رشوه و اقسام آن یکی از پدیده های شوم اجتماعی است که در تاریخ ایران – به ویژه در دوره معاصر- همواره مطرح بوده است. نشانه ها و آثار این پدیده را تقریباً در بیشتر امور جامعه و سیاست های این دوره می توان مشاهده کرد. این مقاله در پی روشن کردن زمینه ها و شیوه دریافت و پرداخت رشوه و پیشکش، موضوعات و موارد رشوه دهی و رشوه گیری است. این نوشتار که به شیوه توصیفی – تحلیلی و بر پایه برخی از منابع دست اول همچون خاطرات سیاستمداران، گزارش سیاحان و مأموران خارجی و همچنین برخی از کتب تحقیقی تدوین شده است به بحث فساد بر محور رشوه و پیشکش می پردازد و نشان می دهد که موضوع رشوه و اقسام آن تقریباً از مهم ترین موضوعات فساد در تمامی ارکان جامعه است و نقش بسیار مهمی در روابط بین بیشتر دولت مردان و صاحب منصبان دارد. رشوه و پیشکش با توجه به مقتضیات زمان و ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دوره قاجار انواع و اسامی متعددی پیدا کرده است و حتی در بسیاری از موارد نیز شکل قانونی، عرفی و شرعی به خود گرفته تا جایی که به عنوان یکی از منابع مهم و تأثیرگذار مالی و مداخل عمومی کشوری شمرده می شود
بسیاری از افراد هستند که با وجود تحصیلات عالیه و مطالعه و پژوهش در رشته های گوناگون علمی، از مشروطیت تنها نامی شنیده اند و فرصت مطالعه در مورد آن را نیافته اند. اگر این رویداد بزرگ تاریخ معاصر ایران ابعاد گوناگونی نداشت که امروز و فردای ما نیز تحت تاثیر آن باشد، دغدغه چندانی نبود اما مشروطیت گویی رویدادی است که همه عناصر اعتلا و انحطاط ایران را به یکباره در خود جمع کرده و می تواند موجب عبرت و اعتبار همیشگی ما باشد. مقاله زیر مروری اجمالی بر تاریخ مشروطه به ویژه ریشه های شکل گیری آن است.
مشخص نبودن منابع دهقانان در سطح ملی و مشکلات سازماندهی آنان در روستاهای جدا و پراکندة ایران مانع از آن شد که دهقانان به عنوان یک طبقه در جریان انقلاب مشروطیت شرکت داشته باشند اما در عصر مشروطه، جنبشهای دهقانی چندی در برخی از مناطق کشور رخ داد. سرزمین گیلان یکی از مناطقی بود که دهقانان آن، بهطور جدی، تقریباً در سراسر منطقه، درگیر جنبش دهقانی بر علیه اربابان بودند. دهقانان در طی جنبش اقدامات متفاوتی جهت مبارزه با اربابان انجام دادند و از حمایت گروهها و احزاب سیاسی همچون اجتماعیون عامیون، انجمن عباسی و سوسیال دموکراتهای گیلان بهرهمند شدند . هدف مقاله بررسی مسئلة تحقیق، یعنی چگونگی اقدامات دهقانان در طی جنبش بر علیه اربابان، با توجه به حمایتهای احزاب سیاسی، براساس منابع تاریخی و برخی از روزنامههای عصر مشروطه به روش توصیفی تحلیلی است. دستاوردهای تحقیق نشان داد دهقانان طی مراحل مختلف جنبش، به اقداماتی نظیر نپرداختن بهرة مالکانه، زدوخورد و درگیری با مالکان و اخراج آنان ازروستاها، و تشکیل انجمنهای روستایی دست زدند. پس از دوسال درگیری دهقانان با مالکان، علیرغم پیروزیهای موقت دهقانان، بهدلیل عدم حمایت مجلس و انجمن ولایتی گیلان از دهقانان، جنبش دهقانی با شکست به پایان رسید و بار دیگر نظام ارباب رعیتی بر گیلان حکمفرما شد#,
