ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶٬۱۶۱ تا ۵۶٬۱۸۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۵۶۱۶۱.

تحلیل عوامل مؤثر کالبدی و اجتماعی بر تحقق پذیری شهر دوستدار سالمند، مطالعه موردی: شهر ورامین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۵۱
در عصر حاضر یکی از مهم ترین مسائل کشورها، سالخوردگی جمعیت و پیامدهای ناشی از آن است. افزایش طول عمر همراه با کاهش نرخ موالید در ایران نیز وضعیت مشابهی را طی سال های اخیر موجب شده است و پیش بینی می شود بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک نظیر شهر ورامین در آینده با این وضعیت را تجربه کنند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلفه های کالبدی و اجتماعی بر تحقق پذیری شهر دوستدار سالمند در فضای شهری ورامین انجام شده است. داده ها و اطلاعات این پژوهش از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای و پیمایشی جمع آوری شده و از شیوه های کیفی و کمی برای تحلیل آن ها بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بالاترین رتبه در مؤلفه ها مربوط به "مشارکت اجتماعی" و پایین ترین میانگین مربوط به مؤلفه "تکریم سالمندان و احترام اجتماعی" است و به ترتیب بیشترین درصد نارضایتی سالمندان مربوط به کمبود خدمات پزشکی متعارف، مشاور خانوادگی و دسترسی به شبکه حمل ونقل ایمن برای سالمندان می باشد. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد که میانگین همه معیارهای موردبررسی در حد استاندارد نبوده و تا رسیدن به سطح مطلوب فاصله زیادی دارند. همچنین به منظور شناسایی عوامل مؤثر به منظور تحقق پذیری شهر دوستدار سالمند ورامین، از روش تحلیل عاملی استفاده شد. نتایج نشان داد که دو عامل "حمل ونقل و فعالیت های اجتماعی" و "زیر بنایی-کالبدی" با تبیین 12 گویه، بیشترین اهمیت را در این زمینه داشته اند. سایر عوامل به ترتیب عبارت اند از: خدمات اجتماعی – درمانی، ایمنی، سرزندگی شهری – حامی، فرهنگی، مشارکت، دسترسی، مسکن
۵۶۱۶۲.

ارزیابی حساسیت ژئودایورسیتی (تنوع زمینی) در حوضه آبریز بابلرود، استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۲۱۸
ژئودایورسیتی (تنوع زمینی) گوناگونی محیط غیرزنده زمین است که پایه اغلب فعالیت های انسانی و حیات اکوسیستم محسوب می شود. گسترش فعالیت های انسانی و تخریب این محیط بی جان مهم ترین عوامل تهدیدکننده ژئوسیستم و اکوسیستم محسوب می شود. هدف این تحقیق ارزیابی کمی ژئودایورسیتی و تعیین حساسیت پذیری آن بوده است که به صورت نمونه در حوضه آبریز بابل رود در استان مازندران موردمطالعه قرار گرفته است. برای ارزیابی کمی ژئودایورسیتی از چهار شاخص اصلی زمین شناسی، ژئومورفولوژی، خاک شناسی و هیدروگرافی استفاده شد و تعداد عناصر در شبکه های مربعی 5/1 * 5/1 کیلومتری شمارش شدند. سپس شاخص تهدید با استفاده از نقشه کاربری اراضی و روش هِمِروبی طبقه بندی شد. با ترکیب این دو عامل نقشه نهایی حساسیت ژئودایورسیتی حاصل شد. 23 درصد از مساحت حوضه در طبقات تنوع زمینی بسیار زیاد و زیاد قرار گرفته اند. نیمه جنوبی حوضه خصوصاً جنوب شرقی حوضه بیشترین تنوع زمینی را داشته است. از میان شاخص ها در نقشه ژئودایورسیتی، شاخص ژئومورفولوژی با مقدار میانگین 5/44 درصد بیشترین تأثیر را نسبت به سایر شاخص ها دارا بوده است. در نقشه حساسیت ژئودایورسیتی، قسمت های جنوبی و شرقی حوضه با تنوع زمینی بالا و به ترتیب با کاربری های مرتع و دریاچه سد البرز در طبقه بیشترین حساسیت قرار گرفته اند. تلفیق دو نقشه ژئودایورسیتی و شاخص تهدید می تواند اطلاعات بسیار مفیدی را به صورت یکپارچه فراهم نماید تا برای مدیریت سرزمینی، برنامه ریزی و حفاظت مورداستفاده قرار گیرد.
۵۶۱۶۳.

ظرفیت سنجی پایداری کالبدی و اجتماعی در شهرها، مطالعه موردی: شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۸۵
محیط شهری، فضایی است که نیازهای انسان در آن پاسخ داده می شود و ازاین رو باید برای زندگی انسانی مناسب باشد. عدم توجه به ابعاد اجتماعی و کالبدی شهرها در توسعه پایدار، برنامه ها و پروژه های گوناگون توسعه ای را با مخاطره مواجه می سازد، زیرا پایداری کالبدی و اجتماعی در گرو عدالت در توزیع کالبدی خدمات به صورت کافی می باشد. لذا در این پژوهش سعی بر آن بوده تا ظرفیت پایداری شهر ارومیه بر اساس شاخص های اجتماعی و کالبدی و با استفاده از مدل های کمی موردسنجش قرار گیرد. این تحقیق با توجه به هدف آن از نوع تحقیقات کاربردی بوده و با توجه به روش انجام کار، از ماهیتی توصیفی- تحلیلی برخوردار می باشد. گردآوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای، مقالات موجود، مطالعات میدانی و اطلاعات سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1395 صورت گرفته است. بدین صورت که پس از مطالعه و بررسی اسناد و منابع مرتبط با توسعه پایدار، شاخص های اجتماعی و کالبدی مؤثر از منظر پایداری استخراج شده و سپس با توجه به موجود بودن داده های GIS، 12 شاخص از بین عوامل مختلف تأثیرگذار برای رسیدن به خروجی تحقیق انتخاب شده است. محاسبه وزن شاخص ها با استفاده از روش بهترین- بدترین در نرم افزار گامز انجام شده و در نهایت با ضرب وزن ها در شاخص های استانداردشده بر اساس توابع فازی، ظرفیت پایداری در شهر ارومیه موردسنجش قرارگرفته است. نتایج نشان می دهد که 8 درصد از محدوده شهر در پهنه پایداری خیلی کم، 16 درصد در پهنه پایداری کم، 4 درصد در پهنه پایداری متوسط، 36 درصد در پهنه پایداری زیاد و 36 درصد در پهنه پایداری خیلی زیاد قرارگرفته است.
۵۶۱۶۴.

تحلیل روند جرایم خشن (مورد مطالعه: استان مازندران از سال 1396 تا 1401)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۷۱
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف «تحلیل روند جرایم خشن استان مازندران از 1396 تا 1401» انجام شده است و بررسی روندهای شکل گیری و اقدامات مقابله ای با جرایم خشن، به طورحتم می تواند متصدیان امور را در کنترل این امر یاری رساند.روش: پژوهش کاربردی حاضر دارای ماهیتی اکتشافی تحلیلی با رویکرد ترکیبی (کیفی کمی) است. مشارکت کنندگان بخش کیفی و کمی این پژوهش، خبرگان حوزه های پلیس های اطلاعات و آگاهی استان مازندران هستند. این پژوهش با بهره گیری از مصاحبه نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع روایی انجام شده است و پایایی نتایج پژوهش نیز با سنجش قابلیت اعتبار، انتقال، تأیید و اطمینان پذیری به دست آمده است. مضامین به دست آمده از بخش کیفی به پرسش نامه ای در طیف لیکرت تبدیل و پس از دریافت روایی صوری و محتواییِ پرسش نامه، بین جامعه آماری توزیع و تعداد 34 پرسش نامه قابل ارزیابی جمع آوری شد. مقدار آلفای کرونباخ معادل 0.950 بود که نشان دهنده روایی پرسش نامه است. داده ها برای رتبه بندی عوامل مؤثر با استفاده از آزمون فریدمن با نرم افزار اس .پی. اس. اس تحلیل شد.یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که در 9 حوزه، 16 کلان روند و 63 روند اصلی وجود دارد که می تواند بر جرایم خشن در استان مازندران تأثیر بگذارد.نتایج: جرایم خشن در 5 سال اخیر در استان مازندران عبارتند از تیراندازی، سرقت مسلحانه، سرقت به عنف، قتل و چاقوکشی. پس از تحلیل روندهای مؤثر بر ارتکاب جرایم خشن، بالاترین امتیاز متعلق به «محیط سیاسی»، در بین کلان روند مربوط به «افزایش مسائل اجتماعی» و در بخش روند مربوط به «افزایش فشار به متولیان امنیت» است. 
۵۶۱۶۵.

الگوی دیپلماسی مرزی جمهوری اسلامی ایران در مرزهای غرب کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۱۹۷
زمینه و هدف: از مهم ترین ارگان هایی که نقشی مهم را در تعاملات مرزی با کشورهای هم جوار بر عهده دارد، فرماندهی مرزبانی جمهوری اسلامی ایران است. پژوهش حاضر به دنبال طراحی و تدوین الگوی دیپلماسی مرزی فرماندهی مرزبانی جمهوری اسلامی ایران در مرزهای غرب کشور است .روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی و کیفی است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته استبا جامعه ای شامل فرماندهان (مرزبانان درجه یک دارای استوارنامه)، خبرگان و کارشناسان آشنا به موضوع پژوهش به تعداد 16 نفر به شرط اشباع نظری. تجزیه وتحلیل داده ها بااستفاده از روش تحلیل مضمون سه سطحی (مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر) انجام گرفته است.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که از نظر مشارکت کنندگان، الگوی دیپلماسی مرزی جمهوری اسلامی ایران در مرزهای غرب کشور شامل 4 مضمون فراگیر، 10 مضمون سازمان دهنده و 73 مضمون پایه است. مفاهیم سیاسی، امنیتی، فرهنگی اجتماعی و اقتصادی، مفاهیمی بودند که به عنوان مضامین فراگیر در این پژوهش استخراج شدند.نتایج: نتایج حاصل از تحقیق بالا بیانگر این است که مرزهای غرب کشور به دلیل اهمیت کارکردی و امنیتی خود، نیازمند تقویت تعاملات مرزی در قالب دیپلماسی مرزی است و الگوی به دست آمده در این پژوهش، چارچوبی را در جهت ارتقای تعاملات مذکور ارائه می دهد. ابعاد به دست آمده در این الگو نشان می دهد که توجه و سرمایه گذاری در این بخش ها ارتباط مستقیمی با امنیت پایدار داخلی دارد؛ چراکه تأمین امنیت در نواحی مرزی به عنوان لایه اولیه امنیت دفاعی منجر به تقویت امنیت در کانون های مرکزی خواهدشد.  
۵۶۱۶۶.

نقش میانجی کیفیت زندگی کاری در رابطه با نگرش مذهبی و مسئولیت پذیری اجتماعی (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه پیام نور خراسان شمالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۱۲
مسئولیت پذیری اجتماعی کارکنان یکی از مهم ترین چالش های سازمانی محسوب می شود. هدف این مطالعه بررسی مسئولیت پذیری اجتماعی کارکنان دانشگاه پیام نور خراسان شمالی با درنظرگرفتن نقش نگرش مذهبی و کیفیت زندگی کاری است. پژوهش با رویکرد کمی و روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی کارکنان علمی و اداری دانشگاه پیام نور خراسان شمالی در سال تحصیلی 1399-1398 به تعداد 152 نفر است که براساس جدول کرجسی و مورگان 108 نفر به عنوان نمونه با روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند و 103 پرسشنامه تکمیل شد. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شد. تحلیل عامل تأییدی، روایی همگرای مدل تجربی با نظری را نشان داد و مقادیر ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (CR) بیانگر پایایی مطلوب سنجه تحقیق بودند (بزرگ تر از 7/0). یافته های تحقیق نشان دادند که بین دو مؤلفه اعتقادی (با میانگین 18) و تجربی (با میانگین 16) نگرش مذهبی با مسئولیت پذیری اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد، هم چنین بین هر سه مؤلفه کیفیت زندگی کاری (با میانگین 67/6) و مسئولیت پذیری اجتماعی (با میانگین 02/17) رابطه معنی داری وجود دارد، ولی با توجه به اینکه بین نگرش های مذهبی و کیفیت زندگی کاری رابطه معنی داری وجود نداشت، می توان نتیجه گرفت که کیفیت زندگی کاری کارکنان دانشگاه رابطه معنی داری با نگرش های مذهبی آن ها ندارد و کیفیت زندگی کاری میانجی مناسبی جهت تبیین مسئولیت پذیری اجتماعی کارکنان توسط نگرش های مذهبی آن ها نیست و درواقع کیفیت زندگی کاری می تواند به عنوان یک متغیر مستقل قوی بر میزان مسئولیت پذیری کارکنان نقش داشته باشد.
۵۶۱۶۷.

نقش هم آفرینی در یادگیری سازمانی اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۱۸۸
یادگیری سازمانی از ملزومات سازمان های مدرن برای رویارویی با تغییرات فزاینده و پاسخگویی سریع به تغییرات محیطی است. تحقق معنادار یادگیری سازمانی وابسته به حضور برخی متغیرها در جهت تسهیل و گسترش آن است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه بین هم آفرینی و یادگیری سازمانی در بین اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند انجام گرفته است. روش پژوهش از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 341 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی، تعداد 210 پرسشنامه به صورت تصادفی ساده بین طبقات مختلف توزیع شد که از مجموع آن ها، 186 پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفته است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه هم آفرینی طاهرپور (1400) و پرسشنامه یادگیری سازمانی فام و اسوایزسزک (2006) استفاده شد. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد و برای پرسشنامه هم آفرینی 91/0 و برای یادگیری سازمانی 94/0 برآورد شد. نتایج تحلیل نشان داد تغییرات مؤلفه های گفتگو، خطرپذیری و شفافیت پیش بینی کننده تغییرات در میزان یادگیری سازمانی می شود. یافته ها نشان داد مؤلفه گفت وگو، یادگیری سازمانی را افزایش خواهد داد؛ اما مؤلفه دسترسی، قابلیت پیش بینی تغییرات مربوط به یادگیری سازمانی را نداشت. همچنین هم آفرینی با ضریب مسیر استاندارد (81/0) و آماره t (08/9) با یادگیری سازمانی در سطح 001/0 رابطه مثبت و معنی داری دارد و الگوی مفهومی پژوهش از برازش لازم برخوردار بود. بر این اساس می توان نتیجه گرفت هم آفرینی با ایجاد گفتمان، تسهیل جریان انتشارات اطلاعات، ایجاد تدابیری برای شفافیت و انعطاف پذیری بین اعضای هیأت علمی دانشگاه، زمینه های ارتقای یادگیری سازمانی را فراهم می کند.
۵۶۱۶۸.

