امروزه سیاست پولی روشی اصولی است که به وسیله آن دولت ها اقتصاد کلان را تحت تأثیر قرار می دهند. به منظور اجرای سیاست پولی مقام (سیاستگذار) پولی برای حصول اهداف مطلوب خود ازقبیل تورم پایین و تولید حقیقی نزدیک به تولید بالقوه، ابزارهای سیاستی اش (نرخ های بهره کوتاه مدت یا پایه پولی) را بکار می برد. همراه با توسعه و تکوین اقتصاد پولی سیاست پولی نیز طی قرون متمادی تحول یافته است.
پایان بخش 71 آیه قرآن کریم با دو اسم «غفور» و «رحیم» است. این مقاله پس از معناشناسی این دو واژه و بررسی آیات حاوی آن و با در نظر گرفتن ترتیب نزول سوره ها و توسیع معنایی در واژه ذنب به این نتیجه دست می یابد که ترتیب «الغفور الرحیم» دارای غرض هدایتی مشترک در این آیات است و آن «رفع نگرانی از آثار گناهان» می باشد.
اما در آیه دوم سوره سبأ، تنها آیه ای که این اسما به ترتیب «الرحیم الغفور» آمده است، دارای غرض هدایتی دیگری است که آن رحمت الهی در پوشاندن برخی چیزها با وارد کردن آنها در خاک یا خارج نمودن از جو می باشد. بررسی عملکرد تفاسیر در باره این بحث بیانگر آن است که هیچ تفسیری به بررسی غرض هدایتی مشترک و تفاوت این دو دسته آیات نپرداخته است.
روش های تفسیری مفسران، یکی از علل اختلاف مفسران در تفسیر آیات است. مفسران در تفسیر آیات 26 ـ 22 سوره ص، در پاسخ به چگونگی جمع میان عصمت حضرت داود و خطای او اختلاف نظر دارند.
مقاله به دنبال آن است تا با بررسی تطبیقی روش های تفسیری فریقین، علل اختلاف مفسران در پاسخ به این سؤال را بررسی نماید. بدین منظور برخی از تفاسیر فریقین مانند تفاسیر: التبیان، نورالثقلین و المیزان از شیعه و تفاسیر: جامع البیان، مفاتیح الغیب، روح المعانی و المنیر از اهل سنت به ترتیب تاریخی در رابطه با این موضوع بررسی شده است. نتیجه این تحقیق آن است که تفسیر المیزان به دلیل اتخاذ شیوه تفسیری قرآن به قرآن، استفاده از استدلال عقلی و کلامی و بهره گیری از روایات به عنوان موید مطالب خویش، پاسخ مطلوب تری نسبت به سایر تفاسیر به این پرسش داده است.
«جوع» همواره به عنوان یکی از نمایه های ریاضت در عرفان و اخلاق مورد توجه بوده است و همه فرق صوفیه در ضرورت «جوع» به عنوان یکی از ارکان اساسی سیر و سلوک اتفاق نظر دارند. در چیستی معنای جوع، گروهی «جوع» را به معنای «به اندازه خوردن» و گروهی آن را معادل «روزه» دانسته اند و برخی نیز آن را تا حد «سدّ جوع» (نخوردن مگر به ضرورت) معنا کرده اند.
در این مقاله تلاش شده است تا با میزان قرار دادن قرآن و سنت به بررسی مفهوم شناسی جوع و دیدگاه های متعدد دراین باره پرداخته شود و با مقایسه این نظرات، براساس میزان قرآنی و سنت نبوی نظر صائب معرفی گردد. جوع از نظر قرآن و متون اسلامی در خطاب های عامِ «یا بنی آدم» به معنای «به اندازه خوردن»؛ در خطاب های خاصِ «یا ایها الذین آمنوا» به معنای «روزه» و در خطاب به اخص خواص یعنی انبیا و اولیا، به معنای کم خوردن است.
