از زمان آشنایی ایرانیان با غرب در دوره قاجار، آزادی بهعنوان مفهومی اعتباری به کار رفت که معنا و تعریفی خاص و متفاوت از گذشته داشت. در این معنا، روشنفکران دوره ی قاجار؛ بهخصوص عهد ناصرالدینشاه سهم بسزایی در وارد کردن این مفهوم و تطبیق دادن آن با فرهنگ جامعه ی اسلامی ایرانی داشتند. این پژوهش درصدد است تا با واکاوی مفهوم آزادی در آثار متفکران غربی، به مسیر انتقال این مفهوم به ایران، تعریف آن و چگونگی تلاش اندیشه گران ایرانی برای تطبیق این مفهوم با فرهنگ جامعه ی ایران بپردازد و نشان دهد که ظهور اندیشهها و مفاهیم نوآیین؛ از جمله مفهوم آزادی در دوره ی مشروطه، دارای پیشینهای قابل توجه در ایران و اسلام بوده و اندیشه گران ایرانی، با استفاده از ظرفیتها و داشته های فرهنگ خودی، سعی در ارائه تعریفی از آن مطابق با جامعه ی ایرانی داشتهاند. از این رو، آزادی مورد ادعای اندیشه گران غربی در فرهنگ ایرانی اسلامی پیشینه و مفهوم خاص خود را داشته و قابلیت عملی شدن اقسام مختلف آن چون آزادی بیان، عقیده و قلم را داراست. لذا ظهور آنها در دوره مشروطه آنی و بیمقدمه نبوده است.
بیتردید یکی از ثمرات حضور سید جمالالدین اسدآبادی در ایران و سایر کشورهای منطقه توجه به موضوع وحدت در میان مسلمین بود. این مصلح بزرگ دینی در این عرصه بسیار کوشا و پرتلاش بود اما در آن وقت اهداف وی به نتیجه مشخصی نرسید. این مساله بهانه گفت و گوی ما با سید هادی خسروشاهی در مورد چگونگی تکاپوی فرهنگی سید جمالالدین اسدآبادی و عوامل و موانع به نتیجه نرسیدن اهداف وی شد.
محوطه تاریخی سنگ بست واقع در 35 کیلومتری جنوب مشهد، شامل بقایای شهری ویران، محصور با دیواری دفاعی و خندقی پیرامون آن است. مجموعه ای از بناهای ویران خارج از حصار این شهر، پیرامون مقبره منسوب به ارسلان جاذب والی توس در زمان سلطان محمود غزنوی (421-389هـ .ق/1030- 998م) وجود دارد. در این مقاله سعی شده است برای نخستین بار به مقبره ارسلان جاذب به عنوان جزیی از یک مسجد شبستانی، درون مجموعه ای از بناهای عام المنفعه که ظاهراًَ توسط خود او بنیاد گردیده، نگریسته شود. همچنین کاربری بناهای موجود در بافت پیرامون مقبره و نحوه ارتباط آن ها با یکدیگر، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
طوایف قاجار تا زمان پایه گذاری پادشاهی (1209ق/1794م) برای چندین قرن در رویدادهای ایران تأثیرگذار بوده اند. هدف این نوشتار شناسایی دلایل استمرار سکونت ایل قاجار در استرآباد است که با روش «توصیفی – تحلیلی» انجام می گیرد. مسئله اصلی در این تحقیق: چرایی استقرار و استمرار سکونت ایل قاجار در استرآباد است و مدعای نویسنده این که برخلاف نظر برخی از نویسندگان، کوچ اجباری عامل اصلی سکونت ایل قاجار در این منطقه نبوده و برخلاف اقوام کوچانیده شده ای مانند گرجی ها، لزگی ها، کردها و لرها، شیوة برقراری مناسبات با اقوام مجاور، نقشی اساس در ماندگاری آنان در کرانه های رود گرگان داشته است. چنین فرض می شود که کوچانیدن قاجارها در زمان صفوی تنها عامل استمرار حضور این ایل نبوده و نتایج بررسی ها نشان می دهد که هوشمندی سران قاجار در تبدیل تهدید ترکمن ها به فرصت و نحوة ارتباط شان با همسایگان، عامل مهمی در استمرار حضور آنان در منطقه استرآباد بوده و ویژگی های زیست محیطی نیز امکان طراحی راهبرد سیاسی این ایل را در رسیدن به قدرت فراهم کرده است.
با توجه به اینکه دوره قاجار، مراسم مذهبی باشکوه برگزار می شده، برای بزرگداشت عزاداری امام حسین(ع)، تکیه ها رونق فراوانی یافتند، چنانکه هم اصناف و مردم عادی و هم شاهان قاجار سعی در برپایی تکایا داشتند.تعزیه و تعزیه خوانی، از جمله مراسمی بود که در تکیه برگزار می شد، ساختن تکیه چنان در دوره قاجار گسترش پیدا کرد که حتی صاحب منصبان و وزرا سعی می کردند در ساختن تکیه، نسبت به یکدیگر پیشی بگیرند. در یک تقسیم بندی کلی تکایا در دوره قاجار به تکیه ها ی اصناف و تکایای دولتی تقسیم می شد. در این تکیه ها محل خاصی برای شاه، همسران شاه، مردم عادی و همچنین پذیرایی از سفرای خارجی هم وجود داشت، البته گاهی ورود سفرای خارجی با محدودیت همراه بود.
برای انجام این پژوهش که از نوع پژوهش های تاریخی و به روش کتابخانه ای است، داده های تاریخی با استناد به منابع اصلی مانند خاطرات و روزنامه ها، گردآوری شده و چون در اغلب منابع توضیحاتی درباره تکیه دولت (گلستان) داده شده و کمتر به بحث در رابطه با تکیه های اصناف شده، در این پژوهش سعی شده به این مورد توجه شود.
نتایج این پژوهش نشان می دهد که دوره قاجار تکیه ها اهمیت زیادی پیدا می کنند و مراسم مذهبی در مقایسه با دوره قبل از قاجار باشکوه تر برگزار می شده، چنانکه تمام افراد جامعه، سعی در برگزاری و شرکت در این مراسم داشتند.
بلغارها گروهی از اقوام ترک بودند که در آسیای مرکزی می زیستند و در طول تاریخ و تمدن اسلامی در ثغور اسلامی و در سرزمین قپچاق گذران زندگی می کردند. این گروه از ترک ها ضمن تعاملات با مسلمانان هم جوار خود به دلیل نیازهای طبیعی و امور زندگی خود به کناره های شمالی دریای خزر و سپس به سواحل رود خانة ولگا مهاجرت و سرانجام در اروپای شرقی سکونت دائم پیدا کردند و امروزه به عنوان کشور بلغارستان شناخته می شود. این مقاله بر آن است، فرآیند این فراز و فرودهای آنان و علل مهاجرت به نواحی خوش آب و هوای آسیای مرکزی و در کنار روس ها و تعامل با آنان و یا با مسلمانان و خلفای اسلامی و مغول ها و حاکمان ترک اسلامی در منابع جغرافیایی مسلمانان و مورخان اسلامی را بیان کند.