اختلاف شخص مرحوم آخوند خراسانی با حاج شیخ فضلالله نوری، در جریان مشروطه، «عمدتاً» (و نه البته «تماماً) بر سر «تشخیص موضوع»، یعنی بر سر شناخت ماهیت حقیقی جناحها و مبدا و مآل واقعی جریانات مؤثر و دست اندرکار مشروطه بود، و لذا، وقتی که مرحوم آخوندخراسانی به فاصله یک سال و اندی از شهادت حاج شیخ فضلالله، به هویت فکری واعتقادی تقیزاده پیبرد (هر چند بسیار دیر بود) شدیداً و صریحاً به مخالفت با او برخاست و حکم به فساد مسلک سیاسی تقی زاده، و لزوم عزل و انفصال وی از وکالت مجلس داد و چندی بعد نیز - چنانکه معروف است - عزم خویش به آمدن به ایران جهت اصلاح امر مشروطه را اعلام فرمود و به تمهید مقدمات سفر پرداخت که... مع الاسف به نحوی مشکوک درگذشت و به گفته برخی از مطلعین، بهدست همان عواملی که طرفداری دروغین از ایشان را نقاب ستیز با امثال شیخ نوری در تهران و صاحب عروه در نجف کرده بودند، به شهادت رسید. و گرنه، چندان اختلاف اساسی و لاینحلی میان آخوند و شهید نوری وجود نداشت (نمیگوییم که هیچ اختلافی نبود) و مشروطه مدنظر خراسانی نیز نهایتاً همان مشروطه مشروعه، یعنی اجرای متمم قانون اساسی با قیود و اصلاحات «اسلامیِ» مندرج در آن، بود.
انقلاب مشروطه آغازگر تحولات نوین سیاسی- اجتماعی گسترده ای درتاریخ معاصر ایران به شمار می آید. در فرایند این انقلاب – همانند دیگر انقلاب های بزرگ جهان- روی دادهای گوناگون سیاسی- اجتماعی به وقوع پیوسته است که تحلیل و بررسی هر یک از آن ها نیاز به مطالعه و تامل بسیار دارد. ازجمله این روی دادها که باید به تلخی از آن یاد کرد ، واقعه پارک اتابک است (1328 ه.ق) . این روی داد ، که حدود سیزده ماه پس از فتح تهران و درپی قتل سید عبدالله بهبهانی وتحت عنوان خلع سلاح مجاهدان اتفاق افتاد ، سرانجام ، به کشته و مجروح شدن تنی چند از مجاهدان و تیر خوردن پای ستارخان وخلع سلاح بخشی ازمجاهدان انجامید. از آن جایی که بررسی این روی داد مهم نیاز به مطالعه عمیق درباره اوضاع سیاسی ایران پس ازفتح تهران دارد، مقاله حاضرمی کوشد ضمن بررسی اوضاع سیاسی ایران در ماه های نخست پس از فتح تهران ومعرفی جناح های گوناگون سیاسی ـ که از عوامل اصلی تضادها و تنش های دوره مورد نظر بوده اند ـ زمینه های پیدایش این روی داد را مورد ارزیابی قرار دهد
هرچند روحانیان شیعه، پس از ماجراهای تلخ انقلاب مشروطه در هالهای از سرخوردگی، افسوس و انزوا فرو رفتند، این به معنای کنارهگیری کامل آنها از عرصههای سیاسی و اجتماعی نبود، چنانکه اشخاصی چون سید حسن مدرس، آقا سید جمال و حاجآقا نورالله اصفهانی از همان زمان حضور رضاخان در منصب وزیر جنگ و سپس رئیس دولت، در برابر او ایستادگی کردند که در نتیجة این اقدام نهضتهای بزرگی با حضور علما و متدینان در سراسر کشور برپا شد.
