ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۵۵۹٬۵۸۷ مورد.
۴۱.

مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی بر نشخوار فکری زنان مبتلا به سرطان تخمدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی بر نشخوار فکری زنان مبتلا به سرطان تخمدان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان تخمدان مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصص سرطان در شهر ساری در سال 1404 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگذاری شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس پاسخ های نشخواری (RRS؛ نولن- هوکسما و مارو، 1993) انجام شد. رفتار درمانی دیالکتیک بر پروتکل الگوی لینهان و زندگی درمانی بر اساس پروتکل حسن زاده هر یک به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شدند. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که نمرات نشخوار فکری هر دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل نسبت به پیش آزمون در مراحل پس آزمون و پیگیری کاهش معناداری داشته است (05/0>P)؛ همچنین یافته ها نشان داد که در مرحله پس آزمون و پیگیری بین دو گروه مداخله در کاهش نشخوار فکری تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P)؛ در واقع رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با زندگی درمانی تاثیر بیشتر بر کاهش نشخوار فکری داشته است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی هر دو بر کاهش نشخوار فکری موثر بوده اند؛ اما تاثیر رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با زندگی درمانی بیشتر بوده است.
۴۲.

Ethical Challenges of Environmental Policies in Urban Societies: From Individual Responsibility to Climate Justice(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۸
Introduction: The intensification of environmental crises in urban societies, particularly in the context of accelerating climate change, has turned environmental policy into one of the most important arenas of public decision-making. Cities are, on the one hand, major centers of pollution generation and resource consumption, and on the other hand, they concentrate the highest levels of social inequality and environmental vulnerability. Within this context, urban environmental policies face complex ethical challenges related to the distribution of responsibilities, costs, and benefits among citizens and institutions. Drawing on the literature of environmental ethics and climate justice, this article seeks to rethink the concept of individual responsibility, examine the tension between environmental efficiency and social justice, and analyze the role of urban institutions and structures in the redistribution of responsibilities. Material and Methods: This research was conducted as a narrative–analytical review article. To this end, reputable scientific sources published in international databases such as Scopus, Web of Science, IEEE, and Google Scholar were systematically searched. The information obtained from the studies was analyzed and conclusions were drawn based on the analyses. Conclusion: The analytical findings indicate that an exclusive focus on individual responsibility, without due attention to structural and institutional constraints, can lead to the reproduction of urban inequalities and undermine the legitimacy of environmental policies. Climate justice, as a normative framework, enables the integration of environmental efficiency, social justice, and institutional responsibility, and redefines the criteria for policy evaluation. The article concludes that the design of just urban environmental policies requires a multidimensional approach in which citizen empowerment, institutional accountability, and the reduction of social inequalities are pursued simultaneously. Such an approach constitutes a fundamental condition for achieving environmental sustainability and social justice in contemporary cities.
۴۳.

تحلیل بنیان فرهنگی استعاره های مفهومی زنانگی در آثار داستانی فریبا وفی براساس نظریه کوچش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۹
توجه به زنان، مسائل و مشکلات آنان یکی از درون مایه های مهم در ادبیات داستانی معاصر جهان است. در بین نویسندگان معاصر ایرانی فریبا وفی از جمله نویسندگانی است که محور اصلی آثار داستانی او را «زنان» شکل می دهد. وی می کوشد در سطوح مختلف زبانی مفهوم زن و زنانگی را که برآمده از پیشینه فرهنگی و اجتماعی و تاریخی درباره زنان است بازنمایی کند و به انتقاد از تمایزات جنسیتی و محدودیت ها و محرومیت های زنان بپردازد. از این روی، پژوهش حاضر برپایه نظریه استعاره مفهومی کوچش که برای استعاره های زبانی بنیانی فرهنگی قائل است، استعاره های مفهومی «زنانگی» را در آثار داستانی فریبا وفی استخراج و بنیادهای فرهنگی و اجتماعی آن را واکاوی نموده است. مطالعه انجام شده نشان می دهد که استعاره های شناختی «زنانگی» در آثار وفی از سه نظام فرهنگی متفاوت «مردسالار»، «مدرن» و «ایران باستان» تغذیه می شود. بنیان فرهنگی بسیاری از استعاره های مفهومی مانند «زن هیچ است»، «زن پایین است»، «زن اسیر است» برپایه نظام فرهنگی مردسالاری پدید آمده اند. بنیان استعاره هایی چون «زن فرشته است»، «زن نگهبان است» برآمده از باورهای اسطوره ای ایران باستان پیرامون ایزدبانوان است. بنیان استعاره های چون «زن عروسک است»، «زن کالا است» برآمده از فرهنگ مدرن و غرب زده است که متأسفانه وضعیت کنونی زنان را تحت شعاع قرار داده است.
۴۴.

