بی تردید جهانی شدن شعار غالب عصر حاضر ماست. طیف گسترده و متنوعی از نظریه پردازان رشته های گوناگون در این اصل اشتراک نظر دارند که «جهانی شدن» روند متمایز کننده عصر حاضر است. گرچه کاربرد این مفهوم و ارزیابی های ارایه شده از این فرایند متفاوت و گاه متناقض اند. این تناقض ها نشان از آن دارد که مفهوم جهانی شدن از پایگاه های نظری و عقیدتی متفاوت مطرح می شود و باید در مورد شیوه تحلیل و نتیجه گیری ها با تردید و تعمق نگریسته شود.در این مقاله با توجه به این فرض که جهانی شدن فرآیندی چندبعدی و فراگیر است، این پرسش اصلی مطرح می شود که آیا کشورهای از توسعه مانده اراده و توانایی مقاومت در برابر این فرآیند را دارند؟
در این مقاله، مفهوم هویت سازمان و شناسایی عناصر هویت ساز در سازمان های ایرانی بررسی شده است. هم چنین، تعیین اولویت و اهمیت عناصر هویت ساز در سازمان های منتخب دیگر، فعالیت مهم این پژوهش است. جمع آوری و تحلیل اطلاعات از شعبه های هفت بانک دولتی مستقر در شهر تهران نشان می دهد، مؤلفه های: رفتار سازمان، شخصیت سازمان، ارتباطات و نمادگرایی، عناصری هستند که هویت سازمان ها را ایجاد می کنند. هم چنین، اهمیت این عناصر به ترتیب عبارت اند از: شخصیت سازمان، نماد گرایی، رفتار و ارتباطات سازمان.
"از آن جا که وضعیت شهرها در رشد اقتصادی کشور عاملی تعیین کننده محسوب می شود، برای رفع موانع و مشکلات فراروی آن ها، رویکردهای متعددی مورد بررسی و استفاده قرار گرفته است. راهبرد توسعه شهر (CDS) نیز رویکرد جدیدی است که در کمتر از یک دهه اخیر وارد حیطه ادبیات توسعه شهری دنیا شده و اخیرا در ایران نیز مورد توجه قرار گرفته است. در اواخر دهه 1990 سازمان ائتلاف شهرها با پشتیبانی بانک جهانی، مرکز سکونت گاه های انسانی سازمان ملل (UN-Habitat)، بانک توسعه آسیا و چند سازمان دیگر، به عنوان حامی، برای جذب کمک های بلاعوض به منظور سرمایه گذاری در شهرها، آغاز به کار کرد. این سازمان با توجه به بحران های مدیریتی، جمعیتی و اقتصادی موجود و افزایش روزافزون فقر و ناکارآمدی رویکردهای مدیریتی و شهرسازی، که گریبان گیر کشورهای در حال توسعه است، رویکرد راهبرد توسعه شهر (CDS) را به عنوان ابزاری جهت کمک به پیشبرد فرآیند و اجرای برنامه های توسعه شهرها، پیشنهاد نمود. راهبرد توسعه شهر، بر پایه برنامه ریزی استراتژیک، با در نظر داشتن چشم اندازی مشارکتی و در طی فرآیندی مشارکتی، بر اصلاح حاکمیت شهری، رشد اقتصاد محلی و کاهش مداوم و نظام مند فقر در نواحی شهری تاکید دارد. در این مقاله تلاش شده است به مفاهیم، اجزا و مصادیق این رویکرد، با تاکید بر یک نمونه عملیاتی (شهر کرمان) پرداخته شود و نتایج آن به بخش های موثر در حوزه مدیریت توسعه شهری اعلام گردد. این نتایج با توجه به حوزه فعالیت نهادهای متولی مدیریت شهری (شهرداری و شورای شهر) و بخش های موثر در توسعه شهر، تنظیم و ارایه می شود و طیف متناسبی از اهداف و راهبردهای متناظر آن را در بخش های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در بر می گیرد.
