سماع نوعی بوجد آمدن در هنگام از خود بدرشدگی عارفان است، که هویت آن را با مولانا میشناسند.
مولانا جلال الدین محمد بلخی، موسیقی و حقیقت نهفته در آن را دریافته، توانسته است بشنود که از هر ذره صدایی برمیآید و خدا را میخواند و این دریافت همواره او را از خود بیخود کرده و به سماعش واداشته است.
در این نوشتار پس از شرح نحوة سماع در زمان ابوسعید ابوالخیر و نیز زمان مولانا و بررسی ارتباط ها و تفاوت های آن دو، به کیفیت سماع در دورة مولانا پرداخته شده است.
نوشتة حاضر در پاسخ این سؤال تنظیم شده است که آیا مولانا در بنیان اندیشه های متکثر خود اساساً مروّج صلح جهانی و عدم خشونت (به معنای رایج در جهان مدرن) است یا خیر؟ بدین منظور تلاش شده است تا ضمن بدست دادن نمونه هایی از مواجهة مولانا با پدیدة تاتار و خشونت عریان در قرن هفتم، محورهای اصلی تفکر او در قیاس با ساختار فکری مروجان و سردمداران اندیشه عدم خشونت نظیر گاندی، مارتین لوترکینگ، دزموند توتو و... مورد بررسی قرار گرفته، بر روی موارد اشتراک و افتراق داوری روشن گرانه ای صورت گیرد.
هدف پژوهش حاضر مطالعه رابطه ی بین استفاده از راهکارهای شناختی و فراشناختی توسط آزمون شوندگان و عملکرد آنها در آزمون خواندن و درک مطلب بود. پژوهشگران از ابزارهای ذیل برای جمع آوری داده های خودکاوانه و پس کاوانه از شرکت کنندگان در پژوهش استفاده کردند: (1) آزمون جندگزینه ای خواندن و درک مطلب، (2) چک لیست حاوی راهکارهای خاص که باید بلافاصله پس از انتخاب هر گزینه مورد استفاده قرارمی گرفت، (3) چک لیست حاوی راهکارهای عامتر که باید بعد از اتمام آزمون مورد استفاده قرار می گرفت. نتایج نشان داد که آزمون شوندگان از راهکارهای منتهی به پاسخ درست و راهکارهای منتهی به پاسخ نادرست استفاده کرده اند. الگوی استفاده از راهکارها نشانگر گرایش آزمون شوندگان به استفاده بیشتر از راهکار ""بازگشت به متن خواندنی"" به عنوان راهکاری که به پاسخ درست منتهی می شود و راهکار ""حدس"" به عنوان راهکاری که به پاسخ نادرست منتهی می شود می باشد. نتایج همچنین نشان می دهند که عملکرد راهکارهای دوگانه فوق هنگام مقایسه در دو آزمون ساده و مشکل متفاوت است.
در مقاله حاضر جایگاه رسانه و به طور خاص تلویزیون در امر تعلیم و تربیت اسلامی، متکی بر آموزه های قرآن کریم، سنت نبوی و با تأکید بر فرمایش های امیرالمؤمنین علی(ع) مورد بررسی قرار می گیرد. برای فهم نحوه حضور رسانه در امر تربیت، باید ابتدا شناخت نسبتاً کاملی از موضوع تعلیم و تربیت و ضرورت آن کسب نمود؛ در ادامه تلاش می شود که مبانی تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام مورد بررسی قرار گرفته و پس از بررسی نظریات اندیشمندان غربی و مسلمان مطرح در این عرصه، وضعیت تربیت در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران مطرح و وضعیت رسانه ملی مورد ارزیابی قرار گیرد. در نهایت پس از طرح اصولی به عنوان اصول تربیتی، ذیل دو عنوان تولیدات رسانه ای و مخاطبان، نحوه بازنمایی اصول تربیتی در یکی از تولیدات سیمای جمهوری اسلامی ایران (سریال تلویزیونی اغماء) مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.
در ادوار مختلف تاریخی از شیشه به عنوان ابزار جنگی، اشیاء و ظروف تزئینی استفاده شده است. آثار شیشه ای به دلیل ماهیت آسیب پذیرشان بسته به شرایط قرارگیری در محوطه های باستان شناسی و حتی در موزه ها دچار آسیب های جدی از قبیلِ آسیب های فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی می شوند. از این رو استحکام بخش ها و پوشش دهنده ها در حفاظت و مرمت شیشه های تاریخی از اهمیت خاصی برخوردارند. نتایج حاصله بر روی رزین های اپوکسی که برای استحکام -بخشی و وصالی این آثار به کار رفته نشان دهنده ی مقبولیت رزین هگزتال در بین دیگر استحکام بخش ها می باشد. روش جدید سل – ژل (پوشش دهنده ی محافظ با بنیان سیلیکونی) با آنکه هنوز مراحل آزمایشگاهی خود را طی می-کند، می تواند راهکار مناسبی برای حفاظت و پوشش دهی آثار شیشه ای در مرمت های آینده باشد.
آفات بیولوژیک از مهم ترین آسیب های ساختارهای آلی به شمار می روند و استفاده از مواد حفاظتی جهت کنترل و یا پیشگیری از آنها از اهمیت زیادی برخوردار است. در این میان نانوذرات نقره از جمله موادی هستند که به دلیل خواص حفاظتی خود، توجه بسیاری از دانشمندان را به خود جلب کرده اند. به همین دلیل و در راستای استفاده از دانش روز جهت بهبود فرآیندهای حفاظت و مرمت اشیاء تاریخی و فرهنگی، قابلیت-های نانوذرات نقره برای استفاده در این زمینه مورد ارزیابی قرار گرفتند. مطالعات بر اساس مستندات علمی، بررسی ها و تحلیل های انجام شده نشان دادند که با توجه به ویژگی ها، مکانیزم های تأثیر و فرآیندهای کاربردی، نانوسیلور از ظرفیت بالایی جهت استفاده در مرمت برخوردار است و با انجام آزمایشات دقیق تر در راستای هر کاربرد و شناخت جزئیات تأثیر در هر ماده ای، می تواند به طور گسترده ای در مرمت اشیاء فرهنگی و تاریخی مورد استفاده قرار گیرد.
