"مقدمه: جنبش دسترسی آزاد به اطلاعات علمی با فراهم آوری رایگان آخرین یافته های پژوهشی و مجراهای انتشاراتی بیشتر، می تواند فقر اطلاعاتی و انزوای حرفه ای دانشمندان کشورهای جنوب را کاهش دهد. به دلیل اهمیت این پدیده، بررسی چگونگی بهره گیری آنان از منابع آزاد ضروری است. پژوهش حاضر تلاش داشت به شناسایی رویکرد انتشاراتی و ارجاعی دانشمندان ایرانی به مجلات آزاد بپردازد.
روش بررسی: پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی با رویکرد علم سنجی بوده، داده های مربوط به تولیدات علمی ایران و ارجاعات آن ها به کمک پایگاه Science Citation Index گردآوری شد. پس از استخراج داده ها، مجلات آزاد به کمک یافته های پژوهش های پیشین شناسایی و سپس مقالات و ارجاعات آزاد در داده های گردآوری شده از پایگاه SCI شناسایی شدند. در پایان به کمک روش های آماری توصیفی تحلیل شدند.
یافته ها: بررسی های موضوعی نشان داد که دو حوزه مهندسی مواد و علوم چند رشته ای بیش از همه و دو حوزه فیزیک و پزشکی کمتر از همه به مجلات آزاد گرایش داشتند. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون، شمار مقالات آزاد و ارجاعات آزاد ایران، روند رو به رشد دارد. رابطه بین شمار مقالات آزاد و شمار تولیدات کل ایران از الگویی خطی پیروی می کند، اما ترسیم شمار مقالات حاوی ارجاع آزاد و شمار ارجاعات آزاد بر حسب شمار تولیدات کل، الگویی توانی به دست می دهد.
نتیجه گیری: به طور کلی رویکرد دانشمندان ایرانی به مجلات آزاد، رو به افزایش برآورد می شود. شمار مقالات آزاد با آهنگی ثابت افزایش می یابد، اما آهنگ رشد ارجاع به مجلات آزاد بیش از آهنگ رشد کل تولیدات ایران است. این تفاوت می تواند ناشی از شمار اندک مجلات آزاد و محدودیت پذیرش مقالات باشد، اما ارجاع به یک مقاله موجود با هیچ گونه محدودیت خارجی مواجه نیست.
"
در بررسی اساطیر و آثار ادبی جهان، به نمونه هایی بر می خوریم که مضمون آنها نبرد بین خویشاوندان نزدیک و به ویژه پدر و پسر است. این داستان ها به شکل های مختلف، از جمله اسطوره، تراژدی، حماسه، افسانه و روایات مذهبی دیده می شوند، ولی از نظر ساختار و طرح کلی به یکدیگر نزدیکند و در برابر ژانرهای دیگر ویژگی های خاص خود را دارند. اما ریشه این نوع حوادث در چیست؟ در چه نوع جوامعی رخ می دهد؟ آیا تنها به یک قوم و ملت مربوط و محدودند؟ آیا نوع جوامع و رسم و سنت ها و اعتقادات متداول آنها در به وجود آمدن چنین داستان هایی نقش دارد؟ چه تفاوت ها و شباهت هایی در طرح داستان هایی با این مضمون با داستان رستم و سهراب وجود دارد؟ این پژوهش می کوشد با تحلیل و بررسی چند نمونه از این نوع داستان ها و توجه به نکاتی همچون دوری از پدر و مادرسالاری و خودداری از بیان نام، در حد امکان به این پرسش ها پاسخ دهد.
در این مقاله، کاربردهای گوناگون اصطلاح «اخباری» در گذر زمان بررسی شده است. مفهوم آغازین اصطلاح «اخباری» تا سده ششم، قصه-پرداز یا تاریخ نویس بود. پس از سده ششم، «اخباری» علاوه بر مفهوم پیشین، در مفهومی نزدیک به حدیث گرایی به کار رفت. این اصطلاح از سده یازدهم به پیرو مکتب استرآبادی اطلاق گردید و از همان زمان با نوعی ابهام رو به رو بود. در ادامه مقاله، پس از بررسی این ابهام به پیامدهای آن در تطبیق مصادیق اخباریان اشاره شده است.
