در طرّاحی و احداث فرودگاهها به ویژه در جهتگیری باندپرواز، عامل باد اهمّیّت بسزائی دارد. امتداد یا امتدادهای نشست و برخاست در جهت بادهای غالب احداث میشوند؛ به طوری که در آن جهت سرعت بادهای جانبی بر محور باندپرواز از 13 نات یا 15 مایل بر ساعت تجاوز ننموده و 95% از بادها را با احتساب بادهای آرام جذب نماید. در این پژوهش با استفاده از آمار هفده سالة ایستگاه سینوپتیک اردبیل (2000-1984) در هشت قرائت در روز و در ساعات اصلی و فرعی سینوپ و با بهرهگیری از نرم افزار (WR-PLOT) تحت ویندوز، گلبادهای شانزده جهتی ماهانه برای شناخت بادهای غالب منطقه در ساعات اصلی و فرعی سینوپ ترسیم شده است. سپس گلبادهای قطبی شانزده جهتی مختصّ محاسبات مربوط به ضریب استفاده از امتداد یا امتدادهای نشست و برخاست با استفاده از نرم افزار اتوکد برای هر ماه ترسیم شده است. درصدهای فراوانی وزش باد از جهات شانزدهگانه با منظور نمودن 13 نات باد جانبی مجاز عمود بر محور باندپرواز بر روی گلباد درج گردیده و آنگاه با تقسیمبندی گلباد به 360 درجه با فواصل 10 درجه، امتدادهای نشست و برخاست برای ماههای مختلف سال طرّاحی شده است. از بررسیها و مطالعات انجام یافته نتیجه میشود که باند 23–5 و 24-6 بیش از 95% بادها را با درنظرگرفتن بادهای جانبی مجاز (13 نات در ساعت) در طول سال جذب مینمایند. امتدادهای فوقالذکر نسبت به باند33-15، باندپرواز موجود فرودگاه اردبیل 70 تا 80 درجه به سمت راست چرخش نشان میدهند. واژگان کلیدی : اقلیمشناسی، باد، باندپرواز، فرودگاه اردبیل.
در این مقاله تغییرات ویژگیهای بارش 34 ایستگاه سینوپتیک کشور مورد مطالعه و بررسی شده است. این ایستگاهها دارای30 سال داده پیوسته در دوره آماری 1951-1991 بودند و از نظر مکانی در سطح کشور دارای توزیع متناسب میباشند. برای دستیابی به یک ایده کلی از رفتار بارش، از میانگین متحرک و برای بررسی همگنی دادههای بارش، از روش تبدیل شده آبه، انحرافات تجمعی، نسبت بیشینه ورسلی و خود همبستگی مرتبه اول استفاده شده است. مطالعه روند و معناداری آن، با استفاده از آزمون پارامتریک تی- استیودنت و آزمونهای ناپارامتریک منکندال و اسپیرمن به همراه تحلیل کمی روند صورت گرفته است. برای کشف نقاط جهش در میانگینهای بارش از آزمونهای منکندال دنبالهای، انحرافات تجمعی و نسبت بیشینه ورسلی بهره گرفته شده و سپس معناداری نقاط با استفاده از آزمونهای منویتنی و کروسکال والیس بررسی شده است. دلایل ناهمگنی سریهای بارش ایستگاههای منتخب، بیشتر ناشی از وجود روند و نوسانهای زیاد بوده و کمتر متأثر از جهشهای ناگهانی میباشد. علیرغم تصور عمومی، کشور شاهد هر دو روند کاهشی و افزایشی در جمع بارش سالیانه ایستگاههای سینوپتیک بوده است. به عنوان مثال جمع بارش سالیانه در مشهد و تهران دارای روند مثبت و در بندرانزلی دارای روند منفی بوده است. روندهای بارش فصلی در هیچ یک از ایستگاههای مطالعه شده به صورت موازی رخ نداده است.
