یکی از آخرین فناوری های اطلاعات در زمینه فعالیت سازمان ها، مدیریت یکپارچه منابع سازمان معروف به برنامه ریزی منابع بنگاه است. هدف اصلی این سیستم، نفوذ فناوری اطلاعات در تمام مراحل فعالیت های یک سازمان است تا منابع مختلف با یکدیگر و با رعایت تبادلات منطقی بین هم، خروجی یکپارچه ای را ارائه کنند. برنامه ریزی منابع بنگاه در حال حاضر، مورد تقاضای اکثر سازمان های تولیدی و خدماتی است....
یکی از مفیدترین روش ها برای تشخیص زمان ورود و خروج به بازارهای بورس، روش تحلیل تکنیکی است. تحلیل تکنیکی به مجموعه ای از قوانین معاملاتی اطلاق می شود که با بررسی روند گذشته قیمت ها، سعی در پیشبینی روند آینده آن ها دارند. با توجه به گستردگی و تعدد روش های تحلیل تکنیکی و این نکته که تمامیروش های تحلیل تکنیکی در تمامی بازارها قابل استفاده نیستند، در این مقاله سعی شده است سودآوری برخی شاخص های تحلیل تکنیکی پرکاربرد در بازار بورس تهران مورد مقایسه قرارگیرد. به این منظور، سودآوری 46 قاعده معاملاتی، شامل انواع میانگین های متحرک بلندمدت و کوتاه مدت، حدود محافظ و مقاوم، باندهای بولینگر، نوسانگر های استوکاستیک، شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک همگرایی/ واگرایی بر روی 22 شرکت پرمعامله بورس تهران، مورد ارزیابی قرار گرفته است. برای انجام آزمون های آماری، بهدلیل عدم وجود شرایط آزمون های نرمال، از تکنیک "بوت استرپ" استفاده شده است. نتایج نشان می دهد در بین شاخص های آزمون شده، میانگین های متحرک کوتاهمدت و نوسانگر ها از بیشترین سودآوری و حدود محافظ و مقاوم از کمترین سودآوری برخوردارند. میانگین های متحرک بلندمدت نیز با اینکه از سودآوری بیشتری نسبت به استراتژی خرید و نگهداری برخوردار بوده اند، سود کمتری را در مقایسه با نوسانگر ها و میانگین های متحرک کوتاهمدت ایجاد میکنند
نویسندگان در این مقاله با الهام از مقاله کروستی و روبینی(1996) و با استفاده از یک تابع کاب-داگلاس، با بازدهی ثابت به بررسی اثر مخارج دولت بر رشد اقتصادی در ایران طی سالهای 1382-1352 پرداختهاند. در این مقاله، به نقش سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی و بودجه دولت در تولید، پرداخته شده است و در گسترش الگو نیز انباشت سرمایه انسانی، به سهمی از سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و بودجه دولت پیوند خورده است. روش اقتصادسنجی بهکار رفته در این مقاله، خودبازگشتی با وقفههای توزیعی است. نتایج حکایت از آن دارد که مخارج دولت چه بهصورت مصرفی و چه بهصورت سرمایهایی تأثیر مثبت بر رشد اقتصادی دارد. مخارج سرمایهایی دولت میتواند تا دو سال رشد اقتصادی را تحت تأثیر خود قرار دهد درحالیکه تأثیر مخارج مصرفی معطوف به همان سال است. از سوی دیگر، نسبت سرمایهگذاری بخش خصوصی به موجودی سرمایه نیز اثر مثبت بر رشد اقتصادی دارد و این اثر از تأثیر مخارج دولت بیشتر است
سرمایه گذاری به دو دلیل عمده، اهمیت و نقش بهسزایی در مباحث اقتصادی دارد: از یک سو، ترکیب تقاضای سرمایه گذاری بنگاه ها و عرضه پس انداز خانوار ها نشان می دهد که چند درصد از تولید ناخالص اقتصاد صَرفِ سرمایه گذاری می شود در نتیجه، تقاضای سرمایهگذاری، نشاندهنده استانداردهای زندگی در بلند مدت است، و از سویی دیگر، بهدلیل ماهیت فرار بودن سرمایه گذاری، میتواند نمایانگرِ تغییرات و نوسانات کوتاه مدت اقتصادیِ هر جامعه ای باشد. در این مقاله و با توجه به این ویژگیِ خاص و منحصر به فرد سرمایه گذاری، به بررسی نوع و ارتباط نرخ سود تسهیلات بانکی ( بهعنوان جانشین و جایگزینی برای نرخ بهره ) و سطح سرمایه گذاری بخش خصوصی در اقتصاد ایران پرداخته شد، و صحتِ وجودِ رابطه بین این دو متغیر در کوتاه مدت و بلند مدت مورد آزمون قرار گرفت. برای این منظور، با استفاده از روش خود توضیحی با وقفههای گسترده، به تخمین مدل پرداخته شد و در پایان، رابطه ای منفی و معنی دار بین نرخ سود تسهیلات و سرمایه گذاری بخش خصوصی در کوتاهمدت و بلندمدت بهدست آمد.
در این مقاله، ارتباط متقارن میان اقتصاد زیرزمینی و مالیاتها در ایران، با استفاده از تحلیلهای همانباشتگی و مدل تصحیح خطا مورد مطالعه قرار میگیرد. بر اساس نتایج بهدست آمده، اقتصاد زیرزمینی به شیوهای متقارن نسبت به افزایش و کاهش مالیاتهای مستقیم واکنش نشان میدهد؛ اما چنین نتیجهای درباره مالیاتهای غیرمستقیم صادق نیست. وجود واکنش متقــارن اقتصـاد زیرزمینی به تغییرات مالیاتهای مستقیم، به این معنی است که بنگاهها در ایران سرعت مشابهی را در فرار از مالیاتهای مستقیم هنگام افزایش آنها و ورود به اقتصاد رسمی هنگام کاهش این مالیتها از خود نشان میدهند
ریسک وبازده، دو موضوع اساسی برای سرمایهگذاران است. برای کمی نمودن ارتباط بین ریسک و بازده از مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای(CAPM) استفاده میشود. در این مدل، تنها عاملی که بازده سهام را تحت تأثیر قرار میدهد ریسک سیستماتیک (بتا) میباشد. عوامل دیگری نیز وجود دارند که روی بازده سهام تأثیر میگذارند. فاما و فرنچ مدل چند عاملی را با اضافه نمودن دو متغیرنسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام (BE/ME) و اندازه شرکت را بهعنوان دو متغیری که تأثیر معنیدار روی بازده سهام دارند معرفی نمودند. در این تحقیق سه عامل بازار، اندازه شرکت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام روی بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بهدست آمده نشان میدهد که عوامل بازار، اندازه شرکت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام، سه عامل تأثیرگذار روی بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران میباشند و استفاده از یک مدل چند عاملی، بهتر میتواند پراکندگی بازدههای سهام را نسبت به یک مدل تک عاملی توضیح دهد
مصرفکنندگان برای خرید کالاهای بادوام مصرفی (از جمله خودرو)، دو نوع مخارج متحمل میشوند. یکی مخارج ثابت و دیگری مخارج متغیر، بهعنوان مثال، مخارج خرید یک دستگاه اتومبیل جزء مخارج ثابت و مخارج مربوط به خرید بنزین، تعمیرات، پرداخت حق بیمه جزء مخارج متغیرمیباشد. در این مقاله سعی شده است با ارایه برخی شواهد نشان داده شود که در ایران، برعکس کشورهای توسعه یافته مخارج ثابت، بالا و مخارج متغیر، پایین است. سپس از طریق روش CVM، به دنبال تمایل مصرفکنندگان برای کاهش مخارج ثابت (کاهش قیمت خودرو) و افزایش مخارج متغیر (افزایش قیمت بنزین) بودهایم. روش CVM برای تخمین حداکثر تمایل به پرداخت مردم برای بنزین استفاده شده است، که بدین منظور، پرسشنامهای طراحی شد و 1100 نفر از مردم که یا خودرو داشتند و یا در آیندهای نزدیک قصد خرید داشتند، در هفت کلان شهر تهران، اصفهان، شیراز، کرج، مشهد، تبریز و اهواز بهصورت تصادفی مورد سؤال قرار گرفتند. در این پرسشنامه، سؤال CVM روش قیمت پیشنهادی تکراری بود. نتایج بهدست آمده نشان میدهند که مردم حاضرند در صورتیکه قیمت خودرو (بهعنوان مخارج ثابت) 30 درصد کاهش یابد، مبلغ 214 تومان برای هر لیتر بنزین پرداخت کنند. این مقدار میتوانند راهنمای مناسبی برای سیاستگذاران و برنامهریزان کشور برای تعیین بهای بنزین باشد.
هدف از این جستار، بررسی و بازسنجی ِشکل ِارتدوکس ِنظریه ی انتخاب عقلایی به طور کلی، و نیم نگاهی به جایگاه ِتئوریک ِآن در پیکره ی علم ِاقتصاد به طور ِخاص است. بدین منظور، از خلال ِگفتمانی روش شناختی بهکاستی ها و نارسایی های ِاین نظریه - چنان که به مثابه نظریه ای بنیادین در علم ِاقتصاد جا افتاده و به بُن انگاره ای آکسیوماتیک تبدیل شده - اشاره می کنیم و در روشن کردن ضرورت ِبه پیش کشیدن ِروشهای نوین ِپژوهش در مطالعه ی دانش ِانسانی که به اهمیت ِنقش ِزبان و عوامل ِزبان شناختی در نظرورزی های این حوزه صحه می نهند، تلاش می کنیم. در این میان، هرمنوتیک در کانون ِتوجه ِجستار قرار می گیرد و از آن به منزله ی موضعی انتقادی، نگاهی نقادانه و در عین ِحال سازنده به نظریه ی انتخاب عقلایی افکنده خواهد شد.
ارنست یونگر، نویسنده ادبیات جنگ در دهه بیست و ایدئولوگ نئوناسیونالیسم، با نوشتن کتاب قلب ماجراجویانه در سال 1929 نشانه هایی از دوره جدید فعالیت ادبی خود به نام جهان اندیشه ها را ارایه داده است، اما این بدان معنی نیست که او دیگر مسایل سیاسی روز را مورد بررسی قرار ندهد. وی اگرچه در آغاز دهه سی در صدد این بود که از نگارش ادبیات جنگ در خدمت نئوناسیونالسم خودداری کند، ولی کتاب کارگر، نوشته شده در سال 1932، همچنان بیانگر تردید او طی یک مسیر ادبی جدید است. این نکته در کتاب برگ ها و سنگ ها نیز که در سال 1334 منتشر شده و در آن نه فقط دیدگاه های ادبی، بلکه مسائل سیاسی نیز مورد بحث قرار گرفته اند، هویدا است. انتشار رمان بازی های آفریقایی در سال 1936، نشان دهنده عقب نشینی کامل ارنست یونگر از ادبیات جنگ است. او سرانجام با کتاب بر فراز صخره های مرمر در سال 1939، شیوه ای جدید در آثار ادبی خود برمی گزیند و مبارزه ای سمبلیک علیه خشونت، دیکتاتوری، آنارشیسم و اقدامات جنایتکارانه سردمداران رایش سوم ارایه می دهد. البته نباید از نظر دور داشت که این مبارزه در نزد نویسنده در لفافه و در قالب فرار به طبیعت روی می دهد.
پتر هاندکه (Peter Handke) نویسنده، شاعر و منتقد اتریشی که در بدو ورود به دنیای نویسندگی، به علت انتقاد علنی از ناتوانی دیگر نویسندگان هم زبان در زمینه توصیف، از شهرت زیادی برخوردار شد، به خاطر قدرت کلام، از نظریه پردازان ادبی به شمار رفته و تعدادی از آثار او، به علت پرداختن به زبان و کلام، به نمایشنامه های گفتاری (Sprechstücke) شناخته شده اند. نخستین علت این است که هر آنچه در آن ها رخ می دهد، چیزی جز بازی با واژه و کلام نیست. ایجاد پیوستگی در نوشتار، از قواعد عام و خاصی پیروی می کند که یافتن این قواعد در آثار نویسندگانی نظیر هاندکه، به این علت که در آنها زبان و کلام محور اثر قرار می گیرند و نه واقعه یا حادثه، به راحتی امکان پذیر نیست. از جمله ابزار ایجاد پیوستگی در نوشتار، بازپس نگری، محوسازی و استفاده مناسب از آنها در ایجاد روال منطقی جریان داستان است که از اهمیت خاصی برخوردار است.
فابل یا آنچه در زبان فارسی حکایت حیوانات نامیده می شود، نمونه ای از انواع آثار ادبی است که در طی سده ها همچون جهانگردی کره زمین را پیموده، به دفعات بازنویسی گردیده و آثار مشابهی به تقلید از آن سروده شده اند چه به زبان اصلی و چه دیگر زبان های دنیا. یک نمونه از این آثار کلیله و دمنه است، که نمونه ادبیات جهانی می باشد. این مجموعه حکایات، به اروپا نیز راه یافت، جایی که با استقبال بزرگی روبرو و به زبان های گوناگون اروپایی ترجمه شد. اما در زبان فارسی هم به عنوان الگو و اساس بسیاری از آثار ادبی بکار گرفته می شود. برای نمونه می توان از شاعر نامدار ایرانی مولانا جلال الدین رومی نام برد که تعدادی از حکایت های کلیله و دمنه را بر گرفته و در نقش تمثیل در مثنوی به کار برده است. در این مقاله، مقایسه کوتاهی میان حکایت های برگرفته از کلیله و دمنه و باز سروده های مولانا صورت می گیرد و همچنین حکایت های مشابهی از فابل نویسان آلمانی دوره روشنگری معرفی می گردد.
در این مقاله، مـا دیـدگـاه لکان را درباره زبان و ناخودآگاه بررسی می کنیم .دیدگاه هایی که برگرفته از تئوری های «فروید» است. ژاک لکان برای ناخودآگاه ذهن انسان ساختاری شبیه به ساختار زبان قایل است. یعنی همان رابطه دال و مدلول حاکم در نظام زبانی که در ساختار ناخودآگاه ذهن نیز وجود دارد. به عبارت دیگر، همچنان که بکارگیری دال هایی همچون اصوات و کلمات، زنجیره ای از مدلول ها یا معانی را در ذهن مخاطب ایجاد می کنند، ناخودآگاه ذهن نیز در تماس با دال هایی همچون مزه خوراکی ها، رایحه برخی اشیاء یا اشخاص و یا دیدن بعضی از تصاویر، خاطراتی را از گذشته به صورت مدلول هایی در ذهن ما بیدار می کند. پیش از لکان، ساختارگرایانی همچون کلود لوی- استروس نیز، برای تمامی فرایندهای اجتماعی، از جمله زبان، ساختاری بنیادین قایل بودند که غالب اوقات به شکل ناخودآگاه باقی می ماند. درست همانند زبان که زنجیره ای از واحدهای نشانه ای و نمادین را تشکیل می دهد، ناخودآگاه انسانی نیز مجموعه ای از عناصر نشانه ای را که حاصل امیال ارضاء نشده فرد است، همچون کدها و رمزگان زبانی درخود ذخیره می کند. لکان به تآسی از فروید، میان سه مفهوم «نیـاز»،«کشش» و «میل» تفاوتی اساسی قائل است؛ و در حالی که مفهوم نخست را یک نیرویی فیزیکی قلمـداد می کند، برای دو مفهوم دیگر فرایندی روانشناختی قایل است. لکان فرضیه «عقده ادیپ» را وارد نظام زبانی می کند. از دیدگاه او وقتی که کودک متولد می شود، در فضایی رقابتی با پدر، برای تصاحب مادر قرار می گیرد، حال این کودک یرای رقابت با پدر باید در همان نظام نمادینی که پیش تر پدر وارد آن شده، حضور یابد و از زبان به عنوان ابزاری برای ایجاد این گفتمان استفاده کند. این مقاله تلاشی است تا چگونگی تشکیل گفتمانی را با حضور عنصر زبان به عنوان نظامی نمادین نشان دهد، نظامی که در ذهن کودک شکل گرفته تا او را در فضایی رقابتی با پدر برای تصاحب مادر قرار می دهد.