هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین میزان رضایت مندی استفاده کنندگان کتابخانه های عمومی خراسان شمالی از معماری کتابخانه ها و بررسی نقاط قوت و ضعف معماری آن ها می باشد. روش: روش پژوهش پیمایشی- توصیفی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. جامعه آماری شامل کلیه افراد شهرنشین استان خراسان شمالی که امکان استفاده از کتابخانه های عمومی را دارند و نیز کتابداران و مدیران کتابخانه های عمومی می باشد. حجم نمونه آماری 140 نفر برآورد و برای نمونه-گیری از روش تصادفی طبقه بندی شده استفاده گردید. همچنین بررسی و تحلیل داده ها به کمک نرم-افزار spss16 انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که میزان رضایت مندی در 5 معیار از 9 معیار معرفی شده، کم تر از حد متوسط (3) است. همچنین بالاترین میانگین وزنی (3.34) تنها اندکی بالاتر از حد متوسط (3) است. بنابراین چنین به نظر می رسد که میزان رضایت مندی در معیارهای عمومی ارزیابی معماری کتابخانه ها در مجموع نسبتاً پایین است. از نظر پرسش شوندگان وجود فضاهای جنبی و رفاهی نسبتاً مهم توصیف شد. میانگین های وزنی پرسش های مربوط به میزان مشکلات و ضعف های معماری فضاهای اصلی کتابخانه ها (3.17 تا 4.03) نشان داد که از نظر پرسش شوندگان معماری داخلی فضاهای اصلی کتابخانه ها در مجموع دارای شرایط نامطلوبی بوده و مشکلات زیادی دارد. همچنین بین «میزان رضایت مندی کلی از فضاهای کتابخانه» و سایر معیارهای عمومی ارزیابی معماری کتابخانه رابطه معنی دار و مستقیم مشاهده شد. بین «میزان رضایت مندی کلی از فضاهای کتابخانه» در بین سه گروه مدیران، کتابداران و مراجعان، تفاوت معنی دارای مشاهده نشد. اصالت/ارزش: یافته های این پژوهش می تواند به مسئولان و مدیران بخش های مرتبط در شناسایی نقاط قوت و ضعف معماری فضاهای کتابخانه ای و در تصمیم سازی و سیاست گذاری متناسب کمک کند. همچنین یافته های این پژوهش می تواند به برنامه ریزان، مشاوران، طراحان و معماران کتابخانه در برنامه ریزی کالبدی مناسب و طراحی کارآمد و هماهنگ با نیازهای مراجعان یاری رساند.
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی رفتار اطلاعیابی پرستاران و شناسایی نیازهای اطلاعاتی آنها از طریق تحلیل مقالات پژوهشی منتشر شده در این حوزه در مجلات بینالمللی است. روش: در پژوهش حاضر از روش سندی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل مقالات حوزه رفتار اطلاعیابی پرستاران نمایه شده در پایگاههای اطلاعاتی پاب مد، سینال، ساینسدایرکت، مدلاین، پرکوئست، اِمِرالد، اِبسکو و موتور جستوجوی گوگل اِسکالر در فاصله سالهای 2000 تا 2009 میباشد. یافتهها: یافته های تحقیق نشان داد که پرستاران بهمنظور کسب اطلاعات تخصصی، روزآمدسازی و ارتقاء دانش شخصی، رفع نیازهای بالینی بیماران از جمله پیشگیری، تشخیص، درمان و دریافت اطلاعات دارویی از منابع انسانی و متون پزشکی استفاده میکنند. مشورت با همکاران و پزشکان و بررسی مدارک بیماران مهمترین منابع اطلاعاتی پرستاران است. الگوی پرستاری مبتنی بر شواهد، الگوی رایج جستوجوی اطلاعات در میان پرستاران است. انگیزه پرستاران از جستوجوی اطلاعات، پاسخگویی به سؤالات بیماران، رفع ابهامات موجود در متون تخصصی و پروندههای بیماران میباشد. مهم ترین موانع جستوجوی اطلاعات پرستاران کمبود وقت، در دسترس نبودن منابع، مشغله کاری، فقدان مهارتهای اطلاعیابی لازم، و آشنا نبودن با منابع اطلاعاتی است. اتکاء به همکاران، کمتوجهی به متون رشته و منابع اطلاعاتی الکترونیکی از چالشهای اصلی رفتار اطلاعیابی در این حوزه بهشمار میرود. اصالت/ ارزش: گردش اطلاعات و استفاده بهینه و مطلوب از آن در جامعه اطلاعاتی وابسته به میزان انطباقپذیری میان اطلاعات و کاربران است. از سوی دیگر چالش اصلی پرستاران، اتخاذ تصمیمات فوری و دقیق در مواقع بحرانی است. نتایج این تحقیق می تواند در برنامه ریزی های آینده برای رفع نیازهای اطلاعاتی، استفاده بهینه از منابع اطلاعاتی، و شناسایی الگوی رایج اطلاعیابی پرستاران راهگشا باشد.