تحلیل انتقادی سیاست های توسعه روستایی ایران از منظر شمول اجتماعی و عدالت جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۷۰
این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی سیاست های توسعه روستایی ایران از منظر شمول اجتماعی و عدالت جنسیتی با رویکرد ترکیبی (کمّی-کیفی) انجام شد. روش های کمّی شامل تحلیل داده های آماری رسمی (1385-1403) و روش های کیفی شامل تحلیل محتوای اسناد سیاستی و مصاحبه های نیمه ساختارمند بود. داده ها از اسناد سیاستی (برنامه های پنج ساله توسعه، سند جامع توسعه امور زنان و خانواده، سند سیاست های کلی خانواده، سند شاخص های عدالت جنسیتی)، داده های آماری مرکز آمار ایران و وزارت جهاد کشاورزی و 45 مصاحبه عمیق با 20 زن روستایی، 15 کارشناس و پژوهشگر و 10 مدیر اجرایی در استان های گلستان، فارس، اصفهان، تهران و لرستان گردآوری شد. یافته ها نشان دهنده نابرابری های جنسیتی در دسترسی به منابع مالی، تولیدی و دانش، طرد نهادی، هنجارهای فرهنگی محدودکننده و ضعف سیاست گذاری در راستای شمول جنسیتی است. فقدان داده های تفکیک شده جنسیتی و رویکرد مردمحور در سیاست ها، اثربخشی را کاهش داده است. پیشنهاد می شود برای ارتقای شمول اجتماعی و عدالت جنسیتی، اصلاح قوانین مالکیت، تقویت تشکل های زنان به آموزش های حساس به جنسیت و بهره گیری از دانش بومی توجه شود. این پژوهش چارچوبی برای سیاست گذاری فراگیر ارائه می کند تا توسعه پایدار روستایی در ایران محقق شود. 
۴۵.

پیش بینی میل به طلاق بر اساس انعطاف پذیری شناختی با میانجی گری تحمل پریشانی در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۵۱
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی میل به طلاق بر اساس انعطاف پذیری شناختی با میانجی گری تحمل پریشانی در زنان متقاضی طلاق انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اراک در بهار سال 1404 بود که از بین آنها 250 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های میل به طلاق روزبولت و همکاران (1986، DTS)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005، DTS) و انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. بر اساس یافته های پژوهش مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی با میل به طلاق رابطه منفی و معناداری وجود دارد (۰۱/0>P). همچنین مشخص گردید تحمل پریشانی در ارتباط بین انعطاف پذیری شناختی و میل به طلاق نقش واسطه ای داشت (۰۱/0>P). بنابراین پیشنهاد می شود در اجرای برنامه های پیشگیری از طلاق به بررسی و ارزیابی انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی پرداخته شود.
۴۶.

بازتولید فضای شهری بر مبنای گفتمان زنان در خیابان لاله زار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۸۳
بیان مسئله: فضای شهری پدیده ای اجتماعی، تاریخی و چندلایه است که در تعامل مداوم نیروهای قدرت، سیاست و سرمایه شکل می گیرد و در گذر زمان بازتولید می شود. این بازتولید نه تنها به واسطه تحولات ساختاری، بلکه در دل کنش های روزمره، تجربه های زیسته و گفتمان های اجتماعی صورت می گیرد. در این میان، گفتمان زنان به عنوان یکی از نیروهای کمتر دیده شده، نقشی معنادار در بازتعریف مرزهای خصوصی-عمومی و بازسازی حافظه جمعی دارد. با این حال، این گفتمان به ویژه در تحلیل فضاهای تاریخی شهرهای ایران کمتر توجه شده است. بنابراین مقاله عاملیت گفتمان زنان را در بستر این نیروها و کنشگری فضایی در خیابان لاله زار تهران به چالش می کشد. هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل بازتولید فضای شهری برمبنای گفتمانی مشخص، خیابان لاله زار را به عنوان یکی از خیابان های تاریخی- فرهنگی پایتخت در سه دوره تاریخی در کانون تحلیل قرارداده است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و گفتمان محور انجام شده و از روش تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی داده ها بهره گرفته است. داده ها از منابع نوشتاری، دیداری و شنیداری در خصوص سه دوره کلی قاجار، پهلوی، جمهوری اسلامی استخراج شده اند. چارچوب نظری پژوهش بر بررسی سازوکارهای مؤثر در بازتولید فضای شهری استوار بوده و از مفاهیم کنشگری، عاملیت و منش فضایی برای تحلیل گفتمان زنان استفاده شده است. نتیجه گیری: کنشگری زنان در خیابان لاله زار را می توان بخشی از فرایند بازتولید تاریخی فضای شهری دانست که در تعامل پیچیده با مناسبات قدرت، سیاست و سرمایه شکل گرفته است. این کنشگری در ادوار مختلف، از «تماشاچی» به «تماشایی» تا فرصت «بازیگری» در قالب گفتمان های متنوعی همچون حضور انزوایی- انفعالی، نمادین- مصرفی و غیرنمادین- مشارکتی بازنمایی شده است. رفتارهای روزمره، نقش های اجتماعی، الگوهای حضور - غیاب و مشارکت زنان در عرصه خیابان، نه تنها در تحول معانی فضایی و مرزبندی های خصوصی-عمومی مؤثر بوده، بلکه در شکل گیری حافظه جمعی و سازمان یابی فضایی لاله زار نیز نقش داشته است.
۴۷.

