داستان «رستم و سهراب» یکی از چند داستان برجسته و تامل انگیز شاهنامه است. این داستان، که در آن پدر و پسر به حکم سرنوشت در نبرد برابر یکدیگر قرار می گیرند، در ادبیات اقوام جهان نظایری دارد. افزون بر صد سال پیش، محققی فاضل و کوشا به نام مورای آنتونی پاتر این نمونه ها را بررسی و دسته بندی کرده است. وی، در تحقیق خویش، چون داستان فردوسی را کامل تر تشخیص داده، رساله خود را سهراب و رستم نام نهاده است. این رساله در سال 1902 به همت دیوید نات، ناشر انگلیسی، در چاپخانه برادران گریم در لندن به چاپ رسیده است. پاتر خود را با پیشگفتاری آغاز و، در آن، مطالب گوناگونی را مطرح می کند از قبیل نبرد پدر و پسر و داستان رستم و سهراب به عنوان کامل ترین نمونه آن، ازدواج دور از دیار مرد، پیوند گذرا و دایم، عوامل جدایی مرد از خانواده، پنهان ماندن اصل و نژاد و نقش و جایگاه زن در داستان ها، برون همسری، زن سالاری در قبایل گوناگون ازدواج های آزمایشی، مهمان نوازی جنسی. از آنجا که پاتر داستان «رستم و سهراب» را بنیاد کار خود قرار داده، به جزییات آن نظر داشته و هر کدام را جداگانه مطرح کرده و نظایری برای آن آورده است. مثلا رستم در سرزمین سمنگان با تهمینه آشنا می گردد که به «ازدواج دور از دیار پهلوان» تعبیر و پیامدهای آن گزارش شده است. دیگر، پیشگامی تهمینه در اظهار عشق به رستم که نویسنده درباره آن به نکته های باریکی اشاره کرده و نتیجه گرفته که، در قصه های اقوام کهن، این پیشدستی هرزگی و سبکی زن به شمار نمی آمده است. همچنین دور شدن مرد پس از ازدواج گذرا و ترک زن و فرزند به قصد بازرگانی یا جنگاوری و پیامدهای ناشی از آن.
این مقاله به تحلیل وب جهانگستر میپردازد و پرسش مهمی را مطرح میکند: آیا وب در وقت کاربران صرفهجویی میکند؟ این پرسش در چارچوب «پنج قانون وب» تحلیل شده. معنای این قوانین چیست؟ این قوانین، اصولی بنیادی هستند که درکی عمیق و اساسی از وب جهانگستر ارائه میکنند. در نخستین نگاه این قوانین ساده به نظر میرسند، اما در حقیقت، نگرشی ساده و شفاف از آن چیزی که وب باید باشد را بیان میکنند. علاوهبراین، نگارنده قصد دارد کاربرد پنج قانون کتابداری رانگاناتان را برای وب بیان نماید.
این نوشتار با انگیزه پاسخگویی به یک پرسش بنیادین درباره نسبت انسان شناسی و ادبیات فراهم آمده است. بنابراین در فراز نخست ریشه های فلسفی این رابطه در قالب دو نظام فلسفی اثبات گرایی و تاویل گرایی واکاوی و به تغییرات آن توجه شده است. در فراز بعدی بعدی سرنوشت تاریخی این رابطه در ژانر رمان تعقیب گردیده و با تمرکز بر نویسندگان آمریکای لاتین توسعه یافته است. ماربو بارگاس یوسا در میان این نویسندگان از جایگاه ویژه ای برخوردار است به خصوص به خاطر شمار قابل توجه رمان هایی که او با توسل به پژوهش هایش نوشته به گونه ای که این رمان ها وی را به یکی از بزرگ ترین نویسندگان ژانر رمان پژوهشی تبدیل کرده اند. مردی که حرف می زند نمونه درخشان این ژانر است که به لحاظ انسان شناختی مورد تجزیه و تحلیل واقع می شود و در قالب عینی آن رابطه انسان شناسی و ادبیات بار دیگر نشان داده می شود. به هر تقدیر نتیجه این نوشتار تاکید بر مرزهای چند ناپیدای انسان شناسی و ادبیات است تا حدی که رمان های پژوهشی نویسندگانی همچون یوسا را در بهترین حالت می توان رمان انسان شناسانه نامید.
در سراسر مرزهای کشور ایران مرزنشینانی سکونت دارند که در زندگی خود دارای مشکلات بسیار و متعددی هستند. عمده ترین آنها عبارتند از: بیکاری، فقر، کمبود درآمد و سرمایه، مشکلات امنیتی - سیاسی، کمبود زمین های کشاورزی، آب، مراکز بهداشتی، درمانی و آموزشی، کمبود راه های ارتباطی، شرایط بد آب و هوایی و بسیاری دیگر از این مسایل در این مناطق قابل مشاهده است. وجود این مشکلات باعث دگرگونی و تحول بسیاری در زندگی این مردمان شده است که آن ها را اجبارا به سوی معضلات و نابسامانی هایی چون مهاجرت قاچاق کالا، شورش و ناامنی در این مناطق، عدم همنوایی با دولت مرکزی و ضد سیستمی عمل کردن سوق داده است. در جهت مقابله با مشکلات مذکور، دولت در سال 1367 به طور غیررسمی و در 1372 به صورت رسمی اقدام به تاسیس بازارچه های مشترک مرزی نمود که در حال حاضر تعداد این بازارچه ها به 52 بازارچه در سطح کشور رسیده است. از این لحاظ برای بررسی عملکرد این بازارچه ها و نقش و جایگاه آن ها در رفاه اقتصادی و وضعیت معیشتی مرزنشینان، مقاله حاضر سعی بر آن دارد که به مجموعه سوالات زیر پاسخ دهد: بازارچه های مشترک مرزی چه نقشی در وضعیت رفاهی مردم مرزنشین ایفا نموده اند؟ آیا تاسیس این بازارچه ها تاثیر مثبت بر متغیرهای رفاهی (اشتغال، درآمد، تاسیسات زیربنایی و رفاهی و ...) داشته اند ؟ آیا بازارچه های مرزی در امر صادرات و واردات مرزی تاثیر مثبتی بر اقتصاد مناطق مرزنشین و کشور داشته اند؟ آیا بازارچه های مشترک مرزی در تحقق اهدافی که بر مبنای آن ایجاد شده اند موافق بوده اند یا خیر؟ و به دنبال آن تاثیر بازارچه ها بر حجم اقتصاد غیررسمی و پدیده مهاجرت روستاییان در این مناطق مورد بررسی قرار می گیرد. این نوشتار حاصل پژوهشی میدانی از بازارچه مرزی سردشت است که با استفاده از روش تحقیق قوم نگاری و تکنیک های مصاحبه (مصاحبه با افراد مطلع کلیدی) و مشاهده (مستقیم و غیرمستقیم) انجام شده است. در این بررسی 5 روستای مرزی به عنوان نمونه انتخاب شده اند تا بررسی دقیق روی آن ها انجام بگیرد.
"قزاق ها گروه قومی هستند که تا سالیانی بعد از انقلاب 1917 روسیه به زندگی کوچ روی خود ادامه می دادند. موقعیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن ها بعد از انقلاب روسیه تغییر یافت. تعدادی از آن ها تحت فشار مصایب فرهنگی، دینی، طبیعی مانند گرسنگی، مشکلات اقتصادی به کشورهای همسایه مانند ایران مهاجرت کردند. اکثر قزاقان ایران در گنبد کاووس، گرگان و بندر ترکمن زندگی می کنند. آن ها درون گروه هستند و در اکثر موارد در میان خود ازدواج می کنند.
در این بررسی به مطالعه پوشاک زنان و مردان در مرحله ازدواج پرداخته می شود. ازدواج به عنوان مناسک گذار راهی است که از طریق آن شخصی از یک مرحله زندگی به مرحله دیگر حرکت کرده و در این مسیر به هدف خاصی در زندگی مشترک می رسد که در چهارچوب زبانی با قدرت های سازمانی و بر پایه اعتقاد به قدرت های مقدس قرار می گیرد.
در این موقعیت استفاده از البسه و زیورها به عنوان نمادهای مناسک گذار، نقش ویژه ای ایفا می کنند. در این جا بخش های مختلف پوشاک مردان و زنان معرفی می گردند نقش آن ها در سه مرحله پیش گذار، مرحله گذار، پس گذار بررسی می گردند. علاوه بر این به مطالعه تغییراتی که بعد از انقلاب در پوشاک قزاقان و در طی اقامت در ایران و عوامل موثر بر این امر می پردازیم."