در آیاتی از قرآن ازجمله آیات: بقره / 75، نساء / 46 و مائده / 13 و 41 واژه تحریف به صراحت آمده است. این اصطلاح قرآنی که در رابطه با اهل کتاب به کار رفته، غالباً از سوی مفسران با تحریف عهدین پیوند داده شده است. گرچه آیات تحریف، جزئیات چگونگی و نوع این تحریف را بیان نکرده است، اما با توجه به آنچه از بررسی روایات مربوطه به دست می آید، می توان نتیجه گرفت که اصطلاح قرآنی تحریف در فضای مطالعات تفسیری اندکی توسعه معنایی یافته است. بازکاوی مفهوم تحریف، این اصطلاح قرآنی را بر شاخصه هایی چون ماهیت فرانوشتاری و تمرکز بر یک مصداق خاص استوار می داند.
نینیان اسمارت با عدول از برخی عناصر مهم پدیدارشناسی دین سنتی، پدیدارشناسی دین پویا یا به تعبیر دیگر، روش تاریخی ـ تطبیقی را مطرح می کند که دغدغه ی اصلی آن، توجه به تحولات پدیدارهای دینی در بستر تاریخ است. او معتقد است در دین پژوهی و فلسفه ی دین معاصر عمدتاً دو اشتباه وجود دارد: اشتباه اول، ترسیم خطی مشخص پیرامون دین و ادیان در میان کلیت جهان بینی هاست و دوم این که به میزان کمی با ادیان (موجود) سر و کار دارند و به عبارتی از لحاظ فرهنگی قبیله ایند. همچنین از نظر او، صرف توجه به ادیان سنتی برای تبیین پدیده ی دین، مانع از ارائه ی تبیینی واقعی از دین و حتی کل واقعیت زندگی بشری خواهد شد. از این رو، اسمارت برآنست که باید قلمرو مطالعات دینی را به حوزه ی تحلیل جهان بینی ها گسترش داد. وی تحلیل جهان بینی ها را قلب دین شناسی خود می داند و سایر عناصر نظریه اش، از جمله دین جهانی را کاملاً در ارتباط تام با آن تعریف می کند، اما سرانجام در بیان ماهیت دین و جهان بینی، که مفاهیم اصلی نظریه اش هستند، سردرگم است و دقیقاً مشخص نمی کند که دین مساوی جهان بینی است، خاص تر از آن است یا رابطه ی دیگری با آن دارد.
قرآن کریم در آیه 18 سوره محمد به اَشْراطُ السّاعه اشاره نموده است. اشراط الساعه در اصطلاح قرآنی به مجموعه حوادثى گفته می شود که پیش از واقعه عظیم قیامت و یا ظهور امام عصر# اتفاق خواهد افتاد. مفسران فریقین بر اساس روایات پیامبر اکرم| و ائمه اطهار(ع) درباره آخرالزمان و رویدادهای آن زمان، نسبت به این موضوع توجه زیادی نموده اند. اگرچه اشراط الساعه از اصطلاحات پرکاربرد در منابع اسلامی است اما در تعیین مصداق آن درهم آمیختگی زیادی میان علائم ظهور و علائم قیامت وجود دارد. در این مقاله تلاش شده است تا با استفاده از آیات قرآن، روایات و تحلیل محتوایی و مصادیق بیان شده در آنها و نیز تفاسیر شیعه و اهل سنت، میان این علائم تفکیک شود.
در متون دینی زرتشتی و یهودیت، که نمایانگر اندیشه های دینی یهودیان و مزداپرستان در هزاره ی پیش از میلاد هستند، به صراحت به شراکت موجودات مینوی در آفرینش و اداره ی هستی، اعم از مینوی و مادی، اشاره شده است. به باور اوستا، جهان نیک را اهورامزدا، با همراهی مینوی مقدسی موسوم به سپنته مینو آفریده است و با همکاری و یاری فروشی ها، امشاسپندان و خورنه (فرّهی) اداره می کند. در عهد عتیق نیز یهوه به واسطه ی قوا ی الهی به نام روح خدا، فرشته خدا و فرشتگان خدا به تکوین هستی، تکمیل و اداره آن پرداخته است. نوشتار پیش رو نخست به معرفی و توصیف هر یک از لشگرهای مینوی یاد شده در اوستا و عهد عتیق پرداخته، سپس اختلافات و به ویژه اشتراکات کارکرد و ماهیت آنها را نشان می دهد.