مقابله با قرارداد 1919 وثوقالدوله، مقابله با جمهوری رضاخانی، مقاومت در برابر خلع قاجاریه و تأسیس سلسلة پهلوی و... برهههای مهمی بودند که سبب خیزش سیاسی روحانیان علیه مطامع استعمار گردید.
در این میان هیئت علمیة اصفهان به ریاست حاجآقا نورالله اصفهانی در بسیج علما و حمایت از روحانیان مبارز تهران، مانند مدرس و آقا سید جمال، سهم بسزایی داشتند که شرح آن در مقالة پیشرو آمده است.
اگرچه آیین زرتشتی زمانی دین اصلی ایرانیان به شمار می آید، بعد از اینکه اعراب بر ایران مسلط شده و دین و آیین جدید اسلام را وارد ایران کردند، آیین سابق به تدریج رو به زوال و افول گذاشت و همچنین انحلال خلافت اسلامی به دولت های کوچک تر و به دنبال آن یورش و استیلای مغول، باقی مانده جامعه زرتشتی را در ایران بار دیگر در معرض تهدید قرار داد؛ در نتیجه تعدادی از آنان به اجبار جلای وطن کرده، رهسپار هندوستان شدند. زرتشتیان بعد از ورود اسلام به ایران و گرایش بیشتر مردم این سرزمین به دیانت جدید، به یک اقلیت دینی تبدیل شدند.این روند کاهش جمعیت تعداد آنان از ابتدای حکومت صفویه به شدت محسوس و مشهود است، تا این که در اواخر قرن نوزدهم میلادی با حمایت پارسیان هند، که در آن برهه از تاریخ از یک موقعیت برجسته اجتماعی و اقتصادی برخوردار بودند و با تلاش فرستاده آنان به نام «مانکجی هاتریا» زرتشتیان ایران از خطر نابودی و انقراض رهایی یافتند.شایان ذکر است که نهضت مشروطیت ایران، که نهضتی عدالت خواهانه و خواستار نظام پارلمانی بود، زمینه ساز برای حضور اقلیت های دینی از جمله زرتشتیان در جامعه گردید.این اقلیت اجتماعی که در طول سالیان دراز متوسل چنین فرصتی بودند از این موقعیت در حد مطلوب بهره برده و از آن برای رهایی از شرایط نامساعد سیاسی اجتماعی که در آن حضور داشتند، استفاده کردند.برای اینکه طبق قانون اساسی مشروطیت و به موجب اصل هشتم متمم قانون اساسی، تمام مردم ایران بدون توجه به نژاد و مذهب در مقابل قانون یکسان نبودند و بدین علت زرتشتیان در نهادینه شدن نهضت مشروطیت و توسعه نهادهای اجتماعی برآمده از مشروطه از لحاظ جان و مال کوتاهی ننمودند و در نتیجه، این فعالیت های صادقانه دیدگاه جامعه مسلمانان را به اقلیت زرتشتیان دگرگون ساخت؛ به گونه ای که بعد از گذشت چندین قرن آن ها اندک اندک با مسلمانان اختلاط یافتند و به مرور بی اعتمادی بین مسلمانان و آنان به ویژه بعد از قتل فریدون زرتشتی که از سوی دشمنان مشروطه به قتل رسیده بود از بین رفت.