آمالگام، هیبرید و مناسک: مفاهیم مغفول در تحلیل الگوهای تلفیق رشتگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۵۰
پژوهش های دانشگاهی معاصر به طور فزاینده ای با مسائل پیچیده ای مواجه اند که از ظرفیت یک رشته علمی منفرد فراتر می روند و مستلزم اشکال متنوعی از تعامل رشتگی هستند. در این میان، مفاهیم چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی به طور گسترده بررسی شده اند، اما تحلیل مفهومی دقیق کیفیت و منطق ادغام دانش در این الگوها همچنان با ابهام هایی همراه است. به ویژه، مفاهیمی مانند آمالگام، هیبرید و مناسک میان رشتگی، با وجود اهمیت نظری و تحلیلی، کمتر به صورت نظام مند و مقایسه ای مورد توجه قرار گرفته اند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین نقش این سه مفهوم در فهم فرایندهای تلفیق رشتگی و تمایزگذاری میان سطوح و اشکال مختلف ادغام معرفتی است. هدف پژوهش، ارائه چارچوبی تحلیلی برای روشن سازی تفاوت ها، ظرفیت ها و محدودیت های این مفاهیم در بستر الگوهای گوناگون تعامل رشتگی است. این مطالعه با رویکردی کیفی و با استفاده از تحلیل مفهومی و تحلیل نظام مند ادبیات نظری انجام شده است. جامعه پژوهش شامل آثار نظری و تحلیلی مرتبط با حوزه های چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی است که به صورت هدفمند و بر اساس میزان ارتباط مفهومی با موضوع پژوهش انتخاب شده اند. داده ها از طریق مرور و تحلیل متون علمی گردآوری و با استفاده از مقایسه تحلیلی و تفسیر مفهومی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که هیبرید بیانگر تعامل های بینابینی، پویا و غالباً ناپایدار میان رشته هاست که امکان گفت وگو و هم نشینی معرفتی را بدون ادغام کامل فراهم می کند، در حالی که آمالگام به اشکال عمیق تر و پایدارتر ادغام معرفتی با ویژگی های نوظهور اشاره دارد. مناسک میان رشتگی نقش مهمی در تثبیت زبان مشترک، کاهش اصطکاک شناختی و شکل گیری هویت جمعی پژوهشی ایفا می کند. کاربرد مفاهیم هیبرید و آمالگام اساساً به چارچوب های چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی محدود است و تعمیم آن ها به سایر رویکردهای رشتگی از دقت مفهومی برخوردار نیست. نتایج پژوهش نشان می دهد که تمایزگذاری دقیق میان هیبرید و آمالگام می تواند به ارتقای تحلیل نظری و ارزیابی کیفی پژوهش های تلفیقی کمک کند. این چارچوب تحلیلی، پیامدهای مهمی برای طراحی، مدیریت و ارزیابی پروژه های میان رشتگی در آموزش عالی و نظام پژوهش دارد. در عین حال، وابستگی این مفاهیم به زمینه های نهادی و معرفتی، از محدودیت های پژوهش حاضر محسوب می شود و ضرورت مطالعات تکمیلی تجربی را برجسته می سازد.
۴۸.

