درباره ی درستی و اصالت مفهوم «تاریخ شفاهی» یک مناقشه ی جدی وجود دارد، زیرا تاریخ شفاهی، در واقع، چیزی جز گردآوری داده های تاریخی حاصل از مصاحبه نیست، که در صورت تدوین، می تواند به تولید یک متن بینجامد، اما سئوال اصلی این است که آیا چنین متنی الزاماً یک متن تاریخ نگارانه است؟و آیا می توان از تاریخ نگاری شفاهی سخن گفت؟ این مقاله برای پاسخ گفتن به این پرسش ها می کوشد، از منظر روش شناسی، به بررسی روند تکاملی دانش تاریخ شفاهی در ایران بپردازد و از مقوله ها و مفاهیمی چون تاریخ شفاهی نقلی، تاریخ شفاهی ترکیبی، وقایع نگاری شفاهی و سرانجام تاریخ نگاری شفاهی سخن براند.نویسنده ضمن تمایز نهادن بین این مفاهیم، بر این باور است که تاریخ نگاری شفاهی در زمره ی آخرین حلقه های تکاملی این دانش است که هنوز، چندان که باید، تعیین تاریخی پیدا نکرده است.به همین دلیل، نویسنده می کوشد تاریخ نگاری شفاهی را از نظر موضوع، روش، شیوه های گردآوری و تحلیل داده ها بررسی کند، و در صورت لزوم، آن را با تاریخ نگاری مکتوب مقایسه کند تا مفهوم تاریخ نگاری شفاهی هر چه بیشتر تبیین گردد.
پژوهش حاضر نقش سیاسی، نظامی و اجتماعی زنان را در عصر تأویل مورد بررسی قرار می دهد. عصر تأویل پس از وفات پیامبر (ص) و انتصاب حضرت علی(ع) به امامت آغاز می شود و تا پایان غیبت صغرا ادامه داشته است. در این عصر حوادث و رویدادهای مهمّی چون بیعت زنان با ائمه معصوم(ع)، حمایت و دفاع و همچنین مخالفت عده ای از زنان با ولایت ائمه (ع) رخ داده که در این مقاله به حضور زنان در عرصه های فوق پرداخته می شود. با بررسی در متون اصلی تاریخی، شواهد و مدارک از بیعت زنان و حضور و فعالیت آنان در این رویدادها وعرصه ها ارائه شده است. این شواهد و مدارک تنها محدود به کارکرد سیاسی زنان نیست، بلکه این متون نشان می دهد که سیره ی امامان معصوم(ع) مشوّق و موافق حضور و فعالیت زنان در تمامی عرصه های اجتماعی بوده است. این حضور و فعالیت در عرصه هایی چون نظامی و جهاد تشویقی، فعالیت علمی و تبلیغی و فعالیت اقتصادی بوده که در متون دینی و تاریخی مورد اشاره قرار گرفته است. مقاله به شیوه ی توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای در صدد بررسی نقش زنان بعد از رحلت پیامبر(ص) تا پایان غیبت صغرا است.