"مقاله حاضر در دو بخش با توجه به اهمیت و راهکارهای موجود برای سنجش فعالیتهای علمی و پژوهشی، چارچوبی را جهت سنجش نوآوری در سطح ملی ارائه میدهد. بخش اول به بررسی و مرور ادبیات سنجش تغییرات تکنولوژیک اختصاص دارد. در این بخش ابتدا در مورد زیر بنای تئوریک تغییر تکنولوژیک بحث میشود. در قسمت بعدی سنجش تحقیق و توسعه بعنوان قدیمیترین شاخص فعالیتهای علمی و پژوهشی تشریح میگردد؛ سپس با توجه به نارساییهای سنجش تحقیق و توسعه و واقعیتهای غیر خطی اقتصاد نوین سنجش نوآوری بعنوان تازه ترین راهکار برای سنجش فعالیتهای تکنولوژیک معرفی میشود و در ادامه رویکردهای متداول سنجش نوآوری در سطح ملی تشریح شده و دو رویکرد طبقهبندی سیاست تکنولوژی در قسمت نهایی بخش اول بحث میشود.
در بخش دوم مقاله با استفاده از تحقیق پیمایشی، چارچوب مناسب جهت سنجش نوآوری در سطح ملی پیشنهاد میگردد. در این بخش ابتدا به روش شناسی تحقیق پرداخته میشود و در ادامه با توجه به توانمندیها و قابلیتهای هر یک از رویکردهای متداول سنجش نوآوری در سطح ملی، رویکرد مناسب انتخاب می شود؛ سپس با استفاده از رویکرد مستقیم طبقهبندی سیاست تکنولوژی، جایگاه فعالیتهای نوآورانه کشور تعیین میشود؛ در قسمت بعدی از بین شاخصهای متداول سنجش نوآوری در سطح ملی، شاخصهایی که با توجه به مقتضیات ملی و جایگاه فعالیتهای نوآورانه کشور مناسب میباشند، شناسایی می گردند. در ادامه امکان محاسبه شاخصهای متداول سنجش نوآوری با توجه به وضعیت موجود کشور بررسی می شود و در نهایت با توجه به نتایج حاصل از تحقیق پیمایشی، در قسمت نتیجهگیری شاخصهای مناسب و امکانپذیر برای سنجش نوآوری در سطح ملی پیشنهاد میشوند."
منابع انسانی کارامد و پرانگیزه در افزایش اثربخشی هر سازمانی نقشی مهم و اساسی ایفا میکند. شناخت میزان رضایتشغلی کارکنان به مدیران در پیشرفت و بهبود بهرهوری منابع انسانی یاری میرساند. براساس پژوهشهای موجود، عوامل مختلفی در میزان رضایت شغلی اثر دارد. این عوامل در سازمانها بسته به اندازه، فرهنگ، نظام جبران خدمت، نظام ارتقای شغلی، نوع تولید و سایر شرایط محیطی سازمان، متفاوت است. در این پژوهش براساس فرضیهها و آزمونهای علمی انجام شده، سعی شده است تا عوامل مؤثر و مرتبط با رضایت شغلی در بخش دولتی به دست آید. به این منظور وزارت کشور مورد کاوی شد و مشخص شد که در وزارت کشور کدام عوامل برای متغیر وابسته رضایت شغلی نقش پیشبینی کننده را دارد و کدام یک از متغیرهای مستقل همچون نحوه ارتقای شغلی، نظام ارزشیابی، سطح درامد و سبک رهبری ارتباط معناداری با رضایت شغلی دارد.
"در دنیای امروز، فناوری اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی ، دیگر یک ابزار کار یا منبعی از منابع تولید نیست بلکه محیط و فضای کاری جدید است. این محیط و فضای کاری جدید، زمینه تحولات شگرفی را در سازمانها فراهم کرده است که از جمله این تحولات، تغییر در شیوه سازماندهی و ارائه شکلهای جدید سازمانی نظیر سازمان دانش محور، سازمان شبکهای، سازمان مجازی و غیره است.
