ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۱۸۱ تا ۱۵٬۲۰۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۱۵۱۸۱.

تأثیر نوسانات قیمت نفت و بازده سهام بر سطح سرمایه گذاری شرکت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۴
رفتار قیمت نفت خام از سال 1973 بی ثبات تر شده و این امر تأثیر بسزایی بر رفتار متغیرهای کلان اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی، تورم و بهره وری داشته است. نتایج حاصل از مطالعات اخیر حاکی از تأثیر اندک تغییرات قیمت نفت بر تصمیم گیری در سطح شرکت ها است؛ نوسانات قیمت نفت منشأ ایجاد نااطمینانی درمورد سودآوری شرکت، ارزش گذاری ها و تصمیمات سرمایه گذاری است. مقاله حاضر به بررسی تأثیر نوسانات قیمت نفت و بازده سهام بر سرمایه گذاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و از لحاظ بعد زمانی از نوع گذشته نگر است. همچنین نمونه آماری پژوهش نیز شامل 105 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1394 الی 1400 است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نوسانات قیمت نفت و نوسانات بازده سهام بر سطح سرمایه گذاری شرکت های نمونه تأثیر معناداری دارند. به این معنی که شرکت ها در مواجه با نوسانات قیمت نفت سرمایه گذاری های خود را به تعویق می اندازند؛ همچنین در واکنش به افزایش نوسانات بازده سهام سطح سرمایه گذار خود را افزایش می دهند. همچنین نتایج حاکی از اثرگذاری کمتر نوسانات بازده سهام بر سطح سرمایه گذاری شرکت ها نسبت به نوسانات نرخ نفت است.
۱۵۱۸۲.

رابطه بین استرس و فرسودگی والدینی با نقش میانجی تاب آوری در والدین دارای فرزند نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۶۶
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین استرس و فرسودگی والدینی با نقش میانجی تاب آوری در والدین دارای فرزند نوجوان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه والدین دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم شهر اصفهان در سال 1402 بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری دردسترس 340 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از شاخص استرس والدینی- فرم کوتاه (PSI-SF؛ آبدین، 1990)، سنجش فرسودگی والدینی (PBQ؛ رزکام و همکاران، 2018) و مقیاس تاب آوری (CD-RISC؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود و در مجموع 62% از واریانس فرسودگی والدینی را تبیین کرد. نتایج نشان داد که استرس والدینی به صورت مثبت بر فرسودگی والدینی اثر مستقیم داشت؛ اما در مقابل تاب آوری به طور منفی بر فرسودگی والدینی اثر مستقیم داشت؛ همچنین نتایج نشان داد که استرس والدینی به طور منفی و معنادار بر تاب آوری اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که تاب آوری بین استرس والدینی و فرسودگی والدینی نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این داشت که استرس والدینی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تاب آوری بر فرسودگی والدینی اثر داشت.
۱۵۱۸۳.

درآمدی بر فهم جنبش های اجتماعی از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۱۵
تاریخ جوامع همواره مشحون از جدال قدرت و مقاومت است. مقاومت رخدادی چندچهره است که گاه زیستی مخفیانه دارد و گاه چهره ای عیان؛ گاه خود را به شیوه ای مسالمت آمیز آشکار می سازد و گاه به شیوه ای خشونت آمیز. مقاومت گاه در چهره ی رفتار جمعی، کوتاه مدت و موقتی رخ می نماید و زود به بوته ی فراموشی سپرده می شود و گاه به صورت نهادینه تر و سازمان یافته تر در قالب جنبشی اجتماعی پا به عرصه می گذارد.جنبش ها درمسیرتکوین و اثربخشی از ابزارهای متنوعی بهره می گیرند که عناصر فرهنگی از مهمترین آنهاست. مقاله حاضر با هدف فهم و تفسیر جنبش های اجتماعی با لنز فرهنگی به نقد و بررسی کتاب درآمدی فرهنگی بر جنبش های اجتماعی به قلم جیمز جاسپر نموده است. مقاله حاضر درصدد است با مرور اثر به ماهیت اعتراض ها و جنبش های اجتماعی و معنا بخشی به این رخدادها توسط کنشگران پرداخته و زیربنای اقتصادی و سیاسی اعتراض ها و شیوه های جذب هوادار و تاثیر جنبش ها بر یکدیگر را مطرح کند, سپس به مفاهیم زیربنایی کتاب و سایر مفاهیم مشابه پرداخته و در نهایت به نقاط قوت و ضعف اثر اشاره کند.
۱۵۱۸۴.

