صحیح مسلم، دومین کتاب حدیثی معتبر اهل سنت، نگاه نقادانه دارای احادیثی است که با میزان های مختلف دینی از جمله قرآن، روایات، عقل و حتی با تاریخ در تعارض است. بررسی دقیق این کتاب نشان می دهد که صحیح ترین کتب اهل سنت نیز از گزند احادیث جعلی یا ضعیف مصون نمانده است. در این مقاله روایاتی از «کتاب الایمان» صحیح مسلم با موضوعات «شرک ابوطالب-علیه السلام-در هنگام وفات»، «مشرک بودن پدر پیامبر اسلام-صلی الله علیه و آله- »، «شکافتن سینه پیامبر-صلی الله علیه و آله- به منظور خروج پلیدی از وجود ایشان» و «رؤیت خداوند در روز قیامت توسط مردم» به بوته نقد کشیده خواهد شد. با عرضه این دسته روایات به معیارهایی چون قرآن، روایات دیگر، عقل و تاریخ روشن می گردد که در پذیرش این روایات باید تردید کرد و در ورای آن در صحیح بودن تمام روایات صحیح مسلم. این تحقیق به روش تحلیلی توصیفی و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای صورت گرفته است.
عبودیّت گوهر اساسی دین است و همه معارف و احکام دینی برای تحقّق عبودیت خدای سبحان است و غایت خلقت نیز چیزی جز عبودیت نیست . از طرف دیگر قوام وجود آدمی به عقل اوست و مخاطب خداوند و عامل اجرای اوامر و نواهی عقل است ، بنابراین تحقّق عبودیت جز با واسطه عقل امکان ندارد . اما همانگونه که علم و ادراک در عالم هستی دارای درجات و مراتب است عبادت نیز دارای درجات و مراتب است . عبودیت تکوینی یا عبادت بالاضطرار همه عالم موجودات را شامل می شود و عبادت بالاختیار مختص موجودات خودآگاه است و مراتب ادراک با مراتب عبودیت تلازم دارد . و همانگونه که مرتبه ای ازعبودیت فعلیت دارد و باید مراتب دیگری از آن را به فعلیت رساند مرتبه ای از عقلانیت نیز در آدمی بالفعل است و باید مراتب کاملتر آن را کسب کرد.
بر اساس تعریف رایج، دانش فقه، عهده دار بیان احکام و استنباط آنها با دلیل های معتبر است؛ اما تجربه عملی جوامع اسلامی ثابت کرده است اکتفا به بیان احکام و واگذاری چگونگی اجرا به غیرفقیه می تواند احکام شرعی را درعمل به بن بست و تعطیلی بکشاند یا در مسیری متضاد با هدف احکام به اجرا درآورد و به وهن اسلام و تحریف محتوایی آن بینجامد. این تحقیق در پی اثبات ضرورت توسعه موضوع دانش فقه به روش احکام و بررسی پیامدهای اکتفا به بیان احکام و واگذاری شیوه های اجرا به غیرفقهیان است و پیشنهاد می کند بررسی شیوه های اجرای احکام و نقد و بررسی و میزان تطبیق آنها با موازین شرعی و هدف شریعت نیز در شمار مباحث فقهی باشد یا به عنوان شاخه ای نوین از دانش فقه و در کنار آن به ایفای این مهم بپردازد. این تحقیق ضمن بررسی ضرورت ورود فقه به مبحث روش شناسی اجرای احکام، واردنشدن فقها به این مقوله را علت یابی و پیامد های منفی ورود به این حوزه را مطرح می کند و در انتها برای اثبات اینکه ابزار های علم فقه قابلیت ارزیابی روش احکام را دارند با استفاده از موازین فقهی معیارهایی را برای ارزیابی روش های اجرای احکام استنباط و به جامعه علمی پیشنهاد می کند: 1. امکان پذیر بودن؛ 2. موافقت با موازین شرعی و قواعد فقهی؛ 3. همسویی با هدف احکام.
