دینداری عبارت است از پایبندی و آگاهی از اصول و شعائر یک مذهب؛ به گونه ای که این پیروی بر زندگی فردی و اجتماعی تاثیر گذار باشد. از آنجایی که دین به برآورده ساختن نیازهای پذیرفته شده اجتماعی و سود جمعی که آرزوهای گروه در آن نهفته باشد، می پردازد، در جوامع امروز از دین انتظار می رود که بتواند به جذب و ایجاد تعهد در بین پیروانش نایل شود. در این میان شهرهای جدید، به تبع دگرگونیها و تحرکات جمعیتی گسترده خود با چالشهای زیادی، به ویژه در زمینه پایبندی به ارزشهای دینی وحفظ آن مواجه هستند. هدف از مقاله حاضر، تبیین جامعه شناختی میزان دینداری ساکنان شهر جدید بهارستان و تاثیر آن بر سرمایه اجتماعی است. روش اصلی تحقیق پیمایش (با استفاده از پرسشنامه بسته از نوع طیف لیکرت) بوده است. شیوه نمونهگیری با توجه به سن، جنس و محل سکونت افراد طبقه ای بوده که به صورت تصادفی در بین 384 نفر از ساکنان این شهر به انجام رسیده است. یافتهها حاکی از رابطه مثبت و معنادار بین میزان پایبندی مذهبی(دینداری) افراد با تاثیرپذیری آنها از گروههای مرجع و میزان مصرف رسانههای داخلی و رابطه معکوس و معنادار میزان پایبندی مذهبی با متغیرهای میزان مصرف رسانههای خارجی و عرفی شدن و پایگاه اجتماعی- اقتصادی افراد است. همچنین نتایج حاصل در زمینه تاثیر دینداری بر سرمایه اجتماعی، با توجه به دیدگاههای نظری مطرح در مقاله مؤید این رابطه است.
در این مطالعه نرخ ترجیح زمانی به عنوان مهمترین ریشه بهره، از طریق عوامل تعیین کننده آن، مورد بررسی و نقد قرار می گیرد. در ادامه به مطالعه عوامل متاثر از ترجیح زمانی پرداخته می شود. مهم ترین متغیر تاثیرپذیر، نرخ پس انداز است؛ به گونه ای که هر چه اندازه پارامتر ترجیح زمانی بیشتر باشد، حجم بهینه پس انداز کمتر خواهد شد. این مساله مورد تایید اقتصاددانان مختلفی است. بر اساس مطالعه ی انجام شده به نظر می آید هر چه ترجیح زمانی بالاتر باشد، رفتار تخصیصی افراد از معیار عقلانیت، فاصله بیشتری می گیرد. مطالعات تجربی که در دیگر کشورها انجام شده است مؤید این مطلب است. همچنین، ترجیح زمانی نمی تواند مبنایی برای توضیح بهره بازاری فراهم آورد. بر پایه مطالعه نظری انجام شده، این متغیر برای اقتصاد ایران در فاصله زمانی 81-1351با استفاده روش معادلات ساختاری، مدل علل چندگانه MIMIC مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد با افزایش نرخ ترجیح زمانی در فاصله زمانی مذکور سرمایه گذاری بخش خصوصی به شدت کاهش یافته است.
در این مقاله جنبش مشروطه خواهی به عنوان نتیجه تلاش های اصلاح طلبان ا یرا نی در فرآیند تاریخ اصلاح طلبی در دوران قاجار مورد بررسی قرار گرفته است.پیروزی جنبش مشروطه خواهی نتیجه شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران، و به بار نشستن تلاش های اصلاح طلبانه ای در نظر گرفته شده است که از سالها قبل ازآن انجام گرفته بود. این پژوهش با توجه به ویژگی های این جنبش، بر فهم و آگاهی رهبران مشروطه از مؤلفه های تجددو نوسازی فرهنگی و اجتماعی تأکید می کند. از این منظر، مشروطه خواهان ادامه دهنده کوششهای اصلاح طلبانه ای بودند که دست کم از اوایل حکومت قاجاران شروع شده بود و جنبش مشروطه خواهی را در پیوستار تاریخی اصلاح طلبی ایرانیان قرار داده بود.