شناسایی و تحلیل پیشران های فرهنگی مؤثر در توسعه استان خراسان جنوبی با تأکید بر مؤلفه های فرهنگ عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۰۳
پیشرفت و توسعه، حاصل یک نگرش خاص به عالم است و بدون ایجاد این نگرش خاص، پیشرفت و ترقی ممکن نیست و این نگرش خاص بیانگر لزوم وجود یک «فرهنگ مناسب» برای توسعه است؛ بنابراین عامل فرهنگ از جایگاه ویژه ای در توسعه برخوردار است و بی توجهی یا کم توجهی به آن، تمام برنامه های توسعه را با ناکامی مواجه خواهد ساخت؛ از این رو، مهم ترین هدف پژوهش حاضر عبارت است از شناخت، ارزیابی و سنجش مؤلفه ها و خصیصه های فرهنگی مؤثر در توسعه خراسان جنوبی که در فرایند توسعه، به آن توجه نشده است. پژوهش بر مبنای هدف، از نوع کاربردی و  بر مبنای ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی تحلیلی است. روش جمع آوری اطلاعات، روش های اسنادی، کتابخانه ای و پیمایشی است و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات و داده ها از نرم افزار spss و آزمون های آماری استفاده شد. به این منظور240 پرسشنامه بین افراد و نخبگان استان خراسان جنوبی توزیع شده است. نتایج و یافته های تحقیق حاکی از آن است که مهم ترین خصیصه های فرهنگی موافق توسعه در استان، به ترتیب اولویت عبارت اند از: سابقه تعلیم وتربیت و آموزش در عرصه فرهنگ عمومی، روحیه مسامحه و مدارا، مسئولیت پذیری بالای مردم، روحیه جمعی، تعهد و وجدان کاری، رعایت حقوق شهروندی، ولایت مداری و مهم ترین خصیصه هایی که  به عنوان مانع در برابر توسعه عمل می کنند به ترتیب اولویت عبارت اند از: تعصبات مکانی مردم، علاقه مردم به مدیران غیربومی، محافظه کاربودن، قناعت پیشگی، بومی گرایی، روحیه قانون گریزی، نداشتن دانش و آگاهی سیاسی مردم. در پایان برای بررسی سطح بهره برداری خصیصه های فرهنگی به منظور توسعه استان از آزمون t تک گروهی استفاده شد و  این نتیجه استنباط شد که سطح بهره برداری از خصیصه های فرهنگی در استان خراسان جنوبی در جهت توسعه، در سطح متوسط است و در سطح بالا و مطلوب نیست.
۵۶۱۶۹.

ارزیابی کیفیت و عوامل ارتقاء دهنده آموزش در آموزشگاه های آزاد فنی و حرفه ای استان خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۸۱
امروزه کیفیت گرایی به عنوان یکی از مسائل مهم در تمامی سازمان ها، به ویژه مؤسسات آموزشی مطرح است که باتوجه به پیشرفت تکنولوژی های نوین و روزآمد و نیازهای مخاطبین می بایست، به طور دائم مورد بازبینی و تجدیدنظر قرار گیرد؛ بنابراین، پژوهش حاضر به منظور ارزیابی کیفیت آموزشگاه های آزاد فنی و حرفه ای استان خراسان جنوبی و عوامل ارتقادهنده آموزش در آموزشگاه های مذکور انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و درجه کنترل متغیرها، میدانی و از لحاظ نحوه جمع آوری اطلاعات از نوع توصیفی و غیرآزمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارآموزان آموزشگاه های آزاد استان خراسان جنوبی بود که با روش نمونه گیری تصادفی تعداد 217 نفر انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده، پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی آن با استفاده از نظرات کارشناسان مورد تأیید قرار گرفت. پایایی ابزار پژوهش نیز با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (96/0) مورد تأیید قرار گرفت. نتایج حاصل از محاسبه ضریب ISDM نشان داد، 2/57% از کارآموزان کیفیت آموزشگاه های آزاد را نامناسب و نسبتاً نامناسب ارزیابی کردند که بین متغیر سن کارآموزان و دیدگاه آن ها در زمینه وضعیت کیفیت آموزشی رابطه معنا داری در سطح 95% اطمینان وجود دارد. همچنین بین دیدگاه کارآموزان زن و مرد در زمینه کیفیت آموزشی در آموزشگاه های آزاد استان خراسان جنوبی تفاوت معناداری در سطح 95% اطمینان وجود دارد و کارآموزان زن، کیفیت آموزشگاه ها را بهتر ارزیابی کردند. تحلیل عاملی دیدگاه ها در زمینه عوامل مؤثر بر کیفیت آموزشگاه های آزاد نیز نشان داد که پتانسیل ها و توانایی های حرفه ای مربیان، مدیریت آموزشی اثربخش، استفاده از روش ها و ابزارهای نوین آموزشی، مشارکت و تعامل متقابل کارآموزان و عناصر مادی و موقعیتی محیط کار 5/46 % واریانس متغیر ملاک را توضیح می دهد. ازاین رو، پیشنهاد می شود، در جذب مربیان و مدیران، علاوه بر سطح تجربه و تخصص، میزان علاقه مندی، خلاقیت و ابتکارشان نیز مورد توجه قرار گیرد. همچنین با استفاده از روش های مشارکتی و فراگیرمحور و ایجاد جوّی صمیمانه بین کارآموزان و مربیان، محیط مناسبی برای یادگیری فراهم شود و نتایج آموزشی به طور مستمر و دقیق رصد شود.
۵۶۱۷۰.

نقش فضیلت سازمانی، در رابطه مدیریت کوانتومی و درگیری شغلی کارکنان (مورد مطالعه: آموزش و پرورش استان خراسان جنوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۲۷۲
با توجه به تحولات گسترده و چندجانبه و نقش آن در عرصه رقابت های سازمانی، نقش کارکنان از نظر درگیری شغلی و ارتقای فضیلت سازمانی برای پیشبرد اهداف ضرورت دارد که این مهم با سبک های جدید مدیریتی ازجمله مدیریت کوانتومی دست یافتنی است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای فضیلت سازمانی در رابطه مدیریت کوانتومی و درگیری شغلی کارکنان آموزش و پرورش است. در این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی، 250 نفر از کارکنان آموزش و پرورش ادارات شهرستان های استان خراسان جنوبی در سال 1399ش به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد مدیریت کوانتومی، درگیری شغلی و فضیلت سازمانی بود که روایی تأیید و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماریSPSS  و AMOS و آزمون های t تک نمونه ای، همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه هم زمان و مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین نمره مدیریت کوانتومی و فضیلت سازمانی در کل و مؤلفه های آن در کارکنان آموزش و پرورش به طور معناداری بیشتر از میانگین نمره نظری (3) است؛ ولی میانگین نمره درگیری شغلی در کارکنان آموزش و پرورش به طور معناداری کمتر از میانگین نمره نظری (3) است (001/0p<). همچنین مؤلفه های تفکر و اعتماد کوانتومی نقش منفی و معنادار و مؤلفه احساس کوانتومی نقش مثبت و معناداری بر درگیری شغلی دارد. مدیریت کوانتومی به طور مستقیم بر درگیری شغلی نقش معناداری ندارد؛ ولی مدیریت کوانتومی به طور غیرمستقیم و از طریق متغیر میانجی فضیلت سازمانی بر درگیری شغلی نقش معناداری داشت و مدل، از برازش لازم برخوردار بود. با توجه به یافته ها به مدیران سازمان ها به ویژه سازمان های آموزشی توصیه می شود تلاش های خود را جهت کاربرد مدیریت کوانتومی در سازمانشان به کار گیرند تا از این طریق، درگیری شغلی و فضیلت سازمانی کارکنان بالا رود.
۵۶۱۷۱.

بررسی و تبیین هنر سفالگری شهر اسلامی بوژگان در سده های نخست و میانی دوران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۵۰
بوژگان از مهم ترین شهرهای خراسان بزرگ است و براساس منابع مکتوب تاریخی در پهنه فرهنگی نیشابور و ولایت جام نقش مهمی داشته است. این شهر در سده های نخست اسلامی به دلیل قرارگیری در مسیر راه ارتباطی دو شهر مهم نیشابور و هرات اهمیت می یابد. در متون مهم تاریخی و جغرافیایی از شهری به نام بوزجان نام برده می شود که نگاه تطبیقی به منابع مکتوب و قراین باستان شناختی نشان می دهد که محوطه بوژگان در دشت تربت جام همان شهر تاریخی مذکور است. مهم ترین اهداف پژوهش حاضر، ارائه گاه نگاری تطبیقی و گونه شناسی سفال های محوطه بوژگان از قرن اول تا هفتم هجری است. براین اساس، می توان انواع گونه های سفالی را شناسایی و تاریخ گذاری نسبی نیز ارائه داد. مهم ترین پرسش ها عبارت اند از: یافته های سفالی محوطه بوژگان در زمره کدام گونه های سفالی هستند و به لحاظ گاه نگاری به چه دوره یا دوره هایی تعلق دارند. براساس مقایسه یافته های سفالی می توان به فرآیند شکل گیری، توسعه و اضمحلال بوژگان نیز پی برد. روش پژوهش ترکیبی از مطالعات میدانی و مطالعات اسنادی است و دارای رویکرد توصیفی- تحلیلی و تطبیقی است. در این نگاه ابتدا یافته های سفالی برای تاریخ گذاری و گونه شناسی از نظر متغیرهای فیزیکی طبقه بندی شده و سپس با نمونه های مشابه به دست آمده از سایر کاوش ها و بررسی های باستان شناسی در دیگر مناطق با تأکید بر حوزه شرقی ایران تطبیق داده شده است. نتایج تاریخ گذاری نسبی نشان می دهد که دوران شکل گیری بوژگان در سده های اولیه بوده که در سده های میانی به اوج شکوفایی خود رسیده است. یافته های سفالی آن نیز شامل گونه های متنوع بی لعاب و لعاب دار است که شباهت بسیار زیادی با یافته های دیگر محوطه های مطالعه شده شرق ایران به ویژه نیشابور دارد. علاوه بر آن ظهور انواع سبک های تزئینی می تواند نشان دهنده توسعه اقتصادی جامعه و ثروت باشد که در سده های میانی هم زمان با اوج حیات شهری بوژگان، رخ داده است.
۵۶۱۷۲.

