فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۴۱ تا ۶٬۱۶۰ مورد از کل ۱۱٬۸۸۱ مورد.
روحانیون دهه سی
منبع:
زمانه ۱۳۸۴ شماره ۳۸
حوزههای تخصصی:
به وجود آمدن انرژی سیاسی عظیمی که بتواند روحانیت ناراضی و پیوندگسیخته ایران عصر پهلوی را به یک نیروی موثر و یکپارچه تبدیل کند، راه کوتاه و آسانی نبود. با تبعید و به شهادت رسیدن مدرس در زمان حکومت رضاشاه، پرچم مبارزه عملا از دست روحانیت فروافتاد و هرچه می گذشت، کارها رو به بدی می نهاد. کشف حجاب، تعطیلی مجالس روضه، سرکوب و هتک حرمت حوزه های علمیه، همگی سایه ای از یاس و ترس بر جامعه حکمفرما کرده بودند. این وضع، بسیاری از بزرگان دیانت را وادار ساخت تا از طریق اقدام به اصلاحات درازمدت و نیز با مبادرت به فعالیتهای تبلیغی و اجتماعی، به رویارویی با مدرنیسم سکولار برخیزند. تقریبا برای همه محرز شده بود که روحانیت شیعه از مدعیات سیاسی دست برداشته و با سرگرم شدن به درس و وعظ و خطابه و رساله، به قول معروف کار قیصر را به قیصر سپرده است! اما دقیقا در اوج این فضای بهت انگیز و ساکن، صدایی بلند طنین انداخت که برای بسیاری قابل پیش بینی و درک نبود. روحانیت و مرجعیت شیعه به شکلی غیرمنتظره و باورنکردنی به مبارزه تمام عیار قیام کرده بود و حبس و تبعید و شهادت، چیزی از این تصمیم نمی کاست. اما باید دید که این سیاسی شدن مرجعیت و فراگیرشدن آن در نهضت امام خمینی(ره)، با چه زمینه ها و چه روشهایی صورت گرفت. بدون شک راههای طولانی، گامهای بلند و استواری می طلبند و ما در تاریخ معاصر ایران شاهد آن هستیم که این گامها توسط شاگردان و علاقمندان به امام خمینی(ره) و نهضت او، به درستی برداشته شدند. راه اندازی تبلیغات جهت دار سیاسی در حوزه ها، تشکیل جامعه تعلیمات اسلامی، انجام سفرهای تبلیغی توسط طلاب و مبلغین، جهت دارکردن مجالس و مناسبتهای دینی و تشکیل انجمنها و مجامع دینی، اقدامات حساب شده ای بودند که نوگرایان حوزوی برای تقویت جایگاه مرجعیت حضرت امام(ره) و بازگرداندن اقتدار سیاسی حوزه ها از طریق حمایت از امام(ره) صورت دادند. هرچند رژیم شاه به انحاء مختلف در امور داخلی حوزه ها دخالت می کرد تا از مرجعیت حضرت امام(ره) پس از فوت آیت الله العظمی بروجردی جلوگیری کند، اما نتیجه تمامی این کارهای رژیم معکوس بود. مقاله زیر شرح جامعی از فرایند احیای روح سیاست در مرجعیت دینی معاصر ارائه می دهد.
انقلاب دوم
منبع:
زمانه ۱۳۸۴ شماره ۳۸
حوزههای تخصصی:
میان عبارت اشغال سفارت امریکا و عبارت تسخیر لانه جاسوسی استکبار جهانی فاصله ای به بزرگی یک ایدئولوژی قرار دارد و بسته به این که شخص دارای چه ایدئولوژی و مکتبی باشد، تفاوت می کند. برای ما ایرانیان تسخیر لانه جاسوسی گامی بلند در جهت حراست از انقلاب اسلامی و استیفای حقوق پایمال شده مردم است و هرچه رسانه ها و سازمانهای جهانی سعی کنند آن را مورد مذمت قانونی و دیپلماتیک قرار دهند، مردم ایران از وقوع دومین انقلاب خود پشیمان نخواهند شد. تاریخ، شاهد است که تحت عنوان مصونیت دیپلماتیک، محموله های دیپلماتیک و آداب دیپلماسی، چه مظالم و فجایعی که بر سر ملل مظلوم مشرق زمین، به ویژه مسلمانان، نرفته است. اکنون باید جاسوسخانه بودن سفارت امریکا در تهران و به ویژه برنامه ریزیها و فعالیتهای براندازانه آنها علیه انقلاب و حکومت نوپای جمهوری اسلامی، به عرصه پژوهشهای مستند تاریخی رسیده و روشنفکران و اندیشمندان جهان از انگیزه های برحق ملت ایران در حمله به سفارتخانه امریکا مطلع شوند. با مطالعه این مقاله، با برخی از جنبه های این رویداد مهم تاریخی آشنا می گردید.
زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش
منبع:
یاد ۱۳۸۴ شماره ۷۵
حوزههای تخصصی:
مصاحبه آیت الله کروبی در باره عبایی خراسانی
منبع:
یاد ۱۳۸۴ شماره ۷۶
حوزههای تخصصی:
آیت الله عبایی در نگاه خاطرات خویش
منبع:
یاد ۱۳۸۴ شماره ۷۶
حوزههای تخصصی:
خاطرات آیت الله عبایی از درگیری مراجع و حوزه با دولت علم
منبع:
یاد ۱۳۸۴ شماره ۷۶
حوزههای تخصصی:
اخطار قانون اساسی
منبع:
یاد ۱۳۸۴ شماره ۷۶
حوزههای تخصصی:
روایت آیت الله عبایی به روایا اسناد ساواک
منبع:
یاد ۱۳۸۴ شماره ۷۶
حوزههای تخصصی:
نهضت جنگل سد استعمار و استبداد
منبع:
شاهد یاران ۱۳۸۴ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
نظریه پردازی مدرن و فلسفه انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی:
جبن ذاتی پهلویها
منبع:
زمانه ۱۳۸۴ شماره ۴۰
حوزههای تخصصی:
یکی از دشوارترین و درعین حال ضروری ترین کارها در حوزه پژوهشهای تاریخی روشن ساختن واقعیت مشهورات تاریخی است. در افکار عمومی و حتی در محافل علمی و فرهنگی، گاه مطالبی خلاف واقع چنان جایگیر می شوند که به سختی می توان درباره آنها چون وچرا روا داشت؛ به عبارتی همگان بر اثر تکرار، آن را به مثابه یک واقعیت تاریخی مسلم فرض می کنند. بازنگری دقیق و علمی این مشهورات تاریخی گاه نتایج بسیار متفاوتی را پیش روی ما می گذارد. شگفت انگیزتر آن است که بسیاری از شخصیتهایی که در عصر و دوران خودمان نیز زیسته اند، گاهاً با هاله ای از افسانه ها درآمیخته می شوند. ازاین میان حکایت شجاع بودن رضاخان و آنچه از شخصیت وی در اذهان جای افتاده، بسیار جالب است. مقاله حاضر سعی دارد با بازبینی اسناد و منابع، حقیقت مطلب را در این زمینه روشن سازد.
دوست کندی در ایران
منبع:
زمانه ۱۳۸۴ شماره ۴۰
حوزههای تخصصی:
علی امینی، اشراف زاده تحصیل کرده، خوش برخورد و نوه دختری مظفرالدین شاه قاجار، توانسته بود توجه بسیاری از سیاستمداران ایرانی و خارجی را به خود جلب کند و ازسوی دیگر تحمیل او از سوی امریکا برای تصدی نخست وزیری، نگرانیهای شاه را بیشتر می کرد. منسوب بودن به پادشاهی که فرمان مشروطیت را صادر کرده بود و حشر و نشر سیاسی و رایزنی او با مصدق، قوام و اعضای جبهه ملی، و نیز رفتارهای مذهب دوستانه اش که باعث ایجاد تعادل و نرمخویی در رفتارهای سیاسی او شده بود، امتیازات کمی نبودند و به همین خاطر در دیدگاه دولتهای غربی، به ویژه در میان سیاستمداران امریکا، امینی چهره مثبتی داشت. اما امینی خود نیز به خوبی می دانست که نباید موجبات نگرانی شاه را فراهم سازد و ازاین رو همواره سعی می کرد با ایما و اشاره، شاه را ملتفت سازد که محبوبیت روبه افزون او، در تعارض با اعتبار شاه و سلطنت پهلوی نیست. هرچند شاه در یک فرصت مقتضی، خطر علی امینی را از سر خود رفع کرد و با روی کارآمدن نیکسون، از شر دیکته های کندی راحت شد، اما هیچگاه نتوانست دلخوری ناشی از تحمیل امینی را فراموش کند و سالها بعد که سلطنتش محکم شده بود، این گله مندی خود از دولت کندی را آشکار ساخت. درواقع شاه معتقد بود کندی، با سیاستهایش به حکومت او ضربه وارد کرده است. مقاله حاضر شما را با علی امینی و دولت لیبرال او در دوران پهلوی آشنا می سازد.
