یکی از هدفهای نزول قرآن، هدایت و راهبری انسان است(بقره، 185).رسول گرامی اسلام(ص) در اجرای این هدف و به مصداق:«و اوحی الی هذا القرآن لا نذرکم به و من بلغ»(انعام، 19)قرآن را بر عامه مردم به ویژه مؤمنان عرضه داشت.سیاست رسول خدا (ص)از طریق«اسماع»و«اقراء»قرآن دنبال شد. در نتیجه دو دهه فعالیت قرآنی آن حضرت، هزاران نفر با قرآن و مفاهیم آن آشنا شدند و صدها قاری و حافظ قرآن با بینش فقهی و تفسیری به ظهور رسیدند.
از جمله اتهاماتی که مخالفان صوفیه به آنان وارد کرده اند ، اباحی گری و اعتقاد به اسقاط تکلیف است. هدف از این پژوهش ردیابی این موضوع در تصوف اسلامی است که با استناد به منابع اصیل عرفانی به سامان رسیده است.
جلال الدین محمد مشهور به مولانا ، آفتاب پرفروغ آسمان ادب و اندیشه جهانی ، دقیق ترین و آگاه ترین سفیر فرهنگی ایران ، نه تنها در قونیه و دمشق بلکه از طریق آثار برجسته خود ، در کل جهان است. عمده ترین یادگارهای انسانی او به شعر است . چه، جوش و خروش احساس و عاطفه و بیان اشتیاق و درد هجران را زبان شعر بهتر می تواند بازگو کند زیرا دلنشین ترین وسیله بیانی در استماع و پر جاذبه ترین وسیله در پذیرش پیام هاست. شعر او یادی است بیدار کننده که از پر ارزش ترین پیشینه های فکری انسانی که خاطره های جمعی است مایه می گیرد و در جالب ترین زمینه ها یعنی تمثیل عرضه می شود. نمونه ای از هنر او تمثیل ایهامی است. در این گونه ها تمثیل زمینه بیان پیام نیست بلکه در اشعار قرینه یا قرینه هایی وجود دارد که در معنی ایهامی خود می تواند یادآور یک داستان واقعی باشد که غرض گوینده نیز بیان همان واقعیت است. از بهترین نمونه های این کاربرد مواردی است که مولوی از منصور حلاج سخن می گوید و همراه با آشکارترین قرینه که شطح مشهور اوست ، ذهن خواننده را به مهمترین رویدادهای زندگی و عمده ترین حال های عرفانی اش جلب می کند. در مقاله حاضر کوشش شده است تا با رمزگشایی از یادکردهای مولانا ، رویدادهای جزئی و کلی زندگی حلاج مشخص گردد.
علی احمد سعید مشهور به ادونیس ، شاعر معاصر سوریه ، پیشگام قصیده جدید عربی و مبدع "قصیده کلیه" است. شعرش تجسم غربت و تنهایی انسان درد آشناست در پهنه حیاتی که بر پایه نظام های فرسوده و تهی از حقیقت در نوسان و تلاطم است و ناچار روح ناآرام او را به عصیان و تمرّد می خواند. شعر اسطوره ای او تبلوری بدیع از همین مفاهیم است که اوج آن در ترسیم سیمای جاودانگان شهید رخ می نماید.
سلامان و ابسال داستانی است نمادین که نگاهی ژرفکاو به پاره ای گوشه های ناشناخته کنش های انسانی دارد. سلامان که نامی نمادین و نام گرایانه و برگرفته از تندرستی و بسامان بودن است ، بازتابی از بود مردانه و راستین انسان است که باید در هستی کیهانی و گیتیانه خویش بمیرد تا از بودی برین پر برآورد و ابسال نمادی از دلباختگی های گذرا و ناپایدار به دلبستگی های این جهانی . هنگامی انسان گام به پهنه جاودانگی در خواهد نهاد که به بود مردانه خویش دست یازیده باشد.