هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی باورهای زیربنایی مرتبط با احتمال عود در افسردگی بود. در این پژوهش 93 آزمودنی در سه گروه افسرده دارای سابقه عود، افسرده بدون سابقه عود (بار اول) و افراد بهنجار شرکت کردند. از آزمودنی ها خواسته شد به مقیاس افسردگی بک – 2 (BDI-II) و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) پاسخ دهند و میزان غمگینی خود را با استفاده از مقیاس ارزیابی میزان هیجان، درجه بندی کنند. آزمودنی های هر سه گروه پس از قرار گرفتن در شرایط القای خلق افسرده به وسیله تماشای فیلم و پس از انجام یک کار خنثی مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته های این پژوهش تفاوت معناداری را بین نمره های گروه بهنجار در مقیاس باورهای مربوط به افسردگی با هر دو گروه افسرده نشان داد ولی تفاوت بین گروه افسرده دارای سابقه عود و بدون سابقه عود در نمره های این مقیاس معنادار نبود. با حذف بیمارانی که کمتر از چهار دوره افسردگی را تجربه کرده بودند، این تفاوت نیز معنادار شد. این پژوهش نقش روانسازه های اختصاصی مرتبط با معنی و پیامدهای افسردگی را در عود نشان داده و ادعا می کند که این روانسازه ها بر اثر تجربه دوره های متعدد افسردگی ایجاد شده و تقویت می شوند. نتایج این پژوهش هم چنین با مطرح کردن روانسازه های مربوط به افسردگی، کارآیی مدل شناختی بک برای افسردگی را در تبیین ایجاد دوره های عود پیشنهاد می کند.
"مقالة حاضر درصدد روشن کردن فضای سایبر و نمایاندن فعالیتها، فناوریها و فعل و انفعالات مرتبط با موسیقی، درون این فضاست. نگارنده برای رسیدن به این هدف پس از شرح و توصیف فضای مجازی و امکاناتی که برای انتقال، پردازش و ذخیرة اطلاعات در این فضا در اختیار کاربران قرار میگیرد، از صنعت موسیقی اینترنتی در جهان یاد میکند و وضعیت کپیرایت موسیقی را در فضای مجازی بررسی میکند.
سپس نقش اینترنت، شبکههای وَن، چترومها، فرومها، نرمافزارهای پیامرسان مانند مسنجرها، گروههای ایمیلی و فناوریهای موبایلی مثل آیپادها، امپیتریپلیرها، بولوتوس و اینفرارد را در گسترشِ دریافت، پردازش و مونتاژ یا آپلود فایلهای دیجیتالی موسیقی بیان میکند.
"