در خصوص متأثر شدن ساختارهای سازمانی و ابعاد مختلف آن از IT/IS در طی سه دهه گذشته، تحقیقات زیادی انجام شده است ولی یافتههای این تحقیقات متناقض میباشد. از طرف دیگر با توجه به تغییر و تحول در گونههای فناوری اطلاعات، سیستمهای اطلاعاتی و تغییر در مصادیق و توانمندیهای IT/IS، تعمیم یافتههای تحقیقات گذشته در این زمینه کاهش یافته است. از این رو در این مقاله تلاش شده است تا ضمن تبیین نتایج تحقیقات گذشته، براساس مصادیق نوین IT/IS نظیر سیستمهای مختلف اطلاعاتی، اینترنت، اینترانت، اکسترانت، ویدئو کنفرانس، پست الکترونیکی وغیره و نیز شناسایی دو متغیر تعدیلکننده، تأثیر IT/IS بر ساختار سازمانی، یک مدل جامع جهت انسجام بخشیدن به ادبیات این موضوع در حوزه تئوری سازمان طراحی و تبیین شود. به این منظور جهت شناخت بیشتر تأثیر IT/IS بر ساختار سازمان، همچنین تأثیر دو متغیر تعدیلکننده سبک رهبری مدیریت عالی و نگرش وی نسبت به IT/IS بر ساختار سازمانی صنایع قطعهسازی خودروی ایران از سه پرسشنامه استفاده شده است. این پرسشنامهها تحت عنوان پرسشنامه ارزیابی وضعیت موجود فناوری اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی در شرکتها، پرسشنامه سنجش ساختار سازمانی شرکتها و پرسشنامه تعیین شیوه و سبک رهبری مدیریت سازمان در بین شرکتهای موفق صنایع قطعهسازی خودروی ایران توزیع شد که در هر شرکت، سه نفر از مدیران به پرسشنامهها پاسخ دادند (مدیر عامل، مدیر منابع انسانی یا اداری و مدیر IT). اطلاعات جمعآوری شده از شرکتها با استفاده از نرمافزار 5/11 SPSS تجزیه و تحلیل شده و فرضیههای مبتنی بر مدل تحقیق مورد آزمون قرار گرفتند و در پایان مدل جامع طرح سازمانی متناسب با IT/IS ارائه شد."
"این پژوهش به منظور شناسایی چالشها و موانع ارتقای زنان در مشاغل مدیریت سازمانهای دولتی اجرا شده است. بررسیها حاکی از این است که در سالهای اخیر تعداد زنان ارتقا یافته به مشاغل مدیریتی افزایش یافته است ولی آنان هنوز سهم اندکی از کل مشاغل مدیریتی برخوردارند.
اهداف تحقیق عبارتند از:
1- شناسایی خصوصیات زنان مدیری که توانستهاند به سمتهای مدیریت منصوب شوند؛
2- شناسایی عوامل مؤثر در احراز پستهای مدیریتی و یا نحوه ارتقای زنان به مشاغل مدیریتی؛
3- شناسایی نوع مهارتها و قابلیتهایی که بتوان به زنان آموخت تا آنان راحتتر مسؤولیتهای محول شده مدیریتی را پذیرا باشند؛
4- شناسایی موانع ارتقا یا عوامل محدود کننده حضور زنان در مشاغل مدیریتی.
اطلاعات لازم از طریق پرسشنامهای که بهوسیله 256 نفر از مدیران زن شاغل در وزارتخانهها و سازمانهای دولتی تکمیل شده جمعآوری شد. نتایج حاکی از این است که:
- اکثر مدیران زن دارای تحصیلات دانشگاهی در رشتههای علوم انسانی و متأهل بوده و از سن حدود 40 سال و سابقه خدمت 5-10 سال برخوردارند.
- اهم عوامل مؤثر در احراز پستهای مدیریتی و ارتقای مدیران مزبور سوابق درخشان و عملکرد خوب شغلی، تحصیلات بالاتر، تجربه مناسب و پایبندی به ضوابط میباشد.
- نوع قابلیتهای مورد فراگیری در اولین سمت مدیریت تقویت اعتماد به نفس، قضاوت عادلانه و سایر مهارتهای مدیریتی میباشد.
- مشکلات مدیران زنان، نگرش سنتی حاکم در جامعه، عدم برخورداری از مزایا و امکانات برابر و عدم پذیرش مدیریت زنان بهوسیله زیردستان عنوان شده است.
موانع ارتقا به طور عمده تعصب و نگرشهای سنتی تصمیمگیرندگان میباشد. به عبارت دیگر، براساس تحلیل عاملی انجام شده، موانع اجتماعی- فرهنگی بیش از عوامل فردی و سازمانی عنوان شده است.
براساس یافتههای مزبور پیشنهادهایی به مدیران زن، تصمیمگیرندگان در سازمانها و دولتمردان ارائه شده است."
"روند رو به افزایش سرمایهگذاریهای مالی و انسانی، موضوع بهرهوری فناوری اطلاعات را پیش از گذشته واجد اهمیت کرد. تحقیقات، نتایج متفاوتی از بهرهوری فناوری اطلاعات را نشان میدهند؛ درحالیکه برخی از تحقیقات بهبود و افزایش بهرهوری و سودآوری را به فناوری اطلاعات نسبت میدهند، تحقیقات دیگری منافع حقیقی فناوری اطلاعات را ناامید کننده دانسته و ادعا میکنند که فناوری اطلاعات نتوانسته به افزایش بهرهوری و ایجاد مزیت اقتصادی کمک کند.
تحقیق حاضر به مطالعه بهرهوری فناوری اطلاعات در سطح میانی اقتصاد (سطح صنعت) پرداخته و با مطالعه شاخصهای کلان اقتصادی و شاخصهای صنعت، ارزیابی متفاوتی از معیارهای بهرهوری فناوری اطلاعات دارد. نتایج تحقیق میدانی و بررسی اسناد و آمارهای معتبر روشن ساخت که علیرغم عدم وجود تفاوت معنادار بین سرمایهگذاریهای مالی و انسانی، شکاف میان بهرهوری فناوری اطلاعات در وضع موجود و حدود مورد انتظار وجود دارد. در این مقاله ضمن بیان شاخصهای مطالعه و ارائه فرضیهها و نتایج تحقیق به معیارهای متفاوت ارزیابی بهرهوری فناوری اطلاعات پرداخته میشود."
تئوری پیچیدگی، علم مطالعه سیستمهای انطباقی پیچیده است. علمی است که تئوری آشوب، تئوری خودسامانی و هندسه برخالی را در بر میگیرد. این تئوری برخلاف آشوب که از فیزیک ریشه گرفته، به طور اساسی ریشه در بیولوژی دارد. اگر چه بین هستیشناسی، شناختشناسی و روششناسی تئوری پیچیدگی و پست مدرنیست شباهتهایی وجود دارد، ولی نمیتوان آن را در گروی پست مدرنیست قرار دارد؛ زیرا بین علم پیچیدگی و پارادایم اثباتگرایی نیز شباهتهایی وجود دارد. در این مقاله با نگاهی به مفهوم پارادایم، سیر تطور مقایسه پارادایمها با تئوری پیچیدگی، بررسی و ارکان سهگانه پارادایم اثباتگرایی و پست مدرنیست را با پیشفرضهای تئوری پیچیدگی مقایسه خواهد شد. در اینجا نتیجهگیری میشود که تئوری پیچیدگی به طور کامل در گروی پست مدرنیسم قرار نمیگیرد.
سیستم تولید به هنگام(JIT) به منظور تولید و ارائه محصولات و خدمات مورد نیاز با حداقل موجودی ممکن ارائه شده است. مقاله حاضر با هدف ارائه نمونهای از کاربرد روش مدلسازی پویایی سیستم برای تحلیل و بهبود رفتار سیستم تولید به هنگام تدوین شده است. در این مقاله ارتباط بین تقاضا برای محصولات، کیفیت محصول تولیدی، موجودی و وضعیت نگهداری ماشینآلات و تجهیزات کارخانه، نرخ تولید و کارایی عرضهکنندگان در یک سیستم پویا بررسی شده است. در ابتدای مقاله صورت مسأله، فرضیه دینامیکی و نمودار علّی- معلولی حاکم بر مسأله و نمودار جریان سیستم ارائه شده است و در ادامه با توسعه یک مدل دینامیکی رفتار مدل از زوایای مختلف بررسی شده است.
در این مقاله تلاش شده است که با رویکرد روش شناختی ـ سیستمی میزان اهمیت، مفید بودن و جامع بودن مفهوم ظرفیت محیط جهت سنجش ماهیت محیط بنگاههای ایران بررسی شود. از طریق بررسیها به شیوه بازنگری متون، مصاحبه با خبرگان مفهوم ظرفیت محیط مورد بازآفرینی قرار گرفته است و براساس رویکرد ذهنی، ابعادی بر آن افزوده شده است؛ همچنین اولویت و اهمیت متغیرهای آن تعیین شده است.
"امروزه، سرمایهگذاری در بورس، بخش مهمی از اقتصاد کشور را تشکیل میدهد. به همین دلیل پیشبینی قیمت سهام برای سهامداران از اهمیت خاصی برخوردار شده است تا بتوانند بالاترین بازده را از سرمایهگذاری خود کسب کنند. از سوی دیگر، شاخص قیمت سهام نشان¬دهنده وضعیت کلی بازار سهام است و میتواند به پیشبینی سهامداران جهت سرمایهگذاری کمک کند. اغلب در سالهای گذشته از روشهای کلاسیک برای پیشبینی قیمت سهام استفاده میکردند، اما با پیشرفت و توسعه مداوم روشهای فرا ابتکاری، شبکه¬های عصبی و شبکه¬های عصبی فازی، کاربردهای روزافزونی در مبحث پیشبینی شاخص قیمت سهام پیدا کردهاند.
در این تحقیق، سه رویکرد مطرح میشود: 1) پیشبینی شاخص قیمت سهام با رویکرد روشهای کلاسیک؛ 2) رویکرد هوش مصنوعی؛ 3) رویکرد ترکیبی. به این منظور ابتدا ارزیابی عملکرد روشهای کلاسیک از قبیل روشهای هموارسازی نمایی، تحلیل روند، ARIMA و هوش مصنوعی از قبیل
شبکههای عصبی و شبکههای عصبی فازی انجام شده است، سپس سناریو سوم، یعنی طراحی مدل ترکیبی از ARIMA ، شبکههای عصبی و شبکههای عصبی فازی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که توانایی مدل ترکیبی نسبت به تمامی روشهای هوش مصنوعی و کلاسیک بالاتر است."
در این مقاله سعی میشود تا رویکرد نظامهای نوآوری و چارچوبها یا سطوح مختلف آن شناسایی و باهم مقایسه شود. نظامهای نوآوری رویکرد، جدیدی به نوآوری و توسعه فناوری است که در دو دهه اخیر توسعه و تکامل یافته است. وجه تسمیه آن با سایر رویکردهای مربوط به نوآوری در نگرش سیستمی آن است. این مقاله در سه بخش سازماندهی شده است. در بخش نخست سعی شده تا چارچوبهای تحلیل مختلف موجود در رویکرد نظامهای نوآوری شناسایی و تحلیل مقایسهای شود. بخش دوم به دانش اختصاص دارد و انواع دانش، تعاملات ممکن دانشی و طبیعت تولید و به کارگیری دانش به عنوان پایه نوآوری بررسی می¬شود. در بخش سوم مقایسه¬ای بین سه چارچوب اصلی نظامهای نوآوری از منظر انتقال دانش میشود و تفاوتهای هریک از این سه چارچوب مشخص می¬شود.
"هدف از این تحقیـق نشان¬دادن توانمندی روش شبیهسازی کامپیوتری در ارتقای بهرهوری و متوازنسازی سیستم تولیدی است. این تحقیق سعی دارد تا نخست با تبیین مدلهای شبیهسازی و ابعاد کاربردی آن نگاه خاص خود را بر موضوع بهرهوری انداخته و توانمندی این روش را در عرصه بهبود بهرهوری نشان دهد. در این راه پارهای از مطالعات به عمل آمده¬ - که بر مدار بهرهوری صورت گرفته- ارائه شده است که با تبیین آنها به دنبال تشریح و اثبات توانمندی خاص شبیهسازی کامپیوتری در حیطه بهبود و ارتقای بهرهوری می¬باشد.
مطالعه موردی با شناسایی سیستم مطالعه شده و طراحی مدل سیستم موجود ( مدل AS-IS ) و تحلیل و بررسی نتایج حاصل از آزمایشهای مدل مذکور آغاز شد. در مرحله بعدی با مشخص¬کردن ضریب بهره¬برداریِ نیروی انسانی وسایل، تجهیزات و شناسایی نقاط گلوگاهی سیستم - که موجب کاهش کارایی و عملکرد آن می¬شود - اقدام به طراحی راهکارهای بهبود دهنده پیشنهادی(مدلTO-BE) شد.
در نهایت با انجام آزمایشهای شبیهسازی و مقایسه و تحلیل نتایج خروجیهای به دست آمده از مدل AS-IS و مدلهای TO-BE مشخص شد که یکی از سناریوهای پیشنهادی از میان راهکارهای بهبود دهنده، مناسبترین عملکرد را داشته است ."