بحث انتقال جمعیتی در تحولات اجتماعی‘ اقتصادی و جمعیتی سابقه ای طولانی دارد‘ مورخان‘ اقتصاددانان‘ جامعه شناسان بویژه جمعیت شناسان‘ هر کدام متناسب با رشته خود‘ با بحث انتقال جمعیتی سروکار دارند. منظور از انتقال جمعیتی تحولانی است که در پدیده های باروری و مرگ و میر به وجود می آید و در نتیجه این تحولات جمعیت جامعه از یک تعادل معین بیولوژیک به تعادل دیگر از نظر اقتصادی‘ اجتماعی می رسد. بنابراین رشد جمعیت نه تابع رفتارهای زیست شناختی‘ بلکه تابع رفتارهای "علل گرایانه" می شود. در این میان‘ مهاجرتها هم به عنوان عامل اقتصادی‘ اجتماعی و سیاسی نقش بسزایی دارند. از لحاظ علل با عوامل این تحولات و نتایج آنها باید گفت ترکیبی از عوامل اقتصادی‘ اجتماعی و فرهنگی منشأ این تحولات می شود و از سوی دیگر این تغییرات خود منشأ تحولات اجتماعی و اقتصادی تعیین کننده ای می گردند. عوامل تاریخی نیز در این تغییرات تأثیر بسزا دارند. محققان دیگری نیز‘ از جمله سرائی‘ مهاجرانی‘ و ... مطالعاتی در زمینه انتقال جمعیتی انجام داده ا
تجربه کشورهای پیشرفته در عرصه همزیستی بهینه و متعادل انسان با طبیعت نشان داده است که با تکیه به همان علمی که موجب ویرانی محیط زیست شده‘ آدمی می تواند به جبراین مافات و بازسازی چرخه حیات کره زمین دست زند و مشارکت دموکراتیک در جامعه را از ابتدای برنامه ریزی توسعه یافتگی یا ارزیابی توسعه یافتگی با تدوین استراتژیهایی مناسب و تخصیص بهتر منابع‘ امری حیاتی به شمار آورد. بررسی حاضر با این هدف تدوین شده که با اشاره به پیشینه های پرداخت مسائل مربوط به توسعه اقتصادی و حسابهای ملی در بستر سبز که موضوع انتشارات کتاب "شاخص شناسی در توسعه پایدار" است‘ چهره ای از همزیست گرایی دشوار انسان با طبیعت را به تصویر کشد؛ و به بهانه انتشار کتاب فوق‘ بر ضرورت طرح چاره اندیشی عاجل برای حل مسایل زیست محیطی انسانی و تدوین سیاستها و راه کارهایی تأکید ورزد که بتواند با علل تأثیرات منفی آن برخورد کنند. این موضوعی است که همچون موضوع مرگ و زندگی برای انسان عصر حاضر‘ فراتر از یک دغدغه خاطر و مشغولیت اذهان در کشورها رخ نموده است.
فرهنگستان، در ایران، نخستین بار به صورت رسمی در خرداد ماه 1314 تاسیس شد، هر چند پیش از آن نیز کوشش های گوناگونی ذیل عناوین گوناگون برای توانا کردن و کارآمد ساختن زبان فارسی در برابر لغات بیگانه دخیل در این زبان صورت گرفته بود. امروزه، با آن که شصت و پنج سال از تاسیس نخستین فرهنگستان می گذرد، هنوز عموم مردم و حتی بسیاری از اهل علم و دانش به درستی و روشنی از وظیفه فرهنگستان زبان و ادب فارسی آگاه نیستند و نمی دانند که فرهنگستان چه وظیفه ای بر عهده دارد و چه باید بکند. علت این بی خبری و ناآگاهی، شاید، یکی این باشد که، در طول شصت و پنج سال گذشته، مجموع سال هایی که سه فرهنگستان موسوم به اول و دوم و سوم فعال بوده اند، از بیست و پنج سال تجاوز نکرده و دوران رکود و توقف فرهنگستان ها از سال های رونق و تحرک آنها طولانی تر بوده است. اساسنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی جمهوری اسلامی ایران به تاریخ 24/11/1368 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده و نخستین جلسات شورای فرهنگستان در سال 1369 تشکیل شده است. بنابراین، می توان گفت که این فرهنگستان هم اکنون ده ساله است و این خود فرصتی است تا، با استفاده از تجربه ده سال گذشته، توجه صاحب نظران به این سوال که «فرهنگستان زبان و ادب فارسی چه وظیفه ای بر عهده دارد و چه باید بکند» جلب شود...