اهداف: آموزگاران غالباً در مورد یادگیری مبتنی بر وب (WBL) بهعنوان ماهیتی منفرد یا گروهی از فعالیتهای مشابه با اثرات همگون صحبت می کنند. این مرور سیستماتیک، ناهمگونی بزرگی در میان نتایج مطالعات فردی نشان می دهد. 266 مطالعه در مورد مقایسه مداخله WBL با فعالیت های آموزشی دیگر شناسایی شدند. هدف این مطالعه، شرح گوناگونی در شکلها، روش های آموزشی و قالبهای ارایه مطلب در WBL بود.
نتیجهگیری: تقریباً در همه دورهها (89%) از متن نوشتاری و در 55%، از چندرسانها استفاده شده بود. در مجموع، 32% ارتباطات برخط توسط پست الکترونیک، مباحثه سلسلهوار یا کنفرانس ویدیویی و 9%، اجزای همزمان بود. 24% آمیزهای از آموزشهای مبتنی بر وب و غیرمبتنی بر رایانه بودند. 77% دورههای مبتنی بر وب، روش های آموزشی را (به غیر از متن بهتنهایی) برای ارتقای فرآیند یادگیری بهکار گرفتند. روش های آموزشی رایجتر (هرکدام تقریباً در 50% دورهها مورد استفاده قرار گرفتند)، نمونههای بیمار، سئوالات خودارزیابی و بازخورد بودند. آموزگاران و محققان نمیتوانند با WBL به عنوان ماهیت منفرد برخورد کنند. روش های آموزشی و شکلهای بسیار متفاوتی برای آموزشدهندگانِ WBL در دسترس است. محققان باید در مورد اینکه چه موقع از طرحهای ویژه WBL استفاده کنند و چگونه آنها را بهطور موثر مورد استفاده قرار دهند، مطالعه کنند.
قاچاق زنان اگر چه ریشه در گذشته های دور دارد اما در دهه های اخیر شکل منظم و سازمانیافته ای به خود گرفته و به علت نبود قوانین جامع و مانعی نه در سطح ملی و نه در سطح بین المللی و عدم برخورداری قوانین موجود هم، از ضمانت اجرای کیفری، به پدیده ای جهانی تبدیل شده است و به اصطلاح از آن به بردگی مدرن تعبیر می شود. این مقاله ضمن تبیین مفهوم قاچاق و ویژگی های آن، به بررسی این موضوع می پردازد، که قاچاق زنان برای عمل فحشا مصداق کدامیک از وصف های مجرمانه کیفری در فقه جزایی اسلام مانند قوادی، خرید و فروش انسان و محاربه و افساد فی-الأرض می باشد و در ادامه هم مقررات و اسناد بین المللی و کنوانسیون های موجود در خصوص قاچاق زنان و قانون داخلی کشورمان در خصوص موضوع را مورد بررسی قرار می دهد.
حیاة الصعالیک إحدی مظاهر الحیاة الجاهلیة التی یلفّ الغموض بعض جوانبها. و الصعالیک هم المتمرّدون علی الأوضاع و التقالید القاسیة السائدة فی المجتمع الجاهلی، و هم الخلعاء الذین خلعتهم قبائلهم و الأغربة الذین نبذهم آبائهم.
و تهدف هذه المقالة إلی إلقاء الضوء علی ظاهرة الصعلکة فی العصر الجاهلی و بیان أخلاق الصعالیک و خصائصهم کما تهدف إلی بیان مکانة شعرهم من بین الشعر الجاهلی و أهم مضامینه و خصائصه.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر اجرای برنامه «فلسفه برای کودکان» (P4C) در افزایش هوش هیجانی دانش آموزان دختر مقطع اول راهنمایی تهران است. نمونة این پژوهش شامل 30 دانش آموز دختر پایه اول راهنمایی مدرسه مدرسه شهدای آزادی منطقه دوازده شهر تهران بود. که به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. ابزار جمع آوری داده ها آزمون هوش هیجانی بار ـ اُن (Bar-On) بود. ضمناً برای بررسی فرضیه های پژوهش از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. به منظور تحلیل داده ها، از مقایسه میانگین افتراقی (تفاوت نمره ها در پیش آزمون و پس آزمون) با استفاده از آزمون تی ـ استیودنت (T-Student) برای گروه های مستقل استفاده شد. با بررسی نتایج اجرای این برنامه افزایش معناداری در هوش هیجانی، مهارت های بین فردی و توانایی سازگار شدن مشاهده شد. اما در مهارت های درون فردی، مهارت های کنترل تنش ها و مهارت های کلی تغییر معنا داری مشاهده نشد.
