این پژوهش با هدف بررسی به کارگیری فن آوری اطلاعات و ارتباطات در یادگیری درس ریاضی و ارائه راهکارهایی جهت توسعه آن در شهرستان محمودآباد در سال تحصیلی 88-1387 انجام شد. روش پژوهش، پیمایشی و جامعه آماری آن متشکل از کلیه معلمان ریاضی شاغل به تدریس در شهرستان محمودآباد به تعداد 171 نفر بود. حجم نمونه، متناسب با جدول کرجسی و مورگان 88 نفر تعیین شد که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ی محقق ساخته ی بسته پاسخ، جمع آوری و اطلاعات حاصل با استفاده از آزمون t تحلیل شد. نتایج نشان داد که کاربرد فن آوری اطلاعات و ارتباطات در تغییر نگرش، تثبیت و پایداری مطالب درسی، مهارت استدلال و قدرت خلاقیت و در نهایت یادگیری فعال درس ریاضی تاثیر دارد.
این پژوهش با هدف بررسی وضعیت سواد عمومی کامپیوتری کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران با زیر گروه های مبانی کامپیوتر، اینترنت، پاورپوینت،Excel ، Access و Wordانجام شد. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی و از نوع زمینه یابی می باشد. جامعه آماری متشکل از کلیه کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران است که شامل1530 نفر می باشند. تعیین حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان انجام گرفته و بر این اساس تعداد 300 نفر به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه ی محقق ساخته استفاده شده است. روایی محتوایی پرسشنامه از نظر متخصصان مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 78/0محاسبه شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون تی تک گروهی و رگرسیون چندمتغیری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بیانگر این بود که به طور کلی میزان سواد عمومی کامپیوتری کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران پایین تر از حد متوسط می باشد. تحلیل رگرسیون متغیرها نیز نشان داده است که تمامی زیر گروه های سواد عمومی کامپیوتری پیش بینی کننده های معنی داری برای سواد کامپیوتری بودند.
تحقیق حاضر با هدف مقایسه و اولویت بندی میزان آشنایی استادان و دانشجویان واحدهای بسیار بزرگ دانشگاه های آزاد اسلامی مازندران با مهارت های ICDL به انجام رسیده است. تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی بوده و جامعه ی آماری آن عبارتند از اعضای هیات علمی و دانشجویان واحدهای بسیار بزرگ دانشگاه های آزاد اسلامی مازندران که به ترتیب 2150 نفر و 68091 نفر بودند. حجم نمونه ی آماری با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعیین گردید و 327 نفر از استادان و 384 نفر از دانشجویان به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتند. روش نمونه گیری، تصادفی خوشه ای چند مرحله ای بود. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته ی بسته پاسخ استفاده شد. جهت مقایسه میزان آشنایی استادان و دانشجویان با مهارت های ICDL از آزمون U مان- ویتنی و جهت اولویت بندی آن از آزمون فریدمن استفاده شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، میزان آشنایی استادان و دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی مازندران در تمامی زیرگروه های مهارت های ICDL متفاوت است و در تمامی موارد استادان آشنایی بیشتری با این مهارت ها داشتند. همچنین یافته ها نشان داد که اولویت آشنایی با مهارت های هفتگانه ICDL بین دو گروه استادان و دانشجویان متفاوت بود.