بررسی فقهی- حقوقی تصدی و بهره گیری از ظرفیت کفّار در حکومت اسلامی، مبتنی بر ارائه رویکردی نو در تفسیر آیه نفی سبیل (نساء/ 141)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۴۷
قاعده نفی سبیل در شرع اسلام و نظام حقوقی جمهوری اسلامی از مهم ترین قواعد کاربردی به شمار می آید. در این قاعده، مطلقِ تسلط کفار بر مسلمین، در عموم عرصه های فردی و اجتماعی، نفی شده است که نتیجه اولیه این امر مستلزم عدم بهره گیری از عده و صنوف آنان در مناسباتی است که موجب چیرگی بر مسلمانان می شود. در این تحقیق، مفهوم فرازِ آخرینِ آیه 141 نساء، که دلیل اصلی این قاعده برشمرده شده، تدقیق و بررسیده می شود و به دنبال آن، با توجه به بازخوانی ادله و نیز تطبیق دانش تجربی و فهم این ها با مقتضیات حاکم بر جهان، آرای مفسرین و فقها نقد و تفسیر تازه ای از متن شریعت ارائه می شود. ازاین رو، در سایه ارائه این رویکرد نو، حکومت اسلامی می تواند بدون هیچ منع شرعی و در چارچوب های حکمرانی خود از ظرفیت های غیر مسلمانان در حل چالش ها و همچنین جهت افزایش توان و قدرت مملکت در عرصه های مختلف علمی و فناوری که تأثیر مستقیمی بر اقتدار اسلام و مسلمین دارد بهره برداری کند.
۴۹.

Transcendental Philosophy and Linguistic Turn: Kantian echoes in Wittgenstein’s thought(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۸
This paper explores the philosophical relationship between Immanuel Kant's transcendental idealism and Ludwig Wittgenstein's linguistic philosophy, particularly focusing on the echoes of Kant's ideas in Wittgenstein's work. Kant's Critique of Pure Reason argues that human cognition is shaped by a priori categories, which structure our experience of phenomena but leave the noumenal realm unknowable. Wittgenstein, in his Tractatus Logico-Philosophicus, similarly examines the limits of what can be known; suggesting that language mirrors reality but also has its limits in expressing what lies beyond logic. In his later work, Philosophical Investigations, Wittgenstein emphasizes the social and contextual nature of meaning, developed through "language games" and "forms of life". This paper argues that while Wittgenstein shifts from Kant’s universal transcendental structures to a more pragmatic view of language, both philosophers share a concern with the limits of human knowledge and expression. Furthermore, both thinkers acknowledge the ineffable about Kant’s noumenal world and Wittgenstein’s mystical realm as crucial yet unreachable domains. This comparative analysis contributes to contemporary discussions in epistemology and philosophy of language, demonstrating the enduring relevance of Kant’s transcendental insights in Wittgenstein’s linguistic turn.
۵۰.

پیش بینی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از مدل شبکه عصبی نارکس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۲۱
این پژوهش با هدف تعیین تنظیمات بهینه مدل شبکه عصبی خودرگرسیون غیرخطی با ورودی های برون زا (نارکس) برای پیش بینی روز آتی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. سایر اهداف شامل مقایسه عملکرد مدل نارکس با مدل های شبکه عصبی خودرگرسیون غیرخطی (نار) و ورودی - خروجی غیرخطی (نایو)، توسعه بازه زمانی پیش بینی با استفاده از شبکه عصبی نار، اعتبارسنجی مدل نارکس ازطریق تحلیل حساسیت و مقایسه عملکرد آن با مدل میانگین متحرک خودرگرسیون انباشته (آریما) است. طبق داده های شاخص کل از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۲، مدل نارکس برای پیش بینی روز آتی و مدل نار برای توسعه بازه زمانی پیش بینی به کار گرفته شد. عملکرد مدل نارکس با مدل های نار، نایو و آریما براساس درصد خطای مطلق مقایسه شد. برای تعیین تنظیمات بهینه مدل نارکس و مقایسه عملکرد مدل نار با آریما نیز میانگین مجذور خطا ملاک قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که مدل نارکس پیشنهادی، در ترکیب با داده های قیمت باز، بسته، سقف و کف، حجم معاملات و میانگین های متحرک ساده و نمایی بهترین عملکرد پیش بینی را داشته است. در مقایسه با سایر الگوریتم های آموزشی، الگوریتم لونبرگ - مارکوارت بالاترین دقت را ایجاد کرده است. نتایج اعتبارسنجی نیز برتری مدل نارکس را به الگوریتم های شبکه عصبی نار و نایو و مدل سنتی آریما تأیید می کند. این پژوهش نخستین بررسی از عملکرد شبکه عصبی نارکس در پیش بینی شاخص کل بورس تهران است و یافته های آن، علاوه بر توسعه دانش نظری در زمینه کاربرد شبکه عصبی پویا می تواند به عنوان ابزاری اثربخش در اختیار تحلیلگران بازار سرمایه قرار گیرد.
۵۱.