نیازهای دانش آموزان دوره اول متوسطه(مورد مطالعه: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۲۳۲
شناخت نیازهای دانش آموزان از گام های مهم و پیش نیاز تنظیم برنامه های آموزشی و تربیتی و تدوین محتوای فعالیت های درسی است. ازاین رو ضروری است این برنامه ها با نیازهای واقعی دانش آموزان متناسب و متحول گردد زیرا دانش آموزان از کلاسی لذت می برند که نیازهای آنان را برآورده سازد و به علایقشان توجه کند. علی رغم شناسایی نیازهای دانش آموزان در نظام متمرکز برنامه ریزی آموزشی ایران، شواهد و مطالعات انجام شده نشان می دهد که آماده سازی دانش آموزان برای زندگی و رویارویی با مشکلات روزمره در نظام تعلیم و تربیت به میزان کافی موردتوجه قرار نگرفته است و دانش آموزان دوره متوسطه وضعیت موجود برنامه آموزشی را پاسخگوی نیازهای خود نمی دانند. ازاین رو بی توجهی به این موضوع در نظام برنامه ریزی آموزشی منجر به بی علاقگی دانش آموزان نسبت به درس و تحصیل می شود. با عنایت به این مهم، تعیین نیازهای دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر مشهد موضوع این پژوهش قرار گرفته است. مطالعه حاضر از منظر هدف کاربردی و از جنبه شیوه گردآوری پیمایش اجتماعی با بهره گیری از پرسش نامه نیمه ساختاریافته است. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر مشهد به تعداد 79000 نفر بودند که از این تعداد نمونه ای به تعداد 384 نفر به پرسش نامه محقق ساخته پاسخ دادند. برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از آمار توصیفی، آزمون خی دو تک نمونه ای و آزمون فریدمن استفاده شد. نتایج نشان داد که دانش آموزان دوره اول متوسطه از بین دسته بندی کلان نیازها به دودسته نیازهای علمی و آموزشی و دینی و اخلاقی بیشتر احساس نیاز می کنند. سه دسته نیاز به مهارت های روحی و روانی، اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی، شغلی و حرفه ای با فاصله زیاد در مراتب بعدی سلسله نیازهای دانش آموزان قرار گرفته اند. این در حالی است که به چهار گروه تفریح و سرگرمی، ادبی و هنری، تندرستی، سلامت و ایمنی و سیاسی دانش آموزان کمتر احساس نیاز کرده اند.
۵۶۱۷۳.

تحلیل عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهر تبریز (نمونه موردی: محلات ویجویه، بهار، قراملک، بارنج، شمس تبریزی و منجم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۱۷
مقدمه امروزه مشارکت در شکل های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی روانی مورد توجه سیاست گذاران قرار گرفته است، زیرا مشارکت می تواند باعث ارتقای کیفیت توسعه جامعه و به مراتب آن، کیفیت زندگی شهروندان و تعالی رشد و توسعه انسانی شود. مشارکت شهروندان در طرح های نوسازی شهری می تواند در تأمین منابع اقتصادی، کاهش هزینه خدمات، افزایش انسجام اجتماعی، کاهش آسیب ها و تنش های ناشی از زندگی شهری و رضایت شهروندان مؤثر باشد. بنابراین مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهری می تواند به ارتقای کیفیت بافت های فرسوده بینجامد و رضایت شهروندان را به همراه داشته باشد. یکی از شهر های ایران که از مشکلات ناشی از بافت های فرسوده رنج می برد، تبریز است که در گذر زمان محله های فرسوده را در ساختار خود پذیرا شده است. تبریز بعد از کلان شهر تهران رتبه دوم را از نظر مساحت بافت فرسوده در کشور دارد و 44 درصد سطح کل بافت فرسوده استان آذربایجان شرقی در شهر تبریز واقع شده است. بافت های فرسوده یک پنجم از مساحت کل شهر تبریز یعنی حدود 2530 هکتار را به اشغال خود درآورده است. بر اساس آخرین برآوردها، حدود 500 هزار نفر از شهروندان در این بافت ها سکونت دارند. جمعیت چند صد هزار نفری ساکن در این مناطق از یک سو از ناایمن بودن سکونت گاه هایشان رنج می برند و از سوی دیگر، به دلیل فقر مالی و نیز ماهیت بافت اطراف محل زندگی شان بدون حمایت و کمک دیگران امکان نوسازی آن را ندارند. امروزه این شهر حدود 28 محله فرسوده دارد. نوسازی این بافت ها بدون در نظر گرفتن ویژگی های اقتصادی اجتماعی ساکنان این محلات و مشارکت آن ها امکان پذیر نیست. در نهایت سؤال تحقیق حاضر به این صورت مطرح می شود: چه عواملی مؤثر بر مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهر تبریز هستند؟مواد و روش هااین تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و توسعه ای بوده و از جنبه روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری درنظر گرفته شده شامل 767 پلاک به همراه مالکان بوده که در محدوده بافت های فرسوده شهر تبریز اقدام به نوسازی آن ها کرده اند. حجم نمونه انتخابی براساس جدول مورگان بوده است که برابر 167 پلاک به همراه 167 مالک به دست آمد که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. جدول 2 از طریق آمارهای ارائه شده توسط سازمان نوسازی و برداشت های میدانی نویسندگان تهیه شده است. متغیرهای این پژوهش، در رابطه با مشارکت مردم در نوسازی بافت فرسوده محدوده مورد مطالعه با استفاده از طیف پنج گزینه ای لیکرت در نظر گرفته شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شده است. داده ها به دو صورت توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شدند و متناسب با نوع داده ها از آزمون های توصیفی شاخص های پراکنش مرکزی (میانگین، مد و میانه) و شاخص های پراکندگی (دامنه تغییرات، واریانس و انحراف معیار) استفاده شده است. در رابطه با تحلیل استنباطی هم از روش رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شد. برای روایی سؤالات از روایی صوری و برای پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد که پایایی داده ها برابر 0/86 به دست آمد. با توجه به اینکه پایایی داده ها بالاتر از 0/7 شد. بنابراین داده ها از پایایی بالایی برخوردارند. یافته هایافته های تحقیق نشان می دهد ضرایب استاندارد و غیراستاندارد برای متغیرهای مستقل (سابقه سکونت، روحیه مشارکتی، میزان تعلق خاطر، تمایل به مشارکت در امر بهسازی و نوسازی و تمایل به سکونت) و وابسته (مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده) ارائه شده است. با توجه به آزمون معناداری ضرایب نتیجه گرفته می شود که متغیر میزان تعلق خاطر ساکنان محلات با ضریب استاندارد تأثیر قابل توجهی در مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده (محلات ویجویه، بهار، قراملک، بارنج، شمس تبریزی و منجم) شهر تبریز داشته است و میزان همبستگی و روحیه مشارکتی با ضریب استاندارد 0/394- و تمایل به مشارکت در امر بهسازی و نوسازی با ضریب استاندارد 0/125- تأثیر معناداری در متغیر وابسته میزان مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده محلات مورد مطالعه در شهر تبریز ندارد. همچنین با توجه به جدول 12 به جز متغیرهای همبستگی و روحیه مشارکتی با ضریب تعیین 0/133 یعنی 13 درصد واریانس و تمایل به مشارکت در امر بهسازی با ضریب تعیین 0/141 یعنی 14 درصد واریانس متغیر وابسته مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده در محلات شهر تبریز را پیش بینی نکرده و هیچ تأثیری نداشته اند. اما بقیه متغیرها (سابقه اقامت، میزان تعلق خاطر شهروندان، تمایل به سکونت) روی متغیر وابسته مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده تأثیر داشته و پیش بینی کرده اند. که در میان همه متغیرهای پیش بین متغیر میزان تعلق خاطر با ضریب تعیین 0/836 که 83/6 درصد متغیر واریانس مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده شهر تبریز را در محلات مورد مطالعه تبیین می کند. در نهایت مقدار ضریب تعیین (R2) برابر 0/751 به دست آمده که نشان می دهد 75/1 درصد متغیر واریانس مشارکت شهروندان در نوسازی بافت فرسوده شهر تبریز پنج متغیر مستقل (سابقه سکونت، روحیه مشارکتی، میزان تعلق خاطر، تمایل به مشارکت در امر بهسازی و نوسازی و تمایل به سکونت) تبیین می کند که مقدار قابل توجهی است. نتیجه گیریبررسی های انجام شده در پژوهش نشان می دهد از جمله مهم ترین عوامل مؤثر در مشارکت مردم می توان به افزایش حس تعلق مردم رابطه با بهسازی بافت های فرسوده، سابقه سکونت ساکنان محلات مورد مطالعه، تمایل به سکونت و ماندگاری ساکنان، تمایل به مشارکت در امر بهسازی و نوسازی و همبستگی و روحیه حس مشارکت ساکنان از روش های مشارکت در زمینه بهسازی بافت فرسوده اشاره کرد.نبود یا کمبود تشکل های مردمی فرهنگی اجتماعی در محله مورد نظر، کمبود اعتبارات مخصوص توسعه بافت های فرسوده، عدم امکان دسترسی به بافت مرکزی محله از تمام نقاط شهر، عدم اطلاع رسانی به موقع و دقیق دولت درباره روش های بهسازی و بازسازی بافت های فرسوده، عدم برگزاری جلسات گفت وگوی مسئولان با مردم در رابطه با بهسازی بافت های، عدم توانایی مالی ساکنان در بازپرداخت تسهیلات، عدم آگاهی ساکنان از تسهیلات ویژه بهسازی بافت های فرسوده، هزینه زیاد مصالح ساختمانی و ساخت و ساز از مهم ترین عواملی است که مانع از تحقق مشارکت مردم می شود، که بخشی از آن ها به مدیران و بخشی دیگر نیز به شرایط اجتماعی و اقتصادی مردم باز می گردد. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده مشارکت شهروندان در بهسازی و نوسازی بافت فرسوده محلات مورد مطالعه شهر تبریز کوچک تر از حد متوسط ارزیابی شده، بنابراین مشارکت شهروندان در بهسازی و نوسازی بافت فرسوده محلات مورد بررسی در سطح مناسبی نیستند.
۵۶۱۷۴.