قرآن کریم به عنوان بزرگترین معجزه ی مکتوب، از جنبه های مختلف قابل بررسی است و می توان با استفاده از دانش معناشناسی به بررسی برخی جنبه های آن پرداخت. دانش معناشناسی بیش از نیم قرن است که مانند دیگر شاخه های زبان شناسی دنیا مورد توجه است و دانشمندان زیادی با فرهنگ ها و گرایش های مختلف به مسأله ی معنا می پردازند. معناشناسی دارای شاخه هایی است که شاخه ی معناشناسی واژگانی، مبنای کار این تحقیق است که از رهگذر آن می توان به تحلیل معنای واژه ها و جمله های یک متن پرداخت و جایگاه دقیق کلمه ها و ترکیب های آن را با توجه به نظام معنایی که در آن قرار دارد، به دست آورد. آنچه که در این نوشتار به آن پرداخته شده است تحلیل معناشناختی واژه و مفهوم «نبأ« در قرآن، و در مرحله ی بعد شبکه ی معنایی این واژه و ارتباط آن با شبکه های معنایی دیگر می باشد.
تبلیغات تجاری را باید عنصری اساسی در سرنوشت کشورها دانست که هم در حوزه داخلی و هم در حوزه بین المللی ایفای نقش می کند . گاه تبلیغات خلاف واقع هستند و اوصافی را در بر می گیرند که در کالا یا خدمات ارائه شده وجود ندارد. اینگونه تبلیغات از ابعاد متفاوت قابل بررسی هستند. از این ابعاد، آثار حقوقی و اخلاقی اینگونه تبلیغات بر حقوق اشخاص، جامعه و مخاطبین است. چنانچه تبلیغی حاوی مطالب خلاف واقع باشد، علاوه بر این که در رابطه قراردادی بعنوان تخلف از قرارداد و در حوزه مسؤولیت مدنی قابل طرح می باشد، آثار آن در حوزه اخلاق نیز قابل طرح است. سؤال اصلی این تحقیق این است که تبلیغات بازرگانی خلاف واقع از جهت حقوقی چه مسئولیتی برای اشخاص به دنبال دارد و چه اثری بر قرارداد بین طرفین خواهد گذاشت و از نظر اخلاقی چه آثار سوئی بر مخاطبان و جامعه خواهد داشت؟
هرچند دین پژوهی عنوانی جدید در حوزه مطالعات دینی است، اما می توان مسایل آن را از دیدگاه سنتی مورد بررسی قرار داد. در این پژوهش مسایلی درباره دین با رویکرد دین پژوهانه غزالی مورد بررسی قرار گرفته است. غزالی هرچند با پیش فرض هایی درباره دین رویکردی سنتی به دین داشت، اما به هرحال درصدد بازسازی و احیای دین در روزگار خود بود. در منظرغزالی، دین هم به ساحت نظر و هم به ساحت عمل دیندار توجه می کند. دین تنها، مناسک ظاهری و بیرونی نیست، بلکه مجالی برای تزکیه آدمی به شمار می رود. گوهر دین در علوم مکاشفه است، اما راه رسیدن آن از مسیر علوم معامله می گذرد. هرچند سعادت اخروی غایت قلمروی دین شمرده می شود، اما این سعادت در گروی سعادت دنیوی به دست می آید. در این اندیشه، خداوند منشاء و خاستگاه نهایی دین است و رهبران دینی مرجعیت دارند
عزیزا لدین نسفی از عارفان پرکار قرن هفتم هجری است که در آثارش توجه بسیاری به تعلیم، تربیت و آموزش داشته؛ از این جهت میان انواع ادبی، «نوع تعلیمی» را می توان به تأ لیفاتش اطلاق کرد. تعلیم و تربیت موفق همواره از دغدغه های اساسی جوامع و افراد بوده است. نسفی نیز همچون معلم و مصلحی که در قبال افراد و جامعه احساس مسئولیت می کند به امر خطیر آموزش و تعلیم می پردازد و این وجهی است که در آثار نسفی فراموش گردیده است. آثار او هم متضمن قصد و نیت تعلیم و هم مبتنی بر روش تعلیمی زمان خودش است. در این پژوهش این مسئله با در نظر گرفتن اینکه تعلیم تصوف معطوف به دو رویکرد نظری و عملی است بررسی می شود. موضوعاتی که به وجهه تعلیمی آثار نسفی مربوط می شود عبارت است از: «نسفی و تعلیم علم»، «نسفی و تعلیم عمل» و بالاخره «روش تعلیم نسفی». تعلیم علم مربوط به آموزش تصوف نظری و تعلیم عمل مربوط به آموزش سیر و سلوک عرفانی است. روش تعلیم نسفی مبتنی بر نظام های تعلیمی قرن هفتم و هشتم در سرزمین های اسلامی است.