Analyzing the Role of Funding Sources in Research and Development in Driving Global Innovation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۲۵۳
Objective : This study examines how different research and development (R&D) funding sources—business enterprise R&D (BERD), higher education R&D (HERD), and government-financed R&D (GOVERD)—influence national innovation and competitiveness, measured by the Global Innovation Index (GII) and Global Competitiveness Index (GCI). This study addresses a critical gap by moving beyond aggregate R&D spending to examine how funding composition shapes innovation capacity.  Methodology: Ordinary least squares (OLS) regression analysis was conducted on a sample of 47 countries using data from OECD R&D Statistics, World Bank Development Indicators, and GII/GCI reports. Missing values (< 3%) were imputed using mean substitution. Diagnostic tests were applied to verify normality, minimal multicollinearity, and compliance with heteroscedasticity assumptions. Two models were subsequently estimated with GII and GCI as dependent variables. Results : For the GII model (R² = 0.601, F = 12.37, p < 0.001), overall GERD intensity was significantly positive (β = 10.54, p = 0.040), while disaggregated components (BERD, HERD, GOVERD) showed no individual significance due to multicollinearity. GDP per capita was robust (β = 8.78e-05, p = 0.019). For the GCI model (R² = 0.651, F = 15.31, p < 0.001), GERD was non-significant; GDP per capita remained the strongest predictor (β = 0.0003, p < 0.001). Regression assumptions were satisfied (Jarque-Bera p > 0.44; Durbin-Watson ≈ 2.1). Conclusion : Overall R&D intensity significantly influences innovation, but relationships with disaggregated sources are complex. The importance of GDP per capita shows that the quality of institutions and the ability to absorb new ideas are both important for turning R&D spending into innovation and competitiveness benefits. Policymakers should prioritize both R&D funding levels and the institutional environment enabling effective R&D utilization.
۵۲.

Quête d’identité féminine et le mal d’être dans Une Vie de Maupassant : une analyse sociolinguistique à la lumière des théories de Luce Irigaray.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
Dans cet article, nous explorons la quête identitaire de Jeanne, l'héroïne d’Une Vie de Guy de Maupassant, à travers une analyse sociolinguistique, éclairée par les réflexions de Luce Irigaray. Nous nous intéressons particulièrement à la manière dont Jeanne, en tant que femme dans une société patriarcale, traverse une crise d'identité sociale et linguistique. En nous appuyant sur les travaux d'Irigaray, et soulignant la manière dont l'être féminin est souvent réduit au silence dans les discours dominants, nous nous proposons d’analyser comment le langage de l’héroïne, et son incapacité à s’affirmer, illustre sa subordination et son aliénation dans un cadre social où les préjugés socio-culturels masculins prédominent. Dans cette perspective, nous allons mettre en lumière les tensions entre le désir du personnage pour échapper aux rôles traditionnels qui lui sont assignés et le poids des attentes sociolinguistiques qui façonnent son identité. Ce travail aura pour objectif de montrer comment, dans ce roman de Maupassant, le langage, ou plutôt l’absence de voix, devient le reflet de l'oppression féminine.
۵۳.

تصحیح و توضیح لغات و ترکیباتی از جواهرنامه سلطانی تألیف دشتکی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۴۵
در فرهنگ و تمدن ایرانی توجه به سنگ ها و جواهرات از گذشته دور رواج داشته و آثاری در این زمینه تألیف شده است. یکی از متون ارزشمند در شناخت کانی ها، جواهرنامه سلطانی تألیف صدرالدین محمد بن منصور دشتکی شیرازی (م: 903) است که در سال 886ق. در شیراز نوشته شده و به ابوالفتح خلیل بهادرسلطان فرزند اوزون حسن قراقویونلو تقدیم شده است. موضوع این متن شناخت احجار قیمتی و ذکر خواص، شیوه استخراج، قیمت و کاربرد آنهاست. جواهرنامه سلطانی در سال 1335، به کوشش استاد منوچهر ستوده با عنوان گوهرنامه به چاپ رسیده است. مصحح، متن مذکور را بر اساس دو نسخه متأخر، مورّخ سال های 1029 و 1292ق. تصحیح کرده و بدون توضیح و تعلیق منتشر کرده است. این چاپ به سبب عدم دسترسی مصحح به دست نویس های کهن تری که امروز در اختیار ماست، دچار تصحیفات و تحریفات فراوان شده است. نگارنده در این پژوهش بر اساس دو دست نویس کهن کتابخانه های ایاصوفیا (مورّخ 897ق.) و نورعثمانیه (مورخ 988ق.)، لغات و ترکیباتی را از متن جواهرنامه، تصحیح و برای اثبات درستی ضبط ها به متون و منابع دیگری نیز رجوع کرده است. نتیجه تحقیق، شناخت صورت صحیح و توضیح لغات و عباراتی از جواهرنامه سلطانی و بیانگر ضرورت تصحیح مجدد این متن است.
۵۴.

بررسی تطبیقی تمکین زنان در متون فقهی فارسی میانه و فارسی زردشتی با تکیه بر متون صد در نثر و صد در بندهش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۹۷
ادبیات فارسی میانه و فارسی زردشتی، عمدتا متونی با محتوای دینی هستند که بخش اصلی آن پس از ورود اسلام، بازنویسی شده اند. در این میان، صد در نثر و صد در بندهش، دو متن مهم در بین مکتوبات زردشتیان هستند که باورهای حقوقی و اعتقادی زردشتیان در آن انعکاس یافته است.ساختار هر دو، که از متون فارسیزردشتی هستند، شاهدی است بر اینکه تدوین کلی، بر اساس متون متقدم زردشتی انجام پذیرفته است. آراء فکری در دو تحریر یاد شده، در بحث تمکین زنان، متفاوت از سایر متون، با بینشی نوین، سعی در استنباط مفاهیم تمکین پذیری زنان داشته است. جستار حاضر بر اساس روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع فارسی میانه و فارسی زردشتی برآن است، تا بررسی تطبیقی تمکین زنان در متون فارسی میانه (ارداویرافنامه و روایت پهلوی) و فارسی زردشتی را با تکیه بر متون صد در نثر و صد در بندهش، به انجام برساند و در پی پاسخ گویی به این پرسش است که سیرتمکین زنان و آمریت مردان در متون ذکر شده به چه صورت مطرح شده و آیا وضعیت تمکین در این دو دوره تفاوت دارد؟ واکاوی ها، تصویر قابل تاملی از وضعیت تمکین زنان در متون فارسی میانه و فارسی زردشتی راترسیم نموده و دیدگاه حقوقی فقهی، نسبت به زنان فرمانبردار و نافرمان را بیان نموده است. یافته های پژوهش، بیانگر تاثیر پذیری فتواها از وضعیت اجتماعی زمان تالیف متون مزبور بوده که در قالب فتواهای دینی، با لحنی هشدارگونه بروز یافته است. با این تفاوت که در متن صد در نثر و صد در بندهش، به شیوه ای نوین زنان به اطاعت از شوهران فراخوانده شده اند.
۵۵.

اصلاحات قاضی عیسی ساوجی در زمان سلطان یعقوب آق قویونلو: گذار از سنّت مغولی به سنّت ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۹۷
اصلاحات از راهکارهای مدیریتی و افزایش توانمندی حکومت ها، از دیرباز مورد توجه نخبگان قدرت بود است. اما ماهیت، روش ، چگونگی و گستره اجرای آن بنا به ضروت های جامعه تعیین می شد. نخبگان آق قویونلو در سه مقطع دست به اصلاحات زدند که یکی از این اصلاحات دوره سلطان یعقوب و به همت قاضی عیسی ساوجی صدر انجام شد. اصلاحات قاضی عیسی در تداوم اصلاحات دوره حسن پادشاه بود. از یک سو، سنّت مغولی با سقوط حکومت های مغولی تضعیف شده و جوابگوی نیازهای جامعه ایرانی به ویژه نخبگان قدرت نبود. از سوی دیگر، جامعه ایرانی جهش بلندی به سوی احیاء سنت های اسلامی– ایرانی برداشته بود. زیرا علاج دردهای خود را در این سنت ها می دید. این مقاله با تحلیل مضمونی روایت های تاریخی این دوره، سعی دارد زمینه، علل، ماهیت و موانع اصلاحات قاضی عیسی ساوجی را مورد تحلیل قرار دهد. هرچند اصلاحات قاضی را می توان به عنوان یک حلقه از تداوم فکری و ضرورت تاریخی اصلاحات در ایران دانست؛ اما هم آهنگی منافع برخی ازگروه های اجتماعی ایرانی( عالمان دینی) و ترکی (نظامیان) در تداوم سنّت مغولی، شکست و نابودی عوامل این اصلاحات را فراهم ساخت. یافته ها نشان می دهد، غلبه سران ایلات به قدرت و همکاری علما و سیورغال داران با آنان، مانع مهمی در کامیابی اصلاحات بود. داده های تاریخی نشان داد که اصلاحگران بر خلاف مخالفان از حمایت مردمی بر خوردار نبود. آنان باتکیه بر قدرت حکومتی وموافقت سلطان به اصلاح دست زده بودند. اما قدرت سلطان درنظام سیاسی مبتنی بر ایل کفایت نمی کرد. سلطان بدون همراهی سران ایلات از قدرت برتر برخوردار نبود.
۵۶.