رسیدن به توسعه ای برابر و پایدار در جامعه بدون در نظر داشتن زنان روستایی کشور، امری دست نیافتنی خواهد بود. به زعم اکثر پژوهشگران توسعه، شناخت جایگاه زنان در روستاها از الزامات رسیدن به توسعه روستایی مطلوب در جوامع به شمار می آید. پژوهش حاضر نیز با توجه به این موضوع به بررسی سطح پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی زنان در روستاهای شهرستان همدان می پردازد. در این نوشتار، با استفاده از توابع کیفی لوجیت، عوامل مؤثر بر بهبود جایگاه مورد نظر، شناسایی شد و میزان دقیق آثار هر یکاز متغیرهای مورد بررسی بر بهبود پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی زنان روستایی تعیین گردید. برای این منظور تعداد 256 نفر از زنان شهرستان همدان، به روش کوکران در سال 1388 انتخاب گردیدند. روش نمونه گیری به صورت انتساب متناسب طبقه ای و در مرحله بعد به صورت تصادفی بوده است. نتایج نشان می دهد که 3/36 درصد زنان در پایگاه پایین، 9/55 درصد در پایگاه متوسط و 8/7 درصد در سطح بالایی از پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی قرار دارند. همچنین با توجه به برآورد مدل لوجیت مشخص شد که متغیرهای تحصیلات همسر، اعتماد به نفس، میزان پس انداز، مهارت های اقتصادی زنان، خوداثربخشی، نگرش جنسیتی، مشارکت اقتصادی و تحرکاجتماعی، اثر مثبت و معنی داری در سطوح مختلف بر احتمال بهبود پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی زنان روستایی داشته اند. برآورد آماره کشش، نشان داد که بیشترین اثر مثبت مربوط به متغیر مشارکت اقتصادی بوده است، به طوری که افزایش یکدرصدی در میزان این شاخص، منجر به افزایش 488/0 درصدی در احتمال بهبود جایگاه اقتصادی ـ اجتماعی زنان خواهد شد. همچنین با توجه به آماره اثر نهایی، با افزایش یکواحدی در میزان این شاخص، احتمال بهبود جایگاه اقتصادی ـ اجتماعی زنان، 096/0 واحد افزایش خواهد یافت. متغیر خشونت خانگی رابطه منفی و معنی داری در سطح 10 درصد با احتمال بهبود پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی زنان داشته است. با توجه به نتایج این پژوهش، تقویت شاخص هایی که اثر مثبت بر پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی زنان داشته اند، به ویژه در مورد شاخص مشارکت اقتصادی و همچنین کاهش خشونت خانگی به منظور بهبود پایگاه مورد نظر، ضروری خواهد بود.
مقدمه: آموزش عالی معرف نوع مهمی از سرمایه گذاری در منابع انسانی است که با فراهم آوری و ارتقای دانش، مهارت و نگرش مورد نیاز فراگیران، به توسعه پایدار کمک می کند. آموزش عالی موجب ترویج دانش می شود و با پیشرفت های تحقیقاتی و علمی، دانش جدید نیز به وجود می آورد. دانش جدید، مدیون تفکر خلاق بشر است. بنابراین، خلاقیت در زمره مهم ترین و فراگیرترین فعالیت های انسان به شمار می رود. خلاقیت توانایی فرد برای تولید ایده ها، نظریه ها، بینش ها یا بازسازی مجدد علوم و سایر زمینه هاست. آموزش عالی به عنوان نمودی از فرهنگ هر جامعه نقش بسیار زیادی در پویایی خلاقیت فراگیران دارد. هدف از این مطالعه، معرفی خلاقیت در آموزش عالی و بررسی نقش آن در توسعه پایدار بود.
نتیجه گیری: با تغییرات فراگیر در نظام آموزش عالی و تربیت افراد خلاق و نوآور می توان گامی در جهت تحقق و گسترش توسعه پایدار برداشت. تعلیم دهندگان به عنوان رکن اساسی نظام تربیتی، نقش بسیار مهمی در پرورش خلاقیت دارند. از این رو کلید تربیت فرهنگی را که خود کلید توسعه پایدار و ترقی جامعه است، باید در دست معلمانی نوجو و نوآور یافت که به الگوهای مختلف خلاقانه تدریس وفادارند.