واکاوی تاب آوری اجتماعی در بافت های شهری سنندج و اثر بازآفرینی در آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۲۸۸
مقدمه مفهوم تاب آوری اجتماعی در مناطق شهری مفهومی پیچیده و چندوجهی است که توسط طیف وسیعی از مطالعات برجسته شده است. بوئری بر اهمیت تقویت هویت و فرهنگ محلی برای افزایش تاب آوری جامعه تأکید می کند، در حالی که ایکین بر نیاز به در نظر گرفتن تأثیر نیروهای اجتماعی و سیاسی در پویایی آسیب پذیری شهری تأکید می کند. لوکاس نقش برنامه ریزی شهری را در ارتقای انسجام اجتماعی و تاب آوری جامعه، به ویژه در محله های چندقومی، بیشتر بررسی می کند. در نهایت یک چارچوب عملیاتی برای درک مکانیسم هایی که سیستم های فضایی را هدایت می کنند، با تمرکز بر نقش سرمایه اجتماعی و دسترسی حمل ونقل در شکل دهی تاب آوری مناطق شهری ارائه می کند. این مطالعات در مجموع بر نیاز به رویکردی جامع برای ایجاد تاب آوری اجتماعی در مناطق شهری تأکید می کنند؛ رویکردی که تأثیر متقابل عوامل فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را در نظر می گیرد. امروزه، آسیب پذیری بافت های شهری در برابر مخاطرات طبیعی و انسانی، تبدیل به یک از دغدغه های اصلی برنامه ریزان و مدیران شهری در سال های اخیر شده است. توانمندسازی اجتماع ساکن در بافت های ناکارآمد سطح تاب آوری آن ها را در مقابل مخاطرات طبیعی و انسانی بهبود می بخشد. این توانمندی می تواند جنبه های مختلفی از جمله اقتصادی، اجتماعی و کالبدی باشد. هدف پژوهش واکاوی تاب آوری اجتماعی و اثر بازآفرینی در ارتقای تاب آوری است. وقوع مخاطرات انسانی و طبیعی زندگی اجتماعی شهروندان را تحت تأثیر قرار می دهد که این امر در مناطق خاص شهری از جمله بافت فرسوده، حاشیه ای و با هسته های روستایی در شهرها بسیار قابل توجه است، چرا که این بافت ها به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی خاص در مرز شکنندگی هستند و بروز کوچک ترین مخاطرات انسانی و طبیعی آسیب پذیری این مناطق را دوچندان می کند.  مواد و روش هاپژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی تحلیلی است. جمع آوری داده ها و اطلاعات به روش اسنادی و میدانی (پرسش نامه محقق ساخته) انجام شد. تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران در پرسش نامه شهروندان (384 خانوار) به صورت خوشه ای چندمرحله ای در سطح بلوک ها انجام گرفت. خوشه ای چندمرحله ای به این صورت است که خوشه ها در سطح مناطق، محلات و بلوک ها به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل های آماری، تی تست تک نمونه ای و رگرسیون خطی استفاده شد. نتایج پایایی با فرمول آلفای کرونباخ برای تمام سازه ها بالای 0/73 بوده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که ابزار اندازه گیری از صحت سازگاری درونی خوبی برخوردار است. این مقاله مستخرج از رساله دکتری تخصصی جغرافیا و برنامه ریزی شهری با عنوان «ارزیابی شاخص های بازآفرینی شهری در تاب آوری شهر پایدار، مورد مطالعه شهر سنندج»، به راهنمایی جناب آقای دکتر مهدی مدیری و جناب آقای دکتر رحیم سرور، در دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی گروه جغرافیا، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات (تهران) است. یافته هاوضعیت تاب آوری اجتماعی در شهر سنندج متفاوت است، به طوری که در چهار بافت تاریخی، فرسوده میانی، حاشیه ای و هسته های روستایی شاخص های تاب آوری اجتماعی در کل از شرایط نامطلوبی برخوردار هستند. میانگین همه شاخص ها به جز شاخص سرمایه اجتماعی در همه موارد پایین است. در بین بافت های چهارگانه مورد مطالعه شهر سنندج، میانگین شاخص های تاب آوری اجتماعی در بافت تاریخی نسبت به بافت های دیگر مطلوب تر است و در مقابل در بافت حاشیه ای میانگین شاخص های تاب آوری اجتماعی در سطح نامطلوبی است. در بین شاخص ها نیز سرمایه اجتماعی در بافت های تاریخی، فرسوده میانی و هسته های روستایی نسبت به شاخص های دیگر در شرایط مطلوب تری قرار دارد و در مقابل شاخص عدالت اجتماعی با میانگین های 2/37 در بافت تاریخی، 2/31 در بافت فرسوده میانی، 2/62 در بافت حاشیه ای و 2/42 در بافت روستایی در شرایط نامطلوبی قرار دارد. همچنین نتایج بررسی ها نشان می دهد بیشترین اثر طرح های بازآفرینی در ارتقای تاب آوری اجتماعی در بافت های تاریخی (31/251) و فرسوده (18/152) نسبت به بافت های حاشیه و روستایی بیشتر اثرگذار بوده است. نتیجه گیریتاب آوری اجتماعی توانایی افراد و جوامع برای سازگاری با چالش های اجتماعی، اقتصادی و محیطی و بهبود آن هاست که انواع مختلفی از تاب آوری، مانند فیزیکی، ذهنی، عاطفی، و اجتماعی را نیز دربرمی گیرد. عملیاتی شدن اقدامات بازآفرینی برای بهبود تاب آوری ساکنان کم درآمد به شدت تحت تأثیر پویایی های توسعه شهری و زیرساخت های مدنی در هر محله است. طرح های بازآفرینی شهری با رویکرد کالبدی در بافت های شهری، به تنهایی قادر به ارتقای تاب آوری اجتماعی محلات ناکارآمد نیستند؛ برای اینکه نتایج بررسی ها نشان می دهد محلات ناکارآمد سنندج علاوه بر ناپایداری کالبدی و کمبود خدمات زیرساختی با مسائل و آسیب های اجتماعی، روانی و اقتصادی زیادی مواجه است، به طوری که موقعیت کوهستانی سنندج، وجود گسل های پیرامونی، شیب تند محدوده شهر، وجود رودخانه در محدوده شهر به همراه ساخت و سازهای غیر اصولی باعث شده که شهر سنندج آسیب پذیری زیادی داشته باشد. از سوی دیگر، مهاجر بودن جمعیت ساکن، پایین بودن سطح آموزش و تحصیلات، فقر، پایین بودن سطح درآمدی و اشتغال، آسیب پذیری اقتصادی و اجتماعی را نیز در محدوده بافت های ناکارآمد (بافت فرسوده، حاشیه ای، هسته روستایی و تاریخی) در مناطق 1، 4 و 5 شهر سنندج افزایش داده است. بنابراین موارد یادشده باعث شده که سطح مشارکت، توان اقتصادی، اعتماد و احساس هویت در جامعه ساکن بافت های ناکارآمد پایین باشد. بنابراین وضعیت ابعاد بازآفرینی شهر سنندج ضعیف ارزیابی می شود. در بین بافت های چهارگانه مورد مطالعه شهر سنندج، میانگین شاخص های تاب آوری اجتماعی در بافت تاریخی نسبت به بافت های دیگر مطلوب تر است و در مقابل در بافت حاشیه ای میانگین شاخص های تاب آوری اجتماعی در سطح نامطلوبی است. تجارب دنیا در این خصوص به سرمایه گذاری در بخش آموزش، مشارکت مدنی و تقویت زیرساخت های تاب آوری جوامع و افراد در این زمینه تأکید کرده است. همچنین تنوع بخشی به اقتصاد و داشتن اقتصاد چندبعدی به جای اقتصاد تک بعدی در شهرهای مبدأ می تواند اقدامی مؤثر برای کاهش مخاطرات باشد. در کنار این راهکار، آموزش و آگاهی رسانی در جوامع محلی نیز مؤثر است و سبب توانمندسازی ساکنان می شود. بنابراین در این زمینه ضرورت دارد نظام اطلاع رسانی تقویت شود و تشکل های مردمی و نهادهای محلی شکل بگیرند تا در مواقع بحران با همراهی و همکاری یکدیگر به نظم دهی در شهرها اقدام کنند. همچنین، افزایش دسترسی به خدمات متنوع در جوامع هدف این برنامه می تواند راهکار مناسبی باشد. در اسناد ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه های شرکت بازآفرینی شهری ایران باید از موازی کاری و پراکنده کاری در زمینه سیاست گذاری و مدیریت پدیده مدیریت اسکان بکاهد و سیاست و احکام موجه از جمله سیاست های حمایتی مشارکتی و توانمندسازی را در پیش بگیرد. 
۵۶۱۷۵.