"
تحقق مدیریت کیفیت فراگیر بهعنوان یک فرهنگ و مجموعهای از اصول راهبردی برای بهبود مستمرآن در سازمانها، نیازمند نهادینه شدن اصول موضوعه دمینگ، بهعنوان سه ویژگی اصلی (تعهد، دانش علمی و درگیر شدن) بیان و بر نقش راهبردی رهبری برای پیادهسازی مدیریت کیفیت فراگیر نیز، تأکید شده است. این تحقیق، به میزان تأثیر این الزامات چهارگانه بر مدیریت کیفیت فراگیر در سازمانهای ایران و ارتباط آن با رضایت مشتریان پرداخته و تلاش نموده تا مدلی مفهومی جهت سنجش این ارتباط با توجه به شرایط سازمانهای کشور و رضایت آنها با مشتریان، طراحی گردد. بدین منظور براساس مبانی نظری و مصاحبههای اکتشافی، پرسشنامهای برای سنجش آن الزامات در شش بخش طراحی و توسط اساتید، مدیران وکارشناسان آشنا به مدیریت کیفیت فراگیر، بهکار گرفته شده است. ابتدا، عوامل تحقیق با استفاده از روشهای تحلیل عاملی مرتبه اول و دوم بررسی و سپس مدل سنجش و معادلات ساختاری (تحلیل مسیر) و چگونگی تعامل با این عوامل، از نتایج تحقیق بهدست آمده است. براساس نتایج، متغیر دانش علمی، دارای بالاترین و دیگر متغیرها بهترتیب: درگیرشدن، رهبری و تعهد، دارای اثر مستقیم بر روی مدیریت کیفیت فراگیر ودر نهایت آن نیز، اثر مستقیمی بر رضایت مشتریان دارد
توسعههای اخیر در نظریههای رهبری، از نظریههای رهبری کاریزماتیک که رهبر را موجودی غیرمعمولی فرض میکرد و پیروان را وابسته به رهبری میدانست به سمت تئوریهای نئوکاریزماتیک و رهبری تحول آفرین که به توسعه و توانمندسازی پیروان جهت عملکرد مستقل توجه میکنند، انتقال یافته است. به دلیل توجه فزاینده به عامل رهبری در ایجاد تحولات سازمانی در سطح دنیا وکلیدی بودن عامل فرهنگ در انجام این امر، در این تحقیق سعی بر آن شده است که رابطه متقابل رهبری تحول آفرین و فرهنگ سازمانی از طریق روش تحقیق همبستگی مورد بررسی قرار گیرد. یافتههای حاصل ازتحقیق نشان میدهدکه رهبران وزارت رفاه وتامین اجتماعی خود را تحول آفرین قلمداد میکنند، اما پیروان رهبرانشان را تحول آفرین نمیدانند و از لحاظ فرهنگی چه رهبران وچه پیروان انسجام و هویت پایینی را دروزارت خانه اعلام میدارند. این امر هشداری است به سازمانها و وزارتخانههایی که قبل از ادغام فرهنگی دست به ادغام صرفاً فیزیکی میزنند.
"چکیده: هدف این پژوهش، بررسی علل و زمینه های خشونت خانگی علیه زنان بود. بدین منظور، یک فراتحلیل نظری بر روی تعداد؟... مورد از پژوهشهای انجام شده قبلی اعم از داخل و خارج کشور انجام شد. یافته ها نشان داد که علل خشونت در سه دسته فردی، تعامل بین فردی و اجتماعی محدود می شود.
علل فردی، در جنبه¬های زیستی (مانند هورمن¬های مردانه و توان بدنی بالاتر مردان) و روانشناختی (مانند تندخویی، دمدمی مزاجی، بدگمانی، حالت انفعالی مردان همسر آزار،. ناکامی، ضعف اخلاقی، اعتیاد،) و علل تعامل میان فردی در جنبه هایی مانند جنسیت، اقتدارگرائی مردانه در خانواده، یادگیری اجتماعی، و مشکلات ارتباطی (مانند اسناد منفی، تعارض و بزهکاری) و علل اجتماعی در جنبه های اقتصادی (مانند بیکاری، مشاغل کارگری و درآمد کم) و فرهنگی (مانند پذیرش اجتماعی خشونت، پیشداوری نسبت به زنان و...)، مورد بحث قرار گرفت. "
" مقدمه: هدف این مطالعه مقایسه میزان اثربخشی مداخله شناختی- رفتاری فردی و گروهی در کاهش نشانگان روانشناختی زندانیان است.
روش : تعداد 48 نفر زندانی مرد بهطور تصادفی نظامدار از بین زندانیان مرد انتخاب و سپس بهطور تصادفی در سه گروه با حجم مساوی قرار گرفتند. 16 نفر از این افراد، در جلسات رواندرمانگری ""شناختی- رفتاری"" فردی و گروهی (درمان همزمان) و 16 نفر فقط در جلسات رواندرمانگری ""شناختی- رفتاری"" فردی (درمان فردی) شرکت داده شدند. 16 نفر دیگر نیز در فهرست انتظار قرار گرفتند (گروه کنترل). جهت بررسی وضعیت روانشنـاختی آزمودنیها قبل و بعد از اعمال مداخله از GHQ و SCL-90-R و مصاحبه تشخیصی توسط روانپزشک براساس ملاکهای DSM-IV-TR استفاده شد. دادهها نیز با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها : بعد از مداخله، زندانیان هر دو گروه ""درمان همزمان"" و ""درمان فردی""، نسبت به زندانیان گروه کنترل، در شاخصهای آزمونهای GHQ و SCL-90-R کاهش نشان دادند (001/0> p ).
