تحلیل گفتمان نامه های امام حسین(ع) به کوفیان در جریان واقعه عاشورا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واقعه عاشورا در نیمه دوم قرن اول هجری به ارائه گفتمان دینی و ایدئولوژی انجامید که در آن، ضمن تقبیح حاکم ستمگر، وظایف و ویژگی های امام را در مقام پیشوای مردم مطرح کرد. این گفتمان با آگاهی بخشی و روشنگری به مردم، بر مشارکت و مسئولیت پذیری آنان در مقابل دستگاه حاکمیت تأکید می کرد. چنین گفتمانی در اساس با گفتمان حاکمیت که در تلاش بود با استفاده از نظریه خلافت الهی و اهتمام به سنّت های عربی به هر طریق مخالفان را با خود همراه کند، در تقابل بود. ناهمسویی این گفتمان ها، بستر لازم را برای تقابل گفتمانی امام حسین(ع) و یزید در متن نامه های آنان فراهم آورد. مقاله حاضر تلاش دارد با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه (Laclau & Mouffe, 2014) که گفتمان را فراتر از ساختار زبانی در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دانسته، این پرسش ها را بحث و بررسی کند که تقابل گفتمانی امام حسین(ع) و یزید در متن نامه های یزید به والیان خود و نامه های امام حسین(ع) به کوفیان چگونه بود؟ تلاش هرکدام از گفتمان ها برای تثبیت معنا و هژمونی کردن گفتمان خود، براساس چه نقاط کانونی و دال های پیرامونی صورت گرفت؟ یافته پژوهش نشان می دهد که یزید با استفاده از نظریه خلافت الهی و اهتمام به سنّت های عربی در ظاهری دینی تلاش کرد به هر طریقی امام حسین(ع) را به عنوان مرجع دینی با خود همراه کند و مشروعیت حاکمیت خود را استحکام بخشد؛ اما امام حسین(ع) با طرد چنین خواسته ای، بر اصلاح دینی حاکمیت تأکید کرد. نتیجه چنین تفکری در نامه ها، گفتمان عدالت محورانه مبتنی بر اسلام حقیقی را در مقابل هدف های قدرت طلبانه یزید که مبتنی بر اسلام انحرافی بود، نمایان ساخت.