نقش اینستاگرام در هویت سازی و سبک زندگی: مطالعه موردی دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر پرند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۸۲
این پژوهش به واکاوی ژرف کنش های هویت ساز وبازتولید هویت در بستر کنش گری نوجوانان در پلتفرم اینستاگرام پرداخته است. قلمرو این پژوهش زیست جهان دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر پرند است. داده های پژوهش با رویکرد کیفی و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با 15 کنشگر نوجوان و تحلیل مضمونی گردآوری و تحلیل شده است. یافته های پژوهش آشکار می سازد که اینستاگرام به مثابه یک کنشگر واسط و میانجی در فرآیندهای هویت سازی، نقشی چندوجهی و دیالکتیکی ایفا می کند. این پلتفرم رسانه ای، بستری برای بازتعریف مداوم هویت، کنش های خودبازنمایی و خودابرازی هویتی نوجوانان محسوب می شود. نوجوانان از این رسانه برای توسعه سرمایه های فرهنگی/اجتماعی، ارتقای مهارت های فردی و بازتولید مستمر هویت اجتماعی استفاده می کنند. فرآیندهای خودابرازی و الگوپذیری در این فضا، امکان نمایش خلاقانه خویشتن و کسب اعتبار اجتماعی را میسر می سازد. با این حال، مطالعه حاضر آسیب های بالقوه مصرف مفرط اینستاگرام را نیز آشکار می سازد. وابستگی به فضای مجازی می تواند منجر به گسست از زیست جهان واقعی، بحران هویتی و انزوای اجتماعی شود. نوجوانان در این فرآیند با خطر از دست دادن مرزهای هویتی و گرفتار شدن در چرخه بازنمایی های کاذب مواجه می شوند. پژوهش حاضر بر ماهیت چندلایه و متناقض اینستاگرام در فرآیندهای هویت سازی تأکید می ورزد. این پلتفرم هم زمان حامل ظرفیت های توانمندسازی و آسیب های بالقوه است که نیازمند مداخلات تربیتی/آموزشی هوشمندانه از سوی نهادهای خانوادگی و آموزشی می باشد. نتایج این پژوهش ضرورت رویکردی میان رشته ای برای درک پیچیدگی های هویت ساز در عصر رسانه های دیجیتال را آشکار می سازد و لزوم بازاندیشی مستمر در راهبردهای تربیتی متناسب با تحولات فناورانه را خاطرنشان می کند
۱۵۱۸۵.

ارائه چارچوبی برای شایستگی های متخصصان سئو در اکوسیستم بازاریابی دیجیتال کسب و کارهای اینترنتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
هدف: در دنیای کسب وکار کنونی، به دلیل تحولات سریع فناوری ها و دیجیتالی شدن و به تبع آن، افزایش استفاده از رسانه های دیجیتال توسط مصرف کنندگان، بسیاری از شرکت ها برای رسیدن به بازارهای هدف خود، از بازاریابی دیجیتال استفاده می کنند. این تحولات موجب شده است که شایستگی های فعالان در کسب وکارهای اینترنتی به چالش کشیده شود. بدون پرورش مدیران و کارکنان شایسته در چنین محیط پُرتلاطمی، اداره کسب وکارها ممکن نخواهد بود. در این راستا، با توجه به حساسیت موضوع، هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی برای شایستگی های متخصصان سئو در اکوسیستم بازاریابی دیجیتال کسب وکارهای اینترنتی B2C است و این مطالعه با محوریت این سؤال طراحی شده است: متخصصان سئو فعال در فضای بازاریابی دیجیتال کسب وکارهای اینترنتی B2C چه شایستگی هایی دارند؟ روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، از روش کیفی استفاده شده است. این پژوهش دارای مبانی فلسفی تفسیری، جهت گیری اکتشافی و کاربردی و رویکرد استقرایی است و استراتژی پژوهش نظریه پردازی داده بنیاد (رویکرد سیستماتیک اشتراوس و کوربین) بهره برده است. شیوه گردآوری داده ها بر مبنای مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته است؛ بر این اساس با ۱۴ نفر از متخصصان حوزه سئو در کسب وکارهای B2C که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه شد. پس از رسیدن به اشباع نظری، مصاحبه ها تجزیه وتحلیل شدند و کدگذاری داده های کیفی به دست آمده طی سه مرحله انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش به ۲۷۶ کد باز، ۱۹۵ مفهوم، ۴۳ مقوله فرعی و ۱۷ مقوله اصلی منجر شد که بر مبنای شش بُعد دسته بندی شدند. این ابعاد عبارت اند از: ۱. شرایط علی (رقابتی شدن اکوسیستم، الزامات محیطی و الزامات تکنولوژیکی)؛ ۲. شرایط زمینه ای (شرایط سازمانی و شرایط فردی)؛ ۳. مقوله محوری (شایستگی های فنی، شایستگی های میان فردی، شایستگی های مدیریتی، شایستگی های فردی و شایستگی های ادراکی)؛ ۴. راهبردها (آموزش و توسعه و همچنین سیاست های کاری)؛ ۵. شرایط مداخله گر (عوامل بیرونی، عوامل سازمانی و عوامل فردی)؛ ۶. پیامدها (پیامدهای مرتبط با کسب وکار و پیامدهای فردی). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، مدل پارادایمی شایستگی های متخصصان سئو، برخاسته از زمینه تحقیق، مبتنی بر الگوی سیستماتیک استراوس و کوربین طراحی و شناسایی شد. در این مدل، روابط هر یک از مؤلفه ها از طریق خطوط ارتباطی تبیین شده است و هر یک از روابط بین مؤلفه های کلیدی، بیانگر تقدم و تأخر ارتباط آن ها با یکدیگر است. نتایج پژوهش حاکی از این است که عوامل علّی موجب می شود که طبقه محوری، در جهت پاسخ گویی به تغییرات محیطی و تکنولوژیکی در فضای کسب وکارهای اینترنتی توسعه یابد. استراتژی های توسعه شایستگی که بیانگر رفتارها و فعالیت ها و تعاملات هدف دار هستند و در تبعات طبقه محوری و تحت تأثیر شرایط زمینه ای و مداخله گر قرار دارند، تحت مقوله محوری راهبردها در مدل مطرح شدند. عوامل زمینه ای بر فضای حاکم بر کسب وکارهای اینترنتی B2C اشاره دارد که به همراه شرایط مداخله گر، راهبردها را تحت تأثیر قرار می دهد و در نهایت، در اثر اتخاذ این راهبردها نتیجه و پیامدهای مرتبط با کسب وکار و پیامدهای فردی به وجود می آیند.
۱۵۱۸۶.

