"در عصر متلاطم و پر هیجان مشروطه میرزاده عشقی از شاعران پرشور بود و این بخت و اقبال را داشت تا به نوبه خود درباره تجدد بیندیشد. با این حال در منظومه جهان بینی عشقی به گونه ای خاص می توان به تماشای تمام جوانب پدیده تجدد نشست. آنچه پیش و بیش از همه چیز در ساختار اندیشه و رویکرد عشقی به چشم می خورد رویکرد متناقض و ناهمسان او به ابعاد تجدد است. تفکر عشقی در گرداب سیاه و سفید بینی مطلق، دائما دست و پا می زند، بنابراین، چنین تفکر تمامت خواه هم انباشته از پارادوکس خواهد بود. در جهان بینی عشقی عرصه برای خرد و منطق بسیار تنگ است؛ عرصه ای که بیشتر نمایانگر تصویر تخریب، انقلابی گری و خونریزی است. عشقی آن قدر عصبی و آتشین مزاج است که با دیدن یک مصداق به افراط می گراید و تمام انسان ها را اعم از خوب و بد با یک چوب می راند؛ به طور کلی رویکرد عشقی به انسان ایرانی انباشته از تناقض و تضاد است. در این مقاله مفهوم تجدد در شعر عشقی بررسی می شود.
"
بی شک یکی از عناصر غنی موجود در گنجینه فرهنگ و آیین های بشری، اسطوره است و اسطوره پردازی نیز از قدیمی ترین شیوه های داستان پردازی به شمار می رود. در فرانسه، به تبعیت از تراژدی نویسان سترگ باستان، استفاده از اسطوره های کهن، به خصوص در ادبیات و هنرهای نمایشی، از دیرباز مرسوم بوده است. اما رویکرد قرن بیستم به مقوله اسطوره، با توجه به شمار آثاری که در آن ها داستانی اسطوره ای مورد بازنگری و بازخوانی قرار گرفته، رویکردی خاص به نظر می رسد، چرا که ظهور چنین پدیده ای، آن هم در عصر مدرنیته و نوگرایی، نمی تواند اتفاقی تلقی شود و قطعا تامل برانگیز است. در این بحث موضوعاتی که به صورت اجمالی مدنظر قرار گرفته اند، عبارتند از بررسی علل بازگشت اسطوره به عرصه ادبیات نمایشی فرانسه در نیمه اول قرن بیست و همچنین شناسایی ویژگی های اسطوره نو، یعنی اسطوره ای که با نگاهی تازه باز آفرینی شده؛ مباحثی که پرداختن به آن ها بدون شناخت ضمنی زمینه های اجتماعی و تاریخی ممکن نیست. از این رو دیدگاه مقاله به طور اهم، دیدگاهی اجتماعی- تاریخی است.
ولین رمان پیراندللو به زندگی و شخصیت زنی به اسم مارتا آیالا می پردازد که هر از گاهی نامه های عاشقانه ای از شخصی معروف و صاحب اعتبار دریافت می کند و این برای او و همسرش مشکلاتی می آفریند. این مقاله به تلاش نویسنده برای به نمایش گذاشتن تقابل میان فرد و عرف و سننی که به صورت قوانین سفت و سخت در آمده اند اشاره می کند. با بیان این تقابل پیراندللو می خواهد ثابت کند که هر کسی ناچاراست ماسکی تحمیلی را بپذیرد و چهره ای متفاوت از خود نشان دهد تا هماهنگ با جامعه عمل کند. هر گونه مقاومتی در برابر فشارهای جامعه محکوم به شکست است. در این راستا مارتا آیالا در ابتدا سعی دارد با تکیه بر توانایی های فردی اش به حل مشکلات بپردازد اما از آنجایی که تلاش او عرف و سنت های پذیرفته شده را به چالش می طلبد با پاسخی سخت مواجه می شود. به زعم پیراندللودر یک جامعه بسته خطای فرد در به چالش کشیدن عرف و قراردادهای اجتماعی نابخشودنی است.
نگاهی گذرا به زندگی و آثار: قیصر امین پور به سال 1338 در گتوند، روستایی از توابع دزفول، زاده شد. تحصیلات دبستانی را در همان روستا و تحصیلات دبیرستانی را در دزفول به پایان برد. به دنبال پذیرفته شدن در رشته دامپزشکی به تهران آمد. اما، سال بعد، از ادامه تحصیل در این رشته انصراف داد و در رشته علوم اجتماعی نام نویسی کرد. آن را هم نیمه کاره گذاشت و خارج از محیط دانشگاهی به فعالیت فرهنگی دلخواه خود سرگرم شد: با جمعی از همفکرانش، در شکل بندی حوزه اندیشه و هنر اسلامی سهیم گشت. سپس، در سال 1360، دبیر صفحه شعر هفته نامه سروش شد و تا 1371 در این سمت باقی ماند. در سال 1363 دو دفتر شعر منتشر کرد: تنفس صبح و در کوچه آفتاب (مجموعه رباعی ها). در همین سال به دانشگاه بازگشت: این بار به رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران. مجموعه ای از ثنر ادبی به نام طوفان در پرانتز و منظومه ای برای نوجوانا به نام ظهر روز دهم را در سال 1365 منتشر کرد. سال 1366 برای امین پور ایامی پرتنش بود - مقطعی که او را از دنیای قبلی جدا کرد و به دنیای دیگری، دنیای باز بینی و باز شکافی تفکرات گذشته و انتخاب مسیری نو رساند. از حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بیرون آمد. کمی بعد، در سال 1367، سردبیر سروش نوجوان شد و، در ضمن، به تدریس در دانشگاه الزهرا پرداخت. سال های پایانی دهه شصت برای امین پور سال های دیگر دیدن، دیگر شدن، و رشد و بالندگی بود. در سال 1368، با جمعی از همفکرانش که از حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی کنار کشیده بودند، دفتر شعر جوان را راه اندازی، و مثل چشمه، مثل رود را برای نوجوانان منتشر کرد. در سال 1369 تحصیل در مقطع دکترا در رشته زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران آغاز کرد. از آغاز دهه هفتاد، انتشار آثار امین پور پرشتاب تر شد.
در سالهای اخیر به واسطه اصلاحات، آییننامهها و قوانین مربوط به خانواده، روند طلاق جهتی دیگر به خود گرفته است. آمار طلاق نسبت به سالهای گذشته رو به رشد گذاشته و قوه قضائیه در این روند جایگاه متفاوتتری پیدا کرده است. در پی پاسخ به برخی پرسشها درباره اصلاحات اخیر و آثار آن بر خانواده و جامعه، گفتوگویی با فاطمه بداغی، معاون آموزشی- پژوهشی مرکز امور مشاوران حقوقی وکلا و کارشناسان قوه قضائیه انجام دادهایم که میخوانید.
یکی از روش های مدیریتی مواجهه با سیل پهنه بندی سیل می باشد. نقشه های پهنه بندی سیل اطلاعات ارزشمندی را در رابطه با طبیعت سیلابها و اثرات آن بر اراضی دشت سیلاب و تعیین حریم رودخانه ها ارائه می دهند. در نتیجه امکان ارسال هشدارهای مناسب در مواقع خطر سیل و تسهیل عملیات امداد و نجات فراهم می شود. منطقه لیقوان در استان آذربایجان شرقی واقع شده است. برای پهنه بندی سیل در این رودخانه پس از مشخص شدن دبی برای دوره بازگشت های مختلف، میزان دبی در هر مقاطع تعیین شد. رقوم سطح آب با مدل HEC-RAS محاسبه و در نهایت نقشه پهنه بندی سیل برای منطقه در محیط GIS به کمک نرم افزار ArcView تهیه شد. لازم به ذکر است جریانات فرعی نیز با استفاده از روابط تجربی و نسبت مساحتها تعیین شدند. نقشه تهیه شده در این مطالعه با توجه به دارا بودن مختصات جغرافیایی و اطلاعات مربوط به عمق سیلاب براحتی قابل پیاده کردن در روی زمین می باشد
تغییرات اقلیمی یکی از مجموعه مباحث جدید است که در محافل مختلف علمی مورد بحث می باشد. بی شک مجموعهای از عوامل مختلف به طور مستقیم یا غیرمستقیم باعث تغییراتی اساسی در روند طبیعی اقلیم می شوند. با یک دید کلی می توان این عوامل را به عوامل طبیعی و انسانی تقسیم کرد که هر کدام از آنها در مقیاس های زمانی و مکانی متفاوتی عمل می کنند. به نظر می رسد که عوامل انسانی امروزه بیشتر مورد توجه باشند. اکثر دانشمندان علوم جوی معتقدند که چون نمی توان تا حدود زیادی با عوامل طبیعی تغییر اقلیم مقابله کرد، به ناچار باید با عوامل انسانی که باعث تغییر اقلیم و پیامدهای آن می شود تا حد امکان مقابله کرد و در این راه به تقسیم بندی عوامل تغییر اقلیم پرداخته اند تا با آگاهی کامل راههای پیشگیری و مقابله با آنها را دنبال کنند. بنابراین در یک جمع بندی عـواملی را که باعـث تغییر اقـلیم مـی شـوند می توان در سـه دسته تقـسیم بندی کرد: دسـتـه اول عوامل زمینی (پدیده هـای رخ دهنده در درون زمیـن یا سطح زمیـن، تغییرات مقدار نمک آب اقیانوس ها، تغییرات اتـمسفری)، دستـه دوم عوامل کیهانی (تغییر مدار زمیـن، جذب انرژی به وسیله ذرات و غبارهای کیـهانی و سـرانجام تغییرات ابتدایی انرژی تابشی خورشید) و فعالیت های انسانی نیز به عنوان عامل سوم این تغییرات شناخته شدهاند. تغییرات اقـلیمی تحت عوامل زمینی و کیـهانی در مـقیاس های زمانی بلند مدت اتفاق می افـتد، در حالی که تغییرات اقـلیمی ناشی از فعالیت های انسانی در مقایسه با دو عامل قبلی در مقیاس های زمانی کوتاه مدتی رخ می دهند. به طور کلی عامل اول و دوم را می تـوان به عـنوان عـوامـل طبیعی تغییر اقـلیم در نظر گرفت که انسان نمی تواند دخـالتی در آنها داشته باشد و امروزه هـنگامی که بحث تغییر اقـلیم مطرح می شـود، تغییر خود به خودی اقـلیم (تغییرات متاثر از عامل اول و دوم) مد نظر نمی باشد، بلکه نقش انسان و انجام فعالیتهایی کـه موجب این تغییـرات می شود، مد نظر میباشد. شدت تغیـیـرات اقلیمی در چند سال اخیر به خاطر فعالیت های صنعتی و آلوده کـننـده انسانـی روند افزایشی بیشتری یافته، بـه طوری کـه میزان غلظت مواد سمی و دی اکسیدکربن در جو به حد بحرانی رسیده وآلودگیهای حرارتی، تغییرات زیـادی را در آلبدوی سـطوح مختلف و ترکیبات اقیانوسها ودریاها به وجود آورده است. چـنین مسائـلی می توانند یک سری مشـکـلات جدی برای انسان و محیـط زیست او و نیز ذخایر غذاییش به وجود آورند. در مقاله حاضر به بحث پیرامون این مطالب پرداخته شده است.