلیت آن را دارد که به عنوان چارچوبی مناسب برای مطالعه ساختار ایدئولوژی در متون ارتباطی به ویژه متون مطبوعاتی به کار رود.
"
"ایران دیار شریفی است که خداوند عطایای خود را در حق آن دریغ نکرده است. ساکنین آن مردمانی هوشیار و بی باکند و شایسته آنند که حکومت خوب داشته باشند.... این ملت را گذاشته اند از مصائب نفاق خانگی آزار ببیند و از میان برود ." ناپلئون بناپارت