طبق تئوری هوشهای چند گانه که اولین بار توسط هاوارد گاردنر (1983) مطرح شد، افراد دارای حداقل نه نوع هوش مختلف می باشند: هوش کلامی / زبانی، ریاضی/ منطقی، تجسمی/ فضایی، بدنی/حرکتی، موسیقی، درون فردی، بین فردی، طبیعتی و وجودی، محققین بر این باورند که آگاهی فرد از هوشهای چند گانه خود فراگیری و عملکرد وی را بالا می برد. بنابر این هر نوع تلاشی در راستای آشنا نمودن افراد با منظری از هوشهای چند گانه شان می تواند با ارزش باشد. پژوهش حاضر با استفاده از پرسشنامه مکنزی (1999) بدنبال کشف هر نوع رابطه ای بین منظری از هوش چندگانه فراگیران با توانایی نگارششان می باشد. هفتاد و دو دانشجوی دختر و پسر رشته زبان انگلیسی در مقطع کارشناسی در این تحقیق شرکت می توان به هوشهای حرکتی، وجودی و بین فردی فراگیران نسبت داد.
مقاله حاضر تلاشی است در بررسی ویژگی های داستان یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ اثر الکساندر ایسایویچ سالژنیتسین یکی از نویسندگان برجسته نیمه قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم روسیه. داستان یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ اولین اثر نویسنده است که در سال 1962 در روسیه اجازه چاپ گرفت و شهرت نویسنده را به دنبال آورد. نویسنده در این داستان، موضوع جدیدی را وارد ادبیات روسیه کرد و برای اولین بار زندگی زندانیان در اردوگاه کار اجباری دوران استالین با جزییات دقیق و مفصل به تصویر کشید. از آن جایی که نویسنده هشت سال از زندگی خود را در اردوگاه کار اجباری گذراند، در این داستان حوادث و اتفاقات یک روز از زندگی قهرمان اصلی داستان را که شخصیتی واقعی و هم اردوگاهی وی است، واقع بینانه و به تفصیل توصیف می کند. داستان یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ تنها توصیف شرایط بسیار دشوار اردوگاه کار اجباری نیست، بلکه در واقع بازتاب دوران سخت زندگی مردم روسیه در نیمه قرن بیستم است. قهرمان اصلی آن هم نماد شخصیت شکست ناپذیری است که در شرایط سخت و دشوار اجتماعی مایوس و ناامید نمی شود.
پژوهش فروید با عنوان «شگرف» زیر عنوان ادبیات روان کاوانه مطرح می شود. این مقاله، دو اثر از ادبیات کهن فارسی را از دیدگاه گونه ادبی وهمناک بررسی می کند: گنبد سیاه از نظامی گنجوی که متنی شگفت است و حکایتی از فرج بعد از شدت (از تنوخی) که متنی شگرف است. این آثار زیر مجموعه نوع ادبی دیگری اند که وهمناک/ فانتاستیک نام دارد و در آن ترس و تردید خواننده شرط اول محسوب می شود: بسته به این که خواننده حوادث داستان را به علل طبیعی نسبت دهد یا فراطبیعی، داستان به ترتیب زیر عناوین شگرف و شگفت قرار می گیرد. روایت فرج بعد از شدت، به محرمات و ممنوعیت های حاکم بر جامعه می پردازد. دختر قاضی شهر با عمل نباشی، ممنوعیتی را نقض می کند و علیه پدر و جامعه که زنانگی او را فراموش کرده اند، شورش می کند.
اساسا وضعیت اندیشه در زبان شناسی، متکی بر دو رویکرد است: عملکردی و تطبیقی. هدف دنبال شده در این کار تحقیقی، معرفی یک رشته مسایل مربوط به نمایان سازی تشابه و اختلاف وجه در زبان روسی و فارسی می باشد. فقط در صورت رویکرد تطبیقی در زمینه مطالعه مقوله وجه در زبان های روسی و فارسی که اجازه تعیین وجوه تشابه و تضاد را می دهد، می توان پدیده های نامحسوس را در زبان های اشاره شده، نمایان ساخت. در زبان روسی معاصر، معمولا وجه را به سه گروه اخباری، امری و التزامی تقسیم می کنند و هم چنین این گروه ها به دو گونه مستقیم و غیر مستقیم تقسیم می شوند. به عقیده زبان شناسان، مقوله وجه عبارت است از هسته مقوله عملکردی - معنایی ذهنیت، که شامل ابزار برابر دستوری بیان رابطه گفته با واقعیت است. در دستور زبان فارسی از زبان فارسی به عنوان زبانی تحلیلی با عناصر صرفی یاد می شود. اگر چه برخی از دستورنویسان زبان فارسی، مقوله وجه را به بیش از سه دسته هم تقسیم می کنند، اما بسیاری از آن ها مقوله وجه را (همچون در زبان روسی) به سه دسته به عنوان وجوه اصلی، تقسیم می کنند و وجه دعایی به عنوان وجه غیر مستقل، فقط در ادبیات کلاسیک مشاهده می شود.
