چنین گفته شده که تاریخ نگاری محلی ایران– به عنوان جزئی از تاریخ نگاری محلی در تمدن اسلامی– از سدة سوم هجری و به دنبال تغییرات گستردة سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی در نواحی مختلف ایران و با پیشگامی خراسان آغاز شد. اما عموم نویسندگانی که در این زمینه به اظهار نظر پرداخته اند، تک نگاری هایی را که اخباریان مکتب تاریخ نگاری عراق از نیمه سدة دوم هجری به بعد راجع به فتح شهرهای ایران نوشته اند، در کنار چند اثر نوشته شده در خراسان (که آنها نیز از چشم این نویسندگان دور مانده) و در حقیقت اولین تاریخ های محلی شهرها و نواحی ایران به شمار می آیند، نادیده گرفته اند. این مقاله به بررسی نقش اخباریان عراق در آغاز تاریخ نگاری محلی ایران می پردازد.
مشکلات مزمن مالی و افزایش کسری بودجه دولت قاجاریه موضوعی پنهان یا قابل انکار نبود، زیرا بار آن به شیوه های مختلف متوجه ملت می شد. برای حل این مشکل، مجلس شورای ملی قوانینی اصلاحی را وضع کرد که مالیات ارضی و لغو تیول را شامل می شد (صفر1325هـ ق./مارس1907م). پژوهشگران با تمرکز بر نحوه قانون گذاری و خود این قوانین، به گونه ای گذرا به مخالفت مسلحانه برخی از تیول داران با قانون اساسی به بهانه حمایت از سلطنت پرداخته اند. پژوهش حاضر به اجرای قوانین ذکر شده اختصاص دارد که وجه ناشناخته این اصلاحات است؛ بدین منظور با مطالعه اجرای این قوانین مجلس در مورد مازندران، می کوشد موانع اجرایی اصلاحات و دستاورد مجلس اول را ارزیابی کند.
این مقاله به بررسی نقش و تاثیر حزب دموکرات ایران در مشارکت سیاسی زنان، در فاصله سال های 1320-1332، می پردازد. نتیجه این پژوهش، که با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی سامان یافته است، این است که حزب دموکرات در مشارکت سیاسی زنان نقشی دوگانه و متضاد داشته است؛ از سویی گروهی از روشنفکران این حزب با مطالبات جنبش زنان همراه شدند و همین امر با به کارگیری امکانات وسیع این حزب در جهت بسترسازی های فرهنگی و اجتماعی برای مشارکت سیاسی توانست به ترویج فرهنگ فعالیت های حزبی زنان و از آنجا به ارتقاء مشارکت سیاسی زنان منجر شود و از سویی دیگر، حزب دموکرات، به عنوان یک حزب دولتی، با خنثی کردن نقش مبارزه جویانه زنان فعال در جنبش زنان و تحریک دشمنی گروه های متعصب مذهبی، حساسیت و بدبینی مردم را به مسائل زنان دو چندان نمود و از مشارکت سیاسی زنان کاست. نشان دادن این نقش دوگانه در سه قسمت به هم پیوسته مقاله آمده است: در قسمت اول، حقوق سیاسی زنان از دیدگاه حزب دموکرات بررسی شده است تا نشان دهد که اصولاًاین حزب مستند به مرام نامه، اساس نامه و آیین های حزبی چه دیدگاه سیاسی یا ایدئولوژیکی در قبال حقوق سیاسی زنان داشته است. قسمت دوم مقاله به بررسی نقش حمایت گرانه حزب دموکرات در جلب مشارکت زنان در امور سیاسی می پردازد. قسمت سوم مقاله نیز به نقش بازدارنده حزب در توسعه مشارکت سیاسی زنان پرداخته و بخش نتیجه گیری، چرایی این نقش دوگانه را با ارجاع به مسئله دولتی بودن حزب دموکرات تحلیل کرده است.
شیوه تاریخ نگاری یکی از موضوعاتی است که در دو سده ی اخیر مورد توجه قرارگرفته و دارای فروع ها و شاخ و برگ های بسیاری گشته است. تاریخ نگاری جدید و اصول آن یکی از پایه های تغییر در علوم انسانی و به تبع آن تحولاتی است که در مغرب زمین پدید آمده است. در این نوشتار تلاش شده تا با معرفی اجمالی تاریخ نگاری جدید در مقدمه و متن، نسبتِ ابوریحان بیرونی با این تاریخ نگاری سنجیده شود.
ابوریحان بیرونی، بیشتر به عنوان منجم، ریاضی دان، پزشک و به طورکلی عالم علوم تجربی شناخته شده است. در بُعد علوم انسانی نیز، بُعد مردم شناسی او با توجه به تحقیقاتش درباره ی هند، برجسته گردیده و از این رو کمتر از منظر مورخی صاحب سبک و پیشرو که فراتر از زمانه اش می زیسته مورد توجه قرار گرفته است.
محقق در پاسخ به این غفلت تاریخی با طرح فرضیه وجود اصول مدون و اندیشیده شده در نزد ابوریحان برای نگارش تاریخ درست و مطابق با واقع ،تلاش کرده است تا جایگاه ابوریحان در تاریخ نگاری به ویژه شباهت هایش با تاریخ نگاری جدید مورد توجه قرار گیرد و مقدمه ای برای شناخت بهتر او در این عرصه فراهم شود.
در تاریخ تمدن اسلامی، شهر مشهد یکی از شهرهای مقدس به حساب می آید که تاریخ خاص خود را داراست. بخشی از پایه های تاریخ نگاری این شهر مبتنی بر آثار معماری موجود در حرم رضوی است. یکی از مهم ترین این آثار معماری، کتیبه هایی است معروف به خشت های سلطان سنجری که منسوب به عصر سلطان سنجر سلجوقی است. مسئله ی این تحقیق آن است که مورخان تاریخ ایران دوره اسلامی در عصر صفوی و قاجاری، به خاطر گرایش های شیعی تلاش داشته اند پیشینه ی هویت شهری مشهد را در نسبتی مستقیم با احداث آثار مرتبط با حرم رضوی تعریف نمانید؛ اما به نظر می رسد همین امر منجر به انحراف آنها از واقع نگری در مورد دوره ی احداث کتیبه های سنجری شده است. به طوری که بر اساس شواهد گرد آوری شده در این مقاله و بر اساس روش تاریخ تحلیلی، بنای کتیبه های سنجری به دوره ی سلطان محمد خوارزمشاه تعلق دارد، و نه سلطان سنجر سلجوقی. این مقاله تلاشی در راستای بازنگری انتقادی در یکی از منابع اسنادی تاریخ نگاری حرم رضوی و شهر مشهد، به نام کتیبه های سنجری است. دستاورد این تحقیق آن بوده است که کتیبه های سنجری، بر خلاف آنچه که در متون تاریخ نگاری متأخر در عهد قاجاری آمده است در دوران سلطان محمد خوارزمشاه ساخته شده اند.
این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که گفتمان سیاسی حاکم در متن سیرالملوک در باب خلافت عباسی چیست و خواجه نظام الملک چه رابطه ای میان آن و سلطان سلجوقی برقرار می سازد؟ برای بررسی و تحقیق در این باره، حکایت هایی از سیرالملوک را که نقش خلافت عباسی در آن بارز است، به تجزیه و تحلیل کشیده می شود. یافته های این پژوهش مشخص می کند که خواجه نظام الملک میان خلافت عباسی و حکومت های مسلمان رابطه ای در نظر می گیرد که اساساً خارج از نظام معرفتی اهل تسنن نیست؛ اما بنا به دلایل مشخصی، همین نوع رفتار سیاسی را در مورد حکومت سلجوقی و خلافت عباسی به کار نمی بندد. از این رو، وی در مقام وزارت، طرح تحول در بنیان مشروعیت یابی سلطنت از دستگاه مشروعیت ساز خلافت در جهان تسنن را در کتاب خویش ارائه می دهد.
پیشینه و روند پیدایش مناسبات شهری در ایران طولانی و پیچیده است و از این رو، مباحث مربوط نیز با دشواری هابی روبرو است که از آن میان است چگونگی شکل گیری جامعه شهری به عنوان یکی از مباحث راهبردی در مطالعات تاریخ شهر در ایران.
پیشینه طولانی مناسبات شهرنشینی در تاریخ ایران و پیامدهای اقتصادی ـ اجتماعی این شکل از زندگی جمعی در تکامل جامعه ایران، نشان دهنده اهمیت پژوهش در ابعاد این موضوع است. مطالعه وجوه تشابه یا تمایز شهر و روستا یا پیوستگی های جامعه شهری با جامعه روستایی، یکی از زمینه های مهم در مطالعه تاریخ اجتماعی ایران است و دستاوردهای این مطالعه پرتوهایی تازه بر مباحث شهرشناسی و روستا شناسی تاریخی ایران می افکند. در پژوهش حاضر موضوع رونده ای غالب در ظهور و تکامل مناسبات شهری در تاریخ ایران، با نظر به این مسئله مورد بررسی قرار می گیرد که آیا این روند با عنوان نتیجه تکامل طبیعی مناسبات اجتماعی ایران تحقق می پذیرفت یا این که روند مزبور تحت تأثیر عوامل غیر یکسانی قرار داشته است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که بر خلاف نظریات رایج، پدیده شهرنشینی در ایران دارای منشاء متنوع بوده و از این رو عامل سیاسی بیش از یک متغیر تأثیرگذار، نباید در نظر گرفته شود.