از دیدگاه سامانه ای، زن و شوهر زیر سامانه والدین را می سازند. کارکرد مطلوب خانواده در گرو کارآمدی این زیر سامانه است. رضایت زن و شوهر از پیوند دو سویه بین فردی آنان به رشد و شکوفایی آنان و نیز فرزندان شان کمکی شایان می کند. در این پژوهش، رضامندی از زنده گی زناشویی در سویه های گوناگون آن و کیفیت پیوند زناشویی در زنان شاغل و خانه دار مقایسه شده است.
نمونه آماری پژوهش در بر گیرنده 400 زن از شهر تهران بود که در پنج سال گذشته ازدواج کرده و از این میان، 200 نفر شاغل و 200 نفر خانه دار بودند. برای گردآوری داده ها، هم زمان پرسش نامه وضعیت زناشویی گلومبوک - راست و پرسش نامه رضامندی زناشویی انریچ به کار گرفته شد. داده های به دست آمده با روش های آمار توصیفی و آزمون t بررسی شد.
یافته ها نشان داد که در زنان شاغل رضامندی زناشویی در چندین سویه از زنان خانه دار بهتر و عوامل تهدید کننده ازدواج در آنان از زنان خانه دار کم تر است. این نشان می دهد که زنان شاغل مشکلات کم تری در زمینه تحریف آرمانی و مسایل شخصیتی شوهر خود دارند و پیوند آنان با همسرشان نیرومند تر است. هم چنین، زنان شاغل از پیوند جنسی شان راضی تر بودند. از این گذشته، در محیط خانه نقش های زن و شوهر به هم نزدیک تر شده و ساختار خانواده در حال دگرگونی به سوی مشارکت بیش تر بود. به هر رو، رضایت از وضع زندگی زناشویی در میان زنان بررسی شده پایین بود (شاغل 16.5 و خانه دار 23.5) که این نیازمند توجه و کمک بیش تر است.
فرآیند تولید در بخش کشاورزی و وابسته گی شدید این بخش به طبیعت و شرایط آب و هوایی و اثرپذیری آن از آفت ها و بیماری های نباتی، آن را متفاوت از دیگر زمینه های تولید و تجارت، و پر خطر و هم راه با خطر برای کشاورزان ساخته است. این، در حالی است که گروه بزرگی از کشاورزان ما، که سه کالای بنیادی و راهبردی کشاورزی (گندم، برنج، و جو) کشت می کنند، خرده پا هستند و از این رو، در برابر نشیب و فرازهای بازارهای داخلی و رقابت های خارجی آسیب پذیر اند. بخش کشاورزی برای رسیدن به اهداف توسعه باید بتواند از ظرفیت های نیروی انسانی خود - که نیمی از آن زنان اند - بهره کافی ببرد. در این میان، زنان روستایی، به ویژه آنان که سرپرست خانوار اند، بیش از دیگران در معرض خطر و از دیدگاه اقتصادی نیز معمولا شکننده تر اند. با نگرش به این که زنان، به ویژه در نوار شمالی ایران، بخشی عمده از کار کشاورزی را بر دوش دارند، نمی توان نقش و جایگاه آنان را در این بخش نادیده انگاشت.
در این پژوهش، عوامل موثر بر خطرپذیری و درک خطر در زنان شالی کار شهرستان رشت، در سال کشت 83-84 بررسی شده است. برای این کار، 182 نفر از زنان شالی کار، از 5 بخش این شهرستان به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی گزیده شدند و با آنان گفت و گو شد. یافته ها نشان داد که بیش تر زنان شالی کار در برابر خطر بی تفاوت بودند. هم چنین سن، پیشینه شالی کاری، و شمار اعضای خانوار، رابطه ای منفی و معنادار، و میزان سواد، سطح زیر کشت برنج، مقدار زمین ملکی شالی کار، و درآمد سالیانه از فروش برنج، رابطه ای مثبت و معنادار با خطرپذیری دارد. بررسی های مقایسه ای نیز تفاوتی معنادار در خطرپذیری شالی کاران با مالکیت های گوناگونی نشان داد.
سید محمد غروی در خلال سال های اخیر اضافه بر تدریس و تحقیق و تالیف و نظارت و مشاوره دادن به کارهای علمی، استاد راهنما یا مشاور و یا داور ده ها رساله کارشناسی ارشد و سطح 3 و 4 بوده. ضمن آنکه مقالاتی در مجله نور علم، حوزه و دانشگاه و معرفت و یا مصاحبه های علمی در مجلات حوزوی ارائه نموده است. و اکنون نیز در خلال کارهای علمی و تدریس مدیریت گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و موسسه امام خمینی را بعهده دارد.طی گفتگویی نظر ایشان را در مورد جایگاه خانواده در اسلام مورد بررسی قرار می دهیم.
حجاب قرآنی دارای ابعاد و شاخصهای پنجگانه است: حجاب نگاه، حجاب گفتار، حجاب رفتار، حجاب فیزیکی بدن و حجاب قلب. حال آنکه بنابر باور غلط، حجاب صرفا به پوشش فیزیکی بدن اطلاق میشود. هرگاه چهار بُعد اولیه در حداقل مورد نظر شریعت ناب و در حد یک هنجار اجتماعی رعایت شود، به حجاب نازل دست یافتهایم و هرگاه ابعاد پنجگانه به نحوی فراگیر و یکپارچه با مشخصات تمام و کمال قرآنیاش جامه عمل بپوشد، برترین نوع پوشیدگی رخ مینماید و جامعه به ارزشها و کرامتهای انسانیاش نزدیک شده است. «جلباب» حجاب برتر و «خمار» حجاب نازل است که متناسب با ریشههای تمدنی هر عرصه جغرافیایی در جهان اسلام به اشکالی زیبا و متنوع تجلّی کرده است. در مجال اندک این مقاله، ابتدا به ابعاد فراگیر حجاب قرآنی و سپس به اختصار از مدلهای جلباب قرآنی و حجاب نازل قرآنی در کشور ایران سخن راندهایم.
اشتغال زنان همپای عصر صنعتی مهمتر شد؛ زیرا زنان در نیل به استقلال مالی، هویّت شخصی، مشارکت اقتصادی و مانند آن به کار در خارج از خانه اهمیت بیشتری دادهاند. علاوه بر این، نیاز جوامع صنعتی و حتی کشورهای رو به رشد به کار زنان، آنان را به کار تشویق کرده است. از اینرو، طرح، وضع و اجرای قوانینی که نحوه استخدام، شرایط کار، میزان دستمزد و کیفیت مرخصی زنان را معیّن میکند به پدیدهای اجتنابناپذیر تبدیل شده است. مقاله حاضر میکوشد نگاه اسناد بینالمللی و جمهوری اسلامی به مسئله «اشتغال زنان» را ترسیم کند.