هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش ادراک انصاف بر کیفیّت زناشویی بود. نمونه مورد مطالعه در این پژوهش 300 نفر (138 مرد و 162 زن) بودند که از میان کارکنان متأهل اداره های دولتی شهر اهواز با روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار های مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از سنجه ادراک انصاف (MEP) و سنجه کیفیّت زناشویی (MMQ). تنها فرضیه پژوهش عبارت بود از: ادراک انصاف بر کیفیّت زناشویی اثر مثبت دارد. برای ارزیابی مدل پیشنهادی از روش الگویابی معادلات ساختاری ((SEM و نرم افزار AMOS ویرایش 7 استفاده شد. مدل ارزیابی شده از شاخص های برازندگی خوبی برخوردار بود. نتایج الگویابی معادلات ساختاری نشان داد که ادراک انصاف در روابط زناشویی بر کیفیّت زناشویی اثر مثبت قوی دارد. مضامین آموزشی نتایج و مدل ارائه شده در پژوهش حاضر به تفصیل بررسی شده است.
جایگاه باغ های تاریخی و ارزش آنها از لحاظ منظر فرهنگی و نقشی که در بازگویی فرهنگ و تمدن یک جامعه دارند، موجب شده تا حفظ و احیای این مکان ها اهمیتی دوچندان پیدا کند. بدین ترتیب در کشورهایی با تمدن منظرین و پیشینه باغسازی طولانی، بخش مهمی از فعالیت های حفاظتی و مرمتی به حفظ و باززنده سازی محوطه ها و باغ های تاریخی مربوط می شود. از سوی دیگر اهمیت این موضوع موجب شده تا رویکردهای متفاوت و گاه متضاد در مرمت و بازآفرینی این میراث فرهنگی شکل گیرد و منشورها و بیانیه های مختلفی در خصوص احیای این محوطه ها در کنار سایت های تاریخی دیگر بیان شود.
در بسیاری از رویکردهای احیای باغ های تاریخی توجه به انسان به عنوان عنصری زنده در بازسازی و احیای آنها مطرح شده است. از آنجا که باغ های تاریخی بخشی از منظر فرهنگی و در واقع دست آورد فرهنگی هر جامعه محسوب می شوند و با توجه به لایه های تاریخی و فرهنگی نهفته در این باغ ها، تنها حفظ و مرمت کالبد و عناصر فیزیکی کافی نیست، بلکه انتقال این ارزش های فرهنگی مستلزم حضور انسان در فضا و درک آن است. از این رو تلاش می شود تا با تکیه بر ابعاد مختلف تاریخ، فرهنگ، محیط و شهر با ایجاد عملکردها و فعالیت های مختلف، مخاطب و زندگی امروزی شهری به این مکان های تاریخی افزوده شود. به این ترتیب با این رویکرد نو، نگاهی جدید به بازآفرینی باغ ها رخ داده و آن تبدیل باغ های تاریخی به فضاهای جمعی است. بنابراین با ایجاد فعالیت های انسانی و فرهنگی علاوه بر حفظ و انتقال ارزش های فرهنگی این باغ ها می توان آنها را به فضاهای جمعی زنده و پویای شهری تبدیل کرد. در این نوشتار تلاش می شود با بررسی مرمت و احیای باغ بابر در شهر کابل، رویکرد و نحوه برخورد «محمد شهیر» را به عنوان یک معمار منظر در بازآفرینی این باغ تاریخی به چالش کشید.
در بررسی ادبیات خلاقیت و نحوه بروز و پرورش آن، پرواضح است که تعداد اندکی از تحقیقات به مسئله محیط و تأثیر آن در شکل گیری خلاقیت اشاره داشته اند که این موضوع لزوم تحقیقات بیشتر در این زمینه را خاطر نشان می سازد. امروزه مسئله و موضوع قابل توجه در حوزه رشد شناختی کودکان این است که آنها به جای ماجراجویی در محیط پیرامون، به دنبال ماجراجویی در تخیل، افسانه ها و تقلید از تلویزیون و بازی های کامپیوتری هستند و حاصل سخن اینکه کودکان دوران کودکی تصنعی را سپری می کنند که دقیقاً و تحقیقاً توسط بزرگسالان ساخته و پرداخته شده است. مهم ترین پیامد منفی این نحوه از رشد کودکان این است که نمی توان از آنها انتظار انسانی خلاق و کنجکاو داشت. چرا که کودکان در محیط های با کیفیت پایین از نظر تحرک و انعطاف پذیری و فعالیت آزاد ، در نهایت و به صورت بالفعل تبدیل به یک مصرف کننده افکار خواهند شد نه ""تولید کننده"" آن. این نوشتار قصد دارد پس از آشنایی با مفهوم خلاقیت به نقش و اهمیت عوامل محیطی در پرورش خلاقیت کودکان و در نهایت به ارایه پیشنهادی در خصوص خلاقیت و برنامه ریزی شهری بپردازد.
