هدف این تحقیق، تحلیل ریسک های وابسته به چندین متغیر اساسی حسابداری در دو صنعت ساخت سایر محصولات کانی غیرفلزی و وسایل نقلیه موتوری، به منظور شناخت عوامل جایگزین ریسک سیستماتیک (بتا) می باشد. با توجه به اینکه هزینه حقوق صاحبان سهام، به عنوان یکی از مهمترین شاخص های تصمیم گیری سرمایه گذاران مطرح است، شدت رابطه میان ریسک های مرتبط با این متغیرها و هزینه حقوق صاحبان سهام، میزان اهمیت آن برای بازار را نشان می دهد. در این پژوهش، برای محاسبه هزینه حقوق صاحبان سهام، از مدل گوردن؛ و برای اندازه گیری ریسک مربوط به متغیرهای حسابداری، از تغییرپذیری این متغیرها در طی یک دوره چهار ساله استفاده شده است. همچنین برای آزمون فرضیات تحقیق، روش رگرسیون برای داده های تلفیقی بکار رفته است. نمونه تحقیق، شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دو صنعت ساخت سایر محصولات کانی غیرفلزی و وسایل نقلیه موتوری، و دوره تحقیق سال های 1378 تا 1387 می باشد. نتیجه تحقیق، نشان از وجود رابطه میان هزینه حقوق صاحبان سهام و متغیر ریسک هزینه استقراض در صنعت ساخت سایر محصولات کانی غیرفلزی و متغیر ریسک حاشیه سود در صنعت وسایل نقلیه موتوری دارد.
بدبینی سازمانی، یکی از موضوعات مهم رفتاری است که بر عملکرد کارکنان و در نهایت بر کارآمدی و اثربخشی سازمان مؤثر میباشد. این مقاله به مفاهیم اصلی بدبینی سازمانی و رابطه آن ها با دیگر مفاهیم سازمانی میپردازد. در ابتدا، مفهوم بدبینی از نگاه رویکردهای روان شناسی و منابع اسلامی مورد بررسی قرار گرفته، سپس ضمن تعریف بدبینی سازمانی، به متغیرهای تأثیرپذیر پیامدهای بدبینی در سازمان پرداخته میشود. در ادامه مدلی در مورد عوامل تأثیرگذار و پیامدهای آن ارایه میشود. این مدل از طریق انتخاب مجموعه ای از متغیرها میتواند به درک بدبینی سازمانی کمک نماید. در نهایت، نتایج حاکی از آن است، از آن جایی که بدبینی سازمانی ویژگی ذاتی نیست، میتواند به وسیله سازمان ها مدیریت شود.
رفتارهای نرخ ارز در بازارهای مختلف یکی از فرایندهای به ظاهر غیر قابل پیش بینی است که تاکنون روش های متعددی در جهت شناخت روند و پیش بینی آن ها ارائه شده است. یکی از روش های ارائه شده، استفاده از فرکتال ها در شناخت رفتار نرخ ارز است. در این تحقیق سعی شده است وجود پیش فرض های لازم یا به عبارتی وجود خواص فرکتالی در بازار نرخ ارز ایران مورد بررسی قرار گیرد، تا امکان استفاده از این تکنیک در پیش بینی و تحلیل روند نرخ ارز میسر شود. در این خصوص سه پارامتر اصلی فرکتال ها معرفی شده و نحوه محاسبه آن ها مورد بحث قرار گرفته است. سپس این پارامترها برای ریال ایران در برابر دلار آمریکا در بازار غیر رسمی ارز بررسی شده به طوری که وجود خواص فرکتالی مذکور در رفتار نرخ ارز ایران مورد تأیید قرار گرفته است.
اثر رفاهی تعرفه برای یک کشور کوچک در حالت سنتی (برونزا) در مقایسه با تجارت آزاد باعث کاهش رفاه جامعه میگردد. بطور کلی اثر رفاهی تعرفه شامل دو اثر مبادله ای واثر درآمدی می باشد، اثر مبادله ای مثبت بوده و اثر درآمدی منفی است. البته برای یک کشور کوچک که گیرنده قیمت در مبادله جهانی است، اثر مبادله ای صفرخواهد بود. بنابراین رفاه یک کشور کوچک بطور حتم کاهش خواهد یافت. در این مقاله نشان داده شده است که اثر رفاهی تعرفه در حالت غیر سنتی (درونزا) با استفاده از ال گوی عوامل ویژه (جونز) و بر اساس تعادل کرنات- نش که از واکنش گروه های ذینفع که یک گروه طرفدار وضع تعرفه و گروه دیگر حالت تدافعی در حفظ تجارت آزاد است، در درون سیستم تعیین می گردد. به عبارت دیگر، بر خلاف حالت سنتی، افزایش نرخ تعرفه بطور یکنواخت رفاه جامعه را کاهش نمی دهد و خوشبینانه در تضاد با تجارت آزاد نخواهد بود.
هدف پژوهش تعیین رابطه هوش هیجانی با میزان کمرویی در دانشجویان بود. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای 300 نفر از دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه صنعتی شریف در سال تحصیلی 1388 انتخاب شدند و به پرسشنامه هوش هیجانی بار- ان (1997 ) و کمرویی زیمباردو (1990) پاسخ دادند. یافته ها نشان داد 3/14 درصد از دانشجویان در سطح پایین تر از متوسط و 70 درصد از آنان در سطح متوسط، 7/15 درصد از دانشجویان در سطح بالاتر از متوسط دچار کمرویی هستند. رابطه بین ویژگی-های هوش هیجانی دانشجویان با میزان کمرویی آنان منفی و میزان کمرویی با نمرات هوش هیجانی آنان قابل پیش بینی بود. قدرت پیش بینی کمرویی بر اساس متغیرهای روابط بین فردی، استقلال و عزت نفس؛ بیش از حل مسئله، خوشبختی، تحمل فشار روانی، خودشکوفایی، خودآگاهی هیجانی، واقع گرایی، خوش بینی، کنترل تکانشی، انعطاف-پذیری، مسئولیت پذیری اجتماعی، همدلی، و خودابرازی است. نتیجه گیری هوش هیجانی به عنوان یک تعدیل گر کمرویی عمل می کند و دانشجویان با هوش هیجانی در سطح بالا، کمرویی کمتری را تجربه می کنند.
حفظ و ارتقای بنیه دینی، روحیه انقلابی و انگیزه تکلیف گرایی به واسطه ارزش ذاتی و کاربردی آن در بین بسیجیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. لذا به منظور حفظ و ارتقای آن لازم است مطالعات مستمر و گسترده ای صورت گیرد تا امکان اطلاع دقیق تر مسئولان ذیربط از وضع موجود و اخذ تصمیم در خصوص راهکارهای حفظ و تقویت فراهم شود.
نتایج نشان میدهد میانگین کلی دو بُعد تجربی و پیامدی از ابعاد دینداری بسیجیان دارای بیشترین میزان و بُعد مناسکی حائز کمترین میانگین است. میانگین روحیه انقلابی و اسلامی در بسیجیان مورد مطالعه و انگیزه تکلیف گرایی آنان نیز در حد بالایی قرار دارد. تقویت شان و منزلت بسیجیان، ترویج ارزشهای مربوط به خانواده و حمایت مادی و معنوی از آنها، برگزاری آموزشهای عقیدتی- سیاسی و توجه به کمیت و کیفیت آنها، مشارکت دادن بیشتر بسیجیان در فراخوانیها، برنامه ریزی و تلاش برای ارتباط مستمر و پایدار بسیجیان با پایگاه و مسجد محله، ایجاد جذابیت، تقویت ارتباط و علاقه مندی بیشتر بسیجیان با مقام معظم رهبری، آموزش و ترویج راهکارهای مقابله منطقی با مشکلات و سختیها، ارائه نکات مثبت عملکرد حکومت و مسئولان نظام به بسیجیان و...، راهکارهای تقویت بنیه دینی، انقلابی و انگیزه تکلیف گرایی بسیجیان میباشند.
درک خطرپذیری نوجوان به عنوان اقتضای قابل انتظار این دوره سنی و نه به عنوان رفتاری انحرافی و مجرمانه، امکان شناخت و پیشگیری از بروز جرم را در نوجوانان واقع بینانه تر و عملی تر می سازد. در این تحقیق فرض شده است که بین محیط خانوادگی و شیوه های فرزندپروری و ویژگی های زمینه ای فردی و خانوادگی با خطرپذیری (سیگار کشیدن، مواد مخدر و روان گردان، الکل، رانندگی خطرناک، خطرپذیری جنسی و خشونت) رابطه وجود دارد.
بنابراین از مقیاس های معتبر و هنجار شده در ایران یعنی پرسشنامه های خطرپذیری نوجوانان ایرانی، محیط خانوادگی و دموگرافیک برای سنجش متغیرها استفاده شد. با انتخاب 1204 نفـر از دانش آموزان دبیرستـانی شهر تهران بـا روش نمونه گیری تصادفی متناسب با حجم، فرضیه های فوق آزمون گردید.
بر اساس یافته های این تحقیق میانگین خطرپذیری نوجوانان تحت شیوه تربیتی اقتدارگرا پایین تر و میانگین شیوه تربیتی مسامحه کار بالاتر از سایرین بود. در تعیین خطرپذیری رانندگی خطرناک و دوستی با جنس مخالف، سهم متغیرهای کنترلی بیش از متغیرهای گرمی بود. اما در مؤلفه های خشونت، سیگار، مواد مخدر، الکل و رابطه و رفتار جنسی میزان تعیین کنندگی متغیرهای صمیمیت مثل طرد، تایید و ابراز محبت بر کنترل پیشی گرفته بود. پایه تحصیلی (دوم) و جنسیت (پسر)، در پیش بینی واریانس خطرپذیری دوستی با جنس مخالف و رابطه و رفتار جنسی معنا دار بودند. معدل ترم قبل در تبیین تغییرات خشونت، الکل و دوستی با جنس مخالف سهمی منفی و معنا دار داشت. سطح پایین اقتصادی خانواده در پیش بینی رانندگی خطرناک تاثیری منفی نشان داد.
با شناخت فاکتورهای تاثیرگذار مربوط به خانواده بر خطرپذیری، راهکارهای اجرایی و عملی در سطح خانواده برای کاهش این گونه رفتارها در میان نوجوانان ارائه گردید.