پژوهش ها و بررسی های علمی درباره سیستان و تاریخ آن، پیشینه ای طولانی دارد.در این پژوهش ها، شماری ازمنابع مربوط به جنبه های گوناگون تاریخ، فرهنگ و تمدن ایرانی در سیستان شناسایی و تعدادی از آنها منتشر شده اند.با این همه، هنوز شماری از منابع مربوط به این منطقه وجوددارند که شناسایی و بررسی نشده و یا اینکه نشر نیافته اند.از خلال پژوهش های تاریخی، آشکار می گردد که تاپیش از تجزیه سیستان در اواخر قرن 12 ه ق ./19م . نظام سیاسی ریشه دار محلی در این منطقه برقرار بوده است که پس از فرمانروایی صفاریان برایران، با عنوان« ملوک نیمروز»شناخته می شده اند؛از بررسی متون تاریخی مربوط به ملوک نیمروز بر می آید که نوعی رسم یاسنت تاریخ نویسی در دستگاه آنان وجود داشته است؛دوکتاب تاریخ سیستان و احیاء الملوک ، بدین سنت تعلق دارند.اینک و در پی جستجوهای جدید، نمونه ای دیگر از متون تاریخی ملوک نیمروز به نام شجرة المولک معرفی وبررسی می شود که می توان آن را آخرین نماینده رسم تاریخ نویسی ملوک نیمروز، به شمار آورد.پژوهش کنونی با طرح نظریه سنت تاریخ نویسی ملوک نیمروز،درصدد است تا نشان دهد که آغاز تاریخ نویسی فارسی در ایران بعد از اسلام، احتمالا با این سنت در سیستان پیوند داشته است.در عین حال این پژوهش می کوشد تاضمن بررسی سه متن متعلق به این سنت ، روش و بینش حاکم بر آنها را نیز ارزیابی کند.
در این گفتگو، دکتر کامبیز حیدرزاده، مترجم کتابهای کاتلر، مروری دارد بر آثار کاتلر از سال 1967 (1346 شمسی) تا سال 2007 (1386 شمسی). سپس به جستجوی پیشینه بازاریابی می پردازد که به آغاز خلقت بشری می رسد. در نهایت، آغاز بازاریابی در جهان به مفهوم کنونی آن مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین اشکالات صنایع بویژه مدیران صنایع ایران وارسی می شود و بر پایه ایده های کاتلر، راه حلهایی برای صنایع ایران ارائه می شود.
تحقیق حاضر به منظور «بررسی تأثیر آموزش دروس معارف اسلامی بر نگرش دینی دانشجویان» صورت گرفته است و برای انجام این امر از روش پیمایشی استفاده شده که هم به توصیف و هم به تبیین وضعیت جامعة آماری توجه گردد. جامعة آماری این تحقیق را دانشجویان دورة روزانة دانشگاه های استان تهران تشکیل می دهند که از هر دو جنس (مذکر و مؤنث) در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در رشته های تحصیلی علوم انسانی و هنر، علوم پایه، علوم پزشکی، فنی و مهندسی، کشاورزی و دامپزشکی در سال تحصیلی 85-84 مشغول به تحصیل بوده اند. از کل جامعة آماری تعداد 1900 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید. شایان ذکر است در این تحقیق، از نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. به طور کلی نتایج نشان می دهد که:
1. نگرش دینی دانشجویان در حد مطلوب (یعنی قوی و مثبت) است.
2. ازمیان اجزای نگرش دینی بُعد عاطفی، بُعد آمادگی رفتاری، بُعد انگیزشی و بُعد شناختی به ترتیب بالاترین نمره ها را به خود اختصاص داده اند.
3. دانشجویانی که دروس معارف اسلامی(1) و (2) را گذرانده اند، نسبت به آنان که این دروس را نگذرانده اند، از نگرش دینی مطلوب تری برخوردار می باشند؛ اما گذراندن یا نگذراندن سایر دروس معارف (اخلاق اسلامی، متون اسلامی، تاریخ اسلام، انقلاب اسلامی و ریشه های آن) تحت شرایط فعلی هیچ تأثیری بر افزایش یا کاهش نگرش دینی افراد نمونه ندارند.
4. با استفاده از روش «گام به گام» رگرسیون چند متغیری سهم و نقش متغیرهای مستقل در تبیین متغیر وابسته به ترتیب اهمیت عبارتند از: شرایط مذهبی، ویژگی های رفتاری استاد، شرایط سیاسی ـ اجتماعی حاکم بر جامعه، ارزیابی از نقش خود، نوع دانشگاه، ترم تحصیلی و درس معارف اسلامی(2).