مکان یابی، از جمله تحلیل های مکانی است که تأثیر فراوان در کاهش هزینه های ایجاد و راه اندازی فعالیت های مختلف دارد. به همین دلیل یکی از مراحل مهم و اثر گذار پروژه های اجرایی به شمار می رود.یکی از دلمشغولی های برنامه ریزان شهری در فضاهای شهری طراحی و مکان یابی فضاهای خدماتی مناسب و مطلوب می باشد. هدف اصلی تاسیس ایستگاه های آتش نشانی تأمین بخشی از امنیت شهر در راستای برنامه های از قبل تعریف شده آنها می باشد. لازمه رسیدن به این هدف اعمال دید سیستماتیک و یکپارچه به عناصر شهری به صورت میکرو و جهت دهی ساختار شهر به صورت ماکرو می باشد که این مهم در قالب استفاده از روش های تصمیم گیری چند معیاره تا حد زیادی دست یافتنی است. این پژوهش قصد دارد با استفاده از دو روش TOPSIS و تخصیص خطی به رتبه بندی نواحی شهری شهر ماکو پرداخته و نتایج آن را با یکدیگر مقایسه کند. این دو مدل از روش های تصمیم گیری چند معیاره بوده و در مدل های جبرانی قرار می گیرند و روش TOPSIS در زیر گروه سازشی و روش تخصیص خطی در زیر گروه هماهنگ قرار دارد. یافته ها و نتایج تحقیق نشان می دهد که در روش TOPSIS بین 5 ناحیه فوق الذکر ناحیه 3 با (47/0) امتیاز در رتبه اول و ناحیه 4 با (42/0) در رتبه آخر قرار گرفته است و نواحی (2،5،1) به ترتیب با (46/0، 45/0، 44/0) در رتبه های بعدی جای گرفته اند و نتایج حاصل از روش تخصیص خطی نشان می دهد که در 5 ناحیه شهری ناحیه 3 در رتبه اول و ناحیه 4 در رتبه آخر قرار گرفته است و نواحی (2،5،1) به ترتیب در رده های بعدی جای گرفته است. باید گفت که نتایج حاصل از این دو روش کاملا شبیه یکدیگر می باشد با این تفاوت که در روش TOPSIS مناطق با امتیاز رتبه بندی شده است که در روش تخصیص خطی این امتیاز را ندارد.