غائله متحدالشکل کردن لباس
منبع:
زمانه ۱۳۸۴ شماره ۴۰
حوزههای تخصصی:
طرفداران رضاشاه، مساله متحدالشکل کردن لباس مردم را با آب وتاب تمام در مجلس و مطبوعات و محافل طرح می کردند و آن را «یکی از مبادی بزرگ اصلاحات» می دانستند، درحالی که رجال مستقل و آزادیخواه آن را مورد استهزا قرار می دادند و دولت و مجلس را به خاطر «صحبت کردن درباره کلاه و تنبان مردم» به انتقاد می گرفتند. بدون شک این طرح از سطحی بودن مبانی فکری و سیاسی سلطنت پهلوی حکایت داشت. آنها چیزی را به عنوان نشانه پیشرفت به مردم تحمیل می کردند که در هیچ کدام از کشورهای پیشرفته سابقه نداشت بلکه تنها به ابزاری برای تحکیم قدرت پهلوی و دستکاری در عرصه فرهنگی کشور تبدیل شده بود. ماجرای این قانون و عاقبت کار آن را در مقاله زیر ملاحظه خواهید فرمود.
سندی نویافته از «پنجاه وسه نفر»
منبع:
زمانه ۱۳۸۴ شماره ۳۸
حوزههای تخصصی:
یکی از جذاب ترین برخوردها در مطالعه یا نگارش تاریخ، به دست آمدن اسناد انتشارنیافته ای است که با پیداشدن آنها، گویی رونق تازه ای در کار و بار مورخان می افتد. البته اهمیت و گره گشابودن سند تازه یافته نیز شرط است. در مورد گروه پنجاه وسه نفره دکتر ارانی که توسط حکومت رضاشاه دستگیر و مجازات شدند، کتابهای زیادی نوشته شده اند اما گویا اسناد اداری مربوط به این موضوع، در نابسامانیهای جنگ جهانی دوم و اشغال تهران از میان رفتند و جای آنها در پژوهشهای تاریخ معاصر خالی ماند. آنچه در پی می آید یکی از اسناد اداری تازه یافته مربوط به گروه پنجاه وسه نفر است که توسط یکی از محققان تاریخ (حسین زرینی) که مدتی سرپرستی بایگانی راکد قوه قضائیه را برعهده داشته اند، در اختیار مجله قرار گرفته و به قول ایشان می تواند نشانگر آن باشد که محتملا بقیه اسناد مزبور نیز از میان نرفته و شاید بتوان آنها را در میان انبوه اسناد بایگانی راکد موجود در قوه قضائیه پیدا نمود. این سند مربوط به تقاضای دکتر مرتضی یزدی برای رسیدگی مجدد به محکومیت پنج سال زندان وی به اتهام عضویت در فرقه کمونیستی دکتر ارانی است. دکتر مرتضی یزدی این دادخواست را در زندان و درحالی که حدود دوسال از محکومیت خود را سپری کرده بود، نگاشته و در دی ماه1317 به دیوان عالی کشور فرستاده است.
وقفنامه گوهر آغا؛ دختر ابراهیم خلیل خان جوانشیر
حوزههای تخصصی: