پنچتنتره در زبان سانسکریت کتابی کلاسیک است درباره حکمت عملی و سیاسی و راه و روش عاقلانه در امور روزانه زندگانی انسانیی، اما داستانها و فابلهای این کتاب با استفاده از هر دو گروه شخصیت های انسانی و غیر انسانی بیان شده است. این کتاب از زمان اولین ترجمه خارجیش به زبان پهلوی در قرن ششم میلادی، به شکلهای مختلف یعنی ترجمه ها، روایت ها و گزیده ها در سراسر دنیا سیاحت نموده است. داستان اولین ترجمه پنچتنتره به جای خود داستانی جالب چون بیشتر داستانها و حکایتهای این کتاب است. در این مقاله روایات اولین ترجمه خارجی این کتاب، قصه ها و جهانگردیش مطرح شده است.
شیخ ناصر علی سرهندی ملقب به «صائبای ثانی»و متخلص به علی از شاعران معروف پارسی گوی هند در سده یازدهم هجری است که ولادت او در سال 1048 هـ.ق در سرهند اتاق افتاده است . وی در میان شاعران پارسی گوی هند از جمله سرآمدان است . ویژگی شعری او داشتن خیالات باریک و بسیار دقیق و دقت در یافتن مضمونهای تازه دیریاب و داشتن زبان ساده متمایل به محاوره است . ناصر علی در قالب قصیده ، غزل و مثنوی و رباعی طبع آزمایی کرده است .در قصاید به مدح حاکمان پرداخته و غزلیات او بیانگر احوال عاطفی اوست. ویژگی بارز شعر ناصر علی آن است که او در شعرش بیشتر بر ذوق تکیه داشت تا بر دانش و اطلاع خویش . او پیوسته به ایران و زبان فارسی عشق می ورزید و نسبت به حافظ اظهار ارادت می کرد. در این مقاله سعی شده است که به شرح احوال و ویژگیهای سبکی شعر ناصر علی پرداخته شود .
منظومه عرفانی شیخ صنعان و دختر ترسا یکی از دو منظومه ی مستقل فارسی از داستان معروف شیخ صنعان است که محمد وحدت هندی، شاعر و عارف قرن 13ه، با استفاده از روایت شیخ فریدالدین عطار نیشابوری در منطق الطیر سروده است. منظومه ی دیگر از میرزا ابراهیم نادری کازرونی، شاعر هم دوره ی وحدت است. منظومه ی وحدت هندی در 2800 بیت در قالب مثنوی بر وزن خسرو و شیرین نظامی است. وحدت در جای جای این مثنوی ارزشمند از آیات قرآن، احادیث نبوی و کلام حکما استفاده کرده و از حکایات و تمثیلات جذاب و خواندنی بهره جسته و بدین وسیله بر جاذبه های معنوی و ارزش ادبی منظومه افزوده است . شیوه ی تحقیق این مقاله توصیفی - تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای است.
ادبیات پسااستعماری، غالباً با آموزه های دوران استعمار ضدیت دارد و به بحث درباره ی اثرات و نتایج رهایی از استعمار و بررسی روند تحولات و استقلال سیاسی و فرهنگی مردمی می پردازد که بندهای دوران استعمار را گسسته اند. این ادبیات همچنین به تحلیل ادبی متونی که گرایش های استعماری و نژادی را در خود نهفته دارند، می پردازد. هندوستان با پیشینه ی استعماری و فرهنگ پسااستعماری کنونی خود، موضوع جامعی برای مطالعات پسااستعماری و تاثیرات حاصل از آن است. در حقیقت ادبیات پسااستعماری در هند، رها شدن از پوسته قدیمی شکل گرفته توسط افکار و چارچوب های غربی و ظهور آگاهی و روشنفکری جدیدی است که منجر به پیدایش و اهمیت یافتن مفهوم «بیان کردن خود»(self expression) می شود. دوران پسااستعماری در هند، منجر به شکل گیری هویت های جدیدی شده که با مطالعه و بررسی دوران استعمار، به کشف دوباره ی هویت ها و فرهنگ های به حاشیه رانده شده ی خود می پردازد و با ایجاد ساختارهای فکری و تحلیلی جدید مبتنی بر فرهنگ هندی، جامعه ای نو بنیان می نهد. در حقیقت نویسندگان هندی، حتی تعاریف و مولفه های پسااستعماری را به چالش کشیده اند و اگرچه در بیشتر مستعمرات بریتانیا، زبان انگلیسی، زبان ادبیات پسااستعماری بوده است، نویسندگان هندی زبان های بومی خود را نیز همپای زبان انگلیسی رشد داده اند. شکل گیری ادبیات پسااستعماری در هندوستان، تبلور واقعی این تلاش ها و تحولات است. در این نوشتار ویژگی های ادبیات پسااستعماری و نیز زبان، فرهنگ و هویت در ادبیات دوران پسااستعمار در هندوستان بررسی می شود.