کاهش هزینه کشف تقلب در تراکنش های کارت های اعتباری: با رویکرد هم جوشی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف: امروزه اکثر شرکت ها و سازمان ها، تجارت الکترونیک را برای به دست آوردن بهره وری در خدمات و محصولات خود، در زمینه هایی مانند کارت اعتباری، مخابرات، بیمه درمانی، بیمه خودرو و غیره به کار گرفته اند. از طرفی، با توجه به حجم رو به رشد تراکنش های کارت های اعتباری و انواع روش های کلاه برداری و تقلب در این کارت ها، تقاضا برای کشف تقلب در این حوزه نیز افزایش یافته است. با توجه به انواع راه کارها و الگوریتم های ارائه شده برای کاهش هزینه تقلب در تراکنش های کارت های اعتباری، هدف از این پژوهش، ارائه روشی ترکیبی و بهینه، برای کاهش هزینه تشخیص تقلب در تراکنش های کارت های اعتباری، با استفاده از هم جوشی الگوریتم های ناهمگن طبقه بندی و خوشه بندی در سطح تصمیم گیری است. روش: این پژوهش روی داده های یک مجموعه تراکنش های بانک برزیلی در بازه زمانی دو ماهه، از ۱۴ جولای ۲۰۰۴ تا ۱۲ سپتامبر همان سال انجام شده است. در این مقاله با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی، به عنوان یک رویکرد با سرپرستی و الگوریتم خوشه بندی K نزدیک ترین همسایه، به عنوان یک رویکرد بدون سرپرستی، تابع هزینه را به دست آوردیم. همچنین با توجه به شاخص های مختلف کشف تقلب که تاکنون در ادبیات معرفی شده، شاخص هزینه کشف تقلب انتخاب و بر اساس این تابع هزینه که نخستین بار توسط گادی و همکارانش (۲۰۰۸) معرفی شد، به سنجش این شاخص ها پرداختیم. از آنجا که استفاده از تنها یک الگوریتم هزینه زیادی دارد، به منظور کاهش آن، هم جوشی الگوریتم ها به دو روش نظریه گواه دمستر – شفر و هم جوشی احتمالی پیشنهاد شده است. هر دو روش هم جوشی در سطح تصمیم استفاده شده و ورودی های ناهمگن، از دو رویکرد با سرپرستی و بدون سرپرستی با هم ترکیب شده اند. یافته ها: با توجه به الگوریتم های اجرا شده، استفاده از تنها یک الگوریتم برای به دست آوردن تابع هزینه قابل قبول، می تواند بسیار پُرهزینه باشد. در حالی که استفاده از رویکرد هم جوشی، می تواند در کاهش هزینه تأثیر بسزایی داشته باشد. هم جوشی احتمالی، در مقایسه با نظریه گواه دمستر شفر کاهش هزینه چشمگیری داشته است که هر دو این الگوریتم ها، در سطح تصمیم به کار رفته اند. هم جوشی احتمالی نسبت به شبکه عصبی مصنوعی، کاهش هزینه ای معادل ۴/۲۱ درصد و نسبت به الگوریتم K نزدیک ترین همسایه، کاهش هزینه ای معادل ۸/۳۵ درصد داشته است. نتیجه این مطالعه، در نهایت با مقاله ای که اولین بار این مجموعه داده در آن با الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی به کار رفته است، مقایسه شده و کاهش هزینه چشمگیری را نشان داده است. نتیجه گیری: در این مطالعه با استفاده از دو الگوریتم طبقه بندی و خوشه بندی و هم جوشی آن ها در سطح تصمیم، نشان دادیم که روش های ترکیبی در مقایسه با استفاده هر یک از الگوریتم ها به تنهایی، کاهش هزینه بیشتری خواهند داشت. همچنین هم جوشی احتمالی در مقایسه با نظریه گواه دمستر شفر، هزینه کمتری برای کشف تقلب در سیستم های مالی دارد که این نتیجه درخور توجهی برای بانک ها و مؤسسه های مالی است تا یک سیستم کشف تقلب خوب بسازند.  
۱۵۱۸۷.

A Mathematical Model for Reviewer Assignment Problem: Balancing Maximum Coverage, Fairness, and Expertise Matching(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۰۷
Objective : This study tackles the reviewer assignment problem by proposing a model that optimizes reviewer-proposal matching based on thematic coverage, fairness, and expertise, while considering workload balance and team size constraints. The model incorporates practical constraints such as limits on the number of proposals each reviewer can handle and team composition requirements. This approach is especially relevant to institutions like academic conferences, journals, and funding organizations, aiming to enhance the integrity and efficiency of the review process. Methods : This study is classified as descriptive research with a practical orientation and relies on data collection through applied methods. The approach is grounded in mathematical modeling. Initially, the selected articles are grouped into clusters. Reviewers are then assigned to these clusters using a multi-objective binary integer programming model that incorporates all relevant criteria and constraints. To implement this model, 150 articles were selected through purposive sampling. The model was optimized using Python, employing both the branch-and-bound algorithm and a genetic metaheuristic algorithm to maximize the degree of reviewer-proposal matching within the proposed framework.  Results : The proposed model demonstrates strong practical relevance by closely reflecting real-world reviewer assignment challenges. By simultaneously optimizing thematic coverage, evaluation fairness, and reviewer expertise, the model captures the complexity of actual allocation scenarios. To validate its effectiveness, the model was solved using both the branch-and-bound algorithm and a genetic algorithm. The branch-and-bound method yielded an objective value of 177.349 in approximately one hour, while the genetic algorithm reached 120.35 in just seven minutes. Although branch-and-bound guarantees optimality, its longer runtime makes it less practical for larger datasets. Given the similarity of results, the genetic approach is a reliable and scalable alternative. Conclusion : This study introduces a new allocation strategy and mathematical model for reviewer assignment, addressing often-overlooked factors such as reviewer expertise, grouping, and conflicts of interest. By integrating these elements, the proposed model better reflects real-world conditions. Future work is encouraged to expand on these findings with new frameworks and methods.
۱۵۱۸۸.

An Analytical Framework for Evaluating the Impact of Digital Transformation Technologies on Business Performance: A Natural Language Processing Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۳۵
Extensive technological advancements have highlighted the importance of digital transformation in improving business performance. While prior research on this topic has been done in the information systems and business management domains, it has been limited to specific areas. Therefore, it is crucial to evaluate the impact of digital transformation comprehensively. This research aims to systematically identify critical themes, significant topics, main concepts, and trend priorities. The study involved the analysis of 474 research papers from 2015 to 2024 from reputable databases such as SCOPUS, Web of Science, and IEEE Xplore. First, thematic analysis identified the main themes and interpreted their relationships. Identified themes refer to technological changes at the operational and strategic levels through data analytics, digitalization, collaborative learning, and digital interaction. Realizing that digital transformation leads to value creation, improved service quality, customer experience, and long-term communication in digital ecosystems. These findings were related to dynamic capability theory concepts and compared with theory constructs like sensing, seizing, and transforming. Next, text mining techniques were used for deeper investigation, including word cloud, topic modeling (Latent Dirichlet Allocation), and text clustering (K-means). Findings were categorized into three perspectives: business, customer, and systemic, highlighting the influential role of digital technologies, particularly artificial intelligence (AI) capabilities. Moreover, trend analysis presented research priorities using VOSviewer. Finally, research innovation involved designing thematic networks and examining the relevance of significant topics as a research artifact with subtle differences compared to the conducted research. This novel approach provides five targeted propositions to audiences for future research.
۱۵۱۸۹.

واکاوی موانع و چالش های نشر و توسعه بازی های ویدئویی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف این مقاله مطالعه عوامل بازدارنده نشر و توسعه بازی های رایانه ای در ایران است. بازی های رایانه ای یکی از انواع رسانه ها هستند که نقش مهمی در سرگرمی، آموزش و فرهنگ پذیری شهروندان و به نوجوانان و جوانان دارند. تحولات فناورانه دسترسی عمومی به انواع بازی ها را تسهیل کرده است. با وجود برخی اقدامات، توسعه بازی های رایانه ای بومی در ایران با برخی چالش ها مواجه است. این مقاله در پی مطالعه چالش های توسعه و نشر صنعت بازی های رایانه ای در ایران است که برای دستیابی به یک الگوی نظری، از روش گرندد تئوری در آن استفاده شده است و جمع آوری داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته با 10 نفر از ناشران و سرمایه گذاران این حوزه صورت گرفته است. نتایج این مطالعه نشان داد که چهار دسته از عوامل شامل مناسبات نهادی، مناسبات رسانه ای، مناسبات اقتصادی و مناسبات فنی ازجمله موانع شناسایی شده در توسعه و نشر صنعت بازی های رایانه ای در ایران بوده است. همچنین با بررسی شرایط مداخله ای در عدم توسعه و نشر مشخص شد ضعف در تعریف استانداردهای کیفی برای ارزیابی بازی ها، ضعف در تأمین نیروی انسانی، ضعف در ساختار قانونی، انحصارگرایی و ضعف در ایجاد فضای رقابتی و ضعف در انطباق فرهنگی به عنوان پنج مقوله اصلی در این زمینه شناسایی شده اند. درنهایت اینکه چهار دسته از استراتژی ها را می توان در رفع موانع توسعه صنعت بازی های رایانه ای در ایران مؤثر دانست که شامل استراتژی های سیاستی، اجتنابی، حمایتی و رویدادی هستند.
۱۵۱۹۰.

ارزیابی عوامل موثر بر کیفیت فضای معماری داخلی در راستای بهبود تاب آوری فضا با هدف ارتقاء بهره وری منابع انسانی بر پایه نظریه سلسله مراتبی نیازهای مازلو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین کیفیت معماری فضای داخلی محل کار کارکنان سازمانها با تاب آوری فضایی و تأثیر آن بر بهره وری کارکنان است. این پژوهش از منظر هدف، اکتشافی، به لحاظ استفاده کاربردی و از نظر فنون گردآوری داده ها، کیفی است. در این پژوهش از شیوه مطالعه اسنادی، انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته و تشکیل گروه متمرکز خبرگان حوزه های مرتبط به منظور گرد آوری داده ها و اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان گرایش های مختلف از سه رشته معماری، روانشناسی و مدیریت به تعداد 12 نفر بوده است. در این مطالعه از روش تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل داده ها بهره گیری شده است برای دستیابی به نتایج نهایی، یافته های حاصل از تحلیل محتوای نظرات گروه متمرکز از یک سو با پژوهش های پیشین در حوزه تاب آوری، کیفیت فضا و از سوی دیگر با آرای "آبراهام مازلو" مربوط به سلسله مراتب نیازها منطبق گردیده است. در پژوهش حاضر، نقش محوری بهره وری کارکنان به عنوان متغیر تأثیرپذیر در اتصال همه مؤلفه ها در نظر گرفته شده است. نتایج حاصل از پژوهش به یک مدل منتهی شده که محورهای اصلی آن (عوامل زیستی و روانی؛ عوامل رضایت مندی و ماندگاری؛ و عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) به صورت یک چرخه مثلثی با هم در تعامل قرار می گیرند. با افزایش بهره وری امکان توسعه محور سوم به عنوان اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی حاصل می شود که خروجی این بخش به سمت توسعه کیفیت فضا و استمرار جریان منجر می شود.
۱۵۱۹۱.

الگوی تعلیم و تربیت عقلانی بر اساس آموزه های اسلامی در راستای بهره وری منابع انسانی در زندان با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
هدف تحقیق حاضر الگوی تعلیم و تربیت عقلانی بر اساس آموزه های اسلامی در راستای بهره وری منابع انسانی می باشد برای رسیدن به این هدف از روش فراترکیب استفاده شده است؛ بدین ترتیب که ابتدا متون، منابع و تحقیقات مختلف پیرامون موضوع تحقیق مورد مطالعه قرار گرفت، مضمون های مربوط به الگوی تعلیم و تربیت عقلانی در راستای بهره وری منابع انسانی بر اساس آموزه های اسلامی شناسایی شد و سپس کدهای شناسایی شده در قالب پرسشنامه خبرگی در اختیار خبرگان قرار گرفت تا با اعلام نظرات و اعمال آن ها در الگو، الگوی نهایی ارائه گردد. الگوی ارائه شده اعتبارسنجی گردید. الگوی نهایی تعلیم و تربیت عقلانی بر اساس آموزه های اسلامی در زندان تبریز در راستای بهره وری منابع انسانی شامل 5 بعد، 16 مؤلفه و 98 شاخص می باشد که عبارتند از: بعد اول: تعلیم و تربیت قدرت تدبیر، شامل مؤلفه های عقل پروری اسلامی، تفکرپروری اسلامی، اندیشه پروری اسلامی. بعد دوم: یادگیری بر مبنای آموزه های اسلامی، شامل الگوپروری اسلامی، تجربه پروری اسلامی. بعد سوم: بهره مندی از آموزش های پویا، شامل روش های آموزشی، آموزش نوین عدالت محور. بعد چهارم: برنامه ریزی فرآیندهای آموزشی، برنامه ریزی نرم افزاری آموزش، برنامه ریزی سخت افزاری آموزش. بعد پنجم: تعلیم و تربیت مؤلفه های دینی انسانی که شامل مؤلفه های تربیت اجتماعی، تربیت اخلاقی، تربیت جسمی، تربیت معنوی و اعتقادی، تربیت خصوصیات نیکوی انسانی، نفس پروری اسلامی می باشد.
۱۵۱۹۲.

The Effectiveness of Premarital Education Using the Interpersonal Awareness and Choice Method on Marital Stability and Emotional Expressiveness(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۳۸
Objective: This study aimed to investigate the effectiveness of premarital education based on the Interpersonal Awareness and Choice Method in enhancing marital stability and emotional expressiveness among engaged couples. Methods and Materials: A randomized controlled trial design was used involving 30 participants recruited from premarital counseling centers in Tehran. Participants were randomly assigned to an experimental group (n = 15), which received a ten-session premarital education program, and a control group (n = 15), which received no intervention during the study period. The intervention was delivered in weekly 60-minute group sessions focusing on interpersonal awareness, emotional literacy, and decision-making in romantic relationships. Standardized instruments were used to measure marital stability and emotional expressiveness at three time points: pretest, posttest, and five-month follow-up. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to assess within-group and between-group differences over time. Findings: Results indicated a significant interaction effect between time and group for marital stability (F(2, 56) = 14.72, p < 0.001, η² = 0.34), with the experimental group showing greater improvements compared to the control group. Similarly, emotional expressiveness demonstrated a significant group-by-time interaction (F(2, 56) = 17.59, p < 0.001, η² = 0.38), with post-hoc comparisons revealing that the experimental group had significantly higher scores at both posttest and follow-up phases. All assumptions for repeated measures ANOVA were confirmed prior to analysis. Conclusion: The findings suggest that premarital education based on the Interpersonal Awareness and Choice Method is an effective intervention for promoting emotional expressiveness and marital stability among engaged individuals. These results highlight the value of incorporating structured emotional and interpersonal training into premarital counseling services to support relationship resilience and long-term satisfaction. Keywords: Premarital education, interpersonal awareness, emotional expressiveness, marital stability.
۱۵۱۹۳.

The Effectiveness of Emotionally Focused Couple Therapy on Self-Differentiation and Intolerance of Uncertainty in Couples Seeking Divorce(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۹۴
Objective: This study aimed to investigate the effectiveness of Emotionally Focused Couple Therapy (EFCT) on differentiation of self and the reduction of intolerance of uncertainty in couples seeking divorce. Methods: The research method was quasi-experimental with a pretest–posttest control group design. The statistical population consisted of couples seeking divorce in Tehran, from which 30 couples were selected through convenience sampling and randomly assigned to experimental and control groups. The experimental group underwent a 10-session EFCT intervention, each session lasting 90 minutes, while the control group did not receive any intervention. Findings: Findings showed that Emotionally Focused Couple Therapy significantly increased differentiation of self and reduced intolerance of uncertainty in couples seeking divorce. Conclusion: These results suggest that by focusing on core emotions and emotional interactions, it is possible to improve interpersonal relationships and facilitate more informed decision-making in marital relationships. Accordingly, the use of EFCT is recommended in psychological interventions related to divorce crises.
۱۵۱۹۴.

Exploring the Role of Humor as a Coping Component in Marital Satisfaction(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۸۲
Objective: This study aimed to explore how humor functions as a coping mechanism that contributes to marital satisfaction among couples in Slovenia. Methods and Materials: A qualitative design was employed, relying on semi-structured interviews to capture couples’ lived experiences of humor in marriage. Twenty-four participants (12 couples) from Slovenia, married for at least three years, were recruited using purposive sampling. Interviews were conducted until theoretical saturation was achieved, with each session lasting between 60 and 90 minutes. Data were transcribed verbatim and analyzed thematically using NVivo 14 software. Trustworthiness was enhanced through peer debriefing, member checking, and triangulation with field notes. Findings: Four major themes emerged from the data: (1) Humor as an Emotional Buffer, where couples described humor as a strategy for stress relief, emotional recovery, and conflict de-escalation; (2) Humor and Intimacy, highlighting the role of shared jokes, playful teasing, and affectionate humor in strengthening closeness and trust; (3) Humor as a Communication Strategy, with participants explaining how humor allowed them to soften criticism, indirectly express sensitive issues, and repair conflicts; and (4) Humor and Marital Resilience, where humor facilitated coping with external stressors, fostered perspective-taking, and sustained hope during challenges such as illness or financial strain. Couples reported that affiliative and self-enhancing humor styles were most beneficial, while aggressive humor could undermine satisfaction. Humor was also noted as increasingly expressed through digital interactions, including memes and messaging. Conclusion: The findings suggest that humor is a multidimensional coping resource in marriage, functioning simultaneously as an emotional, relational, communicative, and resilience-enhancing tool. While humor generally promotes marital satisfaction, its effects depend on style and context. These insights highlight the importance of constructive humor in maintaining healthy, satisfying, and enduring marital relationships.
۱۵۱۹۵.

Spousal Support and Marital Satisfaction: The Mediating Role of Gratitude Expression(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۹۵
Objective: This study aimed to examine the direct and indirect relationships between spousal support and marital satisfaction, with gratitude expression as a mediating variable. Methods and Materials: A descriptive correlational design was employed with 370 married individuals from Armenia, selected based on the Morgan and Krejcie sampling table. Data were collected using standardized instruments for marital satisfaction, spousal support, and gratitude expression. Analyses were conducted in two stages: Pearson correlation analysis in SPSS-27 to examine bivariate associations, and Structural Equation Modeling (SEM) in AMOS-21 to test the hypothesized mediating model. Model fit was evaluated using established indices, including χ²/df, GFI, AGFI, CFI, TLI, and RMSEA. Findings: Pearson correlations revealed that spousal support was significantly associated with both marital satisfaction (r = .58, p < .001) and gratitude expression (r = .51, p < .001), while gratitude expression was also correlated with marital satisfaction (r = .46, p < .001). SEM demonstrated acceptable model fit (χ²/df = 1.93, GFI = 0.93, AGFI = 0.91, CFI = 0.96, TLI = 0.95, RMSEA = 0.049). Direct effects showed that spousal support positively predicted marital satisfaction (β = 0.37, p < .001) and gratitude expression (β = 0.44, p < .001), while gratitude expression also predicted marital satisfaction (β = 0.29, p = .001). The indirect effect of spousal support on marital satisfaction through gratitude expression was significant (β = 0.13, p = .002), confirming partial mediation. Conclusion: Findings underscore the dual importance of supportive behaviors and gratitude expression in shaping marital satisfaction. Spousal support enhances satisfaction both directly and indirectly by fostering gratitude, suggesting that couples who both provide support and express appreciation are more likely to sustain fulfilling relationships.
۱۵۱۹۶.

واکاوی مفهوم کیفیت و برون دادهای آن در نظام آموزش الکترونیکی (مورد مطالعه: دانشگاه پیام نور اراک)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم کیفیت و برون دادهای آن در نظام آموزش آموزش الکترونیکی دانشگاه پیام نور انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ گردآوری اطلاعات رویکردی کیفی داشته و در آن از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل صاحب نظران و خبرگان حوزه طراحی و اجرای نظام ارزیابی کیفی و آموزش الکترونیکی دانشگاه پیام نور بوده است. برای نیل به اهداف پژوهش ابتدا، ادبیات، مبانی نظری و مستندات مرتبط با موضوع مطالعه و بررسی گردیده و سپس با استفاده از 12 مصاحبه نیمه ساختاریافته و هدفمند، اطلاعات پژوهش گردآوری و با استفاده از روش کدگذاری داده بنیاد در سه گروه کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. کیفیت کدگذاری ها با استفاده از دو روش بازبینی و کدگذاری بی طرف و با آزمون ضریب کاپا در نرم افزار SPSS مورد تایید قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد کیفیت آموزشی مفهومی کل-گرا و چندبعدی است که آثاری بلندمدت و کوتاه مدت برای ذی نفعان دانشگاه دارد. بر اساس همین یافته ها نتیجه می گیریم مفهوم کیفیت در نظام آموزش الکترونیکی دانشگاه پیام نور از چهار بعد توان رفتاری، توان شناختی، توان علمی و تجربه تحصیل مجازی تشکیل می شود. همچنین برون دادهای بکارگیری چنین نظامی عبارتند از رقابت پذیری، اشتغال زایی، اقتصادی و شهرت.
۱۵۱۹۷.

کاربرد فن آوری واقعیت افزوده در فرآیند یاددهی - یادگیری با تأکید بر آموزش دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص: مطالعه مروری سیستماتیک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف پژوهش مطالعه نظام مندکاربرد فن آوری واقعیت افزوده در فرآیند یاددهی و یادگیری با تأکید بر آموزش دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص انجام شده است. روش مطالعه این پژوهش با رویکرد مرور سیستماتیک بوده است. برای جامعه آماری این پژوهش، از مجموعه آثار منتشر شده در قالب مقالات فارسی و انگلیسی در پایگاه های تخصصی نورمگز، سید، مگ ایران، ایران داک، علم نت از سال 1395 تا 1403 و پایگاه لاتین PubMed ، Scopus، Elsevier، Google Scholar و Since Direct (2016 الی 2024) مورد بررسی قرار گرفته است. نمونه آماری، شامل مقالات فارسی و انگلیسی بوده است که در آن از کلید واژه های تخصصی، فن آوری های آموزشی، واقعیت افزوده، اختلال یادگیری، آموزش ، براساس روش مرور سیستماتیک و با ابزار جدول روش پریزما انتخاب شدند. پژوهش حاضر نشان داده است استفاده از فن آوری واقعیت افزوده برای دروسی مانند علوم و زبان انگلیسی برای دوران دبستان و درس زیست شناسی و زبان انگلیسی برای دوره متوسطه، بیش ترین کاربرد را داشته و تمام نتایج پژوهش مؤید اثربخش بودن این فن آوری در یادگیری-یاددهی دانش آموزان بخصوص اختلال یادگیری خاص بوده است. هم چنین جمع بندی تأثیر فن آوری واقعیت افزوده در فرآیند آموزش دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص، نشان دهنده پیشرفت تحصیلی قابل توجه بوده و باعث بهبود روند یادگیری در این دانش آموزان می گردد.
۱۵۱۹۸.

A Comprehensive Review of the Impact of Family Cohesion, Religious Values, and Spiritual Intelligence on Youth Susceptibility to Addiction(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۷۷
Objective: This study aims to explore the impact of spiritual intelligence and family cohesion on youth addiction prevention. Methods: A comprehensive review of the literature was conducted using peer-reviewed journal articles, books, and authoritative reports published between 2000 and 2024. Databases such as PubMed, PsycINFO, Scopus, and Google Scholar were searched using keywords related to spiritual intelligence, family cohesion, and youth addiction. Inclusion criteria focused on studies examining the relationship between these variables and their role in substance abuse prevention among adolescents and young adults. Findings: The review identified several protective mechanisms through which spiritual intelligence contributes to resilience, such as self-awareness, moral integrity, and emotional regulation. Similarly, family cohesion, characterized by effective communication, emotional support, and strong parental bonds, was found to significantly reduce the risk of substance abuse in youth. An interactive effect was observed, where spiritual intelligence and family dynamics together enhanced adolescents’ ability to cope with stress and peer pressure, minimizing the likelihood of engaging in addictive behaviors. Conclusion: Spiritual intelligence and family cohesion are crucial protective factors in preventing youth addiction. Early interventions that focus on fostering spiritual intelligence and strengthening family relationships can effectively reduce addiction risk. The article emphasizes the need for educational programs and community-based initiatives to promote these protective factors from adolescence.
۱۵۱۹۹.

تحلیل ساختار ابزار سنجش خود مراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) با استفاده از نظریه کلاسیک آزمون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختار ابزار سنجش خودمراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) با استفاده از نظریه کلاسیک آزمون در سال 1402 انجام شد. روش: روش پژوهش با تکیه بر روش های روانسنجی (تحلیل عاملی) و ابزار مورد استفاده مقیاس خودمراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) آزادیکتا (1402) بوده است. جامعه آماری والدین دارای فرزند دختر و پسر دانش آموز پایه ششم دوره ابتدایی شهر ماکو در سال تحصیلی 03-1402 بوده که 480 نفر از آنان به شیوه تصادفی در پژوهش مشارکت نمودند. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و کاربست چرخش متعامد نشان داد که این مقیاس از 4 عامل معتبر تشکیل شده است که در مجموع 54/47 درصد از واریانس کل را تبیین می کردند. ضریب اعتبار اُمگا نیز بالاتر از 7/0 حاصل شد و ساختار عاملی بدست آمده طی تحلیل اکتشافی از شاخص های برازندگی (CFI، GFI، RFI، NFI، IFI) مطلوبی در تحلیل عاملی تاییدی برخوردار بوده است. نتیجه گیری: براساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که ابزار سنجش خودمراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) از ساختار عاملی معتبر و شاخص های برازندگی مطلوب برخوردار است. این ابزار با در نظر گرفتن مؤلفه های آموزشی، تربیتی و فرهنگی، نگرش و رفتار والدین در حوزه تربیت جنسی فرزندان را به طور مؤثر می سنجد. به کارگیری آن می تواند زمینه ساز مداخلات هدفمند در نظام آموزش خانواده باشد.
۱۵۲۰۰.

بررسی و تحلیل نوآوری های فناورانه در حوزه مدیریت ورزش

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
نوآوری های فناورانه در دهه های اخیر تحولات عمده ای در صنعت ورزش ایجاد کرده است. مدیریت ورزش، به عنوان یک حوزه پیچیده و چندبعدی، برای مواجهه با چالش های جدید و بهینه سازی عملکرد، به فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، داده کاوی، اینترنت اشیاء و واقعیت افزوده وابسته است. هدف این پژوهش تحلیل تأثیر این نوآوری ها در بهبود فرآیندهای مدیریتی، ارتقای عملکرد ورزشکاران و ارتقای تجربه تماشاگران است. روش تحقیق کیفی و تحلیل اسنادی به کار گرفته شد و مطالعات علمی معتبر از سال 2020 به بعد به عنوان منابع داده تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی با تحلیل داده های بزرگ، تصمیم گیری های مدیریتی را بهبود داده و عملکرد ورزشکاران را ارتقا می دهد. همچنین، داده کاوی الگوهای رفتاری ارزشمندی را برای تدوین استراتژی های کارآمد ارائه می کند. اینترنت اشیاء از طریق نظارت لحظه ای بر وضعیت ورزشکاران، از آسیب های جدی جلوگیری کرده و مدیریت منابع را بهینه تر می سازد. علاوه بر این، واقعیت افزوده و مجازی با ایجاد تجربه های تعاملی برای تماشاگران و شبیه سازی شرایط مسابقه برای ورزشکاران، افق های جدیدی را گشوده اند. در عین حال، چالش هایی همچون هزینه های بالا، نیاز به نیروی متخصص، و مقاومت نسبت به تغییر، موانعی بر سر راه پیاده سازی این فناوری ها هستند. این مقاله بر اهمیت سرمایه گذاری در آموزش و پذیرش فرهنگ فناوری تأکید دارد و استفاده صحیح از این ابزارها را گامی مؤثر در جهت توسعه پایدار صنعت ورزش می داند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان