درخت حوزه‌های تخصصی

اقتصاد بخشی،اقتصاد صنعتی،کشاورزی،انرژی،منابع طبیعی،محیط زیست

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۵۴۱ تا ۸٬۵۵۷ مورد از کل ۸٬۵۵۷ مورد.
۸۵۴۱.

برآورد تغییرات رفاهی ناشی از اصلاح قیمت حامل های انرژی با تأکید بر بنزین: شواهدی از استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۳۲
اصلاح قیمت حامل های انرژی، به ویژه بنزین، یکی از چالش برانگیزترین سیاست های اقتصادی در ایران است که تأثیر مستقیم بر رفاه خانوار و پایداری مالی دولت دارد. این پژوهش با هدف برآورد تغییرات رفاهی ناشی از افزایش قیمت بنزین در میان خانوارهای شهری استان آذربایجان غربی انجام شده است. برای این منظور، از مدل سیستم تقاضای تقریباً ایده آل درجه دوم (QAIDS) و روش تخمین حداقل مربعات غیرخطی تعمیم یافته (FGNLS) استفاده شده تا هم زمان معادلات سیستم تقاضا برآورد و همبستگی میان خطاها لحاظ شود. داده های مورد استفاده شامل اطلاعات درآمد و هزینه ۵۲۳ خانوار در سال ۱۴۰۲ از طرح بودجه خانوار مرکز آمار ایران است. نتایج نشان داد که کالاهای خوراکی، مسکن و ارتباطات ضروری ترین اقلام در سبد مصرفی خانوارها هستند، در حالی که بنزین و تفریحات حساس ترین کالاها نسبت به تغییر قیمت می باشند. محاسبه شاخص های تغییرات جبرانی (CV) و تغییرات معادل (EV) نشان داد که با افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت بنزین، برای بازگرداندن رفاه خانوار به سطح اولیه باید ماهانه حدود ۶٫۳ میلیون ریال به هر خانوار پرداخت شود. این یافته ها بیانگر آن است که اصلاح قیمت بنزین بدون طراحی سازوکارهای جبرانی هدفمند، می تواند منجر به افت قابل توجه رفاه و افزایش فشار اقتصادی بر خانوارهای شهری شود.
۸۵۴۲.

سنجش تأثیر کارایی بر ارزش افزوده در واحدهای صنعتی منتخب ایران (مورد کاوی: بنگاه های با اشتغال ۱۰ نفر و بیش تر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۳
پژوهش حاضر به بررسی اثر شاخص های کارایی فنی، اقتصادی و تخصیصی بر ارزش افزوده کارگاه های صنعتی منتخب دارای ده کارکن و بیش تر در ایران می پردازد. داده های پانل این مطالعه برای دوره زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ و در قالب ۲۴ زیربخش صنعتی، بر اساس طبقه بندی ISIC و با استفاده از آمارهای طرح صنعتی مرکز آمار ایران گردآوری شده است. نمونه گیری به روش طبقه بندی شده انجام شده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردیده است. چهار زیربخش با بیش ترین سهم در اشتغال و ارزش افزوده، شامل فرآورده های غذایی، آشامیدنی ها، پوشاک و منسوجات برای تحلیل تفصیلی انتخاب شده اند. برای استخراج شاخص های کارایی از رهیافت تحلیل مرز تصادفی (SFA) و برای تحلیل پویای روابط کوتاه مدت و بلندمدت از مدل خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی (ARDL) استفاده شده است. نتایج برآورد نشان می دهد که هر سه شاخص کارایی در بلندمدت تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش افزوده دارند، به طوری که افزایش کارایی فنی و اقتصادی بیش ترین نقش را در ارتقای عملکرد بخش صنعت ایفا می کند. در کوتاه مدت نیز اثرگذاری این شاخص ها مثبت ولی ضعیف تر بوده و ضریب تصحیح خطا منفی و معنادار است که بیانگر وجود رابطه تعادلی پایدار میان کارایی و ارزش افزوده در سطح زیربخش های صنعتی می باشد. هم چنین، ضرایب سرمایه (۰.۴۷) و نیروی کار (۰.۳۹) نقش اساسی این عوامل در تولید و رشد اقتصادی را برجسته می سازد. به طور کلی، یافته ها که با نظریه های اقتصادی تولید همسو هستند، بر ضرورت اجرای سیاست هایی با هدف ارتقاء کارایی، سرمایه گذاری در زیرساخت ها و توسعه سرمایه انسانی به عنوان محرک های کلیدی بهبود عملکرد صنعتی کشور تأکید دارند.
۸۵۴۳.

