مسیر جریان اطلاعات، از تولیدکننده تا بهره گیر نهایی، مسیری پیچیده و محصور در میان موانع و مشکلات است. در حالی که کمی درخواست، مانعی در برابر خلق یک منبع اطلاعاتی کارآمد و یک سیستم خدماتی است، فقدان تسهیلات، تقویت قدرت درخواست ها را دچار محدودیت می کند. این وضعیت، یادآور ماجرای مرغ و تخم مرغ است و در مرحلة آغازین ایجاد یک بازار اطلاعاتی نیز وضع به همین گونه است. رهایی از این دور باطل نیاز به اقدامات مؤثر، صریح، ریشه ای و کاملا سازمان یافته دارد. برای گام برداشتن در این راه باید همة دست اندرکاران – تأمین کنندگان اطلاعات، ترویج کنندگان، واسطه ها و بهره گیران نهایی – به اتفاق هم کار کنند و برای دست یافتن به سرعت گریز، نیروی لازم را ایجاد کنند.
در این بررسی‘ بر اساس نمونه ای تصادفی‘ به مقایسه وضع اقتصادی و رفاهی اعضای هیأت علمی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور و همالان آنها در سایر مراکز دولتی و غیر دولتی پرداخته ایم. مبنای مقایسه‘ هشت قلم هزینه عمده خانوار است در سال تحصیلی (73-72). نظر به تغییرات زیاد این هزینه ها در بین افراد نمونه‘ به کمک روشهای آماری چند متغیری از قبیل رگرسیون چندگانه لوجستیک چندگانه‘ عوامل دخیل در هزینه ها را مشخص کرده ایم. پس از تعیین عوامل مؤثر و تثبیت اثر آنها‘ اقلام هزینه را بر حسب شغل اصلی‘ یعنی عضویت در هیأت علمی دانشگاهها یا خدمت در سایر مراکز‘ مقایسه کرده ایم. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که هزینه افراد نمونه در مقایسه با هزینه خانوارهای شهری‘ که مرکز آمار ایران منتشر کرده‘ کمتر است و این خود نشانه نامناسب بودن وضع اقتصادی و رفاهی تحصیلکردگان است.