این مطالعه بر مبنای نظریه شناختی – اجتماعی بندورا (1986 ، 1997)و با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری به بررسی اثرات مفروض منابع اطلاعات خود – کارآمدی بر ویژگی های شخصی ، خود کار آمدی ریاضی و عملکرد ریاضی پرداخته است . 848 نفراز دانش آموزان پسر و دختر دو ناحیه آموزشی شهر یزد به چهار پرشسنامه و دو آزمون روا سازی شده در این مطالعه پاسخ دادند . پس از تایید الگوهای اندازه گیری متغییرهای نهفته و نیکویی برارزش الگوی تابع ساختاری ، ضرائب معنادار مسیر از اثرات متغییر مستقل منابع اطلاعات خود – کارامدی بر ویژگی های شخصی و خود- کارامدی ریاضی و اثرات توانایی ریاضی مهارتهای خود تنظیمی بر خود- کارامدی و عملکرد ریاضی حمایت می کند . این الگو با تبیین 50 درصد از واریانس عملکرد ریاضی ، از ادعای بندورا مبتنی بر نقش موث بارورهای خود- کارامدی در تعدیل اثرات متغییرهای شناختی و انگیزشی بر عملکرد تحصیلی حمایت می کند.
نویسنده در این نوشتار نخست از انگیزه نگارش تفسیر توسط فیض کاشانى، سخن گفته سپس مبانى تفسیر وى را مطرح کرده است آنگاه از منابع تفسیرى و روائى مفسر یاد نموده است در ادامه از ویژگى هاى لغوى، روائى و روش قرآن به قرآن در تفسیر صافى بحث کرده است و در پایان قواعد به کار رفته در تفسیر را بر شمرده است.
در این جستار با عنوان «دانش واژگان دشوار فهم قرآن» نخست از جایگاه این دانش در میان دیگر دانش هاى قرآن سخن گفته شده است. و آنگاه تعریف آن از میان تعاریف قرآن پژوهان مطرح گردیده و در ادامه، پیشینه دانش غریب القرآن تا روزگار یاران نبى اعظم(ص) پى جسته و از تلاش هاى دانشورانى چون «ابان بن تغلب»، «ابو عبیده معمر بن مثنى تیمى»، «ابو زکریا یحیى بن زیاد فراء»، «ابوبکر سجستانى» و راغب اصفهانى یاد شده است. معرفى آثار سامان یافته دانشوران یاد شده در حوزه دانش «غریب القرآن» و شیوه ایشان و ویژگى هاى آن آثار بحث دیگرى است که در این نوشتار بدان پرداخته شده است. و در فرجام از کتاب «المفردات فى الفاظ القرآن» تألیف ابوالقاسم حسین بن محمد راغب اصفهانى که نقطه عطفى در گستره دانش «غریب القرآن» است سخن به میان آمده است.
"در ادبیات معاصر، بازگشت به گذشته مضمونی ست که به توالی به آن بر می خوریم، مخصوصا در کتاب های نویسندگان زن که در آنها خوشبختی در زندگی روزمره و حال به ندرت به چشم می خورد. این مضمون مربوط به حسرت گذشته و زاده پیوستگی چهره ها و مکان های معرف گذشته، زمانی که هنوز آرزوها بر باد نرفته بودند، می شود.
در این مقاله، پیوستگی مضمون پدر و خانه کودکی - یا ساختمانی قدیمی که یادآور پدر و خوشبختی از دست رفته باشد - در سه نوشته زویا پیرزاد بررسی می شود. زندگی شخصیت اصلی این سه داستان، زنی ست با تجربه ای ناموفق از زندگی مشترک، غرق در فراموشی خود برای راحتی کسانی که او را نادیده می انگارند. هویت او بر مکان هایی که خاطرات پدر را زنده نگه می دارد و زمانی که پدر او را دوست می داشت و حمایت می کرد، حک شده است."
" آسیب های فردی و اجتماعی به صورت انحراف، خطا، بی نظمی، اختلال و ... موضوعی است که در همه زمان ها، افراد و جوامع با آن درگیر بوده اند. به دلیل تغییرات اجتماعی، آسیب ها در هر دوره ای متفاوت است.
آسیب ها به عنوان یک بیماری اجتماعی همواره مورد توجه اهل علم بوده است؛ به طوری که جامعه شناسان امروزی نیز به طور تخصصی به آن پرداخته اند؛ این موضوع از دیدگاه شاعران و نویسندگان بزرگ نیز پنهان نمانده و آنان با زبان خویش آن را مطرح کرده اند.
در این پژوهش برخی از موضوعات اساسی مانند: هنجار و ناهنجار، نسبی بودن آسیب ها، خاستگاه آسیب ها، نابسامانی اجتماعی، نظریه برچسب، نظارت اجتماعی و جامعه پذیری و مسایلی همچون ارتشا، آز، طمع و گناه از دیدگاه مکاتب ساختی- کارکردی، هم چنین از دیدگاه برخی از بزرگان ادب فارسی بررسی و تحلیل می گردد.
در اینجا پرسش هایی مطرح گشته و سعی شده پاسخی برای آن یافته شود؛ مانند: آسیب شناسی در جامعه شناسی و ادب فارسی به چه معنایی آمده؟ امر هنجار و نابهنجار کدام است؟ نسبی بودن آسیب ها یعنی چه؟ بر چسب دارای چه کارکردها و پیامدهای اجتماعی است؟ ارتشا چه آسیبی بر پیکره جامعه وارد می سازد؟ انواع نظارت چیست؟
"
" هر یک از گونه های ادبی از ویژگی های سبکی خاصی برخوردارند. شناخت سبکی این گونه ها موجب حصول درک درست تری از آن ها خواهد شد. مقاله حاضر به بررسی ویژگی های سبکی هجویات خاقانی در دیوان او می پردازد و آن ها را از نظر سطوح واژگانی، ادبی و معنایی مورد بررسی قرار می دهد؛ برای این منظور هجویاتی که مخاطب آن ها از وضوح بیشتری برخوردار بوده اند، مورد توجه واقع شده است. منبع مورد استفاده در این بررسی دیوان اشعار خاقانی بوده و از دیگر آثار او چشم پوشی شده است؛ دلیل این کار اهمیت دیوان او از نظر حجم و تنوع مطالب نسبت به آثار دیگرش چون تحفه العراقین می باشد. برخی از هجویات خاقانی در این مقاله از دیدگاه ساختارگرایان مورد بررسی واقع شده است. نتیجه کار نشان می دهد که با این بررسی می توان به شناخت بهتری از هجویات خاقانی دست یافت؛ هم چنین این پژوهش می تواند مقدمه ای برای بررسی هجویات سرایندگان دیگر و دریچه ای به سوی شناخت سبکی هجو در ادب پارسی باشد.
"
"مفهوم ’اشاره‘ (deixis) موضوعی بسیار مهم در کاربرد شناسی زبان محسوب می شود که توجه محققین فراوانی را در حوزه های مختلف از جمله فلسفه، مردم شناسی، و زبان شناسی بخود معطوف داشته است. با این وجود، باب پژوهش درباره آن همچنان گشوده مانده است. مهمتر اینکه تاکنون مطالعه جدی پیرامون پدیده ’اشاره‘ در زبان فارسی انجام نگرفته است. از آنجایی که زمان های دستوری مطلق (absolute tense) یکی از مقوله های ’اشاره‘ محسوب می گردند، مطالعه حاضر سعی دارد با تمرکز بر روی دو کاربرد نشاندار زمان دستوری گذشته زبان فارسی (یعنی کاربرد گذشته برای بیان آینده متقن و کاربرد گذشته برای بیان الزام و هشدار) ابعاد اشاره ای و ذهنی آنها را تشریح و تحلیل نماید. به عبارت روشن تر، استدلال مقاله حاضر این است که تنها براساس دو اصل کابرد شناسی زبان یعنی پدیده ’اشاره‘ و ’ذهنیت‘ می توان کاربرد زمان گذشته را برای بیان مفهوم آینده حتمی و الزام توجیه نمود. نویسنده این مقاله علاوه بر استدلال های معناشناختی و کاربرد شناختی، گاهی اوقات از تحلیل های اجتماعی و فرهنگی نیز کمک گرفته است.
"