در سال های اخیر، «بین المللی شدن» یکی از مباحث مهم محافل دانشگاهی بوده است. این موضوع دلالت بر تلفیق بُعد بین المللی، میان فرهنگی و جهانی در اهداف، کارکردها و نحوة آموزش دارد. بومی سازی، نظریه دیگری است که خواهان اشاعه، انطباق و رشد پارادایم دانش، فناوری، هنجارهای رفتاری و سرمایه های فرهنگی و ارزش های محلی خاص در موقعیت خاص است و همچون رویکرد بین المللی شدن، پاسخی در برابر پدیده جهانی شدن است. هدف مطالعه حاضر، بررسی ماهیت و الگوهای عملی بین المللی سازی برنامه های درسی و تبیین ربط و نسبت این رویکرد با نظریه های بومی سازی علوم و پدیده جهانی شدن است. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی و تحلیلی است که تلاش شده موضوع تحقیق با بهره گیری از نظریات متخصصان حوزه علوم تربیتی و جامعه شناسی مورد بررسی و نقد قرار گیرد. یافته ها نشان می دهد بومی سازی و بین المللی شدن یکی از مهم ترین لوازم در عصر جهانی شدن، و رویکردی مهم برای احیای تفکر اسلامی در نظام علمی فرهنگی جهان است. اگرچه هر نظام آموزشی طبق آرمان ها و اهداف جامعه و با توجه به میزان اهمیتی که برای دانش ملی و دانش جهانی قائل است، راهکارها و فرصت های خاصی در ارتباط با رویکرد بین المللی سازی و بومی سازی علوم دارد، اما نظام هایی که دور از هرگونه افراط و تفریط در این زمینه قدم برداشته اند، توانسته اند نسبت به فرصت ها و چالش های پیش رو، تصمیمات مؤثرتری داشته باشند و در بحث تولید علم و تحقق رسالت های آموزش عالی، اثربخش تر عمل کنند.
نویسنده مقاله ضمن برشمردن ویژگی های غزلیات سعدی و زبان او در غزلیات، معتقد است که هنر سعدی بیش از همه و پیش از همه در غزل هایش تجلی یافته است. او سعدی را نخستین شاعر و سخنوری می داند که با هنر خود، بنیاد برتری غزل را بر انواع دیگر ادبی، ثابت کرده است. در ادامه نیز به بررسی ویژگی های ساختاری در غزل سعدی با مطلع: «ای ساربان آهسته ران» و غزل: «بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران» می پردازد.
این مقاله فرآیند تأثیر اصلی ترین متغیرهای غیرقیمتی تحقیق و توسعه و سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر صادرات صنایع مبتنی بر فناوری برتر را در ایران طی دوره 86-1360 و با استفاده از مدل های با وقفه توزیع شده بررسی می کند. نتایج این مطالعه نشان می دهد هر دو متغیر دارای تأثیر مثبت و معنی داری بر صادرات صنایع با فناوری برتر هستند اما فرآیند تأثیرگذاری آنها متفاوت می باشد و R&D در دوره کمتری و با کشش بیشتری نسبت به FDI، بر صادرات فناوری برتر اثر می گذارد.
بر اساس تئوری نمایندگی، تضاد منافع میان مالکان و مدیران هزینههای نمایندگی را سبب میشود. قوانین مربوط به حاکمیت شرکتی درصدد تخفیف این هزینهها هستند. یکی از ابزارهای بااهمیت در این حوزه تمرکز مالکیت و امکان کنترل عملکرد مدیران است. این مطالعه درصدد شناسایی رابطه بین تمرکز مالکیت، عملکرد شرکت و سیاست تقسیم سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. از اینرو، تعداد 64 شرکت در طی دوره 1380 تا 1388 بررسی شدند. رویکرد انتخابی برای آزمون فرضیات با استفاده از تلفیق دادههای مقطعی و زمانی است. در این تحقیق، از روش رگرسیون حداقل مربعات ادغام شده (پانل دیتا) استفاده شده است. تمرکز مالکیت با استفاده از درصد مالکیت سهامداران عمده بالای 5 درصد، عملکرد با استفاده از سه معیار ROA ، ROE و Q توبین و سیاست تقسیم سود با استفاده از نسبت سود تقسیمی ( DPS/EPS ) سنجیده شد. نتایج تحقیق نشان داد در سطح اطمینان 95% بین تمرکز مالکیت و دو معیار عملکرد یعنی ROE و Q توبین رابطه معنادار وجود دارد؛ یعنی هرچه تمرکز مالکیت بیشتر باشد، کنترل بیشتری بر مدیران اعمال شده، عملکرد شرکت بهبود مییابد. همچنین بین معیارهای عملکرد ROA و Q توبین و نسبت سود تقسیمی رابطهای معنادار مشاهده شد؛ به این معنا که بهبود عملکرد میتواند افزایش سود تقسیمی را به دنبال داشته باشد. در عین حال، از نظر آماری رابطهای معنادار بین تمرکز مالکیت و نسبت سود تقسیمی مشاهده نشد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی منابع قدرت مدیران با کارآفرینی کارکنان می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان32 شعبه بانک ملی (حدوداً 250 نفر) شهر زاهدان است، که از بین آنان 155 نفر با روش خوشه ای- تصادفی انتخاب گردیدند. به منظور گردآوری داده ها از دو پرسشنامه ی سنجش منابع قدرت هینکین و شرایخیم (1989) و پرسشنامه ی ویژگی های شخصیتی کارآفرینی که اقتباس شده از پرسشنامه ی استاندارد شده ی بین المللی مرکز کارآفرینی دانشگاه «دارهام» می باشد استفاده گردید. پایایی پرسشنامه ها با آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 82/. و 74/. محاسبه گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از میانگین، انحراف استاندارد، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. بررسی توصیفی داده ها حاکی از این است که منبع قدرت غالب در بین مدیران بانک ملی از دیدگاه کارکنان، قدرت مرجعیت است. همچنین در بین ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه کارکنان نیز بالاترین میانگین مربوط به توفیق طلبی می باشد. تحلیل استنباطی داده ها نشان داد که بین منبع قدرت پاداش مدیران با تحمل ابهام، ریسک پذیری، توفیق طلبی و مـرکز کنترل درونی کارکنان رابطه ی مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین بین منابع قدرت قانـون و تخصص مدیران با خلاقیت و تحمل ابهام کارکنان؛ منبع قدرت مرجعیت مدیران با خلاقیت و توفیق طلبی کارکنان؛ و قدرت اجبار مدیران با استقلال طلبی کارکنان رابطه ی مستقیم ومعناداری مشاهده شد. یافته های پژوهش همچنین نشان داد که منبع قدرت پاداش مدیران بیشترین نقش را در پیش بینی ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه کارکنان دارد.
با گسترش روز افزون شرکت های سهامی و پدیدار شدن بحران های مالی شدید در ابعاد خرد و کلان اقتصادی، مالکان و ذینفعان مختلف بنگاه ها به دنبال ایجاد پوشش و سپری برای مصون کردن خود در مقابل این گونه مخاطرات بوده اند و این موضوع آن ها را به استفاده از مدل های مناسب پیش بینی کننده برای ارزیابی توان مالی شرکت ها حساس و آگاه نموده است. در این پژوهش نسبت های نقدینگی استخراج شده از صورت جریان وجوه نقد و نسبت های مالی مبتنی بر ترازنامه و سود و زیان حاصل از سایر صورت های مالی به منظور پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور با استفاده از مدل رگرسیون لوجیت و مدل تحلیل ممیزی تعداد 27 شرکت ورشکسته و 27 شرکت غیر ورشکسته مشابه، طی سال های 1380 تا 1386 مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج ارزیابی حاکی از کارایی بیشتر نسبت های مالی مبتنی بر ترازنامه و سود و زیان در مقایسه با نسبت های مالی مبتنی بر صورت جریان نقدی است.
در هزاره سوم، مدیریت دانش به عنوان یک نیاز راهبردی برای مؤسسات آموزشی و آموزش عالی مطرح شد. در واقع، میزان بهره¬گیری سازمان ها و جوامع از سرمایه¬های انسانی، فکری و اطلاعاتی، برتری¬ بلندمدت آنها را تضمین می کند. امروزه، افزایش قابلیت¬ها و توان ارتقای مهارت های آموزشی و پژوهشی از طریق بهره¬گیری خردمندانه از فناوری¬های نوین و به اشتراک گذاری دانش و افزایش همکاری ها بین دانشگاه¬ها و دانشگاهیان میسر شده است. با توجه به اهمیت مدیریت دانش در دانشگاه¬ها و مؤسسات آموزش عالی، هدف پژوهش حاضر، ارزیابی وضعیت دانشگاه¬های منتخب کشور (تهران، اصفهان، تربیت مدرس، الزهرا، مازندران، گیلان، یزد، اراک و رازی) از لحاظ سطح مدیریت دانش است. این پژوهش از نوع توصیفی، مقطعی و کاربردی است و برای جمع¬آوری داده¬ها از پرسشنامه استفاده شده است که پس از تایید روایی آن بین 355 نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه¬های یاد شده بر اساس نمونه¬گیری طبقه ای توزیع گردید. تجزیه و تحلیل داده¬های پژوهش با استفاده از نرم-افزار SPSS16 صورت گرفت. یافته¬های پژوهش نشان می دهد موقعیت کلیه دانشگاه¬های منتخب، از لحاظ شاخص سطح مدیریت دانش، مناسب نبوده و کمتر از میانگین شاخص موردنظر است.
انسان موجودی تصمیم گیر است. تصمیم گیری یعنی حل مسئله و انتخاب راه حل. مدیران برای تصمیم گیری و چاره جویی مسئله، باید مقدماتی فراهم آورند تا بتوانند موضوع را بشناسند و سپس آن را حل کنند. برخی از این مقدمات آگاهانه برگزیده میشوند و برخی دیگر بدون توجه به کار میروند. انسان ها تحت تأثیر عوامل تربیتی و شناختی در دوران زندگی برداشت هایی در ذهن خود جای میدهند و به هنگام تصمیم گیری، به طور طبیعی از آنها استفاده میکنند.
مدیران آگاه با جاسازی اطلاعات واقعی و ارزنده و چینش مناسب آن میتوانند شرایط را برای تصمیم گیری بهتر خود فراهم سازند. نگرش ها با هدایت ذهن مدیران، آنان را در پیمودن فرایند تصمیم گیری همراهی میکند. نگرش های مدیران میتواند در همة مراحل تصمیم گیری نقش بیافریند. نقش آگاهیهای هستیشناسانه و انسان شناسانة مؤثر در تصمیم گیری، در این مقال در کانون توجه است. مدیران مؤمن با داشتن این آگاهیهای ضمنی بهتر میتوانند در رویاروی مسائل قرار گیرند. در این مقاله با تحلیل مفهوم نگرش و تبیین مراحل تصمیم گیری، تلاش شده است که با استفاده از منابع اسلامی تأثیر نگرش ها بر تصمیم گیری بررسی شود.
نهادآموزش و پرورش، عامل رسمی انتقال فرهنگ و دا نش به نسل جوان و تضمین کننده ی بقا و ثبات جامعه است. بنابراین، توجه کارشناسانه در انتخاب محتوای درسی و پیام های آنها، می تواند به صحت و سلامت فرآیند شکل دهی هویت ملی و همچنین رشد آن در دانش آموزان کمک نماید. به همین دلیل، مسأله ی کلی پژوهش حاضر عبارت است از؛ چگونگی پرداختن کتب تعلیمات اجتماعی پنجم دبستان و سوم راهنمایی، به عنوان مقاطع پایانی دو دوره ی تحصیلی، به مقوله ی هویت ملی و نیز شناسایی کاستی ها و آسیب پذیری های هر کدام از آنها در متون درسی. در انجام این پژوهش و پاسخ به مساله تحقیق، از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. در این پژوهش، ده مقوله در مورد با هویت ملی شناسایی شدند. این مقوله ها عبارتند از: بعد دینی، سیاسی، ارزش ها و هنجارهای ملی، میراث فرهنگی، اسطوره های ملی، نمادهای ملی، ویژگی های جغرافیایی، خرده فرهنگ های قومی، افتخارات ملی و تجدد. در مجموع یافته های به دست آمده از این پژوهش دلالت بر آن دارد، که در کتب نامبرده، به مقوله های دینی وسیاسی به عنوان رکن اسلامیت مربوط به پدیده ی هویت ملی در حد نسبتاً مناسبی پرداخته شده است. این در حالی است، که برخی دیگر از ابعاد هویت ملی مربوط به ارکان ایرانیت و تجدد به شدت مورد غفلت قرار گرفته اند. ابعاد مذکور عبارتند از: ارزش ها وهنجارهای ملی، اسطوره های ملی، خرده فرهنگهای قومی، نمادهای ملی و تجدد. با توجه به یافته های به دست آمده، بازنگری در اهداف و محتوای برنامه های درسی مقاطع دبستان و راهنمایی با تأکید بر پرورش هویت ملی (اسلامی- ایرانی و تجدد) پیشنهاد می گردد.