این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که گفتمان سیاسی حاکم در متن سیرالملوک در باب خلافت عباسی چیست و خواجه نظام الملک چه رابطه ای میان آن و سلطان سلجوقی برقرار می سازد؟ برای بررسی و تحقیق در این باره، حکایت هایی از سیرالملوک را که نقش خلافت عباسی در آن بارز است، به تجزیه و تحلیل کشیده می شود. یافته های این پژوهش مشخص می کند که خواجه نظام الملک میان خلافت عباسی و حکومت های مسلمان رابطه ای در نظر می گیرد که اساساً خارج از نظام معرفتی اهل تسنن نیست؛ اما بنا به دلایل مشخصی، همین نوع رفتار سیاسی را در مورد حکومت سلجوقی و خلافت عباسی به کار نمی بندد. از این رو، وی در مقام وزارت، طرح تحول در بنیان مشروعیت یابی سلطنت از دستگاه مشروعیت ساز خلافت در جهان تسنن را در کتاب خویش ارائه می دهد.
مسجد"" به عنوان یکی از دستاوردهای پیدایی دین اسلام- در دوران پیامبر(ص) و پس از آن- تنها محل عبادت نبود؛ بلکه مرکز بسیاری از امور اجتماعی و سیاسی نیز به شمار می آمد. دوره ی سلجوقی (429-590 ﻫ.ق)به لحاظ مذهبی و سیاسی یکی از دوران های مهم در تاریخ ایران و اسلام محسوب می شود که در طی آن ""مسجد"" از اهمیت و جایگاه ممتازی، به ویژه در زمینه ی اطلاع رسانی، برخوردار گردید.
فراخوان عمومی برای بسیاری از وقایع مهمی که نیاز به حضور یا آگاهی مردم داشت، از طریق مسجد انجام می شد. از این رو مساجد در هنگام جهاد مهم ترین عامل تبلیغی و تهییجی برای حمایت از جهاد بودند. با این حال، رویکرد تاریخی به مسجد و کارکردهای آن در عصر سلجوقی کم تر مورد توجه قرار گرفته است. هدف از نوشتار حاضر آن است که ضمن توصیف مهم ترین کارکردهای تبلیغی- رسانه ای مسجد، از طریق واکاوی منابع و روایت های تاریخی و در بستر تحولات سیاسی، به تبیین نقش اثرگذار مسجد در اطلاع رسانی و آگاهی بخشی در عرصه های سیاست و اجتماع بپردازد و تلاش دولت سلجوقی، مخالفان سیاسی آن ها و نیز عموم مردم را در استفاده از مسجد به عنوان ابزاری برای فراگیر کردن پیام و خواسته های خویش، مورد بررسی قرار دهد. دستاورد حاصل از این تحقیق نشان می دهد که چگونه در شرایط نبود تکثر فضای عمومی و پیام رسانی، مسجد ابزاری مهم، بی بدیل و تأثیرگذار در عرصه ی رسانه ای- تبلیغی بود و گروه های مختلف مردم، متناسب با نیاز خویش، از آن بهره می بردند.
در دیوان سالاری دوره ی صفویه، مجمعی به نام جانقی دیده می شود که از دیوان سالاری دوره ی مغول و تیموری، به حکومت صفویه راه یافت و به تکامل رسید. این مجمع، وظیفه ی ارائه ی مشورت به شاه و حل و عقد امور مربوط به جنگ و جانشینی شاه صفوی را بر عهده داشت و تعدادی از صاحب منصبانِ عالی رتبه و با نفوذ دوره ی صفوی، که در رأس آنان صدر اعظم قرار داشت، عضو این مجمع بودند. در پژوهش های مربوط به حیطه ی دیوان سالاری صفویه، این مجمع با دیگر مجامع درباری این دوره- به خصوص با مجلس بهشت آیین- خلط گردیده و مجمع مستقلی به حساب نیامده است. این پژوهش در پی اثبات این مدّعاست که مجمع جانقی، مجمع کاملاً مستقلی بوده و از جنبه های گوناگون، یعنی از حیث اعضاء و وظایف، با مجامع دیگر، تفاوت داشته است. در این پژوهش، مجمع جانقی از حیث نام، اعضا، کارکردها و اهمیت آن در دیوان سالاری دوره ی صفویه، با تکیه بر شواهد تاریخی، مورد بررسی قرار گرفته و در نتیجه معلوم شده است که هفت تن از صاحب منصبان عالی رتبه ی تشکیلات صفوی عضو اصلی و دائمی مجمع جانقی بوده اند. این مجمع، در غیاب شاه، با ریاست صدر اعظم تشکیل می شد. در کارنامه ی این مجمع، بررسی دو موضوع دیده می شود: یکی امور جنگی، و دو دیگر مسئله ی تعیین جانشین پادشاه. نظر به اهمیت این دو موضوع، و نیز جایگاه والای سیاسی و دیوانی اعضای مجمع، می توان مجمع جانقی را شورای عالی دربار صفوی نامید.
ق رارداد سرمای ه گذاری ع قد جدی دی است که در زمان گذشته سابقه ن داشته است. در ق رارداد سرمایه گذاری، اعم از مستقیم و غیرمستقیم، سرمایه گذار بدون تضمینات کافی سرمایه خود را در اختیار سرمایه پذی ر قرار ن می دهد، لذا شرط ضمان سرمای ه در اغلب قراردادهای سرمایه گذاری درج می شود. بنابراین، این سؤال مطرح است که شرط ضمان سرمایه طبق قواعد حقوق اسلام چه حکم و وضعیتی دارد. هر شرطی از حیث حکم ممکن است مبطل عقد، باطل و یا نافذ باشد که به نظر می رسد شرط ضمان سرمایه با توجه به مفهوم عرفی آن نافذ است.
هدف، هدف،معرفی الگوی پیشگیری از استرس شغلی، فرسودگی هیجانی و رفتارهای انحرافی از طریق مدیریت، رهبری و ارزش های اخلاقی است.روش همبستگی از نوع تحلیل ماتریس کوواریانس و جامعه آماری، کارکنان شرکت سهامی ذوب آهن(7000 نفر) که از میان آنها براساس نمونه گیری طبقه ای و فهرست اسامی کارکنان،385 نفر انتخاب شدند و پرسشنامه های استرس شغلی(کاهن و همکاران،1964)رهبری اخلاق مدار(راولد،2008) و ارزش های اخلاقی صنفی (هانت و همکاران،1989) پاسخ دادند. یافته ها نشان داد در الگوی نهایی بازنگری شده پژوهش، حمایت مدیریت عالی از رفتارهای اخلاقی با ارزش های اخلاقی صنفی و رهبری اخلاق مدار، رهبری اخلاق مدار با استرس شغلی، استرس شغلی، ارزش های اخلاق صنفی و رهبری اخلاق مدار با فرسودگی هیجانی و فرسودگی هیجانی، حمایت مدیریت عالی از رفتارهای اخلاقی، استرس شغلی وارزش های اخلاقی صنفی با رفتارهای انحرافی رابطه ی معنادار دارند. نتیجه گیری : حمایت مدیریت عالی سازمان از رفتارهای اخلاقی، همراه با رهبری اخلاق مدار و پای بندی به ارزشهای اخلاقی می تواند طی یک سلسله روابط زنجیره ای روش مؤثری باشد که در ابتدا سطح استرس و فرسودگی هیجانی و در انتها رفتارهای انحرافی را کاهش دهد.