نتیجهگیری : اگرچه هر دو رویکرد ""درمان همزمان"" و ""درمان فردی"" بر کاهش نشانگان روانشناختی زندانیان مرد تاثیر دارد، اما میزان اثربخشی درمان همزمان بیشتر از درمان فردی است. نتایج پیگیری 5/8 ماه پس از خاتمه درمان حاکی از پایداری اثر مداخلات صورتگرفته روی زندانیان هر دو گروه بوده بهطوریکه طی این مدت هیچ یک از آنها به خاطر انجام مجدد جرم به زندان بازنگشتند.
"
مقدمه: مکانیزمهای دفاعی مسئولیت محافظت از «من» را در مواجهه با شکلهای مختلف اضطراب برعهده دارند و از آن جهت که در نظام روان تحلیلگری هر اختلال روانی با مکانیزمهای دفاعی غیرانطباقی مشخصی همراه است، این مطالعه با هدف تعیین سبکها و مکانیزمهای دفاعی افراد مبتلا به اختلال وسواس بیاختیاری و مقایسه آنها با افراد بهنجار انجام پذیرفته است. روش: این مطالعه از نوع توصیفی پس رویدادی است که در آن از جامعه مبتلایان به اختلال وسواس – بی اختیاری ساکن در شهر تهران نمونهای 30 نفره، با روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شد و با 30 نفر از افراد بهنجار مقایسه شدند. ابزار مورد استفاده جهت سنجش مکانیزمهای دفاعی پرسشنامة سبکهای دفاعی (DSQ-40) میباشد. دادههای به دست آمده با روش آماری مقایسه میانگینهای آزمون t مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل دادهها مشخص کرد که تفاوت معنا داری میان بیماران مبتلا به وسواس- بی اختیاری و گروه بهنجار از نظر سبکهای دفاعی مورد استفاده وجود دارد. افراد مبتلا به اختلال مذکور، بیشتر از سبکهای دفاعی رشد نایافته و روان آزرده استفاده میکنند. به علاوه مشخص گردید که دفاعهای گذار به عمل، تشکل واکنشی و ابطال در اختلال وسواس- بیاختیاری بیشترین سهم را دارند و افراد مبتلا نسبت به گروه بهنجار از دفاعهای نام برده بیشتر استفاده میکنند. نتیجه گیری:یافتههای این پژوهش بهطورکلی با یافتههای سایر مطالعات قابل مقایسه هستند، با این حال انجام پژوهش در زمینة مکانیزمهای دفاعی در ایران نیازمند توجه بیشتری است.
"چکیده مقاله:
خلاصه: مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین نظام ارزشی نوجوانان و ارزشهای خانواده میباشد. به عبارت دیگر سوال این است که آیا بین نظام ارزشی نوجوانان و ارزشهای خانواده و والدین رابطهای وجود دارد؟ روش: جامعه مورد مطالعه در این تحقیق دانش آموزان دبیرستانهای شهر تهران در سال 84-83 میباشند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای تعداد 984 نفر از آنان انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در تحقیق حاضر پرسشنامه محقق ساخته بوده است که پس از بررسی اعتبار و روایی آنان مورد استفاده قرار گرفته است. یافتهها: نتایج بدست آمده نشان داده که بین نظام ارزشی نوجوانان و ارزشهای خانوادگی، مذهبی، رسانهای و ملی ارتباط معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر نوجوانانی که نمره بالاتری در ارزشهای فردی داشتهاند در سایر ارزشها نیز نمره بالاتری را کسب کرده بودند وکسانی که نمره پایینتری در ارزشهای اجتماعی, خانوادگی و مذهبی کسب کرده بودند.، در ارزشهای فردی نیز نمره کمتری داشتند. نتیجه گیری: نتایج بدست آمده در این تحقیق نشان دهنده اهمیت ارزشها در رفع نیازهای اساسی نوجوانان بوده در سایر مطالعات نیز مورد تایید قرار گرفته است. "