اثر فراوانی منابع طبیعی بر مصرف انرژی در ایران: تحلیل نامتقارن چندکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۲
پیچیدگی ساختار صنعتی در کنار فراوانی منابع طبیعی از طریق تنوع و تمرکز، به عنوان موتور محرک توسعه اقتصادی عمل می کنند و نقشی کلیدی در مصرف انرژی دارند. از این رو، تحقیق حاضر علاوه بر، اثرات نامتقارن فراوانی منابع طبیعی، با استفاده از داده های دوره 1370 تا 1401 و روش خودرگرسیون با وقفه توزیعی چندکی، به بررسی تأثیر پیچیدگی اقتصادی، رشد اقتصادی، باز بودن تجاری و قیمت نفت بر مصرف انرژی پرداخت. نتایج برآوردهای کوتاه مدت نشان می دهد که فراوانی منابع طبیعی در چندک های پایین (سوم و چهارم) و بالا (هفتم و نهم) دارای اثر مثبت و معنادار بر مصرف انرژی است، به طوری که شدت این اثر در سطوح بالاتر مصرف انرژی بیشتر است. در بلندمدت، این اثر تنها در چندک های پایین (اول و سوم) معنادار بوده و بیانگر وابستگی بیشتر واحدهای صنعتی کم مصرف به منابع طبیعی است. نرخ رشد اقتصادی در اغلب چندک ها دارای اثر مثبت و معنادار بر مصرف انرژی است و باز بودن تجاری نیز عمدتاً موجب افزایش مصرف انرژی می شود. شاخص پیچیدگی اقتصادی در کوتاه مدت و بلندمدت اثر مثبت و معناداری بر مصرف انرژی دارد که می تواند ناشی از مراحل اولیه توسعه صنعتی باشد. در مقابل، قیمت نفت در هیچ یک از افق های زمانی اثر معناداری را نشان نمی دهد. بر این اساس، توصیه می شود در سیاست گذاری انرژی تمرکز بر مدیریت هدفمند منابع طبیعی در سطوح مختلف مصرف، توسعه فناوری های کم مصرف در صنایع با شدت انرژی بالا، اصلاح قیمت حامل های انرژی و جهت دهی به تجارت خارجی در راستای انتقال فناوری های انرژی کارا مدنظر قرار گیرد.
۸۵۴۴.

A Strategic Model for Optimizing R&D Project Portfolios: Lessons from the Iranian Energy Sector(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۷
Many organizations in the power and energy sector rely on research and development (R&D) projects to achieve their strategic goals. Given the simultaneous execution of multiple projects, managing R&D portfolios effectively has become an essential capability for adapting to environmental changes and maintaining competitive advantage. This study aims to present a model that identifies and prioritizes the factors influencing R&D portfolio management in the energy sector. Employing a mixed-method approach, the research integrates qualitative data collected through interviews with fifteen experts in the energy sector—analyzed using grounded theory via MAXQDA 2020—with quantitative data from 134 managers and experts, analyzed using Smart PLS V.3. In the qualitative phase, 105 codes were categorized into six dimensions, with 17 codes excluded during factor analysis, resulting in a validated model comprising 88 codes across six dimensions. The proposed model emphasizes critical factors such as project selection, project evaluation, project definition, budget allocation, portfolio analysis, and addressing challenges in portfolio integration. By balancing these dimensions, the model aims to reduce risks, optimize resource allocation, and enhance the probability of commercial success for R&D projects. This study offers new insights into R&D portfolio management in the Iranian energy industry, addressing the unique challenges of this sector. It provides a systematic framework for selecting, evaluating, and balancing R&D projects while aligning with organizational strategies to ensure the effective commercialization of research outcomes. The findings also stress the importance of integrating local investment in R&D to drive technological innovation and sustainable economic development in the energy sector.
۸۵۴۵.

Enhancing Social Participation for Sustainable Energy Management in Iran: A Strategic Multi-Criteria Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۲
Iran faces persistent challenges in balancing energy demand and sustainability, driven by limited social participation and the absence of integrated policy frameworks. This study introduces an innovative hybrid decision-making approach that combines PESTEL, SWOT, and Analytic Hierarchy Process (AHP) models to identify, evaluate, and prioritize strategies for enhancing public participation in sustainable energy management. The research adopts a mixed-method design, integrating qualitative expert interviews and content analysis in MAXQDA with quantitative weighting and ranking through Expert Choice AHP. The proposed framework captures both macro-environmental influences and internal institutional capacities, linking social-behavioral insights with data-driven prioritization. Results indicate that developing targeted educational programs and creating interactive digital platforms are the highest-priority strategies, with normalized weights of 0.35 and 0.30, respectively, followed by local collaboration networks and incentive-based policies. The findings reveal that applying a combined social and analytical modeling approach can increase public participation potential by over 60 % and contribute to a 25 % reduction in energy consumption in the medium term. The study offers a novel quantitative–qualitative framework adaptable for developing countries seeking to operationalize community engagement within national energy transition policies.
۸۵۴۶.