مسجد به عنوانِ یکی از مهمترین نهادهای دینی - فرهنگیِ ایران در دورة قاجار، علاوه برکارکردهای دینی، دارای کارکردهای متنوعِ آموزشی، تربیتی، رسانهای، قضایی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بود. آنچه در مقالة حاضر مورد بحث است، تعیین جایگاه و کارکردِ آموزشی مسجد در نظام آموزشی سنتی و نظام آموزشی جدید در دورة قاجار است. از آنجا که کارکردِ آموزشی مسجد متأثر از زمینهها و شرایط اجتماعیِ ایرانِ دورة قاجار بود، با بروز تغییرات اجتماعی و به ویژه تغییر نظام آموزشی که در نتیجه فرآیند اصلاحات در دورة قاجار به وجود آمد، باید انتظار داشت که آثار این تغییرات در کارکرد آموزشی مسجد هم که جایگاهی مهم در نظام آموزشی دورة قاجار داشت، انعکاس یابد. از اینرو در این پژوهش، این موضوع با تأکید بر این مسئله مورد پژوهش قرار میگیرد که با بروز تغییرات در نظام آموزشی سنتی در دورة قاجار، چه تغییراتی در کارکردهای آموزشی مسجد ایجاد شد؟. این مقاله به بررسی و تبیین دو کارکرد آموزشی مسجد، مسجد به عنوان فضای آموزشی و مسجد به عنوان پایگاه مؤسسانِ مدارس جدید در مقابل مخالفان مدارس جدید، پرداخته است.
موفقیت اروپاییان در امور تجاری و پیشرفت هایشان در صنعت که به برتری و تسلط آن ها بر اقتصاد، مالیه و تجارت دنیا منجر شد، برخی از تجار ایرانی را به فکر واداشت که با بهره گیری از شیوه های نوین تجاری، از شکل فردی بازار سنتی خارج شوند و به صورت گروهی و با ترکیب جدید سرمایه گذاری، از سرمایه های کوچک نیز بهره گیرند. آنان تأسیس شرکت ها با کمپانی های مالی و تجاری را به عنوان راه حلی در مقابل نفوذ و هجوم اقتصادی قدرت های خارجی برگزیدند و بدین ترتیب، شرکت ها و تجارتخانه های جمعی خارج از بازار می توانستند جایگزین حجره های کوچک و تنگ درون بازار شوند.
شرکت اسلامیه به ریاست محمدحسین تاجر کازرونی، از مهم ترین شرکت های تجاری اصفهان بود که شعبه هایی در شهرهای مختلف کشور داشت. گروه هایی از روشنفکران و علما در شهرهای مشهد، شیراز، بوشهر و ...، با فعالیت های شرکت همکاری می کردند. این شرکت حوزه ی فعالیت خود را به بیرون از مرزهای کشور، از جمله قفقاز و روسیه کشاند و اهداف خود را طی گزارش هایی در روزنامه ها منتشر کرد. با وجود همه ی این فعالیت ها، این شرکت و شرکت های مشابه آن از موفقیت چندانی برخوردار نبودند. در این مقاله با تکیه بر منابع منتشر شده، روزنامه ها و برخی اسناد، به دنبال پاسخ برای این پرسش ها هستیم که سرمایه داری ایرانی به دنبال چه واکنش های اقتصادی در مقابل سرمایه های بیگانه بود، برخورد آن ها با سرمایه گذاری های جدید چگونه بود و چه عواملی در راهکارهای جدید تجار مؤثر بودند؟
در این مقاله، نقش علیرضا خان عضدالملک در یک سال و اندى پس از فتح تهران بررسى مى شود. از آن جا که این شخصیت، از رجال قدیمى دربار قاجار به شمار مى رفت و از زمان ناصرالدین شاه داراى مناصب و مقامات متعدد بود، چرخش سیاسى و همکارى و نزدیک شدن وی به رهبران آزادیخواه نهضت مشروطه، جالب توجه است. این چرخش، باعث شد تا اغلب رهبران مشروطه خواه با هر نوع گرایش فکرى، وی را به یکى از مهمت رین مناصب آن دوران (نیابت سلطنت) انتخاب کنند. نتیجه گرفته می شود شخصیت معتدل و روحیه کدخدامنشانه او، نقش اساسی در اتفاقن ظر همه جناح های مشروطیت نسبت به وی داشته با اینکه درک کافی از موقعیت سیاسی داخلی و خارجی ایران نداشته است.