اگرچه مفهوم منظر شهری همیشه مثمر بر روی الگوی شهری اروپایی متمرکز است، اما براساس یک تجربه بین المللی شکل گرفته و دستاوردهای آن قابل قیاس و نیز سازگار با دیگر الگوهای شهری است. این منظر با ارایه راهکاری منسجم به، زیربنای پایداری شهری جدید را خلق کرده و به بازتعریف کاربرد فضاهای باز شهری می پردازد.
مقاله حاضر کشاورزی شهری را به عنوان یکی از اصلی ترین مؤلفه های منظر شهری پایا مورد توجه قرار داده و به بررسی نقش منظر حاصلخیز در بستر طراحی منظر شهری همیشه مثمر می پردازد. امروز نمایشگاه های بین المللی و انتشارات زیادی این موضوع را مورد توجه قرار داده اند. همچنین این مقاله تغییر قابل توجه کشاورزی شهری را از یک موضوع حاشیه ای به موضوعی اصلی در معماری و شهرسازی معاصر دنبال می کند.
این نوشتار اذعان می کند توجه کافی به کشاورزی شهری باعث می شود طراحی منظر حاصلخیز اساس سیاست های توسعه پایه ریزی شود که حمایت از فعالیت های آن نیازمند اقدامات انتظامی، ضربتی و ماهرانه ای است تا بتواند از تمامی پتانسیل های کانسپت هایی منظر شهری همیشه مثمر برای ساختن زیربنای ضروری درون شهرهای پایدار آینده به درستی استفاده کند.
وندالیسم، پدیده ای ملموس و در عین حال، واقعیتی تلخ و گریزناپذیر است که به عنوان یکی از نمودهای زندگی اجتماعی در جامعه مدرن و ماشینی حضور دارد. وندالیسم از نظر جامعه شناختی به مفهوم داشتن نوعی روحیه بیمارگونه به کار رفته است که بیان کننده تخریب اموال و تأسیسات عمومی است. پژوهش حاضر به بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر گرایش به وندالیسم در بین دانش آموزان دبیرستانی شهر یاسوج می پردازد. در این بررسی به صورت ترکیبی از نظریات آنومی و ساختار خانواده، جامعه پذیری، خردهفرهنگی و کلارک استفاده شده و روش تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها ، پرسشنامه بوده است. نتایج آزمون پیرسون نشان می دهد که گرایش به وندالیسم با متغیرهای پایگاه اجتماعی - اقتصادی(02/0- R.= ؛ 023/0 P.= )، سن(004/0 R.= ؛ 033/0 P.= ) و جامعهپذیری(45/0- R.= ؛ 000/0 P.= ) رابطه معناداری دارد، ولی با متغیر جنسیت (9/0 T.= ؛ 33/0 P.= )رابطه معناداری ندارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان می دهد که در مجموع متغیرهای مستقل تحقیق حدود 25 درصد از متغیر وابسته را تبیین می کنند.
مسأله اساسی این پژوهش، بررسی رابطه بهزیستی روانی و رضایتمندی زناشویی در بین زنان متأهل دو شهر نجف آباد و فولادشهر است. این مطالعه مقطعی بر روی ۷۵۷ نفر زن متأهل (۳۸۱ نفر ساکن نجف آباد و ۳۷۶ نفر ساکن فولادشهر) این دو شهر در استان اصفهان که حداقل ۳ سال از مدت ازدواجشان می گذشت، انجام شده است. یافته ها نشان داد که بین سن و طول مدت ازدواج زنان با میزان رضایتمندی زناشویی آنان در شهر محل سکونت آنها رابطه معناداری وجود دارد. همچنین میزان رضایتمندی زناشویی زنان فولادشهری به طور کلی بالاتر بود. در هر دو شهر بین بهزیستی روانی و رضایتمندی زناشویی همبستگی مستقیم وجود داشت؛ به این معنا که با افزایش بهزیستی روانی میزان رضایتمندی زناشویی زنان متأهل افزایش مییابد. همچنین، با افزایش طول مدت ازدواج و تعداد فرزندان از میزان رضایتمندی زناشویی زنان کاسته می شود. نتایج حاصل از رگرسیون چند گانه نیز حاکی ازآن بود که از یک طرف عواملی چون تعداد فرزندان و میزان بهزیستی روانی توانستند ۳۵ درصد (35/0 R2= ) از تغییرات متغیر وابسته در نجف آباد را پیش بینی کنند. از طرف دیگر، متغیرهای سن زن و میزان بهزیستی روانی۴۳ درصد (43/0 R2= ) رضایتمندی زناشویی در میان زنان فولادشهری را تبیین نمودند. نتایج تعاملی نشان داد که متغیرهایی چون تعداد فرزندان و بهزیستی روانی در این دو شهر با هم تعاملی نداشتند. همچنین، نتایج نشان داد که متغیرهای سن و طول مدت ازدواج در این دو شهر متفاوت به لحاظ بافت قدیم و جدید دارای کارکردهای متفاوتی هستند. نتایج مدل تحلیل مسیر نیز حاکی از این است که عوامل سن زن، تحصیلات زن، تعداد فرزندان و بهزیستی روانی توانسته اند ۴۲ درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.
قدمت روایت با انسان برابری می کند. از همان آغاز بررسی موضوعات ادبی، نشانه هایی از توجه به روایت دیده می شود. در بوطیقای ارسطو، عناصر بعضی از انواع روایی مثل تراژدی و حماسه مورد توجه قرار گرفته اند. در داخل یک کلّیت روایی، عناصر مختلف چون طرح، شخصیّت، زمان، مکان، زاویه دید و... در راستای همدیگر، همچون یک کلّیت منسجم عمل می کنند و در نهایت باعث خلق ساختار روایی آن متن می شوند. سنایی برای ملموس ساختن و تبیین هر چه بهتر مفاهیم تعلیمی مورد نظر خود در حدیقه از حکایت های زیادی استفاده کرده است. این بخش روایی حدیقه دارای ساختاری متمایز از کلیت کتاب می باشد و در آن از عناصر روایی- ساختاری مختلف در کنار یکدیگر بهره برده می شود. در این تحقیق با دیدی ساختاری به زوایای مختلف مبحث شخصیّت و شخصیّت پردازی حکایت های حدیقه سنایی که یکی از کتاب های باارزش ادبیات عرفانی می باشد، پرداخته شده است.
وجود هشت نظیره و پنج ترجمه از حُسن و دل، به زبان های مختلف از جمله انگلیسی و آلمانی، نشان دهنده توجه دیگر ملل به این منظومه عاشقانه صوفیانه فارسی و اهمیت آن است. پژوهشگران بسیاری به دنبال یافتن سرچشمه های تأثیرگذار بر خلق این اثر بوده اند و منابعی را نیز برشمرده اند، اما تا کنون به تقلید سیبک نیشابوری از منظومه خسرو و شیرین نظامی؛ یعنی مهم ترین سرچشمه این اثر پی نبرده اند. پنهان ماندن شباهت های این دو منظومه، به سبب درآمیختن خلّاقانه قصه رمزی صوفیانه، افسانه عامیانه و داستان عاشقانه، با تغییر نام شخصیت های داستانی به مفاهیم انتزاعی است که در متن «حُسن و دل»، دولایه معنای اولیه و معنای تأویلی را پدید آورده است. حاصل این آمیزش، آفرینش خوانشی صوفیانه و تأویلی از خسرو و شیرین به نام حُسن و دل گردیده که در سطح معنای اولیه خود، داستانی عاشقانه است و شباهت های بسیاری با «خسرو و شیرین» نظامی دارد. در سطح تأویلی نیز منظومه ای عرفانی است که شرح سلوک و دستیابی به معرفت و جاودانگی را روایت می کند. موضوع این پژوهش بررسی شباهت های خسرو و شیرین و «حُسن و دل» با مقایسه متن دو منظومه به شیوه متن پژوهی است. یافته ها نشان می دهند که عشق دو دلداه موضوع مشترک دو منظومه است. ساختار و فصل بندی دو منظومه شباهت های بسیاری دارند. در طرح دو منظومه علل و انگیزه های مشابه در رخداد حوادث دیده می-شود. همچنین بیش از نیمی از شخصیت های دو منظومه، نظیر هم و دارای ویژگی های شخصیتی مشترک هستند. حوادث مشابه در دو منظومه، بسیار چشمگیراست. بسیاری از مکان ها نیز نظیر یکدیگرند. در محتوی گفتگوها هم، شباهت های بسیاری دیده می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد، مهم ترین سرچشمه حسن و دل خسرو و شیرین است و سیبک نیشابوری، در سرودن داستان عاشقانه از جمله مقلدان نظامی به شمار می رود.
امید به آینده، یکی از متغیرهای تأثیرگذار بر کیفیت زندگی و شادابی افراد جامعه و به ویژه نسل جوان است. وقتی امید به آینده در ارتباط با قشر دانشجو به عنوان آینده سازان جامعه مطرح می شود، اهمیت آن دوچندان می شود. هدف از پژوهش حاضر، سنجش میزان امید به آینده در بین دانشجویان دانشگاه تبریز و برخی از عوامل مؤثر بر آن است. نمونه آماری تحقیق حاضر 403 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز بوده اند که به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب مطالعه شده اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که امید به آینده در بین دانشجویان مقاطع تحصیلی مختلف با هم متفاوت است. همچنین، نتایج تحقیق نشان داد که با اینکه امید به آینده بر عملکرد تحصیلی دانشجویان مؤثر است، ولی از بین ویژگی های عمومی و فردی آنان فقط سن به صورت ضعیفی با امید به آینده ارتباط داشته است. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان می دهد که امید دانشجویان به آینده از میزان دینداری، انسجام و اعتماد اجتماعی (از ابعاد سرمایه اجتماعی) و سرمایه فرهنگی متأثر می گردد. این متغیرها بر روی هم، 28 درصد از تغییرات متغیر امید به آینده را تبیین می کنند. یافته های تحقیق نشان می دهد که امید به آینده در بین دانشجویان بیشتر از اینکه از ویژگی های فردی تأثیر بپذیرد، از عوامل ساختاری متأثر است.
انسان وقتی پیامی از منبعی دریافت می کند، برای پذیرش آن باید پیام را ارزیابی کند. او برای ارزیابی پیام، اصولی را به کار می گیرد. این اصول در علم ارتباطات با نام «اصول تجزیه و تحلیل پیام» مطرح است. قرآن، مجموعه ای از پیام های الهی برای انسان است. این پیام ها، قابلیت ارزیابی دارد. برای ارزیابی آن ها، از گذشته، اصولی با نام «مقدمات تفسیر» به وجود آمده و به کار رفته است. این اصول ابزاری است که در خدمت قرآن قرار گرفته تا پیام های آن بهتر درک شوند.
علم ارتباطات و روان شناسی اجتماعی، دو علم ابزاری در خدمت قرآن هستند تا کتاب الهی بهتر درک شود. این علوم برای تجزیه و تحلیل پیام ها اصولی را در نظر می گیرند. این اصول عبارت از «اهداف پیام، زمینه و بافت، اقناع گران و ساختار اجرایی آن، مخاطب هدف و فنون تأثیر گذاری و واکنش مخاطبان» هستند. با تحقیق و بررسی موضوع تأثیرگذاری در دو علم مورد اشاره، اصولی استنباط و استخراج می شود که برای تجزیه و تحلیل پیام های قرآن هم می تواند به کار گرفته شود. در این پژوهش با مورد مطالعه قرار دادن این اصول و تطبیق آن ها با پیام های قرآن، یک روش جدید برای تجزیه و تحلیل این پیام ها عرضه می شود. این پژوهش به دنبال معرفی این روش جدید در فهم پیام های قرآن است.
جامعه شناسی تاریخی همواره شاه راهی برای کشف قانون مندی های اجتماعی بوده که خدمات کاربردی مهمی را در اختیار جامعه قرار می دهد. بررسی های اقتصادی نیز، دانشی اجتماعی است که یکی از موضوع های محوری آن، بحران های اقتصادی است که گاهی از آن به تحولات اقتصادی نیز تعبیر می شود. از جمله آثاری که با اهتمام دکتر جمال الدین الشیال در سال 1358هـ.ق منتشر شده، چاپ کتابی تألیف تقی الدین احمد بن علی مقریزی مورخ مصری قرن نهم، به نام «أغاثهّ الأمهّ بکشف الغمهّ» است که به دلیل نگاه فلسفی و توجه خاص او به تأثیر مسائل اجتماعی و اقتصادی به رویدادهای تاریخی، متمایز از دیگر آثار اوست. مقریزی در این اثر بر اساس روش تحقیق اجتماعی میدانی در بررسی بحران های اقتصادی در کشور مصر عمل کرده و در این رابطه نظریه ویژه ای ارائه داده است. بررسی نظریه اجتماعی مقریزی با رویکرد به آیات قرآن و برهان های او پیرامون علل و اسباب پیدایش بحران ها مسأله این پژوهش است.
این پژوهش، با استفاده از مکتب ایتالیایی روابط بین الملل (نظریه نئوگرامشین)، جهانیشدن سرمایه و کارکرد فرهنگی سرمایه را بررسی و با استفاده از مفهوم هژمونی و عناصر مفهومی مرتبط با آن، مانند طبقه سرمایه دار فراملی، بلوک تاریخی، جامعه مدنی جهانی، کارگزاران انتقال فرهنگی و بین المللی شدن دولت، مفهوم جنگ نرم بر ضد جمهوری اسلامی ایران را تبیین میکند. پرسش اصلی این مقاله این است که مبانی و ابزارهای جنگ نرم بر ضد جمهوری اسلامی ایران بر چه اصول و شیوه هایی پایه ریزی شده اند؟ فرضیه اصلی این است که جهانیشدن سرمایه با به کارگیری ابزارهای رسانه ای و فرهنگی و تأثیر بر آنها در راستای زوال فرهنگ های غیرموافق با لیبرال دموکراسی، مبانی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران را به منظور ایجاد حلقه های تهدید نرم تحت تأثیر قرار میدهد.
شیعیان در جهان اسلام از بعد نظری دیدگاه سیاسی خاصی دارند، اما در عمل، از حکومت های مختلفی در شرایط کنونی جهان اسلام دفاع می کنند. عوامل مختلفی میتواند در این مسئله دخیل باشد، اما فرضیه مقاله این است که وضعیت جغرافیایی و ژئوپلتیک شیعیان، نقش مهمی در حمایت عملی آنها از این الگوهای متفاوت دارد. بنابراین، پرسش اصلی این است که کدام عوامل ژئوپلتیکی بر الگوی سیاسی مورد حمایت شیعیان در کشورهای مختلف اثرگذار بوده اند؟ برای بررسی این موضوع، ضمن بحثی تئوریک درباره نحوه تأثیر ژئوپلتیک بر اندیشه سیاسی، میکوشیم تا عوامل مهم اثرگذار بر اندیشه سیاسی شیعیان را که موجب حمایت آنها از الگوهای مختلف سیاسی شده است، تبیین کنیم.
گسترش موج بیداری اسلامی در خاورمیانه توانست تا حدود زیادی منابع قدرت نرم قدرت های جهانی و به خصوص آمریکا و قدرت های بزرگ منطقه ای از جمله جمهوری اسلامی ایران را تحت تأثیر خویش قرار دهد. این پژوهش میکوشد تأثیر جنبش های مردمی ـ دینی اخیر را بر تغییر منابع قدرت نرم ایران و آمریکا در منطقه، تجزیه و تحلیل کند. یافته های این پژوهش بیانگر این است که با توجه به ماهیت و اهداف جنبش های اخیر در خاورمیانه، ادامه روند این تحولات به افزایش منابع قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و کاهش منابع قدرت نرم آمریکا در خاورمیانه منجر خواهد شد.