سرزمین هند که دارای قدمتی 6000 ساله است، انباشته از اسطوره های بیشماری می باشد که واکاوی هر یک از آنها، دریچه هایی از آگاهی را به ذهن بشریت باز خواهد نمود. هنر و تمدن این سرزمین را همچون سایر ملل باید در دل اساطیر و خدایان آن بررسی نمود دراویدیان که نیای ساکنان این سرزمین محسوب می شوند، طبیعت پرستانی بودند که به خلق تمدن درخشان دره سند دست زدند. اعتقادات آنان خاستگاه بارز خدایان و کیش های بعدی هند گردید. دوران بعدی در تاریخ هند هجوم آریاییان جنگ جوست که با ورود خود مرحله ای را تحت عنوان عصر ودایی رقم زدند. در فرهنگ اساطیری هند خدایان بسیاری می توان بر شمرد که دارای اعضای متکثر هستند: چندین سر، چندین چشم، چند بازو، چند خرطومی و غیره. هر عضو نماد مفهومی خاص است برای مثال خدای سه سر، سه وجه از قدرت خود را به نمایش می گذارد. سرها مراکز تعقل و نیروی فرمان روایی هستند؛ یا اینکه تعدد چشمان، دوری از اشتباه و احاطه بیشتر به جهان را به همراه دارد و تعدد گوش ها، دریافت بهتر کلام الهی را می رساند. وارونا هزار چشم، میترای هزار گوش، آگنی سه صورت، شیوای سه چشم از جمله خدایان متکثر الاعضا هستند که مفهوم خارق العادگی و نیروی الهی را به همراه خود دارند.
در پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از مطالعات تطبیقی، سعی شده است تحولات جمعیتی کشور هندوستان به عنوان دومین کشور پرجمعیت جهان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. داده های اولیه پژوهش از منابع اینترنتی، کتابخانه ای و سرشماری هندوستان و ... جمع آوری گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رشد سریع جمعیت در این کشور از اواسط قرن 20 آغاز شده و تا اواخر این قرن ادامه داشته ولی از دهه ی اول قرن تا حدودی از سرعت رشد آن کاسته شده است که میزان آن در ایالات مختلف این کشور متفاوت است. از نظر شهرنشینی هند از کشورهای با درصد شهرنشینی پایین جهان بوده و حدود 32 درصد ساکنان آن شهرنشین هستند. میزان امید به زندگی در این کشور از کمتر از 40 سال، در سال 1955 به حدود 69.88 سال، در سال 2011 افزایش یافته است. متوسط نسبت جنسی نیز در هند به طور میانگین 110.4است ولی بین مناطق مختلف کشور، پیروان ادیان و مذاهب و اقشار مختلف جامعه تفاوت نسبتاً چشم گیری از این حیث مشاهده می شود. در نهایت اینکه میزان موفقیت سیاست تنظیم خانواده در ایالات مختلف هند بسیار متفاوت بوده است.
نکاح نهادی عاطفی، اجتماعی و حقوقی است که محصول آن زوجیت است. از جمله عناصر در پایداری زوجیت وفاداری است، وفاداری به معنای التزام و پایداری به پیمان زناشویی و خیانت نکردن به همبستگی عاطفی و جنسی است. آیات و روایات متضمن لزوم وفاداری در مطلق پیمان ها و ضرورت پای بندی به همبستگی عاطفی در پیمان زناشویی، مهم ترین ادله وجوب وفاداری به شمار می آیند. علاوه بر آن آموزه های اخلاقی ما را به وفاداری در پیمان زناشویی رهنمون می گردانند. عفت و پارسایی جنسی، عدم تنوع طلبی و تمکین جنسی از مهم ترین عناصر وفاداری به شمار می آیند. حسن معاشرت، پاکیزگی ظاهری، رعایت الزامات حقوقی چون نفقه نیز در تعمیق و توسعه وفاداری موثر می افتند. بدون تردید وفاداری بستر شکل گیری اعتماد به شمار می آید، عشق و محبت بین زوجین و ابراز آن و کاربست صداقت در مناسبات زوجین، خیرخواهی، رازداری، پرهیز از مخفی کاری و حسن ظن از مهم ترین عوامل تعمیق و توسعه اعتماد در مناسبات زوجین در تعالیم اخلاقی و حقوقی اسلام است.
نوشتار حاضر با توجه به نیاز علمی جامعه امروزی به الگوی رفتار ارتباطی با همسر، درصدد استنباط و ارائه معیارهای سازگاری و اخلاق مدارا در زندگی زناشویی برآمده است. این مقاله به سبک مساله محور و با روش کتابخانه ای و مراجعه به منابع معتبر به تبیین مولفه های الگوی مدارا با همسر در پرتو آموزه های مترقی اسلام می پردازد. بدین منظور ابتدا به طرح دقیق مساله پرداخته، تصویری از هویت و چیستی «رفق و مدارا» در فرهنگ دینی ارائه می دهد. در ادامه با رهیافتی درون دینی به بیان ضرورت مدارا با همسر و سپس به تبیین خصوصیات همسران سازگار و اهل مدارا از موضع علم و دین می پردازد.
شاه ولی الله محدث دهلوی، صاحب کتاب حجه الله البالغه، متولد دهلی، در هندوستان، قریب 300 سال پیش، ترجمه ای از قرآن کریم بدست داده که حتی امروز کمتر ترجمه ای با شیوایی و دقت آن می توان در میان مترجمان متاخر قرآن کریم یافت. متاسفانه این اثر گرانسنگ بنا به دلایلی در ایران ناشناخته باقی مانده است. در این مقال پس از معرفی شاه ولی الله دهلوی، به ویژگی هایی که ترجمه وی از قرآن داراست پرداخته شده و سپس با استفاده از برخی ملاک های مقابله ای نحوی میان زبان عربی و فارسی سعی در بررسی دقیق تر صحت کار ترجمه وی گردیده است.
دریاچه خزر بزرگ ترین دریاچه جهان بین آسیا و اروپا واقع شده و فاقد اتصال طبیعی به اقیانوس ها و دریاهای جهان است. تا پیش از فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی در سال 1991، دریای خزر به عنوان یک دریای ایرانی ـ شوروی شناخته می شد و طبق معاهدات فی مابین دو کشور که در سال های 1921 و 1940 منعقد گردیده بود، عرصه دریایی مشترک دو کشور محسوب می شد. به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ظهور سه کشور جدید یعنی قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان در مجاورت این دریا، عملاً دریای خزر توسط پنج کشور احاطه شد و از اینجا بود که اختلاف در مورد رژیم حقوقی دریای خزر و چگونگی بهره برداری از منابع بستر و زیربستر دریا پدید آمد. بر اساس مذاکراتی که در سال های پس از فروپاشی شوروی انجام گرفته، روش های مختلفی جهت تقسیم دریای خزر پیشنهاد شده که تاکنون هیچ کدام از آنها مورد توافق قرار نگرفته است. ویژگی های جغرافیایی دریای خزر، دارا بودن قابل توجهی منابع نفت و گاز، به علاوه حضور قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای، موجب شکل گیری دیدگاه های مختلفی در مورد چگونگی مالکیت دریای خزر و تعیین خطوط مرزی شده است. در این مقاله کوشش می شود با رویکرد توصیفی – تحلیلی، موضع گیری های کشورهای ساحلی دریای خزر در مورد رژیم حقوقی این دریا پس از فروپاشی شوروی بررسی شود و با توجه به این موضع گیری ها، عوامل موثر در عدم تعیین خطوط مرزی دریایی کشورهای ساحلی دریای خزر مشخص گردند .
