مطالب
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۴۹۳ مورد.
رویارویی اولیه روشنفکری ایران با مدرنیته: (یک رویکرد دوگانه)
اسلام و مدرنیته: روحیات نسل جدید در عربستان سعودی
حوزههای تخصصی:
مدرنیته و رهاوردهای آن در معماری و شهرسازی ایران
عکاسی و مدرنیته ی ایرانی(بررسی نقش دوربین عکّاسی و عکس در فرآیند مدرنیته ی ایرانی مابین انقلاب سفید و انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۴ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
105 - 116
حوزههای تخصصی:
پیوند تنگاتنگ عکّاسی و مدرنیته ی غربی امری انکار ناپذیر است. در واقع، این ابزارِ بیانی را یکی از حاملین اصلی فرهنگ مدرنیستی غرب می دانند. لذا، با توجّه به ارتباط دو سویه ی مدرنیته ی غربی و شرقی و حضورِ بلافاصلِ عکّاسی در دورانِ قاجار، پژوهش حاضر به بررسی نقش این ابزار در مدرنیته ی ایرانی طی دهه های چهل و پنجاه شمسی، دورانی که مدرنیزاسیون به شدّت به ساختار این جامعه ی رو به توسعه تزریق می شد، خواهد پرداخت. لذا، عطف به ریشه یابی مدرنیته ی غربی در چهار تغییر مسیر تفکّر غربی یا همان نیهیلیسم و همچنین ارتباط هستی شناختی دوربین عکّاسی با این چهار تغییرِ مسیرِ حیاتی در سیر تفکّر غربی در حکم چهار نیروی نابود کننده ی نظام های ارزشی دوران پیشامدرن، نگاهی اجمالی به نقاط تلاقی چهار اصل فوق و گفتمانِ غالبِ " بازگشت به اصل " در دوره ی مورد نظر، با توسّل به ژانر عکّاسی خانوادگی و عکّاسی هنری و به شیوه ای استقرایی و تاریخ مدارانه، صورت خواهد گرفت. از این حیث، با توجّه به نقش کم رنگ عکّاسی در فرآیند مدرنیته ی ایرانی، فقدان تجربه نیهیلیسم مدرن و متعاقباً عدم حصول فرهنگ مدرنیستی در مدرنیته ی ایرانی، شاهد فقدان تجربه ی جامعه ای مدرن در ایران خواهیم بود.
لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۳ (پیاپی ۸۱/۵)
76-103
حوزههای تخصصی:
هدف: دولت پهلوی اول، به موازات تأسیس نهادهای نظامی، اداری، و آموزشی مدرن، نظام پوشاک متحدالشکل (یونیفُرم) را در ابعاد گسترده برای مردان و تا حدودی زنان، در ایران اعمال کرد. این نظام پوشاک بازنمودِ سلطه ی ساختار قدرت بر متن زندگی مردم بوده است، و از ابزارهای مهم دولت برای کنترل ملت، و ساخت جامعه ای مدرن، منضبط، و مطیع. هدف این نوشتار روشن شدن کارکرد این گونه قواعد دستوریِ پوشاک، و اقبال آن ها در پذیرش از جانب جامعه است؛ قواعدی که امروز نیز، از ابزارهای اعمالِ سیاست های ایدئولوژیک، و مبنای مناقشات عمده ی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در ایران است. روش تحقیق: این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که کارکردهای نظام پوشاک متحدالشکل برای دولت پهلوی اول چه بود؟ بدین منظور، با روش تحلیل محتوای کیفی متون تاریخی این دوران، و پس از مرور پیشینه ی لباس متحدالشکل در دوران قاجار، به جریان اعمال این سیاستِ پوشاک در دوران پهلوی اول می پردازد، و رابطه ی آن را با اندیشه ی ناسیونالیسم این دوران و فرآیند ساخت دولت-ملتِ نوین ایرانی بررسی می کند. یافته ها و دستاوردها: یونیفُرم مظهر نظم و پویایی مدرن، زیباشناسی مدرن، و بازتاب جامعه ای منضبط، آموزش دیده، و متعهد به ساختار قدرت بوده است. پژوهش حاضر ابعاد سیاسی-اجتماعی و زیباشناختی نظام پوشاک متحدالشکل را به تصویر می کشد.
نسبت بنیاد گرایی اسلامی و مدرنیته: تعامل یا تقابل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقوله معرفت شناسی از مباحث بسیار مهم در تبیین پدیده هاست. این مقوله را می توان در سه قالب: الف) هستی شناسی از دو منظر جوهرشناسی (سنت) و پدیدارشناسی ادموند هوسرلی (مدرن)؛ ب) شناخت شناسی از دو منظر شناخت فطری (علم حضوری) و شناخت تجربی (مدرن) و ج) روش شناسی از دو منظر سطح مفهومی یا ذهنی و سطح مصداقی یا انضمامی مورد توجه قرار داد. براین اساس با مدد گرفتن از چارچوب نظری مقوله معرفت شناسی و فلسفی، موضوع نسبت تعاملی بنیادگرایی اسلامی و مدرنیته را در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد. هدف پژوهش حاضر دستیابی به این نتیجه است که این دو مفهوم در متن یکدیگر فهم می شوند
مواجهه با مدرنیته و تمدن غربی (1) و (2)
حوزههای تخصصی:
به نظر آقای ماهرویان مشکل اصلی انسان شرقی به ویژه مردمان ایران زمین در این است که از سویی خود را علاقهمند به تجدد نشان میدهند و از دیگر سو به شدت وابسته به سنّتهای فکری و تاریخی خود هستند. و این موجب شده است که در نسبت بین تجدد و مدرنیته و سنّتهای فکری، دینی، تاریخی خود، نه سنّت خود را آنگونه که هست و نه تجدد را آنگونه که شایسته آن است، بشناسد. در حالی از تجدد حرف میزنیم که هیچیک از مؤلفههای اصلی مدرنیته در سرزمین ما جامه تحقق بر تن نکرده است. نهایت اینکه تنها راه بیرون رفت از مشکلاتی که با آنها دست به گریبانیم این است که خرد مدرن و مدرنیته ایرانی را ایجاد کنیم و الا محکوم به فروپاشی خواهیم بود.
کودتای 28 مرداد تقابل سنت و مدرنیته در حکومت
حوزههای تخصصی:
جایگاه فلسفه سیاسی در گذر از سنت به مدرنیته
آیا مدرنیته در ایران به بن بست رسیده است؟
گفتار جنبش چریکی مارکسیستی در ایران و معضل مدرنیته
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی دوم اجتماعی
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی جامعه شناسی سیاسی جامعه شناسی سیاسی ایران احزاب
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران دوره پهلوی اول و دوم
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
طرح مفهوم «مدرنیته بحران زده» بر پایه نقد و تفسیر کتاب مدرنیته بازاندیشانه: سیاست، سنت و زیبایی شناسی در نظم اجتماعی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۲۰)
95-120
«مدرنیته بازاندیشانه» مفهومی نوپدید است که دلالت های نظری مهمی به همراه دارد. این مفهوم نخستین بار در اثری با عنوان «مدرنیته بازاندیشانه: سیاست، سنت و زیبایی شناسی در نظم اجتماعی مدرن» به قلم آنتونی گیدنز، اولریش بک و اسکات لش مطرح شد. مقاله حاضر میکوشد تا از خلال نقد و تفسیر ایده کانونی این اثر سویه های پنهان مدرنیته نوپدید را بررسی کند و نشان دهد چگونه ایده ایجابی مدرنیته بازاندیشانه میتواند ناظر بر پیدایش مفهومی سلبی و بحران زده از مدرنیته باشد. این نوشتار در سه سطح توصیف، تحلیل و نظرورزی سامان یافته است: نخست و در سطح توصیفی عناصر اصلی تشکیل دهنده «مدرنیته بازاندیشانه» را معرفی میکنیم. دوم و در سطح تحلیلی میکوشیم تا به تعبیر لئو اشتراوس نظری به «بین سطور» بیفکنیم و سویه های پنهان این ایده را آشکار سازیم. در اینجا نشان خواهیم داد که در مفهوم پردازی های صورت گرفته همواره دو سناریوی رقیب وجود دارد: سناریویی ایجابی و آرمانی و سناریویی سلبی و پادآرمانی. به نظر میرسد سناریوی نخست رویه آشکار و سناریوی دوم رویه پنهان این ایده است. در انتها و در مقام نظرورزی به طرح ایده «مدرنیته بحران زده» خواهیم پرداخت و نشان میدهیم که چگونه در سایه تقویت روزافزون مدرنیسم، شاهد تضعیف فزانیده مدرنیته هستیم.
جایگاه مدرنیته سیاسی در اندیشه روحانیون موافق و مخالف مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدرنیته از موضوعاتی است که می توان آن را از ابعاد گوناگون بررسی کرد و یکی از مهمترین این ابعاد، بعد سیاسی مدرنیته است. همان طور که نشان داده خواهد شد؛ اهمیت موضوع «مدرنیته سیاسی»[1] در این است که معیار مناسبی برای متمایز کردن ساختار و شرایط سیاسی جوامع و به خصوص دولت ها ارائه می کند. پرسش اساسی این است که جایگاه مؤلفه های مدرنیته سیاسی در اندیشه برخی روحانیون برجسته موافق و مخالف نهضت مشروطه چگونه بوده است؟ در این مقاله برای پاسخ به این پرسش از روش تحقیق تاریخی و روش تحلیل مفهومی استفاده می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد که روحانیون مخالف مشروطه به شدت با مؤلفه های مدرنیته سیاسی ضدیت ورزیدند و روحانیون مشروطه خواه هم نتوانستند به تناقض های موجود بین این مؤلفه ها و ارزش های دینی پاسخ دهند و در برخی تلفیق های خود دچار تحریف یکی به نفع دیگری شدند.
شعر و نقاشی در دوران قاجار؛ چالش سنّت و مدرنیته
حوزههای تخصصی:
تحولات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ایران در دوران قاجار جامعة به شدت سنتی ایران را در برابر امواج تمدن غربی قرار داد و در مجموع، شرایطی به وجود آورد که تا آن زمان برای جامعة ایران بی سابقه بود. پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به این پرسش است که آیا شرایط ویژة اجتماعی و فرهنگی عهد قاجار تأثیری در شعر و نقاشی این دوران گذاشته است؟ و اگر پاسخ مثبت است، آیا تأثیر پدیدآمده در این دو حوزة هنری مشابه بوده است یا خیر؟
بدین منظور نخست با بررسی شرایط اجتماعی و فرهنگی عهد قاجار و پژوهش در شعر و نقاشی این دوران درمی یابیم که، در هر دو حوزه جریان های چهارگانة متناظری وجود داشته که دو جریان از آن ها کاملاً جدید است. تمسک شاعران و نقاشان به شیوه های گوناگون بیان هنری چیزی نیست جز آزمونی برای برون رفت از بحران اجتماعی ـ فرهنگی دوران قاجار.
نتیجه گیری مقاله آن است که شرایط اجتماعی مشترک تأثیری واحد در این دو هنر بر جای گذاشته؛ تأثیری که سرگذشت آن ها را به گونه ای دور از انتظار به یکدیگر شبیه ساخته است.
رفع به جای نفی؛ دغدغه اصلی هگل از مدرنیته (2)
در باب گوهر دین و گوهر مدرنیته (پاسخ به نقد دکتر سروش دباغ بر آرای استاد مصطفی ملکیان در باب نسبت دین و مدرنیته)
تغییر ملاک های عشق: چالش عشق در رویارویی با مدرنیته
منبع:
مطالعات کاربردی در علوم اجتماعی و جامعه شناسی سال چهارم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۴) جلد اول
47-57
حوزههای تخصصی:
در جهان قبل از انقلاب صنعتی، عشق به مثابه تابویی در مقابل ارزشها و هنجارهای جامعه تلقی میشد و عامه مردم نه تنها از این حیث نمیتوانستند عاشق شوند، بلکه درک درستی هم از عشق نداشتند. اما پس از انقلاب صنعتی به علت تغییراتی که این انقلاب به وجود آورد، سطح دستمزد افراد بالاتر رفته و در نتیجه پول برای افراد معنای خاصی پیدا کرد. نتیجه این فرایند دستیابی افراد به سطوحی از رفاه بود که خود نیز منتج به درک عشق و عاشقی شد. پس از انقلاب صنعتی و با رشد شهرنشینی فردیت و آزادیهای فردی رشدی روزافزون به خود گرفتند، تا جایی که ارزش ها و هنجارهای اجتماعی جای خود را به فردیت دادند و در نهایت این فرایند اجازه عاشق شدن را به افراد میداد و افراد می توانستند برخلاف جوامع قبل از انقلاب صنعتی روابط خود را نه صرفاً بر ازدواج که بر عشق نیز بنا نهند. در این پژوهش با نمونه گیری هدفمند سه فیلم غرور و تعصب، ولنتیان غمگین و من قبل از تو مورد بررسی و تحلیل کیفی قرار گرفته شد. نتیجه این تحلیل ادعای مبنی بر تأثیر پول و ثروت بر عاشق شدن را تأیید میکند، به شکلی که در دوران اولیهای که عامه نیز میتوانستند عاشق شوند عشق، یک عشق کامل است، یعنی ویژگیهای مثلث عشق استرنبرگ را کمابیش و بدون عامل دیگری دارد. اما با فاصله گرفتن از سال های اولیه انقلاب صنعتی، ملاکهای دیگری بر عاشق شدن تحمیل شدند که عبارتند از پول و جذابیت جنسی. بنابراین، برای عاشق شدن و اثبات عشق به معشوق مهمترین راه، روی آوردن به خرید انواع کالاها و خدمات است. اما در ادامه ملاک دیگری نیز بر عاشق شده افزوده می شود به نام جذابیت جنسی؛ یعنی فرد برای آن که عاشق شود یا افرادی را عاشق خود کند، باید از نظر جنسی جذابیتی مسحورکننده داشته باشد.
نقد و بررسی کتاب جامعه شناسی مدرنیته؛ انضباط و آزادی(مقاله علمی وزارت علوم)
کتاب جامعه شناسی مدرنیته؛ آزادی و انضباط روایتی از مدرنیته ارائه می دهد که بر مبنای آن، تاریخ مدرنیته متأخر بر پایه همزمانی سلطه و آزادی بنا شده است و در آن، عنصر انضباط نقش محوری را ایفا می کند. سؤالی که مطرح است اینکه، انتقادات وارده بر مدرنیته از منظر بررسی آزادی و انضباط کدام هستند و چه راهکاری برای غلبه بر آنان وجود دارد؟ مهم ترین یافته های پژوهش حاضر آین است که اثر مزبور، روایتی جدید از جامعه مدنی ارائه می دهد که مدرنیته مبتنی بر انضباط و آزادی را به چالش می کشد و خواهان جامعه زدایی و رسیدن به نوعی مدرنیزاسیون جدید است. در این جامعه مطلوب، مدرنیته جدید بر پایه تشکیل جماعت های گذرا و موقتی می تواند راهی برای رهایی از وضع انضباطی مدرنیته تلقی شود. روش مورد استفاده در پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی است که با گردآوری مطالب بصورت اسنادی و کتابخانه ای انجام شده است.
مدرنیته و بحران هویت معاصر؛ بر مبنای آرای داریوش شایگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۵۱)
157 - 183
حوزههای تخصصی:
داریوش شایگان، در کنار اندیشمندانی چون سید احمد فردید، جلال آل احمد و علی شریعتی، از برجسته ترین اندیشمندان پنج دهه اخیر ایران محسوب می شود. از مباحث کانونی و محوری در آثار این اندیشمندان، پرداختن به مسئله هویت و هویت ایرانی، در مواجهه با چالش های پیش روی در جهان مدرن است. این مقاله در پی پاسخگویی به این سوال است که «داریوش شایگان چه رویکردی را در خصوص بحران هویت جهان معاصر پی می گیرد؟» ایده مقاله این است که وی در کنار تاکید بر حفظ هویت اصیل و ناب، به رَد و طرد یکجانبه غرب دست نمی زند و لزوم شناخت و آگاهی نسبت به ریشه ها و محرّک های غرب مدرن را مطرح می کند و یکی از منسجم ترین و فلسفی ترین پاسخ ها را در خصوص بحران هویت ارائه می دهد. بدین ترتیب نقد همزمان سنت «جهان بینی شرقی» و تجدّد «جهان بینی غربی» و تلاش برای درانداختن طرحی نو، مهم ترین ویژگی آثار و آرای شایگان می باشد که در این مقاله بدان پرداخته شده است.







