"میان کودک، ادبیات کودک و نقد این ادبیات رابطهاى چند سویه و ژرف برقرار است.نقد ادبیات کودک، آنگاه که متکى بر نظریهاى منسجم ودربرگیرنده باشد مىتواند بر تعامل این ادبیات و کودک تأثیرى ژرف و گسترده داشته باشد.نظریه ادبیات کودک، اما، از آنجا که ناگزیر از پرداختن به مقولاتى همچون«روش»و«هدف»در ادبیات کودک است.با فلسفه ادبیات کودک، همپوش و به تعبیر این پژوهش یکسان است.از این رو کوشش در تدوین فلسفه ادبیات کودک بنیادىترین وظیفه پژوهشگران در حیطه این ادبیات است.پژوهش حاضر، نخست به روشن کردن موقعیت ویژگىهاى ادبیات کودک پرداخته، سپس مهمترین ویژگىها و مسایل فلسفه ادبیات کودک را مطرح مىسازد. آنچه در این مقاله عرضه مىگردد، در واقع مبانى و بنیادهایى است که گمان مىرود.هر فلسفه ادبیات کودک ناگزیر از پرداختن به آن و یا آغاز کردن آن است.
"
آزادی علمی بدین معناست که اعضای جامعه علمی به صورت فردی یا جمعی در پیگیری ، توسعه و انتقال دانش ، به طرق مختلف آزاد باشند . آزادی علمی به معنای اخص کلمه ، تنها در دوره جدید تاریخ دانشگاه و طی سده های نوزده و بیست کم و بیش در جوامع آزاد دنیا به صورت نهادینه درآمد ؛ اما در این دوره نیز حریم آزادی علمی دانشگاهیان در معرض تجاوز اشکال مختلف قدرت و خشونت بود ؛ برای نمونه می توان به مصائب تعداد زیادی از دانشوران در دوران حاکمیت نازی ها در آلمان ، فاشیست ها در ایتالیا و حتی در دوره مک کارتیسم در یکی از لیبرال ترین جوامع (یعنی ایالات متحده) در منیمه قرن بیستم اشاره کرد .