بررسی تأثیر کیفیت محیط آموزشی بر رفتارها و احساسات کودکان با تأکید بر مهدکودک ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۳۶
تاثیر محیط بر رشد کودکان ؛ محیطی که کودک در حال رشد و پرورش در آن است نقش مهمی بر سلامت جسمانی، روانی و شکوفایی خلاقیت کودک ایفا می کند.مهدکودک به عنوان یکی از مهم ترین بخش های زندگی هر کودک شناخته می شود و لازم است از محیط مطلوب برخوردار باشد تا به کودک علاوه بر فضای رشد، احساس امنیت و آرامش بدهد. در همین راستا، تحقیق حاضر با هدف بررسی کیفیت کالبدی فضاهای آموزشی با تأکید بر مهدکودک ها انجام شده و اولویت ها و ترجیحات کودکان در این زمینه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. روش تحقیق در این پژوهش به شکل توصیفی-پیمایشی است و جامعه آماری آن شامل 119 نفر از کودکان 3 تا 6 ساله (دختران و پسران) در گرگان می باشد. از فرمول کوکران برای برآورد تعداد نمونه استفاده شده و داده ها با استفاده از SPSS برای تجزیه و تحلیل نهایی آماده سازی شده اند. نتایج حاصل از آزمون یومن ویتنی نشان می دهد که تنها در میزان رتبه بندی عناصر طبیعی، گروه سنی 3-4 سال با گروه سنی 5-6 سال تفاوت معناداری دارند و گروه سنی 5-6 سال میانگین بالاتری نسبت به گروه سنی 3-4 سال دارند. همچنین، کودکان در سطوح مختلف در غنای فعالیت در محیط های داخلی و خارجی تفاوت معناداری نشان می دهند. با توجه به نتایج به دست آمده، اهمیت ایجاد و ارتقاء فضاهای آموزشی، به ویژه در محیط مهدکودک، برای پیشرفت و توسعه سالم کودکان و تأثیرگذاری بر آینده ی آنها به وضوح مشخص می شود.
۵۶۱۷۶.

واکاوی تغییرات دما، پوشش گیاهی،تبخیر و تعرق و خشکسالی مبتنی بر مدلسازی تصاویر ماهواره ای لندست 5 و 8 و شاخص های هواشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۱۱
با توجه به اهمیت تبخیر- تعرق در چرخه هیدرولوژی و کاربردهای متنوع آن در علوم مختلف، محاسبه مقدار آن بویژه، تبخیر- تعرق واقعی از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به اینکه فراوانی پوشش گیاهی یکی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر دمای سطح زمین است بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی خودهمبستگی فضایی دمای سطح زمین و تبخیر- تعرق در ارتباط با پوشش گیاهی در شهرستان مراوه تپه می باشد. با استفاده از پردازش داده ها در محیط Google Earth Engine در قسمت اول ، یک مجموعه داده مودیس با وضوح بالا و به صورت فصلی برای هر سال طی یک دوره زمانی بین سال های ، 2000، 2015،2010 و 2020 را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادیم. سپس تبخیروتعرق به کمک دیتاهای مودیس و روش-تورنت وایت با درنظرگرفتن ضریب رشد گیاهی محاسبه شده و با تبخیروتعرقی که از الگوریتم سبال بدست آمده، مورد مقایسه و بررسی قرار گرفتند.در همین راستا پیشبینی خشکسالی با استفاده از شاخص SPI (یک ماهه،سه ماهه،شش ماهه و دوازده ماهه) برای بازه زمانی 2015 تا 2044 نیز انجام گردید. پس از محاسبه تغییرات جهت شناسایی و کشف الگوها و روندهای موجود در داده های فضایی از نرم افزار ArcGis بهره گرفته شد. به جهت بهترین نتیجه و کمترین میزان خطا از روش میانیابی مجذور فاصله با پراکنش(Expotntial) و جهت انتخاب بهترین روش درونیابی از شاخص های آماری ریشه میانگین مربعات خطا RMS قدر مطلق خطا MAE استفاده گردید. نتایج نشان داد روش عکس فاصله به عنوان بهترین روش در میان روش های مورداستفاده برای برآورد تغییرات می باشد. نتایج این تحقیق مشخص کرد که در فصل بهار بالاترین درصد NDVI با پایین ترین میزان دما انطباق مکانی ندارد، به عبارت دیگر درصد شاخص پوشش گیاهی با درجه حرارت سطح زمین رابطه معکوس ندارد. در فصل تابستان بالاترین میزان درصد شاخص پوشش گیاهی از نظر مکانی با کم ترین میزان دمای سطح زمین انطباق مکانی کامل دارد. در فصل زمستان نحوه پراکنش الگوهای دمایی به دلیل نقش تعدیل کننده دمایی پوشش گیاهی با استفاده از ساز و کار تبخیر و تعرق در مقایسه با سایر فصول کاملا متفاوت است.
۵۶۱۷۷.