کارکردهای اجتماعی انجمن های گیلان عصر مشروطه (مطالعه موردی: انجمن های ایالتی و ولایتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۱
انقلاب مشروطه ایران (۱۲۸۵ ه.ش) نه تنها ساختار سیاسی، بلکه عرصه اجتماعی و نهادهای مدنی کشور را دگرگون ساخت. در این میان، «انجمن ها» به عنوان پدیده ای نوظهور و برآمده از فضای نسبتاً آزاد پس از مشروطه، به کانونی برای مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود تبدیل شدند. در منطقه پیشرو و راهبردی گیلان، که دروازه ارتباطی با اروپا و قفقاز بود، انجمن های ایالتی و ولایتی به عنوان نهادهای رسمی و قانونی محلی شکل گرفتند. اگرچه مطالعات پیشین به طور کلی به نقش انجمن ها در دوره مشروطه پرداخته اند، و حتی برخی به معرفی انجمن های گیلان اشاره کرده اند، اما خلأ پژوهشی جدی در مورد کارکردهای اجتماعیِ خاص این نهادهای محلی در گیلان احساس می شود. این پژوهش با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی، و با استفاده از مطالعه روزنامه های دوره مشروطه و منابع کتابخانه ای، در پی پاسخ به این پرسش است که انجمن های ایالتی و ولایتی گیلان چه کارکردهای اجتماعی داشتند و این فعالیت ها چگونه بر ساختار اجتماعی منطقه تأثیر گذاشتند؟ یافته ها نشان می دهد این انجمن ها در چهار حوزه اصلی فعالیت داشتند: امنیت سازی (مدیریت جنبش دهقانی، نظارت بر ادارات، و تأمین امنیت اتباع خارجی)؛ عدالت خواهی (استفاده از اختیارات قضایی برای لغو رسوم ظالمانه و رسیدگی به شکایات)؛ تحولات بهداشتی-آموزشی (تأسیس انجمن حفظ الصحه، بیمارستان، و مدارس جدید)؛ و بسیج سیاسی (سازماندهی نیروها و جمع آوری اعانه برای فتح تهران). این انجمن ها با وجود چالش هایی مانند وابستگی به مرکز و اختلافات داخلی، نقش مهمی در تحولات اجتماعی گیلان ایفا کردند و الگویی بومی برای حکمرانی محلی مشارکتی ارائه دادند.
۵۷.

طراحی و تحلیل مدل تقاضای بنزین و سوخت های نیروگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۱
در این پژوهش تقاضای بنزین و سوخت های نیروگاهی در دوره زمانی 1381 الی 1401 با استفاده از رویکرد خود توضیح برداری با وقفه های توزیعی مورد برآورد و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصله نشان داد که مصرف با یک دوره تأخیر، درآمد و قیمت به ترتیب از عوامل اثرگذار بر تقاضای بنزین بوده و اثر درآمد با علامت مثبت و بیشتر از اثر قیمت است. همچنین مصرف با یک دوره تأخیر، نسبت به متغیرهای درآمد و قیمت بیشترین تأثیر را بر تقاضای بنزین داشته است. کشش درآمدی نفت کوره برابر 33/0 بوده و کشش قیمتی هرچند که معنادار نیست از لحاظ مقداری بسیار پایین بوده و بی کشش بودن نفت کوره ی مورد تقاضای نیروگاه را نشان می دهد. این مسئله حاکی از آن است که قیمت ها دستوری بوده و چندان روی تقاضای نفت کوره تأثیر ندارند. با افزایش یک درصدی مصرف دوره قبل نفت گاز نیروگاه، تقاضای آن 79/0 درصد افزایش یافته و بعد از این متغیر، درآمد بیشترین تأثیر را بر تقاضای نفت گاز داشته است. با افزایش یک درصدی درآمد، تقاضای نفت گاز نیروگاه به میزان 21/0 درصد افزایش داشته است. هرچند که ضریب قیمت نفت گاز علامت مورد انتظار را داشته و معنادار بوده، اما کشش قیمتی بسیار کم بوده و دستوری بودن قیمت در مورد این سوخت مورد تقاضای نیروگاه نیز واضح و آشکار است.
۵۸.