هدف: هدف پژوهش تعیین میزان فرسودگی شغلی اعضای هیأت علمی در ابعاد مختلف تحلیل عاطفی، مسخ شخصیت و عدم موفقیت فردی بود. روش: روش توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای و 116 مرد و 40 نفر زن) عضو هیأت علمی دانشگاه ) نمونه 156 شهید بهشتی بود که به روش طبقه ای متناسب انتخاب شدند. داده های با استفاده از پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ- مقیاس معلمان (ماسلاچ، جکسون و لایتر، 1996 ) و پرسشنامه اطلاعات برای t جمعیت شناختی گردآوری و برای تحلیل داده ها از آزمون گروه های مستقل و تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. یافتهها: یافتهها نشان داد میزان فرسودگی شغلی اعضای هیأت علمی در بعد تحلیل عاطفی و مسخ شخصیت پایین تر از نمره های هنجار است، اما میزان عدم موفقیت فردی آن ها بالاتر از میانگین هنجار برای معلمان است. همچنین از میان متغیرهای جمعیت شناختی (سن، جنس، وضعیت تأهل، نوع استخدام، رشته تخصصی، سابقه کار و مرتبه علمی) تنها در متغیر وضعیت تأهل تفاوت معنا داری بین شرکت کنندگان مشاهده شد و افراد مجرد تحلیل عاطفی بالاتری نسبت به افراد متأهل گزارش دادند. نتیجهگیری: اگرچه میزان فرسودگی شغلی اعضای هیأت علمی در ابعاد تحلیل عاطفی و مسخ شخصیت پایین است، ولی حدود نیمی از آن ها نسبت به شغل خود احساس عدم موفقیت فردی میکنند.
هدف: هدف پژوهش، تعیین اثربخشی پردازشگر کلمه همراه با راهبردهای خودپرسشی بر بهبود مشکلات املای دانشآموزان ابتدایی دچار اختلال نوشتن بود. روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری دانش- آموزان پایه سوم ابتدایی شهر تهران بودند که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای 20 دانشآموز دارای مشکلات املا، پس از اجرای آزمونهای تشخیصی انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. پس از اجرای پیشآزمون- ها، گروه آزمایش به مدت 15 جلسه 45 دقیقهای تحت آموزش رایانه ای راهبردهای خودپرسشی قرار گرفت. اما گروه گواه آموزشی ندید. سپس پسآزمون نوشتن در گروههای مذکور اجرا شد، و پس از گذشت 4 ماه از مدت آموزش، پسآزمون نوشتن (آزمون پیگیری) اجرا شد. دادهها با روش آماری تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر انجام شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که تفاوت بین میانگین نمره- های املای گروه آزمایشی و گروه گواه تفاوت معنادار و خطاهای املای گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه کاهش بیشتری یافته است. نتیجهگیری: پردازشگر کلمه همراه با راهبردهای خودپرسشی می- تواند به عنوان یک فن آموزشی مؤثر، در جهت بهبود املای دانش- آموزان ابتدایی دارای اختلال نوشتن به کار گرفته شود.
مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان ارتباط ساده و چندگانه بین هوش سیال،ابعاد شخصیت (برون گرایی، روان رنجوری و روان پریشی) و هوش هیجانی با موفقیت تحصیلی انجام شد. روش: روش پژوهش،توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 133 دانش آموز مقطع متوسطه و پیش دانشگاهی شهرستان دزفول بود که به صورت تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. برای به دست آوردن اطلاعات آزمون ماتریس های پیشرونده ریون،نسخه میانی (بزرگسالان)استاندارد شده به وسیله براهنی (1353) پرسشنامه شخصیت آیزنک(1975)،آزمون بهر هیجانی بار- ان(2000) اجرا شد و معدل تحصیلی سال گذشته شرکت کنندگان به عنوان ملاک پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری (گام به گام) تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که هوش سیال و برون گرایی با موفقیت تحصیلی و موفقیت تحصیلی با نمره کل هوش هیجانی و ابعاد هوش درون فردی و انطباق پذیری ارتباط مثبت اما روان پریشی با موفقیت تحصیلی ارتباط منفی دارد. هرسه متغیر با موفقیت تحصیلی رابطه دارند و در تعامل با هم در مجموع 32 درصد از تغییرات موفقیت تحصیلی تبیین را می کنند. پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختران به طور معنادار بیشتر از دانش آموزان پسر است. نتیجه گیری: از نتایج این پژوهش در برنامه ریزی برای بالا بردن کیفیت آموزش یا توجه به ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی یادگیرندگان می توان استفاده کرد.
این پژوهش در پاسخ به پرسش از ادعاهای دو روایت از وظیفه گرایی قاعده نگر، شامل سازندگرا و بازنمودی در باب بنیان های اخلاقی عدالت اجتماعی، این فرضیه را مطرح می کند که هر یک از این دو روایت، به استلزامات منطقی وظیفه شناسی حق گرای خود وفادار نمانده اند. روایت سازندگرا با پذیرش توافق گرایی قراردادی، ادعای بنیان گرایی خود را با چالش روبرو می سازد و با توجیه پذیرسازی نابرابری های اقتصادی و اجتماعی –آنگاه که به نفع همگان باشد- از وظیفه شناسی اخلاقی به سود غایت گرایی نفع طلبانه دست می کشد. و روایت بازنمودی، نهایتاً به ارزش های خاص و محلی فروکاسته می شود و با طرد عملی جهان شمولی، بنیان گرایی خردباورانه خود را همسو با غایت گرایی تفسیر می کند. این مقاله به رویارویی این دو روایت در محورهایی مانند منشاء ارزش های اخلاقی به طور کلی، و عدالت اجتماعی به طور خاص، بنیان گرایی، شمول گرایی و غایت گرایی این ارزش ها، تقدم حق یا خیر بر یکدیگر، شکل گیری هویت اخلاقی فرد، جایگاه و کاربرد مفهوم عدالت، و
زبان در جوامع ساده اولیه، همچون هم? وجوه زندگی، وابسته به عادات و سنّت هایی است که در نظر مردمان تقدس یافته است. با تحولات جامعه و خروج آن از وضع طبیعی، نوعی خاص از زبان متناسب با تحولات اجتماعی شکل می گیرد. جامعه اسلامی از قرن سوم شاهد تحولاتی مهم همچون افزایش ثروت، انتقال قدرت، ظهور گروه های جدید اجتماعی، مشارکت ایرانیان و تسلط فرهنگی آنان بود. این شرایط سبب شد صاحبان قدرت به زبان نوشتاری توجه ویژه مبذول دارند. متناسب با تحولات اجتماعی زبان نوشتاری کم کم دچار تفکیک شد و انواع ادبی، سیاسی، اخلاقی و دینی از دل آن سر برآورد. جاحظ متکلم معتزلی قرن سوم و مبدع بلاغت از تأثیرگذارترین چهره های عالم عربی – اسلامی است در این مقاله سعی بر این است که ارتباط میان معضلات اجتماعی و شکل گیری اندیشه های جاحظ مورد بررسی قرار گیرد.
در جستجوی علل ناکامی روشنفکر ایرانی در حوزه ی اندیشه و سیاست مقاله ی حاضر با مروری اجمالی بر آراء احسان طبری و جلال آل احمد، تلاش دارد، تأثیر نگاه صوری و فرمالیستی به سیاست و سیطره ی فرمالیسم سیاسی بر اندیشه ی این دو روشنفکر مطرح ایران معاصر را نشان دهد و در بازبینی نقادانه به ایضاح این موضوع بپردازد که چگونه درک سطحی و صوری آنان از سیاست و اولویت قرار گرفتن اهداف سیاسی، تفکر آنان بیش از پیش از اندیشه ی راستین فاصله گرفته و به ایدئولوژی هایی مبهم در خدمت فرمالیسم سیاسی بدل شده است. ش