مقدمه: وضعیت آموزش اخلاق پزشکی در ایران هرچند که دارای نقاط قوت فراوانی است و تلاشهای زیادی در این باب بهعمل آمده است، اما ظاهراً متناسب با نیاز فرهنگی و بومی و انتظاری که حاصل از افزایش توجه به مقوله اخلاق و رشد و افزایش مسایل اخلاقی است، نیست. مراجع رسمی آموزش پزشکی در این زمینه مطلبی بیان نکرده اند و مدل مشخصی برای آموزش اخلاق پزشکی در ایران وجود ندارد یا قابل شناسایی نیست؛ که ارایه پراکنده مباحث اخلاق پزشکی در برنامه درسی آموزش پزشکی گواهی بر این مدعی است. در این مقاله به استناد تحقیقات انجامشده در خصوص نواقص موجود در برنامه درسی اخلاق پزشکی و استدلالهای عقلانی مبنی بر اینکه نمیتوان مستقل از مبانی و اصول اعتقادی، فرهنگی و ارزشی جامعه الگوی برنامه درسی ارایه کرد، به اثبات ضرورت طراحی الگوی برنامه درسی و نحوه طراحی آن پرداخته شده است.
نتیجه گیری: الگوی مباحث اخلاق پزشکی، انگاره، طرح و نقشه ای برای این درس ارایه میدهد و در واقع، چارچوب، قلمرو و مقتضیات آن را مشخص و شفاف میسازد. این الگو، راهنمای تدوین برنامههای درسی اخلاق پزشکی است و مانع غفلت از عناصر و مولفههای کلیدی در آموزش اخلاق پزشکی میشود. صاحبنظران این حوزه معترفند که در برنامههای درسی اخلاق پزشکی، به صلاحیتها و تواناییهای اخلاقی توجه کافی نمیشود و وضعیت کنونی به نحوی نیست که بتوان از فارغالتحصیلان انتظار رعایت کامل مسایل اخلاقی را داشت .
در این مقاله با اشاره به پیدایش فرقه ها و خواستگاه آنها، پدیده غلو به ترتیب زمانیِ هر یک از چهارده معصوم بررسی خواهد شد. نخست بحث درباره این مسئله را از زمان حیات پیامبر گرامی اسلام و برخورد آن حضرت با این پدیده آغاز می کنیم؛ سپس مسئله غلو در زمان امام علی را با اشاره به غالیانی چون عبدالله بن سبا و برخی دیگر که قائل به الوهیت آن حضرت بودند، مورد بررسی قرار داده و با گذر از دوره امام حسن، امام حسین و امام سجاد به بحث درباره مهم ترین عصر غالی گری، یعنی عصر صادقین و گروه های مهم غالیان و هفت نفری که مورد لعن امام صادق و برخی دیگر از امامان واقع شدند، یعنی مغیرهْْ بن سعید، بیان بن سمعان، حارث شامی و عبدالله بن حارث و غالیان منتسب به آنان و نیز برخورد ائمه با این غالیان می پردازیم. پس از آن درباره غالیانی که ائمه پس از صادقین تا زمان غیبت صغری با آنان برخورد داشته اند ونیز درباره افرادی همچون شلمغانی که در عصر غیبت ظهور کرده اند توضیح داده، توقیعات صاحب الزمان را درباره آنان بیان می کنیم. در آخر برخورد ائمه را دسته بندی کرده، موارد گوناگون را با ذکر نمونه یادآور می شویم.
برخی مدعی هستند شیعیان سده های نخستین، رویکردی بشری به امامت داشته اند. یکی از عالمانی که با استناد به برخی عبارات متشابه، به عنوان نماینده قرائت بشری از امامت معرفی شده، ابن قبه رازی است؛ اما با بررسی آرای وی درباره ویژگی های امامان معلوم می شود ابن قبه امامان را دارای ویژگی های زیر می دانسته است:
1. وجوب طاعت، 2. حجیت، 3. منصوص و منصوب بودن از جانب خداوند، 4. علم الهی، 5. قدرت الهی (معجزه)، 6.عصمت.
بنابراین هرگز نمی توان او را گواهی بر وجود عالمانی با قرائت بشری از امامت، معرفی کرد.