یقف هذا البحث عند مصطلح کثُر استخدامه فی نحونا العربیّ تحت عنوان "" أُمّ الباب ""، محاولاً تحدیده، مع بیان المفاهیم الّتی استُخْدِمَتْ للتّعبیر عنه، أو الّتی تنوّعت للوصول إلیه. وذلک من خلال تتبّع قسم کبیر من علماء النّحو والاطّلاع على مؤلّفاتهم. ثمّ یبحث فی توظیف هذا المفهوم فی التّراث عبر ثلاثه عناوین فرعیّه هی: الأدوات غیر العامله الّتی قام النّحاه بإعراب قسم کبیر منها بناء على المعنى الّذی تؤدّیه، فقدّموا براهین وحججاً لتسویغ أصالتها. والأدوات العامله الّتی یختلف فی بعضها الإعراب عن المعنى الدّلالیّ أو السّیاقیّ الّذی ترد فیه، وقد یتّفق فی بعضها الآخر الإعراب مع المعنى؛ کما أنّهم رَأَوا فی هذه الأدوات خصوصیّات تنفرد بها کلّ أداه عن الأخرى فی أثناء الاستدلال على الأصاله الّتی یتحدّثون عنها. والأبواب النّحویّه لبعض الأفعال الّتی بیّن البحث فیها المعطیات الّتی اعْتُمِدَتْ، والمبرّرات الّتی سوّغت هذه التّسمیه تصریحاً أو تلمیحاً. وهی مبرّرات تعود إلى الشّکل أحیاناً، وتعتمد على المضمون أحیاناً أخرى، وقد تأخذ بکلیهما معاً.
حق برخورداری ازتامین اجتماعی به عنوان یک حق اساسی وبنیادین به منظور تامین منافع اشخاص درزندگی فردی واجتماعی مورد شناسایی واقع شده است درمقابل دولتها ،نیز وظیفه اجرای تحقق این حق رابه عهده دارند . نظام تامین اجتماعی جمهوری اسلامی ایران بر اساس قانون ساختارنظام جامع رفاه وتامین اجتماعی در سه حوزه بیمه ای ،حمایتی وامدادی درحال اجراست. در بخش بیمه ای ودرقالب نظام مشارکتی باپرداخت حق بیمه سهم کارفرمایان،کارگران و دولت در راستای اجرای اصل 29قانون اساسی سازمان تامین اجتماعی نقش اساسی دارد . قانون معافیت پرداخت حق بیمه سهم کارفرما به میزان 5نفر درسال 1362 ازمواردی است که به منظور حمایت ازکارگاههای تولیدی ،فنی وصنعتی به تصویب رسیده ودرحال اجراست.امابه لحاظ بار مالی ودلایل مختلف ازتعداد کارگاههای مشمول کاسته می شود. نوع نگاه قانون اساسی ،قوانین عادی وقانون ساختار متفاوت از کاهش معافیتها وحذف می باشد .در این نوشتارهدف ؛ تکلیف دولت در راستای رفع تبعیض و رعایت اصل برابری و مولفه اخلاق دریکسان سازی نرخ حق بیمه تمام کارگاههای صنفی می باشد
این جستار به دنبال آن است تا یک روایت پیوسته از شخصیت عبیده بن عمرو سلمانی و مواضع او در نبرد صفین ارائه نماید. تاکنون پژوهش مستقلی در این زمینه صورت نگرفته و گزارش های موجود پراکنده و دارای تعارض است. پژوهش کتابخانه ای حاضر به روش مطالعه تاریخی و توصیفی، اسنادی تنظیم شده و گونه های منابع فریقین مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج حاصل گویای آن است که دلیل تعارض اخبار، تصحیف و بی توجهی نویسندگان نسبت به نظام اجتماعی و قومی عرب و برخی جانب داری ها بوده است. آنچه روشن است این که آراء و اندیشه عبیده و مواضع او در نبرد صفین تحت تأثیر برخی از صحابه و شرایط حاکم بر عراق است. ترجیح عبیده برای جهاد با کفار و جدایی او از امام علی(ع)، در تفرقه سپاه عراق و فرجام نبرد اثر گذاشت و با قراین موجود نمی توان او را از رجال شیعه به شمار آورد.