تمرکز بر کارکرد جدید محلات: ارزیابی برنامه ریزی محلات 20 دقیقه ای در بافت قدیمی و جدید شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۲۴
مقدمه کرونوشهرسازی تجلی اخیر شهرسازی نوین است و سیاست های برنامه ریزی محیطی را متحول کرد. این نوع سیاست شهرسازی بر زمان و شهرسازی زمانی تأکید دارد و در کنار این موضوع محلات قابل سکونت با سناریوی درست زمانی بر سلامت و توانایی داشتن یک زندگی سالم تأثیر می گذارد. در همین راستا، مفهوم محلات 20 دقیقه ای با تأکید بر ابعاد سلامت، ریشه در رویکرد شهر فشرده دارد که توسعه مناطق شهری را با فاصله های پیاده روی کوتاه از ساکنان خانه برای دسترسی به حمل ونقل عمومی، فضای باز عمومی، دسترسی خوب به مقصد، امکانات و خدمات برای زندگی روزمره محلی تشویق می کند. این ایده که نیازهای روزانه فرد در یک مسافت مسافرتی فعال برآورده می شود، تبدیل به ذائقه جهانی سیاست و برنامه ریزی شهری شده است. سرعت روزافزون زیست در شهر به دلیل مسائل اقتصادی، شهروندان را مجبور به تغییر و تطبیق سبک زندگی خود و حداکثر استفاده از امکانات رفاهی کرده است و در کنار این چالش، وجود نابرابری های فضایی و اجتماعی یکی از مسائل اصلی در محلات به خصوص در بافت های قدیمی شهر است که مفهوم محلات 20 دقیقه ای در جهت پاسخ و رفع این مسائل ایجاد شد. این رویکرد در حال حاضر توسط تعدادی از دولت های محلی و ملی اروپایی به گونه ای انتخاب شده است که از یک اصل برنامه ریزی و طراحی به یک خط مشی فراگیر برای حکومت شهری آینده تبدیل شود. این محلات در سطح جهانی به عنوان یک راه خوب برای بهبود زندگی و کاهش سفر با ماشین با داشتن بیشتر چیزهایی که در نزدیکی شما نیاز دارید، شناخته شده اند [17 و 21]. بعد اجرایی این جریان به پیش نویس استراتژی برنامه ریزی شهری که اوایل امسال برای ملبورن منتشر شد، باز می گردد و شهری را پیشنهاد می کند که از محله های 20 دقیقه ای تشکیل شده باشد [2 و 22]. برنامه ملبورن یک برنامه بلندمدت تا سال 2050 است که بر اساس همین محلات برنامه ریزی شده است. از طرف دیگر، می توان بیان داشت که محله های ۲۰ دقیقه ای مکان هایی هستند که همه می توانند به خدمات محلی ضروری و فضاهای باز دسترسی بهتری داشته باشند [24]. در حالی که از حمل ونقل عالی و لینک های سفر فعال به بقیه شهر نیز لذت می برند [4 و 26]. این رویکرد به افراد این امکان را می دهد که از طریق خدمات و فرصت های موجود در منطقه خود، به خوبی در محلی زندگی کنند [18]. محبوبیت سیاسی محلات20 دقیقه ای ناشی از رفتار یکسان آن با همه شهروندان است و همچنین، برند محلات 20 دقیقه ای یک نام تجاری ویژه در جهان شده است که البته ریشه جدید ندارد و از ایده قبلی باغ شهر هاوراد پیروی می کند [27 و 31]. وعده محله 20 دقیقه ای افزایش پایداری شهرها با امکان دسترسی شهروندان به خدمات با کمترین تأثیر حمل ونقل مبتنی بر کربن و حمایت هم زمان از سلامت شهروندان است [28 و 32]. این مفهوم با فراخوانی از سوی جوامع لیبرال و سوسیالیستی از اقتصادهای سیاسی فراتر می رود [30]. این محلات بر اهمیت محله و اجتماعات در کنار خدمات ضروری و فضاهای باز نیز تأکید می کنند [36و 21]. بنابراین می توان بیان کرد که مزایای این رویکرد چندگانه است که شامل افراد فعال تر و سلامت روحی و جسمی می شود [4 و 32]. در ادامه نیز باید تأکید کرد که ماهیت این محلات به معنای ایجاد محدودیت برای سفر افراد در خارج از محدوده خود نیست، بلکه حمایت از جوامع و مشاغل محلی است [22]. این محلات توسط جوامعی که در آنجا زندگی می کنند تعریف می شوند و یکی از اهداف مهم آن ها، همسویی بهتر برنامه ریزی فضایی و شهری با برنامه ریزی حمل ونقل است [17]. حال سؤال مهم این است که چرا 20 دقیقه؟ مردم کمتر از گذشته پیاده سفر می کنند، زیرا فاصله تا چیزهایی که نیاز دارند، طولانی تر شده است [2 و 15]. محله های زیادی پیرامون سفر با ماشین در جهت تأمین خدمات برنامه ریزی شده است، در کنار این بسیاری از افراد که وسایل نقلیه ندارند با دسترسی ضعیف به خدمات روزمره منزوی می شوند. همچنین باید در نظر داشت فضاهای تحت تسلط خودرو به سلامت و محیط زیست آسیب می زنند [14]. هدف این پژوهش، ارزیابی رویکرد محلات 20 دقیقه ای به صورت مقایسه تطبیقی در بافت قدیمی (محله جنت) و بافت جدید شهر (محله امامت) مشهد است، تا میزان قابلیت تحقق پذیری آن در دو گونه متفاوت مورد واکاوی قرار گیرد. مواد و روش هاروش پژوهش از نوع کمی است و رویکرد قیاسی فرضیه ای دارد. برای گردآوری اطلاعات و داده های میدانی از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 2633 نفر در محله جنت و 3375 نفر در محله امامت هستند، که حجم نمونه انتخابی با استفاده از فرمول کوکران به ترتیب 335 و 344 محاسبه شده و ضریب آلفای کرونباخ نیز 0/759 محاسبه شده است. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون مقایسه میانگین دو جامعه مستقل در نرم افزار Spss صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد محله امامت (محله جدید) با میانگین 49/28 در مقابل محله جنت (بافت قدیمی) با میانگین 44/4 نسبت به میانه 47، میزان نزدیکی بیشتری به شاخص های محلات 20 دقیقه ای دارد. همچنین برای ارزیابی تحلیل فضایی زمانی رویکرد محلات 20 دقیقه ای، نرم افزار تبلو ابزار سنجش بوده است. در نهایت برای واکاوی واقعیت های موجود و مؤلفه های مکانی مدل مفهومی از تحلیل مکانی فضایی استفاده شده است، به این ترتیب که ابتدا چک لیستی منطبق بر ویژگی محلات 20 دقیقه ای از قبیل کارکردهای مورد نیاز، شبکه دسترسی مورد نیاز و... تهیه شده است، سپس با توجه به ویژگی رویکرد محلات 20 دقیقه ای (10 دقیقه رفت و 10 برگشت) و شعاع دسترسی 800 متر، اطراف هر محله بافرهای (حائل های) 800 متری رسم شده است (منطبق بر مرکز هندسی محلات). در نهایت، ملاک بررسی استانداردهای موجود در واقعیت هر محله، عملکردهای موجود در این حائل تلقی می شود. بر این اساس، برای هر دو محله با استفاده از برداشت های میدانی و اطلاعات آماری نرم افزار GIS شرایط موجود مورد سنجش واقع شده است تا میزان نزدیکی هر محله به استانداردهای رویکرد مورد واکاوی قرار گیرد.یافته هانتایج بررسی تطبیقی دو محله (جنت و امامت) که بافت قدیمی و جدید شهر مشهد محسوب می شوند، نشان دهنده آن است که هر دو محله دارای پتانسیل و مسائلی برای تبدیل به یک محله 20 دقیقه ای موفق برای ساکنان هستند. همچنین وجود نفودپذیری بالا، دسترسی به خدمات، سفرهای فعال، امکانات و خدمات بهداشتی محلی، دارای نمود قوی تری در محلات جدید (محله امامت) نسبت به محلات قدیمی است، اما در مقابل اقتصاد محلی، فرصت های شغلی بومی و تعاملات اجتماعی در محلات قدیمی (محله جنت) بسیار فعال تر عمل می کند. در مجموع، می توان اشاره داشت که محله امامت (بافت جدید)، دارای پوشش رسانی مناسب تری از منظر عملکردی است و این عملکردها در ارتباط با شبکه پیوسته دوچرخه و حمل ونقل عمومی وجود دارد، در حالی که محله جنت (بافت قدیمی)، به دلیل نوع گونه بافت دارای نفوذپذیری کمتری است و شبکه حمل ونقل عمومی درون بافت کمتر تردد دارد که خود یک ضعف اساسی در رویکرد محسوب می شود.نتیجه گیریمحله های 20 دقیقه ای فقط برای دسترسی به امکانات رفاهی نیستند، آن ها می توانند مزایای واقعی برای سلامت، محیط زیست و اقتصاد محلی داشته باشند. کاهش استفاده از ماشین و تشویق به استفاده بیشتر از سایر مدهای حمل ونقلی درون مایه مثبت این رویکرد مهم تلقی می شود. بنابراین، باید در نظر داشت این محلات جایی است که مردم می خواهند در آن زندگی کنند، بنابراین مهم تر از همه وجود مسکن به صرفه است. اما همه این موضوعات در راستای ایجاد «مکان های قابل زندگی» است، محلاتی که کیفیت زندگی را بهبود می بخشد و لایه ای از انعطاف پذیری در برابر چالش ها فراهم می سازد. بنابراین، بیشتر ماهیت این رویکرد به این معناست که فرد با پای خود به تمام نیازهای خود در فاصله ای که راحت و مایل به سفر است برسد. آنچه این محلات را ویژه می کند، تعریف فضاهای متنوع و جذاب است. طبق یافته های تحقیق حاضر، در درجه نخست باید بیان کرد فرضیه پژوهش مبنی بر اینکه محله امامت شهر مشهد (بافت جدید شهر) پتانسیل بیشتری برای تبدیل به محله 20 دقیقه ای نسبت به محله جنت (بافت قدیمی شهر) دارد؛ تأیید می شود، زیرا بر اساس ماهیت رویکرد که مبتنی بر تفکرات دنیای مدرن طراحی و برنامه ریزی شده است، پتانسیل بیشتری برای همپوشانی با ویژگی های اصلی آن دارد.
۵۶۱۷۸.