آموزش غیررسمی به عنوان راهکاری موثر قادر است همتی مضاعف در راه رسیدن به آموزش شهروندی باشد. این تحقیق با هدف بررسی کاربرد آموزش غیررسمی در آموزش شهروندی و تأثیر آن بر ارتقای سطح دانش و آگاهی کارکنان مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران سال 1389 انجام گرفته است.
این پژوهش یک تحقیق کاربردی-توسعه ای از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون تک گروهی می باشد. جامعه آماری کارکنان مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران (200 نفر) و نمونه آماری 57 نفر از کارکنان رسمی داوطلب بودند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای محقق ساخته بود. همچنین دوره به شکل حضوری برگزار گردید. داده ها در دو مرحله جمع آوری و توسط نرم افزار SPSS v.11 تجزیه و تحلیل گردید.
میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون افراد پس از محاسبه به ترتیب 53/9 و 98/13 بود. یافته ها نشان داد که سطح دانش اولیه کارکنان درباره مهارت های ارتباط شفاهی که از مهم ترین مهارت های ارتباطی است، پایین می باشد. بعلاوه آزمون آماری تی وابسته نشان داد که آموزش غیررسمی در این افراد کاملاً اثربخش بوده است (sig=0 که از آلفای 05/0 کوچک تر است). لذا با توجه به اثربخشی این روش در آموزش غیررسمی، می توان از آن به عنوان یک روش موثر در دیگر مراکز دولتی و خصوصی جهت برگزاری دوره های مهارت ارتباط موثر و دیگر برنامه های آموزش غیررسمی و شهروندی استفاده نمود.
در این تحقیق نشان داده شده است که حضرت علی(ع) پس از انتخاب کارگزاران خود، مستقیم و بلاواسطه بر آنها نظارت می کردند و آنان را از هرگونه کوتاهی در انجام وظایف محوله بر حذر می داشتند. به نظر آن حضرت، بی توجهی در امور سبب می شود که حکومت ها پس از مدتی به واسطة فسادهای مالی، اداری، اخلاقی، ... در سراشیبی انحطاط و سقوط بیفتند. در نگاه ایشان، اهمیت کارگزاران حکومتی چنان است که هر جامعه ای برای آنکه بتواند روی سعادت ببیند و امور آن اصلاح شود، باید از کارگزاران لایق و متعهد بهره گیرد. در اهمیت نقش کارگزاران در ثبات یک نظام همین بس که ضعف کارگزاران آن نظام سیاسی حتی در مواردی که مشروعیت اولیه داشته است ـ همانند کشورهایی که با رأی مردم بر سرکار آمده اند ـ موجب زوال آن مشروعیت شده است؛ برعکس، گاه یک نظام فاقد مشروعیت اوّلیه ـ همانند کشورهایی که با کودتا روی کار آمده اند ـ توانسته است به دلیل توانمندی کارگزاران و مدیران به مرور زمان مقبولیت و مشروعیت مردمی کسب کند. بنابراین، دوام و قوام حکومت ها قبل از هر چیز به نقش کارگزاران حکومتی بستگی دارد.
بلاغت و رسایی سخن شیخ اجل با عوامل متعددی پیوند دارد. او از هر فرصتی برای به اوج رساندن کلام خود و تسخیر بیشتر مخاطب بهره می جوید. اگرچه هدف اصلی سعدی حکایت پردازی نبوده است، بلکه از حکایت بیشتر به عنوان ابزاری برای تبیین دقیق تر اهداف تعلیمی و تربیتی خویش و همراه کردن مخاطب با خود بهره می گیرد، اما باریک بینی ها و ظرافت کاری های آگاهانه ی او در گزینش افراد یا اشخاص و عناصر حکایت ها نیز در بلاغت جویی او بی تاثیر نیست.
بوستان یا سعدی نامه از مثنوی های مشهور و تاثیرگذار تعلیمی- تمثیلی ادب پارسی و به اعتقاد برخی از سعدی پژوهان، برجسته ترین اثر شیخ اجل است. سعدی در این مثنوی برای رسانیدن پیام های خود، از ابزار و رسانه ی پرتاثیر «حکایت» بهره ی فراوان برده است. در مجموع، 183 حکایت یا حکایت واره ی کوتاه و بلند در بوستان - براساس نسخه ی مرحوم یوسفی- وجود دارد که بی تردید از لحاظ هنری و زیبایی شناسی همه در یک پایه نیستند.
این مقاله به فراوانی افراد یا اشخاص اصلی حکایت های بوستان اختصاص یافته است و نگارندگان با تسامح در برخی از موارد، برای بیان منظور خود از واژگان یا اصطلاحاتی چون «شخصیت»، « پویایی» و «ایستایی» که در واقع، بیشتر به حوزه ی داستان نویسی نوین تعلق دارد، کمک گرفته اند.در هر حال، منظور از واژه ی «شخصیت» عنصری است که رویدادها، کنش ها یا محادثه ها در پیرامون وجود او شکل می گیرند. در مجموع، این مقاله نشان می دهد که:
1. در حکایت های بوستان چه گونه ای از شخصیت ها، نمود بیشتری دارند؟
2. پویایی و ایستایی شخصیت های اصلی حکایت ها ی بوستان چگونه است؟
3. در میان شخصیت های انسانی، چه کسری به زنان و چه اندازه ای به مردان اختصاص یافته است؟
4. چه تعداد از شخصیت های اصلی بوستان چهره ی مثبت و چه قدر چهره ای منفی دارند؟
5. سهم شخصیت های مذهبی- عرفانی، تاریخی- اسطوره ای و تمثیلی چه قدر است؟
شواهد علمی نشان می دهند مولکول های چسبان سلولی و میانجی های التهابی که موجب افزایش فعالیت آندوتلیال عروقی می شوند و شاخص های قلبی- عروقی جدیدند که در مقایسه با شاخص های سنتی در پیشگویی بیماری های قلبی- عروقی حساسیت بیشتری دارند و در پاتوژنز آترواسکلروز نقش مهمی بر عهده دارند. هدف این پژوهش عبارت است از مطالعه اثر کوتاه مدت (یک جلسه) و طولانی مدت (24 و 36 جلسه) تمرین تداومی هوازی بر شاخص های قلبی- عروقی جدید و سنتی موش های نر ویستار. 36 سرموش نر 3 ماهه از نژاد ویستار به صورت تصادفی در دو گروه تجربی (18 سرموش، با وزن 11±202 گرم) و کنترل (18 سرموش، با وزن 12±201 گرم) قرار گرفتند. برنامه تمرینی به مدت 12 هفته و هفته ای 3 جلسه، با شدت 55 تا 85 درصد max2Vo (معادل دامنه سرعت 15 تا 30 متر در دقیقه) به مدت 15 تا 60 دقیقه اجرا شد. خون گیری پس از 14 ساعت ناشتایی در سه مرحله تمرین با شرایط مشابه انجام گرفت. برای اندازه گیری مقادیر 1sICAM- از کیت تجاری الایزای شرکت R&D و مقادیر β1IL- وTNF-α از کیت های تجاری الایزای شرکت Koma استفاده شد. مقادیر TC، TG، HDL-C، و LDL-C پلاسمایی با استفاده از کیت های شرکت پارس آزمون اندازه گیری شدند. داده ها با استفاده از آزمون های اندازه گیری های مکرر، تعقیبی LSD، و t مستقل تحلیل شدند. نتایج نشان داد یک جلسه تمرین هوازی تغییر معناداری در مقادیر شاخص های قلبی- عروقی ایجاد نکرد. پس از 24 جلسه تمرین هوازی مقادیر متغیرهای 1 sICAM-(179/0=p)، β1IL- (072/0=p)، TNF-α (163/0=p)، TC (059/0=p)، TG (340/0=p)، و LDL-C (591/0=p) کاهش معناداری نداشتند، در حالی که تنها مقادیر HDL-C (035/0=p) با افزایش معناداری همراه بود. با ادامه تمرین تا 36 جلسه، 1sICAM- (001/0=p)، β1IL- (002/0=p)، TNF-α (016/0=p)، TC (001/0=p)، TG (024/0=p)، و LDL-C (031/0=p) کاهش معناداری پیدا کردند. تفاوت معنادار بین گروهی نیز در مقادیر 1sICAM- (001/0=p)، β1IL- (039/0=p)، TNF-α (028/0=p)، TC (000/0=p)، TG (001/0=p)، LDL-C (000/0=p)، و HDL-C (002/0=p) در انتهای پژوهش دیده شد. یافته های این پژوهش نشان داد، تمرین های تداومی هوازی با افزایش HDL-C و کاهش TC، TG، LDL-C (شاخص های سنتی)، 1sICAM-، β1IL- و TNF-α که شاخص های جدید بیماری های قلبی- عروقی محسوب می شوند افراد را در مقابل خطر بیماری های قلبی- عروقی ایمن می سازند و احتمالاً در پیشگیری و کنترل بیماری های قلبی- عروقی نقش مهمی دارند.
هدف از انجام این مطالعه عبارت بود از تعیین ارتباط پاسخ های عامل رشد شبه انسولین و کراتین کیناز پس از یک نوبت و شش هفته تمرین مقاومتی هرمی و هرمی واژگون در دختران غیرورزشکار. پ ژوهش های زیادی به صورت جداگانه روی عامل رشد شبه انسولین و کراتین کیناز انجام گرفته است، اما با توجه به فرضیه تحریک عوامل رشد پس از آسیب سلولی (فرضیه آسیب سلولی)، ارتباط بین تغییرات عامل رشدی و آسیب سلولی به ویژه در آزمودنی های دختر در پرده ابهام است. آزمودنی های تحقیق را 27 دختر غیرورزشکار (سن 20/2±55/18 سال، وزن 86/9±56 کیلوگرم، و قد 33/5±162سانتی متر) تشکیل می دادند که به طور تصادفی در سه گروه تمرین هرمی (10 نفر)، تمرین هرمی واژگون (10نفر)، و کنترل (7 نفر) قرار گرفتند. گروه هرمی و هرمی واژگون به مدت شش هفته، هفته ای سه جلسه در شش ایستگاه تمرینی (جلوبازو، پشت بازو، کشش جانبی، جلوران، پشت ران، و پرس پا به تعداد سه نوبت و دو دقیقه استراحت بین نوبت ها) به تمرین پرداختند. گروه هرمی ست اول را با 50% ده تکرار بیشینه، ست دوم را با 75% ده تکرار بیشینه، و ست سوم را با 100% ده تکرار بیشینه اجرا کردند. گروه هرمی واژگون به صورت عکس عمل کردند. قبل و بلافاصله پس از جلسه اول، و قبل و بلافاصله پس از جلسه آخر تمرینات، غلظت عامل رشد شبه انسولین به روش الایزا، و کراتین کیناز به روش آنزیماتیک اندازه گیری شدند. قدرت حداکثر افراد نیز در پایان هفته سوم و ششم اندازه گیری شد. به منظور مقایسه داده های درون گروهی از روش تجزیه و تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و بین گروهی از ANOVA و t مستقل (05/0P<) استفاده شد. نتایج نشان داد قدرت حداکثر در دو گروه به طور یکسان افزایش دارد، به جز در حرکت جلوبازو که در گروه هرمی واژگون بیشتر بود. ترکیب بدن افراد نیز تغییر معناداری را پس از 6 هفته نشان نداد. همچنین IGF-1 متعاقب یک جلسه تمرین در هر یک از گروه ها کاهش غیر معنادار، و CK افزایش معناداری داشتند. به هرحال، پاسخ پس از شش هفته بدون تغییر بود. اما CK در هرمی واژگون افزایش داشت. نتایج نشان داد بین عامل رشد شبه انسولین و آسیب سلولی ارتباطی وجود ندارد. بنابراین، با توجه به افزایش کراتین کیناز و عدم تغییر معنادار عامل رشد شبه انسولین آسیب سلولی احتمالاً به صورت حاد پاسخ های ترمیمی رشدی را فعال نمی کند.