ما می دانیم که زبان در زندگی بشر نقش های گوناگونی را ایفا می کند، زبان دانش بشری را حفظ و آن را نسل به نسل انتقال می دهد. زبان به ارزشیابی پدیده ها و حقایق کمک می کند. با زبان است که ما قادر به بیان احساسات، شادی و غم خود خواهیم بود. به واسطه زبان است که ما به انتقال اطلاعات به یکدیگر و درخواست انجام عملی توانمندیم. می توانیم درباره مساله ای فکر کرده و به بحث بپردازیم و دریافت هایمان را تجزیه و تحلیل کرده و تشریح کنیم. ما می دانیم که یادگیری زبان بیگانه زحمت زیادی را نیز در بر دارد. زبان آموز باید با دستور و قواعد زبان بیگانه آشنا شود، واژه های زیادی را حفظ کرده و مدت زیادی نیز تمرین کند. اما همه این ها برای یادگیری زبان کافی نیست. برای یادگیری صحیح زبان و به کارگیری آن باید با فرهنگ، آداب و رسوم و کشور آن زبان نیز آشنا شد و آن را نیز فرا گرفت. در زبان عناصری وجود دارند که برای درک و فهم آن باید حتما آن را توضیح داد و تفسیر کرد. طی یادگیری زبان روسی، دانشجویان اغلب با کلماتی آشنا می شوند که معادلی در زبان مادری آن ها ندارد و آن ها را در به کارگیری و درک این گونه کلمات دچار مشکل می کند. وظیفه استاد است که در چنین مواردی زبان آموزان را با چنین کلمات و اصطلاحاتی آشنا کند و احتمال خطا را به آنان گوشزد نماید. اگر کتاب یا جزوه ای مدون در مورد کشورشناسی موجود است و زبان آموز می تواند به راحتی آن را خوانده و درک نماید، باید حتما چنین منبعی در اختیار آنان قرار گیرد. در مواردی که فهم و درک آن برای زبان آموز دشوار باشد، به کمک استاد مربوطه توضیحات لازم داده شود
تحقیق موجود بر آن است که با توجه به انتظار حاضر از معلم زبان مبنی بر داشتن دانش لازم جهت ایجاد تغییرات متناسب در تدریس مبتنی بر درک درست از شرایط مختلفی که در کلاسهای مختلف وجود دارد خصوصیاتی را که چنین معلمی باید دارا باشد تا به این مهم دست یابد را بررسی و ارائه نماید. به این منظور چنین خصوصیاتی که در این نوشته عملکردهای اصلی معلم نامیده می شود با نظر به مسائل مطروحه در رشته آموزش زبان انگلیسی تعیین و در معرض قضاوت زبان آموزان معلمین و مدیران موسسات آموزش زبان قرار داده شد و اطلاعات حاصله از این منابع و نیز بازدیدهای کلاسی که توسط افراد واجد شرایط انجام شد تجزیه تحلیل آماری گردید. نتایج حاصله نشان داد که از هفت عملکرد اصلی تدریس که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت یعنی (1) کنترل رفتار زبان آموزان (2) نحوه ارائه مطلب درسی (3) نظارت بر روند تدریس (4) گرفتن بازخورد آموزشی (5) سعی در تسهیل روند آموزش و فراگیری (6) ایجاد ارتباط با زبان آموزان و (7) انجام فعالیت های آموزشی مرتبط در خارج محیط کلاسی عملکرد ششم و هفتم به ترتیب از نظر کلیه شرکت کنندگان در این تحقیق با عملکردهای دیگر تفاوت معنی داری داشت. باید خاطر نشان ساخت که نتایج حاصله در این تحقیق با روند موجود در بحث های مربوط به تربیت معلم که در آن ها اهمیت زیادی به ایجاد ارتباط با زبان آموزان و بالا بردن دانش تئوریک و درایت معلم داده می شود هماهنگ است.
تابع کالیبراسیون رابطه بین عدد رقومی تصویر و مقدار انرژی رسیده به سنسور ماهواره را نشان می دهد. روش های مختلفی برای کالیبراسیون تصاویر باند مریی ماهواره های Meteosat پیشنهاد شده که از جمله مهمترین آنها روش کالیبراسیون خودکار لفور و همکاران و روش Eumetsat می باشند. در این مطالعه از تصاویر ماهواره Meteosat-5 در دوره آماری 2001 تا 2005 برای مقایسه نتایج این دو روش براساس سنجه های آماری RMSE و MBE استفاده می شود.نتایج نشان دادند که اختلاف بین تابندگی های محاسبه شده به وسیله دو روش و در نتیجه سنجه های آماری RMSE و MBE با افزایش عدد رقومی تصویر افزایش پیدا می کنند. در دوره آماری استفاده شده، بیشینه MBE و RMSE به ترتیب 13.7 و 12.6 W.m-2. sr-1 بودند که نشان دهنده عملکرد نسبتا یکسان دو روش است. البته اگر چه روش کالیبراسیون خودکار تغییرات کوتاه مدت سنسور را نیز در نظر می گیرد و در کل برای کالیبراسیون تصاویر مناسب تر است ولی برای محاسبه ضرایب آن به تصاویر با پوشش کامل نیاز است و در اکثر مواقع به دلیل حجم زیاد، این تصاویر در دسترس نمی باشند اما روش Eumetsat هر چند فقط تغییرات بلند مدت سنسور را در نظر می گیرد ولی برای محاسبه ضرایب آن فقط به شماره روز نیاز است و به ویژه هنگامی که تصاویر با پوشش کامل در اختیار نباشند به سادگی قابل استفاده است.