در پی تغییر ماهیت ارتباط مقامات عمومی با شهروندان طی سالیان اخیر، صلاحیت های اختیاری گسترده ای به مقامات اداری واگذار شده و انواع «تصمیمات و اعلامات اداری» ناشی از اِعمال این صلاحیت ها، به صورت بخشی از اصول مورد توجه شهروندان در برنامه ریزی های زندگی فردی و اجتماعی درآمده است. با این حال، برخی اوقات اَعمال جدید مقامات عمومی نوعاً با انتظارات افراد ناشی از تصمیمات و اعلامات قطعی پیشین، متفاوت و حتی مغایر است. در چنین وضعیتی رعایت «انصاف» و حفظ «اعتماد عمومی» به اداره، حمایت حقوقی از توقعات و «انتظارات مشروع» شهروندان را ایجاب می کند. اصل انتظار مشروع به مثابه یکی از اصول بنیادین کنترل قضایی اَعمال دولت در دیوان ها و مراجع دادرسی اداری، با ترکیبی از سازوکارهای حمایتی متنوع در مواقع نقض رویه ها، تفویت منافع و امتیازات و ایراد خسارات، به حمایت از خواسته ها و توقعات یادشده شهروندان می پردازد. تامل در برخی قضایای مطروحه در دیوان عدالت اداری، نشان می دهد که در صورت وقوع برخی اصلاحات قانونی، امکان پذیرش و اِعمال این اصل در نظم حقوق اداری ایران نیز وجود دارد. با این وصف، معرفی چارچوب نظری این اصل، ضمن الحاق مفهومی جدید به ترمینولوژی حقوق عمومی داخلی و بهبود دادرسی های اداری، به تامین هرچه بیشتر رفاه اجتماعی شهروندان نیز کمک خواهد کرد.
حقوق و وظایف متقابل زوجین از اموری است که دین مبین اسلام برای تحکیم خانواده و رشد و بالندگی آن وضع نموده است. رعایت این حقوق و انجام مسئولیت های مربوط به آن، سبب نزدیکی و صمیمیت بیشتر زوجین می شود و از بروز هرج و مرج در خانواده جلوگیری می نماید.
بررسی این موضوع از دو نظر ضرورت دارد؛ نخست آنکه امروزه بر اثر ضعف مبانی دینی برخی افراد و نیز نفوذ جریان های فکری- فرهنگی و معرفتی غرب به ویژه تفکرات فمینیستی، آموزه های اسلامی خانواده کم ارزش، زوجین به تکالیف خود در قبال یکدیگر بی توجه شده اند و وظایف خود نسبت به همسر را به خوبی انجام نمی دهند.
واضح و روشن است که بی توجهی به این وظایف (با توجه به نقش محوری و تاثیرگذار آن ها در خانواده) علاوه بر آسیب پذیر نمودن رابطه همسران، می تواند روابط سایر اعضای خانواده را آشفته نماید و حتی خانواده را در معرض خطر فروپاشی قرار دهد.
دوم، هجوم سیل آسای بسیاری از شبهات مثل تفاوت حقوق و تکالیف زوجین در خانواده، با جدا نمودن بخشی از دستورات دین از متن دین و بدون نگاه جامع به نظام مندی قوانین اسلام، زمینه سوء استفاده از آموزه های دینی را فراهم کرده و این شبهه را ایجاد نموده است که اسلام با نگاهی مردمحورانه به وظایف و حقوق زن و مرد، به زن ظلم کرده است که این امر باعث منحرف شدن بسیاری از افکار از تعالیم آسمانی دین اسلام است.
نوشتار حاضر، با بهره گیری از آیات و روایات، نظرات فقها و حقوقدانان و نیز با استفاده از نظریه های روانشناسی درباره فلسفه تفاوت های حقوقی زوجین، علاوه بر تبیین صحیح وظایف مشترک و اختصاصی زن و مرد، علت این تفاوت ها را با نگاهی درون دینی (آیات و روایات و فقه اسلامی) و برون دینی (روانشناسی) بررسی کرده است.
بی تردید نهاد خانواده در پرورش استعدادهای نسل آینده سهم مهمی دارد، به امنیت اخلاقی- اجتماعی کمک می کند و در شکل گیری اقتصادی سالم و پویا موثر است و کانون آرامش و محبت و پرورش عواطف انسانی است.
با صنعتی شدن جوامع غربی و آغاز پیدایش حرکت فمینیسم در اوایل قرن نوزدهم، جوامع مزبور دچار بحران و دگرگونی شدند. در این چرخه تغییر، نهادی که بیش از همه دچار بحران هویت گردید، نهاد خانواده بود به طوری که نقش زنان در خانواده و حرکت سنتی آنان متحول شد. فمینیست از هر نوعی (لیبرال، مارکسیستی، رادیکال، سوسیال و فرامدرن) با انتقاد از خانواده هسته ای و اقتدار پدرسالارانه، به خانواده سنتی حمله کرده و بدون پینشهاد جایگزینی مناسب، مناسبات خانوادگی زن را دگرگون کرد. از این رو، در این جوامع، خانواده نه تنها از استحکام لازم برخوردار نیست، بلکه رقبای جدی در کنار خود دارد. آمار رو به افزایش طلاق، همسرآزاری، خودکشی زنان و تک زیستی ها شاهد بر این مدعاست.
مقاله حاضر با هدف تبیین نگرش های فمینیستی و آسیب شناسی آن، به تعارض میان اسلام و گرایش های فمینیستی می پردازد. نتایج بررسی دیدگاه اسلام در این زمینه نشان می دهد که خانواده نهادی مقدس است و زن محور پویایی و کارآمدی آن می باشد. خداوند بر اساس حکمت خویش زن و مرد را به تفاوت زیستی خلق کرده و انتظارات متفاوتی از آنان دارد، گرچه ارزشمندی واقعی هر انسانی به بهره مندی وی از قدرت و کمال و تقرب به خداوند است و در این زمینه تفاوتی بین زن و مرد نیست و بنا به ضرورت هر دو برای دستیابی به تقرب یک مسیر را نمی پیمایند.
با توجه به اهمیت صاحب نظران فرهنگی و دینی بر آموزش و پرورش یک جامعه، هدف از انجام این تحقیق شناسایی تفاوت و تشابه ویژگی های معلم و شاگرد و روابط بین آن ها از دیدگاه امام محمد غزالی و توماس آکویناس است تا میزان تناسب این راهبرد ترببیتی با چارچوب فرهنگی ایران مشخص شود. برای انجام این تحقیق از روش تطبیقی- تحلیلی استفاده شده است. به این صورت که، مطالب مرتبط با سوالهای پژوهش از منابع موجود استخراج و سپس به بررسی تطبیقی این دو دیدگاه پرداخته شد و وجوه تفاوت و تشابه دیدگاه ها بیان گردید. نتایج پژوهش مبین آن است که این دو متفکر دارای وجوه تفاوت و تشابهی در زمینه ویژگی های معلم و شاگرد و روابط بین آن ها می باشند که البته وجوه تشابه آن ها بیش از جنبه های افتراق بوده است. هر دو متفکر در خصوص ویژگی های معلم، شاگرد و رابطه معلم و شاگرد دارای نقطه نظرات مشترک زیادی می باشند، از جمله این که از نظر هر دو خداوند معلم واقعی انسآن هاست. همچنین هر دو عقیده دارند که کار معلم پاکسازی، راهنمایی و هدایت شاگردان بوده و وظیفه دارد که شاگرد را در جهت رسیدن به کمال، سعادت، خوشبختی و اطاعت از فرمان خداوند یاری نماید. البته این متفکران مذهبی، در خصوص مواردی چون اولویت یادگیری علوم مختلف، یادگیری علوم اختیاری و اجباری، نحوه آموزش و فرایند آموزش با یکدیگر اختلافاتی دارند.