هدف: بیماری پارکینسون یک اختلال مضمحل کننده اعصاب پیشرونده و شایع بوده که در اواخر سنین بزرگسالی شروع شده و شیوع آن در میانگین سنی 55 تا ۶۰ سال افزایش می یابد. هدف از این مطالعه تعیین پایایی آزمون- بازآزمون و اثر تمرین آزمون پوردوپگبورد (که در سنجش مهارت دستی و ارزیابیهای توانبخشی به کار میرود) در افراد مبتلا به بیماری پارکینسون می باشد. روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی که از نوع اعتبارسنجی و روش شناختی است، 24 بیمار مبتلا به پارکینسون بین 50 تا 89 سال به صورت نمونه گیری ساده و در دسترس از درمانگاه های توانبخشی و بیمارستانهای شهرتهران انتخاب شدند. با استفاده از یک پرسشنامه جمعیتشناختی، اطلاعات عمومی بیماران اخذ و سپس به منظور تعیین پایایی آزمون پوردوپگبورد، هر خرده آزمون آن سه بار انجام شد و بازآزمون یک هفته بعد تکرار شد. دادههای حاصل از طریق محاسبه ضریب همبستگی درون گروهی و خطای استاندارد اندازهگیری و آزمون آماری تی زوجی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میزان ضریب همبستگی درون گروهی، در مرحله خاموش دارویی در یک آزمون و میانگین آزمون ها، همگی بالای 90/0 بود که حاکی از تکرارپذیری نسبی مطلوب آزمون میباشد. میزان خطای استاندارد اندازهگیری در تمامی موارد در یک بار آزمون و سه بار آزمون کمتر از 10 درصد حداکثر نمرات کسب شده در آزمون بوده و نشاندهنده مطلوب بودن تکرارپذیری مطلق آزمون است. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که آزمون پوردوپگبورد در ارزیابی مهارت دستی بیماران پارکینسون در مرحله خاموش (off) دارویی به اندازه کافی پایا می باشد.
"مقدمه: با توجه به اهمیت بررسی زیرساختهای روانی در بیماری برگشت محتویات معده به مری ( GERD ) ، این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه میزان فعالیت سیستمهای مغزی/رفتاری افراد مبتلا به GERD و افراد سالم، انجام پذیرفت.
روش: 60 بیمار (30 زن و 30 مرد) مبتلا به GERD ، از بین بیماران مراجعهکننده به یک کلینیک تخصصی گوارش در شهر تهران، با تشخیص پزشک فوقتخصص گوارش و 60 فرد سالم (30 زن و 30 مرد) که از نظر میانگین سنی و ملاکهای ورود به گروه بیمار نزدیک بودند، بهعنوان گروه مقایسه انتخاب شدند. هر دو گروه، پرسشنامه شخصیتی، گری ویلسون را تکمیل کردند. میانگینهای دو گروه در متغیرهای موردنظر، با استفاده از آزمون T برای مقایسه دو گروه مستقل، مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میزان فعالیت سیستم بازداری رفتاری در افراد مبتلا به GERD ، بیشتر از افراد سالم بود. درحالیکه، میزان فعالیت سیستم فعالساز رفتاری در افراد سالم، بیشتر از گروه بیمار بود. در فعالیت سیستم جنگ/گریز دو گروه، تفاوتی دیده نشد.
نتیجهگیری: بررسی بنیادی متغیرهای عصبی/رفتاری در قلمرو اختلالات گوارشی ضروری است."
موضوع مورد بررسی در این پژوهش چگونگی نقش آفرینی پدیده مذهب در زمینه گسترش حوزه نفوذ یک کشور است. منظور از مذهب، طیفی از اعتقادات، علایق، گرایش ها و آرمانهای مردم و مسوولین یک کشور را در بر می گیرد و همچنین عملکردها و فعالیت هایی را که رنگ و بوی مذهبی دارند و یا با پشتوانه اعتقادات مذهبی شکل می گیرند را شامل می شود. منظور از حوزه نفوذ نیز شکل گیری فضاهایی برای حضور مریی و نامریی یک کشور است تا بتواند ارزش های مدنظر خود را ترویج نماید. به عبارتی دیگر ایجاد حوزه نفوذ به منزله امکان نقش آفرینی یک کشور در خارج از مرزهایش قلمداد می شود و گسترش آن با تداوم نگرش های مثبت گروهها، جوامع و شهروندان دیگر کشورها نسبت به عملکرد آن کشور اتفاق می افتد.در این تحقیق، مذهب تشیع و کشور ایران به عنوان مورد انتخاب شده اند. بنابراین از نظر مقطع زمانی، سالهای پس از انقلاب اسلامی (از سال 1357 به بعد) را شامل می شود؛ یعنی زمانی که مذهب شیعه ماهیت سیاسی پیدا کرد و باعث شد تا دولت جمهوری اسلامی با ماهیت دینی و مذهبی به عنوان یک بازیگر مهم در صحنه بین المللی نمایان شود.روش انجام تحقیق توصیفی - تحلیلی بوده و اطلاعات مبتنی بر اسناد، مدارک، آمار و... مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتیجه پژوهش نشان داد که پدیده مذهب در صورت فراهم شدن برخی شرایط، نقش قابل توجهی در گسترش حوزه نفوذ ایفا می کند