هرمنوتیک با هایدگر (1889ـ1976)، یکی از متفکران و فیلسوفان مغرب زمین، وارد مرحله جدیدی در دوران تاریخی خود میشود. دستاورد عظیم هایدگر این است که فلسفهورزی را بر محور هرمنوتیک قرار داد. هرمنوتیک در هایدگر بحث و جدل درباره مفاهیم و مقولات نیست، بلکه اساسا آشکار کردن آن چیزی است که در درون ما میگذرد. «دازاین» (Da-sein) بودن = آنجا. اما آنجا بودن اساسا یعنی: عملی کردن حضور و حی و حاضر شدن؛ عملی که از طریق آن و برای آن معنا در زمان کنونی آشکار میشود. این مقاله، فلسفی بودن هرمنوتیک را در نظر هایدگر مورد بازکاوی قرار میدهد.
بحث درباره اوصاف عبادالرحمان بود. در شماره گذشته بیان کردیم که انبیا به عنوان مصداق بارز «عبادالرحمان»، اهتمام خاصی به مسئله خانواده و فرزندان خود داشتهاند. در این زمینه، از باب نمونه به آیاتی در مورد حضرت ابراهیم علیهالسلام و درخواستهای آن حضرت در مورد فرزندان و ذریّه خود اشاره کردیم. در این جلسه، در شرح آخرین وصف عبادالرحمان آمده است: عبادالرحمان از خدای متعال میخواهند که امام متقین باشند. به راستی امام متقین به چه معناست؟ این بحث پیرامون این دعای مؤمنان و بندگان خداست؛ شرایط امامت چیست، امامت از منظر قرآن به چه معناست، چگونه مؤمنان میتوانند رهبر و پیشوای دیگران باشند.
خدای متعال در این آیات در پی الگوسازی است؛ هم به جنبههای مثبت و اموری که عبادالرحمان بدان آراستهاند و هم به جنبههای منفی و اموری که از آن پیراستهاند اشاره میکنند. این مقال به این موضوع میپردازد.