مقدمه: سوء هاضمه کنشی از اختلالات گوارشی شایع، ناتوان کننده و پرهزینه است. اطلاعات اندکی در خصوص نقش روان درمانگری بر درمان نشانه های سوء هاضمه در دسترس است. هدف از بررسی این مطالعه بررسی تاثیر روان درمانگری کوتاه مدت پویشی هسته تعارضی موضوع ارتباطی بر بهبودی نشانه های گوارشی و شیوه های مقابله با تعارض بیماران سوء هاضمه گوارشی بود.
روش: یک کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده در دو بیمارستان آموزشی درمانی شهرستان بابل طراحی شد. 30 بیمار مبتلا به سوء هاضمه کنشی با روش نمونه گیری در دسترس به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی درمان طبی استاندارد به همراه روان درمانگری هسته تعارضی موضوع ارتباطی (15 آزمودنی) یا درمان طبی استاندارد به تنهایی (15 آزمودنی) قرار گرفتند. نشانه های گوارشی و شیوه های مقابله با تعارض قبل از کارآزمایی، پس از آن و سه ماه پیگیری با پرسشنامه های ارزیابی بیمار از اختلال گوارشی فوقانی- شاخص شدت نشانه و مقیاس نسخه دوم شیوه مقابله با تعارض رحیم ارزیابی شدند. از آزمون T مستقل و تحلیل کواریانس برای تحلیل داده ها استفاده شد.
یافته ها: مقایسه میانگین تغییر نمرات گوارشی در دو گروه در پایان درمان و سه ماه پیگیری نشان داد که روان درمانگری هسته تعارضی موضوع ارتباطی کلیه نشانه های سوء هاضمه کنشی شامل، سوزش سردل، تهوع/ استفراغ، پری معده بعد از غذا، نفخ معده، درد فوقانی شکم، درد تحتانی شکم و نمرات کل را بهبود داد. همچنین، روان درمانگری هسته تعارضی موضوع ارتباطی شیوه های مقابله با تعارضات سازندﮤ همراهانه، مهربانانه و مصالحه گرانه را ارتقاء و شیوه های مقابله با تعارضات غیر سازنده سلطه گرانه و اجتنابی را کاهش داد.
نتیجه گیری: روان درمانگری پویشی کوتاه مدت هسته تعارضی موضوع ارتباطی یک مدل درمانی قابل اعتمادی برای بهبودی نشانه های گوارشی و شیوه های مقابله با تعارض در بیماران سوء هاضمه کنشی است.
مقدمه: اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی با مشکلات زیادی همراه بوده و روش های درمانی متعددی برای درمان کودکان مبتلا به این اختلال ارائه شده است. پژوهش حاضر تاثیر بازی درمانگری کودک محور بر کاهش نشانه های رفتاری کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی را مورد بررسی قرار داده است.
روش: 25 کودک با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی در دامنه سنی 7 تا 12 ساله با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با روش پژوهشی شبه آزمایشی از نوع سری های زمانی یک گروهی بدون گروه کنترل مورد آزمایش قرار گرفتند. بعد از انجام دو نوبت پیش آزمون، برنامه بازی درمانگری کودک محور به مدت 24 جلسه (هر جلسه به مدت 40 دقیقه- دوبار در هفته) اجرا شد. سپس در چهار نوبت نسبت به اجرای پس آزمون اقدام شد. برای انجام پیش و پس آزمون ها از فرم والد پرسشنامه علائم مرضی کودکان و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که نمره های تمامی چهار نوبت پس آزمون از نمره های پیش آزمون ها به طور معناداری کمتر بودند. بالاترین میزان کاهش مربوط به نمره های پس آزمون اول بود که بعد از گذشت 4 هفته (8 جلسه) بازی درمانی به دست آمد. در کل نتایج حاکی از آن بود که نشانه های رفتاری اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی در فاصله جلسه های سوم تا بیست و چهارم با شیبی ملایم و به طور معنادار کاهش یافته است.
نتیجه گیری: بازی درمانگری کودک محور را می توان در کنار سایر روش های درمانی به عنوان روشی اثربخش برای کاهش نشانه های رفتاری اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی در کودکان به کار برد.