هدف: هدف این پژوهش، بررسی خاصیت ضد قارچی و قدرت مهارکنندگی گیاه کَبیکَج در برابر مهم ترین قارچ های مخرب آثار کاغذی مانند گونه های آسپرژیلوس نایجر، آسپرژیلوس فومیگاتوس، آسپرژیلوس فلاووس، پنیسیلیوم، و کلادوسپوریوم است.
روش و رویکرد پژوهش: روش پژوهش، تجربی-آزمایشگاهی بوده و روش یافته اندوزی، مطالعات کتابخانه ای و آزمایشگاهی است. غلظت های مناسب بر مهار رشد قارچ ها، با روش ترکیب دو عصارة آبی و هیدروالکلی در محیط کشت سابورود دکستروز آگار تعیین شد. برای سنجش قدرت بازدارندگی عصاره ها بر روی کاغذ، نمونه های کاغذ فیلتر پیرسازی شده در سه گروه کنترل، آغشته شده به عصارة آبی و هیدرو الکلی، با سوسپانسیون های قارچی تلقیح شد و تأثیر عصاره ها بر روی ساختار کاغذ با آزمون های تعیین میزان اسیدیته، مقاومت کششی، رنگ سنجی، و آنالیز دستگاهیATR-FTIR مورد بررسی قرار گرفت.
یافته های پژوهش: با توجه به نتایج آزمایش ها، گیاه کَبیکَج قدرت مناسبی در کنترل رشد عوامل قارچی دارد. در نمونه های کاغذی آغشته به عصارة آبی در نسبت1:20، و در نمونه های کاغذی آغشته به عصارة هیدروالکلی تا نسبت1:180، عصارة گیاه به طور کامل مانع رشد هر پنج گونة قارچی شد. بیشترین حساسیت به عصاره ها در جنس پنیسیلیوم و کلادوسپوریوم مشاهده شد که درصد بازدارندگی عصارة هیدروالکلی با غلظت 1:200 در جنس پنیسیلیوم 57/99 درصد، و کلادوسپوریوم 78/99 درصد بود. پس از پیرسازی در نمونه های کاغذی تیمار شده با هر دو عصاره، میزان pH حدود4/0واحد کاهش یافت. براساس نتایج رنگ سنجی، با افزایش پارامتر(زرد-آبی) شدت زرد شدگی با کاهش پارامتر (روشنایی-تاریکی) تیرگی کاغذ بیشتر شد. پس از پیرسازی، در نمونه های تیمار شده با عصارة آبی، حدود 46/0واحد و عصارة هیدروالکلی حدود41/0 واحد، کاهش مقاومت کششی مشاهده شد. به طورکلی، عصارة هیدروالکلی، در مقایسه با عصارة آبی، قدرت بیشتری در مهار رشد قارچ و تأثیرات رنگی، و کاهش مقاومت کششی کمتری داشته است.
بی تردید پیروی از الگوی مکتوبات حکومتی، سنتی دیوانی محسوب می شود و به نظر می رسد به طور کلی در انتقال مکتوب به عنوان یک واحد نوشتاری دیوانی از یک مجموعه به مجموعه دیگر، تفاوت هائی به وجود می آید که عمدتاً تحت تاثیر شرایط و محیط فکری، زبانی، و سیاسی ... کاتب متاخر است و این مسئله، به لحاظ آگاهی های تاریخی و نیز دانش سندشناختی با اهمیت است. انتشار مجموعه اوزبکان و پژوهش در مورد موضوع اسناد و مکتوبات آن - که حکایت از تاثیرپذیری این اثر از مجموعه مکتوبات شرفنامه داشت - نویسنده را بر آن داشته است تا باتوجه به آنچه پیش از این گفته شد، به مقایسه و سنجش مکتوبات مشابهی از هر دو مجموعه که در دو دوره متفاوت به رشته تحریر درآمده اند، دست یازد. بدین منظور تلاش می شود به کمیت و کیفیت انتقال مکتوبات و تفاوت های احتمالی هر دو اثر پرداخته شود. برای مقایسه تفاوت های مکتوب اصلی (شرفنامه) با مکتوب اخذ شده (مجموعه اوزبکان) به چهار موضوع تصحیف، جابجائی کلمات، افتادگی و افزودگی، و تغییر پرداخته می شود. نتیجه گرفته می شود که مجموعه اوزبکان 1 مکتوب از شرفنامه نسخه برداری کرده است. نسخه برگردان رویمر برای چاپ شرفنامه (دست کم در این مکتوبات) در بیش تر موارد در مقایسه با مجموعه اوزبکان دارای برتری هائی است. افزون بر این، رونویسی مکتوب نه تنها تحت تاثیر لغزش های کاتب قرار داشته، بلکه محیط فرهنگی، اجتماعی، زبانی و غیره کاتب نیز در مکتوب جدید خود را نشان می دهد. افزودگی ها و عباراتی که در نسخه رویمر (نسخه اساس رویمر، نسخه کتابخانه استانبول است) وجود ندارد، باید مورد مطالعه مجدد و دقت بیش تر قرار گیرد. زیرا معلوم نیست که اضافه های موجود از کاتب جدید است یا افتادگی های نسخه رویمر.
انبیا در دعوت خود روشهای مختلفی را بکار گرفته اند که حکمت موعظه حسنه و جدال محورهای کلی آنست و در شرایط خاص می تواند از برخورد قهرآمیز بهره گرفته شود . در مقابل نیز ائمه کفر ، ملا ، مترف و عوام نادان به مقابله پرداخته و از شیوه هایی چون بی اعتنایی ، جنگ روانی ، تهمت ، جلوگیری از تبلیغ ، ششکنجه ، تبعید و قتل استفاده کرده اند .
در 7 اکتبر سال 2009 میلادی / 15 مهر 1388 ش. سجاده ای ابریشمین متعلق به دوره صفوی در حراج ساتبیز لندن معرفی و فروخته شد. این سجاده تا به امروز دومین قالیچه ی گرانقیمت جهان شناخته شده است که در این حراج بین المللی به فروش رسیده است. در کاتالوگ حراج با فرض برخی احتمالات، تاریخ این سجاده مقارن دوران حکمرانی شاه عباس اول ذکر شده است. اما بازخوانی متن سجاده و انطباق آن با مستندات تاریخی حقایق دیگری را در بر دارد. در این مقاله ضمن بررسی ویژگی های این سجاده و بازخوانی نشانه های نوشتاری و هنری آن، تاریخ، علت و پس زمینه سیاسی - اجتماعی بافتن آن معرفی می شود. حاصل این پژوهش، از بافتن این سجاده به سفارش میرزا مخدوم شریفی، وزیر شاه اسماعیل دوم برای پناهندگی او به عثمانی و منصوب شدن او به مقام قاضی القضاتی مکه حکایت می کند.