این تحقیق بصورت مطالعه موردی انجام گردید . در این پژوهش ، پسربچه 4 ساله ای که با تشخیص " هیدروسفالی و اوتیسم " توسط روانپزشک به یکی از کلینیک های کاردرمانی تهران ارجاع داده شده و تحت کاردرمانی قرار گرفت ، معرفی می گردد . همراهی علائم اوتیسم با هیدروسفالی سبب اختلال رشدی شدید در حیطه های ادراکی ، شناختی ، حرکتی ، ارتباطی و خودیاری شده بود . کاردرمانی برای این بیمار با هدف تسهیل ابعاد مختلف رشدی و ایجاد رفتارهای تطابق یافته ، به مدت یکسال انجام گرفت و در نتیجه ، اختلالات و مشکلات وی در اغلب ابعاد رشدی به میزان قابل توجهی کاهش یافت بعنوان نمونه ، تماس چشمی او افزایش چشمگیری یافت ، می توانست با خانواده و اطرافیان نزدیک ، تعامل نسبتا خوبی برقرار کند ، بیش فعالی ، خود آزاری و پرخاشگری او تا حد زیادی کاهش یافت ، می توانست نقاشی های ساده بکشد ، بدود و سه چرخه سواری کند . و با تداوم اقدامات توانبخشی ، در نهایت توانست در یکی از مدارس عادی دولتی تهران تحصیل در مقطع دبستان را آغاز نماید . آخرین پیگیری ها نشان می دهد کودک پایه پنجم دبستان را نیز با موفقیت ( با معدل 17 ) پشت سر گذاشته ، برای ورود به مقطع راهنمایی تحصیلی آماده می شود . نتایج این پژوهش ، توجه کاردرمانگران را به ارزیابی دقیق و همه جانبه کودکان مبتلا به هیدروسفالی ، ترکیب مناسب مداخلات درمانی ، همکاری نزدیک با سایر اعضای تیم توانبخشی و پیگیری مرتب وضعیت بیمار را حتی پس از ترخیص ، به همراه اهمیت مشارکت فعال والدین در درمان را مورد تاکید قرار می دهد .
منطقه به عنوان زیر مجموعه فضای جغرافیایی سطح کره زمین بخشی از آن است که به لحاظ ساختاری و یا کارکردی از تجانس و یگانگی برخوردار می باشد و بر پایه خصیصه های ساختاری و یا کارکردی از مناطق همجوار خود متمایز می گردد. منطقه می تواند خشکی پایه، آب پایه و یا تلفیقی باشد و از مقیاسهای کوچک نظیر دریاچه یا شبه جزیره تا مقیاسهای بزرگ نظیر اقیانوس و یا قاره را در بربگیرد (حافظ نیا، 1383: 71-65).مناطق جغرافیائی بر پایه یک یا چند خصیصه ساختاری نظیر کالبد فضا، نوع اقلیم، نوع زبان، نوع دین و مذهب، نوع و سطح فرهنگ و تمدن و یا خصیصه های کارکردی نظیر: تولید محصول و یا عملکرد های اقتصادی، اجتماعی، ارتباطی، فرهنگی، سیاسی و غیره تعیین هویت می شوند. منطقه یک اصطلاح جغرافیایی است که در صورت باردارشدن عناصر و خصیصه های آن از حیث سیاسی، تغییر ماهیت داده و به منطقه ژئوپلیتیکی تبدیل می شود (حافظ نیا، 1385 :111). مناطق ژئوپلیتیکی استاتیک نبوده و سرشتی دینا میک و پویا دارند و دینامیسم آنها بر پایه «نظریه تحول و تکامل منطقه ژئوپلیتیکی» که از سوی نگارنده ارایه شده است از مدل نظری خاصی تبعیت می کند
نیمه قرن سیزدهم اسلامی سرآغاز ظهور جنبش نوپدید اصلاحی در جهان اسلامی است. این موج جدید که در خاورمیانه ریشه دوانید به مدت کمی در ایران و مصر ، سوریه ، لبنان ، شمال آفریقا، ترکیه، افغانستان و هندوستان حضور فعال پیدا کرد و چهرههای مصلحی مثل سید جمالالدین اسدآبادی، عبده، کواکبی، اقبال و ... اندیشههای اصلاحی خاصی را عرضه کردند. با بیدارسازی جهان اسلام که ناشی از تلاشهای این مصلحان بود فضایی جدید در برابر هجوم استعمار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غرب فراهم آمد. سیر ماجرای اصلاحطلبی در دنیای اسلام و تبارشناسی مصلحان بهانهای برای مصاحبه با محمد جواد صاحبی محقق و پژوهشگر دینی شد.
ابتنای نظام آموزش های سنتی در دوران صفوی- قاجاری بر آموزش قرآن و متون دینی، علاوه بر ایجاد تاثیر اساسی در ادبیات مکتوب، اجزا و واحدهای بیانی بسیاری در زبان روزانه مردم- چه زبان طبقات باسواد و تحصیل کرده و چه زبان طبقات عوام- نیز ایجاد کرده چنان که بخش بزرگی از ادبیات گفتاری مورد استفاده در زندگی هر روزه این مردم به نوعی برگرفته از عبارات و اذکاری است که در قرآن و فرهنگ دینی و مذهبی آمده است. همچنین بخش قابل توجهی از شیوه های بیان غیر گفتاری ایرانیان در این دوران نیز تحت تاثیر یا اصولا فرآورده حضور و بروز آموزه های دینی و مذهبی در بستر زندگی روزانه است که اجزای نشانه شناختی عمومی موجود در روابط اجتماعی این مردم را در چارچوب فرهنگ دینی تعریف کرده است. ایرانیان در روابط متقابل از جمله در سلام و احوال پرسی، عبارات دعایی، نفرین ها، فحش ها، سوگندها و جز آن ها انبوهی از عبارات دینی و مذهبی را به طور مستقیم به کار می برده اند و به علاوه از طریق بستر تفهمی دین- بنیاد یا دین- پرورد اجتماعی، بسیاری از رفتارها و علایم غیر زبانی مورد استفاده در ایجاد ساز و کارهای بیانی را درک و تفسیر میکرده اند.