مسئولیت پرداخت خسارت افت قیمت خودرو توسط شرکت های بیمه مطابق حقوق ایران با نقد و تحلیل دادنامه 140006390000832323 شعبه پنجم دیوان عالی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۲۳۸
ازجمله موضوعات مهم حقوقی که در زندگی روزمره افراد تاکنون بسیار تأثیرگذار و چالش برانگیز بوده است، بررسی مسئولیت پرداخت خسارت افت قیمت خودرو است، از سویی، با توجه به آنکه این موضوع صراحتاً در قوانین ایران ذکر نشده شرکت های بیمه این نوع خسارت را نمی پردازند؛ اما با بررسی مفهوم قوانین موجود اعم از قانون مسئولیت مدنی و قانون بیمه اجباری در خصوص خسارات واردشده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه و اصول حقوقی، شرکت های بیمه مکلف به پرداخت تمامی خسارات تا سقف تعهدات مالی ازجمله خسارات افت قیمت خودرو می باشند و همچنین از طرفی اخیراً رأیی از شعبه ی پنجم دیوان عالی کشور مبنی بر اینکه افت قیمت وسیله نقلیه ناشی از حادثه رانندگی که منتسب به مقصر حادثه است از شرکت بیمه قابل مطالبه نیست درصورتی که در قرارداد بیمه به آن تصریح شده باشد، صادرشده است که در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی سعی در نقد و بررسی آراء صادره می گردد.کلید واژه: مسئولیت مدنی، بیمه، خسارت افت قیمت خودرو.
۵۶۱۷۹.

بررسی دلایل ضرورت نظم در جلسه دادرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۲۵۰
  اصل مسلم این است که در خصوص تشکیل جلسات دادرسی و اداره آن ها هرگاه موازین قانونی از قبیل احراز قانونی اطلاع و ابلاغ، عدم فوت و حجر طرفینی و تطبیق مفاد دادخواست با موازین قانونی صورت نپذیرد و بی جهت جلسه تشکیل شود، دارای ضمانت اجرا خواهد بود، به طوری که نه تنها تخلف انتظامی قاضی را در پی خواهد داشت، بلکه موجب خواهد شد رأی در بعضی موارد بی اعتبار باشد و در مراجع بالاتر موجبات فسخ دادنامه فراهم آید؛ بنابراین، احقاق حق و اجرای عدالت در محاکم مستلزم این است که بستر و زمینه برای اصحاب دعوی فراهم شود تا طرفین بتوانند به راحتی ادعاها و ادله و استدلال های خود را طرح نمایند. در خصوص بررسی هرچند عمده این گونه موضوعات همچنان خلأهای قانونی وجود دارد. به عنوان مثال وضعیت به هنگام اخلال در نظم جلسه از سوی یکی از اصحاب دعوی و وکیل آن ها مشخص نیست. لذا این مطالعه در تلاش است تا هر یک از مصادیقی که موجب ضرورت وجود نظم در جلسه دادرسی می گردد را تحلیل نمایید.
۵۶۱۸۰.

واکاوی توصیف نظام حقوق مالکیت فکری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۲۲۴
تعریف حقوق مالکیت فکری برای بیان تعارض منافع عمومی و خصوصی موضوعی مهم و بنیادین است؛ زیرا مشخص بودن اهداف، اصول و اثبات مال بودن محصول فکری و مالکیت پدیدآورنده مباحثی است که ارزش منافع عمومی و خصوصی را در حقوق مالکیت فکری مشخص می سازد؛ از سوی دیگر زمینه مناسبی برای بیان تعارض منافع عمومی و خصوصی ایجاد می کند. پرسش مهمی که قبل از بررسی سوابق و زمان شکل گیری حقوق مالکیت فکری پیش می آید، طرح سوال پیرامون حقوق مالکیت فکری و شناسایی گستره ای است که می بایست تعارض در میان منافع عمومی و خصوصی در آن بررسی گردد، زیرا بدون مشخص شدن معنا و مفهوم یک موضوع و گستره کاربردی و عملی آن، بررسی و ارائه راه حل کار در خصوص آن غیرممکن و در صورت انجام بیهوده است. این پژوهش در پی آن است تا با روش توصیفی و تحلیلی اثبات نماید که اولویت بخشیدن نسبت به هریک از این دو منفعت می تواند نحوه حمایت از آثار مالکیت فکری و مدت این حمایت را مشخص نماید؛ به عبارتی چنانچه در یک کشور منافع خصوصی افراد (پدیدآورندگان) ارجحیت داشته باشد، باعث می شود که مدت و نحوه حمایت از پدیدآورندگان در قانون آن کشور طولانی تر و جدی تر باشد و اگر به منافع عامه توجه شود، مدت حمایت کم تر و نحوه حمایت ضعیف تر می شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان