نقش مرگ اندیشی در تحقق آزادی از دیدگاه ملاصدرا و هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت معاصر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۰)
203 - 244
حوزههای تخصصی:
مسئله این مقاله بررسی تطبیقی نقش مرگ اندیشی در تحقق آزادی در نگاه ملاصدرا و هایدگر است. مرگ اندیشی نزد این دو فیلسوف ارتباط وثیقی با مسئله آزادی دارد. آزادی صدرایی به معنای «فراروی در تعالی» و «تقرب به حقیقت نامتناهی از طریق معرفت نفس» و آزادی هایدگری به معنای «برون ایستایی و فراروی در بستر پرسش از هستی» است. مرگ صدرایی یعنی «ورود به ساحت و عوالم باطنی» و مرگ هایدگری یعنی «نه دازاین». این مقاله با استفاده از آثار این دو فیلسوف و شارحان آنان با روش توصیفی_تحلیلی به تبیین حقیقت آزادی، اسارت، مرگ اندیشی و مقومات آن و نقش مرگ اندیشی در آزادی نزد آنان، و سپس به صورت تحلیلی_تطبیقی به مقایسه این دو دیدگاه پرداخته است. نتایج: فلسفه هایدگر دارای نقصان بوده و برتری با دیدگاه ملاصدرا است. کاستی های دیدگاه هایدگر که با فلسفه ملاصدرا می توانند التیام یابند: یک) غفلت از ابعاد مجرد انسان و ادله آن. دو) نگاه پاره خطی به حقیقت انسان؛ غفلت از مبدأ و معاد. سه) ضعف در ترسیم آزادی ایجابی (مقصد آزادی). چهار) فقدان مسئله اخلاق و آزادی اخلاقی. پنج) عدم ارائه برنامه عملی (شریعت) برای تحقق آزادی. شش) نداشتن تصور درستی از حقیقت معاد به مثابه ظرف ظهورِ باطن، نه ظرف حدوث. هفت) عدم انسجام وجودشناسی، خداشناسی و معادشناسی. بنابراین فلسفه و آزادی هایدگری بدون نظریه وحدت شخصی یا سریانی صدرایی (برای تامین عقبه و مبدأ انسان) و نظریه انکشاف، خلاقیّت نفس و تجسم اَعمال صدرایی (برای تامین فرارو، معاد، تجرد و جاودانگی انسان)، به کمال نمی رسد.







