هدف ما در این مطالعه، پژوهش در باره عوامل تعیینکننده در واردات ایران است. تأثیرظرفیت وارداتی را به عنوان متغیر جانشین برای سیاست واردات در نظر گرفتهایم و تأثیرمتغیرهای دیگری از قبیل قیمتهای نسبی، سطح درآمد و محصولات صنعتی برروی واردات رابررسی کردهایم. نتیجه مطالعه نشان میدهد در حالی که متغیرهای محصول ناخالص داخلی وتوان وارداتی، بیشترین تأثیر را بر واردات کشور داشته است، تأثیر قیمتهای نسبی، تقریبا ضعیفبوده است، و این یافتهها، فرضیه ما، مبنی براینکه توان وارداتی از طریق تأثیرگذاریبرسیاستهای وارداتی دولت برمحصولات صنعتی تأثیر منفی و بر واردات صنعتی تأثیر مثبتگذاشته است را تأیید مینماید.
در آغاز نوشته کویل توضیح میدهد که موضوع سرمایه گذاری خارجی در دو دهه گذشته تغییر اساسی کرده است: از نظر کمی حجم آن افزایش زیادی یافته است و از نظر کیفی، دیگر عواملی چون کارگر ارزان قیمت یا هزینه پایین تولید تعیین کننده به شمار نمیآیند. آنچه مهم است تلاش برای بدست گرفتن بازارهای محلی و منطقه ای است. کویل نتیجه میگیرد که علیرغم اینکه ایران از نظر معیار فوق الذکر در شرایط بسیار خوبی برای جلب سرمایه گذاری خارجی برخوردار است، اما به دلیل نداشتن استراتژی بلندمدت در جلب این سرمایه ها ناکام بوده است.