از کنترل به شمول: بررسی علل مشارکت نازل ذینفعان در سطح ساختار و کنشگر در پروژه های راه سازی مدیریت اکتشاف صنعت نفت؛ مورد مطالعه چاه اکتشافی جهرم-1(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۸
مشارکت مؤثر ذینفعان یکی از الزامات کلیدی موفقیت پروژه هاست، اما در عمل موانع متعددی آن را دشوار کرده اند. این پژوهش، با محوریت مشارکت برای ذینفعان جهت بررسی علل مشارکت نازل، در سه مرحله انجام شد: نخست، با مرور نظام مند ادبیات و تکیه بر نظریه نهادی، علل مشارکت نازل طبقه بندی شد و از ادبیات پژوهش استخراج گردید. در مرحله ی دوم، از طریق مطالعه ی میدانی علل جدید شناسایی شدند، برخی علل نظری تأیید و برخی دیگر رد شدند و ارتباط این عوامل با گروه های ذینفع بازبینی گردید؛ همچنین با استفاده از تحلیل مضمون دسته بندی علل به سه محور در بخش کنشگر و پنج محور در بخش ساختاری انجام شد. در مرحله ی سوم، علل به پنج بخش تقسیم شدند و علل بخش فرآیندی با روش دلفی برای ارائه راه حل ها بررسی گردید. نتایج نشان داد که علل مشارکت نازل ذینفعان به شدت درهم تنیده اند و نیازمند بازطراحی جامع سازوکارهای مشارکت برای ارتقای پایداری اجتماعی پروژه ها هستند.
۵۹.

فلسفه تاریخ از دیدگاه رضا داوری اردکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۳۱
این مقاله از منظر نظریه انتقادی اجتماعی استدلال می کند که فهم فلسفه تاریخ نزد رضا داوری اردکانی، مستلزم گسست بنیادین از تلقی های رایج و مدرن از تاریخ است. رویکرد او، با عبور از «فلسفه نظری» و «فلسفه انتقادی تاریخ» و قرابت با درک هایدگری از تاریخ به مثابه سرنوشت و تقدیر، پرسش را از «چگونگی شناخت تاریخ» به «نسبت وجودی ما با تاریخ و سرنوشت انسان در آن» تغییر می دهد. منظومه فکری داوری بر مفهوم محوری «گسست وجودی و معرفت شناختی» استوار است که تاریخ را نه یک جریان پیوسته، بلکه مجموعه ای از عوالم ناپیوسته می داند. از منظر وی، رویداد تاریخی غرب زدگی به مثابه یک تقدیر، گسستی را رقم زده که سنت و گذشته را به «ابژه موزه ای» تقلیل داده و انسان معاصر را دچار «درد بی تاریخی» کرده است. این وضعیت، که در سیطره هستی شناختی تکنولوژی تشدید می شود، همان انحطاط یا دور شدن از اصالت و بحران در ساحت انسانی است. کل تفکر داوری، به یک اعتبار، اندیشیدن در باب فلسفه تاریخ انسان است. فلسفه تاریخ او، نه تلاشی برای کشف قوانین تاریخ، بلکه یک دعوت اگزیستانسیال و هرمنوتیکی به «تفکر» درباره این گسست و وضعیت نیهیلیستی حاصل از آن است. دغدغه اصلی او، فهم شرایط «امکان و امتناع تفکر» برای «ما»ی تاریخی در دل این جهان گسسته و پرسش از سرنوشت انسان در این تقدیر تاریخی است.
۶۰.

Co-constituting the Self and the City: A Chronotopic Analysis of Raja Alem’s The Dove's Necklace(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۴
This study examines the reciprocal relationship between urban transformation in Mecca and the constitution of identity in Raja Alem’s contemporary Saudi novel, The Dove's Necklace (2010). While existing scholarship frequently addresses the marginalization of women or the sociocultural erosion resulting from Mecca’s urbanization, it often overlooks the mutually constitutive dynamic between the city and its inhabitants. This paper argues that the rapid redevelopment of Mecca precipitates simultaneous and interconnected transformations in both its physical landscape and its characters’ subjectivities. The analysis employs a chronotopic framework, drawing on Bakhtin’s concept of the chronotope to demonstrate how Mecca’s space and time and the characters' sense of self are intrinsically linked and co-productive. By operationalizing the chronotope within a tangible, physical context, this study addresses a critical gap in literary scholarship. Consequently, it not only elucidates the complexity of Alem’s narrative but also positions The Dove's Necklace within global discourses on urbanization, cultural heritage, and the negotiation of identity, thereby underscoring the significance of contemporary Middle Eastern literature for an international readership.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان