فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۴۱ تا ۱٬۹۶۰ مورد از کل ۸٬۴۵۳ مورد.
سازه های موثر بر مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری: کاربرد تحلیل مسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بالاترین میزان مصرف آب در اکثر کشورها مربوط به بخش کشاورزی می باشد. با توجه به بحران خشکسالی، یکی از راه کارهای افزایش راندمان آبیاری، مشارکت دادن کشاورزان در مدیریت آبیاری است. مشارکت کشاورزان علاوه بر کاهش هزینه های دولت برای ساخت و نگهداری زیرساخت های مورد نیاز آبیاری، باعث افزایش حس مالکیت و مسئولیت در بین کشاورزان و مشارکت در نگهداری و استفاده از این زیر ساخت ها می شود. این تحقیق با هدف تبیین سازه های موثر بر مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری با استفاده از فن تحلیل مسیر در شبکه آبیاری سد درودزن استان فارس انجام شده است. روش تحقیق، روش پیمایش بوده و نمونه مورد مطالعه شامل 270 نفر از کشاورزان بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده چند مرحله ای انتخاب شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که از بین متغیرهای تحقیق، نگرش نسبت به مشارکت در مدیریت آبیاری و درک مشکلات موجود بالاترین تاثیر مستقیم را روی میزان مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری داشتند. میزان اجتماعی بودن و نگرش نسبت به مراکز ترویج و خدمات کشاورزی بالاترین تاثیر غیر مستقیم روی میزان مشارکت کشاورزان و همچنین بالاترین تاثیر مستقیم روی نگرش افراد نسبت به مشارکت در مدیریت آبیاری را دارا می باشند. بر اساس یافته های تحقیق توصیه های عملی بمنظور جلب مشارکت کشاورزان در مدیریت آبیاری از جمله: ایجاد نگرش مثبت نسبت به مشارکت و همچنین دستگاههای اجرایی از طریق عملکرد شفاف و ارائه بازخورد نتایج فعالیت ها به کشاورزان و همچنین افزایش درک آنها نسبت به مسائل و مشکلات موجود با برگزاری جلسات و تماس مستقیم، ارائه گردید.
بررسی میزان وابستگی کشورهای صنعتی به نفت صادراتی از تنگهی هرمز به وسیله تخمین تابع تقاضا برای نفت منطقهی خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حدود 60 درصد ذخایر شناخته شده نفت خام جهان در منطقهی خاورمیانه قرار دارد. همین امر سبب میشود که فعل انفعالات این منطقه برای اقتصاد جهانی، حائز اهمیت باشد. از آن جا که تنگهی هرمز گلوگاه صادراتی 90 درصد نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس و تامینکنندهی 40 درصد نفت جهان میباشد و کنترل آن در اختیار کشورمان است، هم چنین از آن جا که سنجش حساسیت اقتصاد جهان به نفت این منطقه به ویژه در شرایط کنونی برای کشورمان حیاتی است، تلاش شده است تا در این مطالعه برآوردی از تقاضای جهانی برای نفتی که از این تنگه صادر میشود از طریق سنجش کشش های قیمتی و درآمدی به دست آید. با استناد به آمارهای سازمان های داخلی و جهانی و با استفاده از الگوی تخمین ARDL تابع تقاضا برای نفت صادراتی از تنگهی هرمز تخمین زده شده است. طبق الگوی تخمین زده شده و نتایج به دست آمده انتظار میرود که افزایش قیمت در کوتاه مدت موجب افزایش درآمد کشورهای صادرکننده شود، لیکن در دراز مدت این افزایش قیمت موجب کاهش نسبتاً درخور توجه تقاضا و در نتیجه کاهش درآمد کشورهای صادرکننده میشود. تقاضای جهانی برای نفت صادره از تنگهی هرمز بی کشش است. هم چنین روند جانشینی انرژیهای نو به جای نفت کند اما رو به رشد است. در نهایت اثر پذیری شدید تقاضای نفت در بلندمدت از تولید ناخالص داخلی کشورهای توسعه یافته قابل توجه و تعیین کننده است. به معنای اینکه رکود اقتصاد جهانی از این کانال اثر منفی بر درآمد نفتی کشورهای صادرکنندهی نفت در این منطقه دارد و در دوران رونق بالعکس.
مالیات های سبز و استانداردهای زیست محیطی واردات، ابزار مناسب توسعه پایدار در اقتصادگذار ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست های تجاری آزاد به بازارها این امکان را می دهند تا تخصیص منابع را با بیشترین کارایی انجام دهند، حال آنکه سیاست های زیست محیطی به دنبال مدیریت و حفظ منابع زمین برای بهره برداری پایدار می باشند. تضاد زمانی رخ می دهد که منابع، از یک سو، به افزایش تجارت و از سوی دیگر منجر به بهره برداری نادرست از محیط زیست گردد. برای تخصیص بهینه توام، توجه به این دو بعد دارای اهمیت است که سیاست های تجاری و سیاست های زیست محیطی در راستای توسعه پایدار باشند. فرضیه پناهگاه آلایندگی تقابل بین سیاست های زیست محیطی و تجارت آزاد را به چالش می کشد. این پژوهش به منظور معرفی مالیات های سبز و استانداردهای زیست محیطی واردات برای حفظ محیط زیست و در نتیجه دستیابی به توسعه پایدار در اقتصاد گذار کشورهای در حال توسعه اوپک و ایران می باشد. در واقع این پژوهش با آزمون تئوری زیست محیطی کوزنتس و فرضیه پناهگاه آلایندگی به کمک داده های سری زمانی 1980 تا 2007 در ایران به روش OLS و با داده های پانل دوره 1990 تا 2007 کشورهای اوپک با ساختاری به نسبت همانند با دو روش GLS و GMM و مقایسه نتایج آن پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تئوری زیست محیطی کوزنتس را در ایران و کشورهای اوپک نمی توان رد کرد و افزایش تجارت با شاخص درجه باز بودن تجاری، آلودگی را افزایش می دهد. این نتایج لزوم استفاده از مالیات های سبز و استانداردهای زیست محیطی واردات را نمایان می کند.
نقش تعاونی های روستایی در کاهش هزینه های مبادله ی دریافت تسهیلات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق بررسی نقش تعاونیها در کاهش هزینههای دریافت تسهیلات مالی برای خانوارهای روستایی است. برای این منظور، نخست اجزای هزینههای مبادلهی دریافت تسهیلات قرضالحسنه به تفکیک موسسههای وامدهنده (بانکها، صندوقهای قرضالحسنه و تعاونیها) برآورد و بررسی شد. در مرحلهی بعد، هزینهی کل دریافت تسهیلات محاسبه و بین بانکها، صندوقهای قرضالحسنه و تعاونیها مقایسه شده است. سپس با استفاده از روش نرخ بازده داخلی، هزینههای مبادلهی برآورد شده به نرخ درصدی هزینهی مبادله تبدیل شد. دادههای استفاده شده از طریق مصاحبه و تکمیل 480 پرسشنامه در سال 1384 با روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای از استانهای مازندران، خراسان رضوی، لرستان و آذربایجان شرقی جمعآوری شد. نتایج به دست آمده نشان میدهد که متوسط هزینهی مبادلهی دریافت یک واحد (فقره) تسهیلات قرضالحسنه از تعاونیها برابر 97000 ریال و در قیاس با سایر موسسههای مقدار قابل توجهی پایینتر است. نسبت هزینهی مبادلهی دریافت تسهیلات به کل مبلغ وام نیز برای تعاونیها برابر 8 درصد است و در مقایسه با بانکها و صندوقهای قرضالحسنه کمتر است. در مجموع میتوان گفت تعاونیهای روستایی میتوانند نقش مهمی در کاهش هزینههای مبادلهی دریافت تسهیلات داشته باشند و دسترسی کشاورزان به تسهیلات را آسان کنند.
بررسی بازار PVC در ایران
برآورد سیستم تقاضای معکوس تقریباً ایده آل مرکبات در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقفه بین تصمیم به تولید و عرضه محصولات باغبانی از جمله مرکبات و فسادپذیری آنها باعث می شود که عرضه این محصولات در کوتاه مدت ثابت بوده و رفتار مصرف کنندگان، قیمت ها را به گونه ای تنظیم کند که باعث تسویه بازار شود. در چنین شرایطی، استفاده از سیستم تقاضای معکوس، که در آن قیمت ها تابعی از مقدار است، توجیه پذیر است. در این مطالعه، برای بررسی واکنش مصرف کنندگان ایرانی به تغییرات مقدار عرضه مرکبات شامل پرتقال، نارنگی و لیموشیرین، از سیستم تقاضای معکوس تقریباً ایده آل و داده های طرح هزینه و درآمد خانوار سال 1390 استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که انعطاف پذیری قیمتی پرتقال، نارنگی و لیموشیرین منفی و قدرمطلق آنها کمتر از یک است. همچنین انعطاف پذیری متقاطع قیمتی بین مرکبات مورد مطالعه منفی و نشان دهنده جانشینی این محصولات از دیدگاه خانوارها می باشد. بر اساس نتایج تحقیق، لیموشیرین در پاسخ به تغییرات مقدار عرضه خودش و یا مقدار عرضه سایر مرکبات با تغییرات قیمتی بیشتری روبه رو می شود و این وضعیت برای نارنگی کمترین است. طبقه بندی JEL: C21, Q11, R21
بررسی ارزش های محیط زیستی سه گونه از مهمترین پرندگان تالاب های شمالی ایران (چنگر، اردک سرسبز و باکلان بزرگ) با تاکید بر ارزش اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه محیط زیست مهمترین مولفه زیست انسان ها محسوب می شود، اما تا کنون ارزش واقعی و مساعدت های آن به درستی مشخص نشده است. پرندگان یکی از مهمترین مولفه های محیط زیست هستند که در سالهای اخیر تخریب زیستگاه، صید بی رویه، افزایش آلاینده های زیست محیطی و برخورداری از اولویت پایین مدیریتی باعث کاهش زیاد تعداد آنها شده است. هدف از این پژوهش بیان مختصری از ارزش های پرندگان با تاکید بر ارزش اقتصادی سه گونه از مهمترین پرندگان شمال ایران است. برای این منظور دو تالاب بین المللی انزلی و گمیشان در سواحل جنوبی دریای خزر به عنوان مناطق هدف انتخاب شده است. سرشماری نیمه زمستانه و ثبت تعداد پرندگان به تفکیک هر گونه به روش Total Count صورت گرفته است. جهت تعیین ارزش اقتصادی، ارزش ریالی روز بازار در نظر داشته و در نهایت ارزش ریالی کل جمعیت بدست آمده است. ارزش اقتصادی سالانه این سه گونه در این تالاب ها به ترتیب 8/4 و 2/3 میلیارد ریال محاسبه گردید که با ملاحظاتی می توان آنرا با تخمین دو برابر نیز محاسبه کرد. این اعداد، که فقط برای سه گونه محاسبه شده است؛ به خوبی بیانگر اهمیت فوق العاده این اکوسیستم هاست. این نتایج ضمن اینکه می تواند یک راهنمای خوبی برای سایر محققان در ارتباط با ارزش های حیات وحش باشد، می تواند دستاوردی مهمی برای مدیران و دوستداران محیط زیست تلقی شود تا در امر کنترل و کاهش آلاینده ها، حفاظت از زیستگاه ها و خصوصاً مناطق زادآوری پرندگان آبزی همراه با یک توجیه اقتصادی کوشاتر باشند.
درآمدهای نفت، نهادها و ظرفیت های اشتغال زایی: مطالعه موردی کشورهای صادرکننده نفت (OPEC)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی اثر درآمدهای نفتی و نهادها بر ظرفیت های اشتغال زایی کشورهای صادرکننده نفت براساس رویکرد نهادگرایی پرداخته شده است. مساله اصلی تحقیق این است که تزریق بی برنامه درآمد نفت در اقتصاد کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) با چارچوب نهادی ناکارا و رانتی از چه کانال هایی و با چه سازوکارهایی منجر به ضربه زدن به بنیه تولیدی این کشورها و محدود کردن ظرفیت های اشتغال زایی در این اقتصادها می شود. فرضیه تحقیق بر این تاکید دارد که درآمدهای حاصل از صادرات نفت در اقتصادهای نفتی با چارچوب نهادی ناکارا بر توان اشتغال زایی این اقتصادها تاثیر منفی دارد. الگوی نظری مورد استفاده در این پژوهش براساس آموزه های نهادگرایان است و جهت برآورد مدل و آزمون فرضیه تحقیق از داده های 12 کشور نفتی عضو اوپک طی سال های 2014-2002 استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد، وفور درآمدهای نفتی در کشورهای عضو اوپک با زیرساخت ها و نهادهای ناکارا به کاهش ظرفیت های اشتغال زایی آن ها منجر شده است. همچنین شواهد آماری، ظرفیت زدایی از اشتغال در اقتصادهای کشورهای عضو اوپک را از طریق کانال هایی همچون تحلیل بردن کیفیت نهادی در این کشورها تایید می کند. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که تزریق بی برنامه درآمدهای حاصل از صادرات نفت در اقتصادهای نفتی عضو اوپک با چارچوب نهادی ناکارا، با ضربه زدن به بنیان های تولیدی، ظرفیت های اشتغال را در این اقتصادها اندک و محدود ساخته و از این گذر فرصت های پیش روی این کشورها جهت دستیابی به رشد اقتصادی را به تهدیدی علیه توسعه و رشد پایدار برای آن ها تبدیل کرده است .