دوره حاکمیت یابی مغولان و تشکیل حکومت ایلخانی در ایران یکی از ادوار مهم و
سرنوشت ساز تاریخ این کشور محسوب می شود. تهاجم مغول برای نواحی عمده ای از
ایران سرنوشت شومی را به ارمغان آورد و مناطقی آباد و پیشرفته را به ویرانی و تباهی
کشاند و حیات شهری ایران را دستخوش انحطاط کرد. پس از فرونشستن غبار حملات
مغول، نابسامانی های سیاسی ناشی از ساختار حکومت مغولی به کشمکش های نظامی و
ظهور نارضایتی های داخلی انجامید. عدم توجه حکام فاتح مغول به ساختارهای سیاسی و
اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی موجود جامعه بر دامن? ویرانی ها و انحطاط حیات شهری
ایران افزود. یکی از ساختارهای موجود در ایران نظام مالیاتی بود که در پی تهاجم مغول
دستخوش تغییر و بعضاَ بی توجهی قرار گرفت. نظام مالیاتی آنان ریشه در آداب و رسوم
کوچرویی داشت که در آن همگی مردم ملزم به پرداخت آن بودند. در مناطق متصرفی نیز
خود را حاکم بر تمامی عایدات مردم دانسته و به عناوین مختلف از آنان مالیات اخذ می
کردند. در این میان اخذ بی رویه و وضع مالیات های فوق العاده و صدور برات و مقاطعه
دادن ایالات، شیوه های نامناسب جمع آوری، ستم کاری و عملکرد خود سران? متصدیان و
تحصیل داران مالیاتی، هرچه بیشتر موجبات سقوط و زوال مناسبات شهری را فراهم می
کرد. این مقاله بر آن است تا با توصیف نظام مالیاتی مغولان، تأثیر آن را بر زوال مناسبات
شهری ایران، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد
وقتی دولت عراق، در مسیر فعالیتهای سیاسی امام خمینی، محدودیتهای شدیدی را اعمال کرد، ایشان تصمیم گرفت تا از مسیر کویت، عراق را ترک نماید، لکن دولت کویت به ایشان اجازه ورود نداد. امام از راه بصره به بغداد آمد و با یک هواپیمای عراقی به پاریس رفت و پس ازاندکی اقامت در این شهر به دهکدهای در 40 کیلومتری پاریس به نام نوفللوشاتو رفت و تا زمان بازگشت به ایران در آنجا رحل اقامت افکند و آن روستای دورافتاده را به کانون خبری جهان مبدل ساخت. در تمام این دوران، مرحوم حجتالاسلام والمسلمین اسماعیل فردوسیپور همراه ایشان بود و از نزدیک در جریان تمام وقایع آن روزهای پرشکوه قرار داشت. ایشان اندکی قبل از فوت، طی مصاحبهای مفصل، اهم حوادث آن دوران را بیان نمود که در این مجال اندک، گزیدهای از آن را تقدیم میداریم.
به دنبال درج مطلبی تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات مورخ 17 دی 1356 و توهین به رهبر و مرجع تقلید شیعیان حضرت امام خمینی، دروس حوزه علمیه در روز 18 دی ماه تعطیل شد (سند شماره یک) و طلاب و مردم به راهپیمایی پرداختند. صبح روز 19 دی ماه تظاهرات اوج گرفت و معترضان ضمن راهپیمایی، در منازل آیات عظام گرد آمده و به استماع سخنرانیهای تاییدآمیز آنان میپرداختند. (سند شماره 2)
در قیام جنگل، مهمترین نقش را مردم سلحشور گیلان برعهده داشتند که نور حقیقت را در سیمای طلبهای روشنضمیر (میرزا کوچکخان) دیدند و بهزودی با پیوستن و حمایت گسترده از انقلابیون، حاشیه امنیتی قوی و مطمئنی را برای آنان ایجاد کردند تا آنجا که شکست و نابودی نهضت جنگل برای استعمار خارجی و ایادی داخلی آن به رویایی دست نیافتنی بدل شد. تمامی سرداران و چهرههای برجسته جنگل از همان مردم عادی بودند که در کوران مبارزات انقلابی، گوهر وجودشان صیقل یافت و جلوهگر شد. در مقابل اما کسانی نیز در نهضت وارد شدند که حکم «نفوذی» را داشتند و تمام تلاش آنان مصروف ایجاد شکاف در صفوف به هم فشرده نهضت و به شکست کشاندن آن بود. اینان به مثابه بازوان استبداد داخلی و استعمار خارجی عمل میکردند. در این بخش به معرفی 5 تن از کسانی میپردازیم که در میان نهضت جنگل به ایفای نقش (مثبت و منفی) پرداختند.
قدمت روابط ایران و انگلستان به عصر مغولان باز میگردد ولی این پیشینه طولانی به جای آن که ایرانیان را با انگلستان صمیمیتر سازد، موجب بروز شکافی عمیق میان آنان با سیاستگزاران انگلیسی شده است که علت آن را نیز فقط و فقط باید در رفتار ناپسند دولتمردان لندن در برخورد با ملت با فرهنگ و تمدن ساز ایران جستجو کرد و بس. مقاله حاضر به واکاوی و بازخوانی پیشینه روابط ایران و انگلیس از عصر مغول به این سو میپردازد و خواننده را با عملکرد این امپراتوری بیشتر آشنا میسازد. بررسی تاریخچه روابط ایران و انگلیس به دلیل نقش سلطهجویانه انگلیس در 300 سال اخیر حائز اهمیت است. این دو کشور از قرنها پیش به طور متناوب به دلایل تجاری و سیاسی با یکدیگر در ارتباط بودند ولی اطلاع مکتوبی از کم و کیف ارتباط آنها در دست نیست. اولین اطلاعات مکتوب در مورد ارتباطات آنها به دوره مغولها بازمیگردد.
سلجوقیان کرمان به مدت 183 سال حکومت نیمه مستقلی در کرمان به وجود آوردند، اگرچه در این مدت تقریباً طولانی در امور داخلی خود مستقل عمل می کردند اما متاثر از تحولات قلمرو سلجوقیان بزرگ بودند. یکی از وجوه ناشناخته حاکمیت سلجوقیان کرمان پیوندی است، که ایشان میان دین و دولت به وجود آوردند الگوی آموزشی مدرسه که توسط خواجه نظام الملک پی ریزی شده بود، نیز جایگاه مهمی در سیاست مذهبی ایشان داشت؛ از این رو این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی بر پایه اسناد و منابع موجود به بررسی سیاست مذهبی در قلمرو سلجوقیان کرمان می پردازد.تغییرات سیاست مذهبی سلجوقیان کرمان، سیاست مذهبی قاورد، پیروی تورانشاه از الگوی نظام آموزشی مدرسه، بررسی عوامل و چگونگی نفوذ و گسترش کیش اسماعیلی در قلمرو کرمان و گرایش ایرانشاه به این آیین و بازگشت ارسلانشاه و ملک محمد به سیاست مذهبی دوران تورانشاه و گسترش نظام آموزشی مدرسه و چگونگی تعامل نهاد دین و دولت در دوران پایانی این سلسله محورهای اساسی بحث این مقاله به شمار می آیند.