Crude Oil Price Hikes and Exchange Rate Volatility in Iran: Evidence from GARCH-family Models(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۹
This study investigates the impact of global crude oil price fluctuations on the volatility of the Iranian Rial–U.S. Dollar exchange rate over the period November 2011 to August 2025. Using daily data and employing GARCH-family models—including GARCH(1,1), EGARCH(1,1), and GJR-GARCH(1,1,1) under heavy-tailed distributions—we examine whether oil price shocks influence the mean and conditional variance of exchange rate returns. The results indicate that higher oil prices significantly appreciate the Rial, reflecting Iran’s dependence on oil revenues and foreign exchange inflows. Volatility dynamics reveal strong persistence, with shocks exhibiting long memory. Asymmetric effects are also evident: negative oil price shocks increase exchange rate volatility more than positive shocks, highlighting the destabilizing role of downturns in global oil markets. Diagnostic tests confirm the adequacy of the estimated models, with EGARCH and GJR specifications providing the best fit. The findings underscore three key policy implications. First, Iran’s exchange rate remains highly sensitive to oil revenues, reinforcing the need for structural diversification. Second, the persistence of volatility complicates short-term stabilization, demanding long-term reserve and fiscal policies. Third, the asymmetric impact of oil downturns calls for proactive risk management to mitigate volatility in times of declining oil prices. Overall, the study provides new evidence on the oil–exchange rate nexus in an oil-exporting economy, offering lessons for macroeconomic management under external shocks. Robustness checks — including Bai–Perron breakpoint tests and alternative model specifications with event dummies — confirm the main findings.
۸۵۴۷.

ارزیابی ادراکات دانشجویان از اثرات زیان بار میکروپلاستیک ها به منظور تقویت آگاهی زیست محیطی: رویکرد مبتنی بر شبکه عصبی مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۷
این پژوهش با هدف سنجش سطح آگاهی زیست محیطی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس نسبت به تهدیدات ناشی از ریزپلاستیک ها انجام شده است. تمرکز اصلی بر بررسی نقش آموزش دانشگاهی در ارتقای ادراک و رفتارهای زیست محیطی مرتبط با مصرف بی رویه پلاستیک، به ویژه کیسه های یک بارمصرف، بوده است. مطالعه با رویکرد توسعه ای-کاربردی و روش توصیفی-پیمایشی، بر اساس داده های ۴۰۸ پرسشنامه معتبر از میان ۴۵۰ نمونه تصادفی ساده از جامعه ۴۰۰۰ نفری دانشجویان در مقاطع مختلف انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای محقق ساخته با ۲۳ سؤال بود که با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش دانشگاهی تأثیر ۹۹ درصدی در بازدارندگی رفتاری، ۴۴.۹ درصدی در کاهش شکاف های آگاهی، ۵۷.۴ درصدی در تقویت مقررات بازدارنده و ۷۷.۲ درصدی در کنترل های آبی دارد. همچنین، سطح تحصیلات با افزایش آگاهی زیست محیطی رابطه مستقیم دارد. تحلیل پاسخ های سؤال باز نشان داد که زنان بیشتر به آلودگی غذاهای دریایی اشاره کرده اند، در حالی که مردان تمرکز بیشتری بر آلودگی ناشی از بطری های آب و لباس های مصنوعی داشته اند. این تفاوت های جنسیتی، ضرورت طراحی آموزش های هدفمند را برجسته می سازد. پژوهش بر اهمیت توسعه فرهنگی، وضع قوانین بازدارنده و اجرای کمپین های اطلاع رسانی عمومی برای کاهش مصرف پلاستیک و جایگزینی بسته بندی های پایدار تأکید دارد. یافته ها الگویی برای سیاست گذاری منطقه ای در مدیریت پایدار آلودگی میکروپلاستیکی در خلیج فارس ارائه می دهند.
۸۵۴۸.

بحران های نوظهور و مشارکت صنایع کارخانه ای ایران در زنجیره های ارزش جهانی: شواهد و دلالت های سیاستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۸
هدف اصلی مطالعه، تعیین جایگاه صنایع کارخانه ای ایران و شناسایی فرصت ها و محدودیت های موجود برای ارتقای مشارکت کشور در زنجیره های ارزش جهانی است. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد تحلیلی–توصیفی و استفاده از داده های تجاری ایران طی سال های ۱۳۷۴ تا ۱۴۰۰ برای برآورد شاخص مشارکت در زنجیره های ارزش جهانی است. نتایج حاکی است که تحریم های اقتصادی، بحران های مالی جهانی و تمرکز بر صادرات مواد خام، نقش مهمی در محدود کردن مشارکت ایران در زنجیره های ارزش جهانی داشته اند. با این حال، اتخاذ سیاست های توسعه محور، ت هدف اصلی مطالعه، تعیین جایگاه صنایع کارخانه ای ایران و شناسایی فرصت ها و محدودیت های موجود برای ارتقای مشارکت کشور در زنجیره های ارزش جهانی است. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد تحلیلی–توصیفی و استفاده از داده های تجاری ایران طی سال های ۱۳۷۴ تا ۱۴۰۰ برای برآورد شاخص مشارکت در زنجیره های ارزش جهانی است. نتایج حاکی است که تحریم های اقتصادی، بحران های مالی جهانی و تمرکز بر صادرات مواد خام، نقش مهمی در محدود کردن مشارکت ایران در زنجیره های ارزش جهانی داشته اند. با این حال، اتخاذ سیاست های توسعه محور، تنوع بخشی جغرافیایی به شرکای تجاری، بومی سازی فناوری، دیجیتالی سازی فرآیندها و ایجاد افزونگی در زنجیره های تأمین می تواند به بهبود تاب آوری و ارتقای جایگاه ایران در زنجیره های ارزش جهانی منجر شود. این یافته ها بر ضرورت بازنگری در راهبردهای صنعتی و تجاری کشور برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار تأکید دارند. نوع بخشی جغرافیایی به شرکای تجاری، بومی سازی فناوری، دیجیتالی سازی فرآیندها و ایجاد افزونگی در زنجیره های تأمین می تواند به بهبود تاب آوری و ارتقای جایگاه ایران در زنجیره های ارزش جهانی منجر شود. این یافته ها بر ضرورت بازنگری در راهبردهای صنعتی و تجاری کشور برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار تأکید دارند.
۸۵۴۹.

تحلیل رابطه قیمت جهانی با قیمت های داخلی و صادراتی خرمای ایران با رهیافت الگوی تصحیح خطای برداری (VECM)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۹
خرما به عنوان یکی از محصولات استراتژیک بخش کشاورزی ایران، سهم قابل توجهی در تجارت غیرنفتی کشور دارد. جایگاه آن در بازارهای جهانی طی سال های اخیر با نوسانات قیمتی و صادراتی همراه بوده است. بررسی این نوسانات و شناخت نحوه تاثیرگذاری قیمت های جهانی بر قیمت های داخلی و صادراتی می تواند نقش مهمی در تدوین سیاست های کارآمد برای توسعه پایدار صادرات ایفا کند. با این رویکرد هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل روابط میان قیمت جهانی خرما، قیمت صادراتی خرمای ایران و قیمت بازار داخلی با استفاده از الگوی تصحیح خطای برداری (VECM) است. برای دستیابی به این هدف، از داده های سری زمانی سالانه دوره 2003 تا 2022 برای تحلیل ارتباط قیمت جهانی و قیمت صادراتی خرمای ایران، و از داده های ماهانه سال های 1398 و 1399 برای بررسی رابطه بین قیمت صادراتی و قیمت داخلی استفاده شده است. تحلیل ها با بهره گیری از نرم افزارEViews انجام شده است. نتایج نشان می دهد که بین قیمت جهانی خرما و قیمت صادراتی ایران رابطه بلندمدت معناداری وجود ندارد. شرایط ویژه تجارت خارجی ایران در سال های اخیر و محدودیت های بین المللی می تواند دلیل تفاوت این نتایج با پژوهش های قبلی باشد. همچنین یافته ها نشان می دهد میان قیمت صادراتی و قیمت داخلی خرمای ایران نیز رابطه بلندمدت برقرار نیست؛ بدین معنا که تغییرات قیمت در بازار داخلی لزوماً بازتابی از تحولات قیمت در بازار صادراتی نیست. با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود برای ارتقای جایگاه ایران در بازارهای جهانی و افزایش قدرت رقابتی، سیاست هایی مانند اعطای تسهیلات مالی مناسب به تولیدکنندگان و صادرکنندگان، حذف پیمان سپاری ارزی و پرداخت یارانه کارگو (یارانه حمل ونقل هوایی) مورد توجه قرار گیرد تا هزینه های صادرات کاهش یافته و امکان توسعه پایدار صادرات فراهم شود.
۸۵۵۰.

سنجش تابع هزینه ترانسلوگ و اندازه گیری پارامتریک صرفه های مقیاس در صنایع منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
صرفه های مقیاس نقش مهمی در تبیین کارایی هزینه ای بنگاه ها و جهت گیری سیاست صنعتی ایفا می کند، با این حال شواهد تجربی منسجم درباره وضعیت و روند بلندمدت آن در صنایع ایران محدود است. این پژوهش با هدف سنجش صرفه های مقیاس در صنایع منتخب ایران با استفاده از تابع هزینه ترانسلوگ طی دوره 1401-1381 انجام شده است. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد پارامتریک و با بهره گیری از داده های پانلی 38 صنعت با کد ISIC چهاررقمی از مرکز آمار ایران است. برای برآورد مدل از روش رگرسیون به ظاهر نامرتبط (SUR) و برای تحلیل پایایی داده ها از آزمون های ریشه واحد و هم انباشتگی استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد متوسط صرفه های مقیاس در بخش صنعت روندی نزولی داشته است. این شاخص از 0083/0 در سال 1381 به اوج 029/0 در سال 1391 رسید، اما سپس کاهش یافته و در سال 1401 به 002/0 رسید. این کاهش بیانگر تضعیف تدریجی مزیت تولید در مقیاس بزرگ در صنایع کشور است. در بین صنایع مورد بررسی، ریخته گری فلزات غیرآهنی با 083/0 در سال 1391 بیشترین و صنایع غذایی کمترین میزان صرفه های مقیاس را دارا بوده اند. نتایج حاکی از آن است که کاهش صرفه های مقیاس می تواند پیامدهایی همچون افزایش هزینه های نهایی تولید و کاهش کارایی صنعتی داشته باشد و لزوم بازنگری در سیاست های مرتبط با مقیاس بنگاه، بهره برداری از ظرفیت تولید و بهبود ساختار صنعتی را برجسته می سازد.
۸۵۵۱.

ارزیابی تغییرات بهره وری و کارایی سبز صنایع ایران با رویکرد تحلیل پوششی داده ها مبتنی بر اندازه گیری اسلک و شاخص مالکوم کوئیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۶
این پژوهش با هدف ارزیابی تغییرات بهره وری و کارایی سبز صنایع ایران در دوره ۱۳۹۴–۱۳۹۸ انجام شد. از مدل تحلیل پوششی داده ها با رویکرد خروجی محور و فرض بازده متغیر به مقیاس مبتنی بر اندازه گیری اسلک استفاده شد. ورودی ها شامل تعداد کارکنان، ارزش مواد اولیه، تشکیل سرمایه ثابت و مصرف انرژی کل؛ خروجی مطلوب شامل ارزش افزوده صنعتی؛ و خروجی های نامطلوب شامل پسماند و فاضلاب بود. نتایج نشان داد میانگین کارایی سبز ۰.۶۸۳ (حدود اطمینان ۹۵٪: [۰.۶۵۲، ۰.۷۱۴]) بوده و اسلک انرژی (۴۱.۸٪) و پسماند (۳۳.۱٪) عوامل اصلی ناکارایی هستند. شاخص مالمکوئیست میانگین ۰.۹۵۸ را نشان داد که بیانگر کاهش سالانه ۴.۲ درصدی بهره وری سبز است؛ ۶۴.۳٪ از این کاهش ناشی از عقب ماندگی فنی (TC=۰.۹۷۳) و ۳۵.۷٪ از تغییر کارایی (EC=۰.۹۸۵) است. صنایع غذایی و نساجی بهترین و صنایع فلزات اساسی و کک و پالایش نفت بدترین عملکرد را داشتند. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود سیاست گذاران با اولویت کاهش اسلک انرژی و پسماند از طریق مشوق های مالی و ممیزی اجباری، و مقابله با عقب ماندگی فنی از طریق انتقال فناوری سبز به صنایع پرمصرف، کارایی و بهره وری سبز را ارتقا دهند.
۸۵۵۲.

Presenting a Model for Price Discount Strategy in Perishable Products: A Case Study of Fresh Tomatoes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۲
Agricultural products, are mostly perishable, and ensuring their quality through methods like cold storage or optimal conditions can present significant economic challenges for retailers and small-scale producers. In some cases, these products lose their quality and marketability within a span of less than 24 hours. The main challenge in adopting this strategy is determining the timing and amount of the price discount. To optimize price discounting, four functions need to be estimated: a) a time-dependent quality function, b) a price change function, c) a demand function that is a function of price and quality, and d) an objective function, which is considered here as the retailer's profit function. We employ dynamic pricing models that integrate factors such as quality degradation, inventory levels, and consumer behavior. The research data was collected from three fruit and vegetable stores in Gorgan city. The time period was three months, comprising all working days. Each seller was asked to report the price and quantity of sales on an hourly basis from the beginning to the end of the working day. In this way, about 1000 data were recorded from each store. Tomato was selected as case study due to their widespread consumption, continuous supply, and rapid perishability. The results show that price discounts can significantly enhance profitability while reducing the risk of unsold and wasted products. Specifically, the findings indicate that implementing price discounts every 3 to 4 hours yielded the highest profitability. The average discount is 35%, leading to an 82% increase in gross profit. In contrast, shorter discount intervals (every 1 to 2 hours) with an average discount of 18% improved gross profit by 73%. On the other hand, longer discount intervals (every five to seven hours) with an average discount of 46% resulted in a 66% increase in gross profit. Furthermore, this study further emphasizes how crucial consumer perception is to the effectiveness of dynamic pricing methods. The perception of lower product quality brought on by excessive discounting may have a detrimental effect on long-term store credit and customer trust. Perishable product waste can be reduced through the implementation of price reduction strategies. However, the results indicate that sellers’ profits increase in the absence of price reductions. Future research could enhance this framework by incorporating additional factors that influence product quality, such as temperature, humidity, and product variety; examining the effects of consumer price expectations on demand; extending the model to other perishable products, including meat and dairy; and leveraging advanced technologies, such as blockchain and artificial intelligence, to improve dynamic pricing and inventory management.
۸۵۵۳.

Formulating Adaptation Policy Strategies to Enhance Resilience under Climate Change (Case Study: Agriculture Zayandeh Rud Basin)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۸
Climate change, with its gradual and complex impacts, has increasingly inflicted damages on the agricultural sector of arid and semi-arid regions in Iran, including the Zayandeh-Rud Basin. This study aims to develop strategic adaptation policies to enhance agricultural resilience in response to climate change in this basin. The research is based on the Sendai Framework for Disaster Risk Reduction (SFDRR) and the resilience criteria established by the World Economic Forum (2013). A descriptive-analytical methodology was employed, combining documentary studies, field surveys, and the Delphi policy method to achieve expert consensus. Purposive sampling targeted faculties, agricultural experts of the Ministry of Agriculture, as well as producers and exporters of agricultural products with substantial expertise in Climate change issues, adaptation policies, and resilience. Data collection instruments consisted of four structured questionnaires designed to identify strengths and weaknesses, weight resilience criteria, prioritize policies, and select strategies, complemented by semi-structured interviews. Initially, to determine the strategic position of agriculture in the Zayandeh-Rud Basin, Internal Factor Evaluation (IFE), External Factor Evaluation (EFE), and Internal-External (IE) matrices were utilized. Subsequently, the Analytic Hierarchy Process (AHP) and the multi-criteria decision-making PROMETHEE method were employed to prioritize adaptation policies aimed at enhancing resilience to Climate Change. Suitable strategies were developed and extracted through SWOT analysis, and finally, the Quantitative Strategic Planning Matrix (QSPM) was used to evaluate the relative attractiveness and feasibility of each strategy, thereby selecting the implementable final policies. Findings indicated that agriculture in the Zayandeh-Rud Basin, with a final internal factor score of 2.04 and external factor score of 2.12, is in defensive position (survival mode) and exhibits low resilience due to water transfer and scarcity, land fragmentation and subsidence, and weaknesses in modern infrastructure. The most attractive adaptation policies identified under the defensive strategy include equitable water distribution (Total Attractiveness Score (TAS=1.46), development-oriented water resource planning (TAS=1.38), optimization of water. consumption and reduction of losses (TAS=1.35), control of groundwater levels (TAS=1.23), reform of regulations related to land fragmentation (TAS=1.18), and farmer participation in water resource management (TAS=1.16(. The proposed solutions emphasize strengthening integrated and basin-based water governance, implementing participatory strategic management models, investing in modern and soft technologies, gradually revising water-related laws and regulations, and expanding research and national strategy formulation. The results of this study provide actionable, stakeholder-inclusive recommendations for policymakers to enhance sustainability and resilience in vulnerable agricultural regions.
۸۵۵۴.

بهینه سازی الگوی کشت و اثر آن بر بهره وری آب و انرژی (مطالعه موردی: اراضی زراعی شهرستان دهلران، استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۳
 با توجه به محدود بودن منابع آب و انرژی در کشاورزی، در مطالعه حاضر با استفاده از مدل برنامه ریزی ریاضی چند هدفه، اثر تعیین الگوی کشت بهینه بر بهره وری آب و انرژی در شهرستان دهلران مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا اهداف حداکثرسازی سود و تولید و حداقل سازی مصرف آب و انرژی به صورت چند هدفه مورد بررسی قرار گرفت. داده های مورد نیاز از سازمان جهاد کشاورزی و شرکت آب منطقه ای استان ایلام مربوط به سال 1401-1400 جمع آوری شد. نتایج الگوی پیشنهادی افزایش متغیرهایی مانند سطح زیرکشت کل، تولید کل و سود ناخالص، به ترتیب به میزان 85/3، 48/8 و 70/4 را نسبت به حالت الگوی پایه نشان می دهند. اجرای الگوی کشت بهینه سبب بهبود بهره وری فیزیکی و اقتصادی آب و انرژی به میزان 09/22، 84/17، 16/10 و 33/6 و صرفه جویی 14/11 و 52/1 درصد در مصرف آب و انرژی شد. از نظر مصرف انرژی، نهاده کود شیمیایی با سهمی حدود 44/0 درصد بالاترین سهم از کل منابع انرژی به خود اختصاص داد. نتایج حاصل از اجرای سناریوهای کاهش موجودی آب نیز حاکی از آن است که کاهش 30 درصدی موجودی آب، تولید کل، سودناخالص کل، مصرف انرژی و آب را به ترتیب حدود 6/0، 5/1، 2 و 21 درصد کاهش می یابد. اما در مقابل بهره وری های آب و انرژی در سناریوهای مورد بررسی افزایش می یابد. لذا می توان گفت با اجرای الگوی کشت بهینه در منطقه دهلران ضمن کاهش مصرف آب و انرژی، به افزایش بهره وری نیز دست یافت.که، می تواند گام مهمی در زمینه پیشبرد اهداف منطقه باشد.
۸۵۵۵.

تحلیل وضعیت تغذیه در مناطق شهری ایران: نگاهی به سیری شکمی و سیری سلولی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۳
اگر چه در تعریف بانک جهانی از امنیت غذایی، این مفهوم به عنوان دسترسی همگانی به غذای کافی برای زندگی سالم و فعال تعریف شده است، اما معیارهایی که برای سنجش امنیت غذایی استفاده می شوند، به طور معمول به کیفیت تغذیه توجه کافی نداشته و میان سیری شکمی (احساس رفع گرسنگی) و سیری سلولی (تأمین نیازهای غذایی و فیزیولوژیکی بدن) تمایز قائل نمی شوند. با این رویکرد این پژوهش به بررسی وضعیت تغذیه از بعد سیری شکمی و سلولی در مناطق شهری ایران در سال 1401 پرداخته است. به منظور دستیابی به اهداف تحقیق، در آغاز با بهره گیری از ماتریس عملکرد تغذیه ای، الگوی محتوای غذایی (شامل ریزمغذی ها و درشت مغذی ها) خانوارها شناسایی شد. پس از آن، کیفیت امنیت غذایی خانوارها در مناطق شهری استان های مختلف با استفاده از شاخص میانگین نسبت کفایت مواد مغذی (MAR) ارزیابی شد. در نهایت نیز، عوامل مؤثر بر امنیت غذایی خانوارها در مناطق شهری ایران با تکیه بر مدل لاجیت ترتیبی شناسایی شدند. نتایج نشان داد که هرچند بیشتر ساکنان مناطق شهری کشور در دریافت برخی از مواد مغذی کلیدی مانند آهن و پروتئین مشکلی ندارند، اما کمبود قابل توجهی در کلسیم، ویتامین A و ویتامین C وجود دارد. همچنین، میزان دریافت ویتامین B1 و کربوهیدرات در برخی از موارد دو تا سه برابر کمترین نیاز روزانه است. بر مبنای شاخص میانگین نسبت کفایت مواد مغذی (MAR) نیز، همه مناطق شهری کشور با مشکل ناامنی غذایی روبرو هستند. از میان استان ها، مناطق شهری چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، کردستان، تهران و بوشهر در وضعیت بهتری از نظر امنیت غذایی قرار دارند، در حالی که آذربایجان غربی، کهکیلویه و بویراحمد، کرمان، گیلان و قزوین شرایط دشوارتری دارند. افزون بر این برمبنای یافته ها، عواملی نظیر سن سرپرست خانوار، سطح تحصیلات سرپرست خانوار، مساحت محل سکونت، دریافت یارانه، درآمد خانوار و تنوع غذایی به طور مثبت بر امنیت غذایی خانوارها در مناطق شهری ایران تأثیر می گذارند و افزایش در این متغیرها احتمال بهبود وضعیت امنیت غذایی را در خانوارهای شهری ایران افزایش می دهد. در مقابل، عواملی مانند شمار اعضای خانواده، جنسیت سرپرست، وضعیت مسکن و شرایط اشتغال سرپرست خانوار به طور منفی بر سطح امنیت غذایی خانوارها در مناطق شهری ایران تأثیر می گذارند. با توجه به نتایج، حمایت از اشتغال و کارآفرینی سرپرستان خانوار، افزایش سواد تغذیه ای از طریق آموزش و اجرای برنامه های جامع حمایت اجتماعی، و تخصیص یارانه های غذایی به خانواده های کم درآمد به ویژه در شرایط بحران اقتصادی می توانند در بهبود وضعیت امنیت غذایی خانواده ها در مناطق شهری تأثیر بسزایی داشته باشند.
۸۵۵۶.

طراحی چارچوب راهبردی برای ارتقای رقابت پذیری صادرات کشاورزی ایران: تحلیل عوامل ساختاری و محیطی در مسیر گذار به اقتصاد غیر نفتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۷
صادرات محصولات و فرآورده های کشاورزی از جمله ارکان اساسی توسعه اقتصادی ایران به شمار می رود و نقش مهمی در تأمین ارز، ایجاد اشتغال و رشد پایدار ایفا می کند. با این حال، این بخش با چالش های چندی مانند زیرساخت های ناکافی، نوسان های ارزی، موانع گمرکی، تحریم های اقتصادی و تغییرات اقلیمی رو به رو است. این پژوهش با بهره گیری از تحلیل راهبردی صادرات کشاورزی ایران، از طریق مدل SWOT (نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها)، به شناسایی عوامل کلیدی داخلی و خارجی و تدوین راهبردهای بهینه برای بهبود عملکرد صادراتی می پردازد. برای دستیابی به این هدف، داده ها از طریق مصاحبه با ۹۶ نفر از کارشناسان حوزه کشاورزی و صادرات با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی گردآوری شد. در تحلیل SWOT، تعداد ۲۸ عامل داخلی (۱۴ نقطه قوت و ۱۴ ضعف) و ۲۸ عامل خارجی (۱۴ فرصت و ۱۴ تهدید) شناسایی شد. یافته ها نشان می دهند که ایران دارای مزیت های رقابتی متعددی از جمله تنوع اقلیمی، منابع طبیعی غنی، نزدیکی به بازارهای منطقه ای و تولید محصولات استراتژیکی مانند زعفران و پسته است که می تواند زمینه ساز رشد صادرات باشد. در مقابل، چالش هایی مانند ضعف در زیرساخت های حمل ونقل، برندینگ ضعیف، محدودیت های مالی و نوسانات نرخ ارز، به طور قابل توجهی مانع گسترش صادرات هستند. با استفاده از ماتریس SWOT ، چهار دسته راهبرد صادراتی تدوین گردید. راهبردهای تهاجمی (SO) بر توسعه کشاورزی پایدار، گسترش محصولات ارگانیک، جذب سرمایه گذاری خارجی و بهره گیری از فناوری های نوین تمرکز دارند. راهبردهای رقابتی (ST) بر کاهش آثار تحریم ها و تغییرات اقلیمی، گسترش بازارهای منطقه ای و بهره برداری از دانش بومی کشاورزی تأکید می کنند. راهبردهای اصلاحی (WO) شامل بهبود زیرساخت های صادراتی، ارتقای کیفیت محصولات و توسعه بازاریابی دیجیتال هستند. در نهایت، راهبردهای تدافعی (WT) راهکارهایی برای مدیریت نوسانات ارزی، اصلاح سیاست های حمایتی و بهینه سازی مدیریت زنجیره تأمین پیشنهاد می دهند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که تدوین یک نقشه راه جامع صادرات بر پایه راهبردهای SWOT می تواند به ارتقای رقابت پذیری جهانی محصولات کشاورزی ایران منجر شود. توصیه می شود که سیاست گذاران و ذی نفعان این حوزه بر بهبود زیرساخت ها، اصلاح مقررات صادراتی، پیشرفت فناوری های نوین و تقویت همکاری های بین المللی تمرکز کنند تا بستر مناسبی برای رشد صادرات محصولات کشاورزی فراهم شود.
۸۵۵۷.

تأثیر افزایش قیمت گوشت بر الگوی مصرف خانوارها در ایران: تحلیل کشش ها و شبیه سازی سیاستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۹
در سال های اخیر، افزایش قیمت مواد غذایی به ویژه در گروه کالاهای پروتئینی موجب تغییرات قابل توجه در الگوی مصرف خانوارهای ایرانی شده است. گوشت، به عنوان یکی از اجزای اساسی سبد غذایی و منبع اصلی پروتئین حیوانی، سهمی قابل توجه از هزینه های خوراکی خانوار را تشکیل می دهد و نوسان های قیمت آن آثار گسترده بر رفاه و امنیت غذایی جامعه دارد. هدف پژوهش حاضر تحلیل آثار افزایش قیمت گوشت بر الگوی مصرف خانوارها در ایران و بررسی واکنش مصرف کنندگان در قالب کشش های قیمتی و درآمدی و متغیرهای جمعیت شناختی بود. داده های مورد استفاده از طرح «آمارگیری هزینه- درآمد خانوار» مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۳ استخراج شد و شامل اطلاعات بیش از ۳۷ هزار خانوار شهری و روستایی کشور بود. در مطالعه حاضر، برای برآورد تابع تقاضا، از مدل نظام تقاضای تقریباً ایده آل (AIDS) استفاده شد و تحلیل رفتار مصرفی خانوارها برای چهار گروه اصلی گوشت قرمز، گوشت طیور، فرآورده های گوشتی، و ماهی ها و آبزیان صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که کشش های قیمتی و درآمدی میان گروه های گوشتی تفاوت معنی دار دارند، به گونه ای که گوشت قرمز بیشترین کشش قیمتی و درآمدی را داشته و با افزایش قیمت، مصرف آن به طور قابل ملاحظه کاهش یافته است، در حالی که گوشت طیور کالایی نسبتاً ضروری با کشش قیمتی و درآمدی پایین تر است. همچنین، متغیرهای جمعیت شناختی نظیر بعد خانوار، سطح تحصیلات و منطقه جغرافیایی تأثیر معنی دار بر الگوی مصرف داشتند، به گونه ای که خانوارهای بزرگ تر و کم درآمد سهم بیشتری از مصرف خود را به گوشت های ارزان تر اختصاص داده اند. در بخش سناریوسازی، دو سناریوی افزایش ۲۵ و ۵۰ درصدی قیمت گوشت قرمز و گوشت طیور، به صورت مجزا و هم زمان، شبیه سازی شد و یافته های آن نشان داد که در سناریوی شدیدتر، کاهش مصرف کل پروتئین حیوانی در خانوارهای شهری محسوس بوده و ترکیب سبد غذایی به سمت اقلام کم هزینه تر تغییر یافته است. بر اساس یافته ها، افزایش قیمت گوشت بدون اتخاذ سیاست های جبرانی می تواند به کاهش مصرف پروتئین و تهدید امنیت غذایی، به ویژه در میان دهک های پایین درآمدی، منجر شود. بنابراین، توصیه می شود که سیاست گذاران ضمن اجرای تدریجی اصلاحات قیمتی، از ابزارهایی نظیر «کالابرگ الکترونیکی تغذیه ای»، «پرداخت نقدی هدفمند برای اقلام پروتئینی» و «توسعه تولید پروتئین های جایگزین ارزان تر» برای حفظ تعادل میان کارآیی اقتصادی و عدالت تغذیه ای استفاده کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان