نوح علیه السلام در اسلام به عنوان یکی از پیامبران اولوالعزم و در یهودیت و مسیحیت به عنوان یکی از چهره های مهم تورات از برجسته ترین افراد به شمار می رود. داستان توفان و سیل جهانگیر نه تنها در میان مردم سامی، بلکه در میان مردم سایر نقاط جهان نیز با تفاوت هایی نقل شده است. این مقاله به بررسی تطبیقی در مورد یکی از عناصر اصلی این داستان یعنی کشتی نوح می پردازد، و گزارش های متون مقدس دو دین اسلام و یهودیت را در مورد این کشتی از جهات مختلفی مقایسه می کند. مسائل گوناگونی مانند وحی به نوح در مورد ساختن کشتی، کاشتن درخت برای تأمین چوب آن، ساختمان آن، مدت زمان ساختن آن، مسخره شدن نوح در موقع ساختن آن و نگرش تمثیلی به آن در این مقاله مورد بحث قرار می گیرند.
((عقل)) و ((عقلانیت)) دو مبحث مبنایى در اندیشه هاى سیاسى فقهى و کلامى شیعه است که با تفسیر و تعبیرى که از آنها به عمل مىآید, زمینه ساز یا باز دارنده ((آزادى)) است. در مکتب شیعه, فقیهان اصول گرا با طرح این دو مبحث در عین حال که از اخبارىها فاصله گرفته اند, با نگرش خاصى به تبیین مبحث ((عقل)) پرداخته اند که به تصلب افتاده اند. در مقابل, عموم فقیهان و بالاخص امام خمینى با پرداختن به عناصرى مانند ((عرف)), ((سیره عقلا)), ((سیره متشرعه)), ((مصلحت)) و ((اصل اباحه)) به عنوان منابع درجه دوم شریعت و ابزار مجتهد براى بازتفسیر سیال و پویاى شریعت منقول (قرآن و روایات معصومان), گفتمانى را باز سازى کرده اند که فضاى فکرى مناسبى براى تحقق آزادى سیاسى ایجاد مى کند. مقاله حاضر با طرح این امور از دیدگاه امام خمینى کوشیده ارتباط آنها را با آزادى سیاسى توضیح دهد.
همیلتن گیب (Hamilton Gibb) در کتاب اسلام: بررسى تاریخى1 آورده: «تقریباً تعداد نظریاتى که درباره [حضرت] محمّد(صلى الله علیه وآله) به وجود آمده است با عده نویسندگان زندگى نامه او برابرى مى کند. فى المثل، زمانى مخالفان اسلام وى را مردى مصروع، زمانى یک سوسیالیست شورشگر2 و گاهى یک فرد مورمون (mormon = پایه گذار یکى از فرقه هاى مهم مسیحیت) توصیف کرده اند. به طور کلى، همه این آراء ذهنى افراطى را قاطبه محققان رد مى کنند. با این همه، تقریباً محال است که از نفوذ پاره اى از عوامل ذهنى و نفسانى در هر نوشته اى که موضوع آن شرح حال و اعمال پیغمبر باشد خوددارى کرد.» آیا آنچه گیپ درباره گفتار نویسندگان غربى درباره پیامبر اعظم(صلى الله علیه وآله) گفته صادق است؟ مقاله حاضر مى کوشد به این سؤال پاسخ دهد.
امروزه با پیشرفت تکنولوژی و استفاده روز افزون مردم- به ویژه جوانان- از ابزارهای پیشرفته ارتباطی هم چون فضای مجازی، کشورهای اسلامی با حملات گسترده ای از سوی دشمنان داخلی و خارجی مواجه هستند. این حملات و تهدیدها به حدی گسترده است که مقام معظم رهبری از آن به جنگ نرم تعبیر کرده اند. در این جنگ و نبرد مجازی، ضرورت ایجاب می کند تمامی کشورهای اسلامی- به ویژه جمهوری اسلامی ایران- با استفاده از امکانات و ظرفیت های موجود و بر اساس یکی از مهم ترین استراتژی های دفاعی- یعنی پدافند غیر عامل- به دفاع در برابر این حملات بپردازند. پدافند غیر عامل نوعی دفاع بدون جنگ افزار نظامی است که یکی از روش های آن در حملات نرم افزاری، استفاده از ظرفیت های موجود در فضای مجازی است. فضای مجازی بستر مناسبی برای تبلیغ معارف دینی، پاسخ به شبهات دینی، آموزش نیروهای متخصص و کاردان در حوزه دین و شریعت است. در این میان نقش حکومت ها و نهادهای دینی واجد اهمیت بیشتری است؛ به طوری که می توان بر اساس مبانی شرعی پدافند غیر عامل در حوزه فضای مجازی، حکم به لزوم و وجوب فعالیت در این حوزه نمود. در این پژوهش بعد از تبیین پدافند غیر عامل در جنگ نرم، ظرفیت های فضای مجازی در حوزه آموزش دینی مورد بررسی قرار گرفته و این نتیجه حاصل شد که امروزه آموزش دینی در فضای مجازی نوعی دفاع در برابر دشمنان دین محسوب شده و این نوع از فعالیت ها در حوزه فضای مجازی به یک امر لازم تبدیل شده است تا جایی که می توان گفت مهم ترین نقش در این فریضه بر عهده حکومت ها و نهادهای دینی است.
اخلاق اجتماعی از مهم ترین موضوعاتی است که ارتباط آدمیان را با خود، با جامعه و تاریخ مطرح میسازد؛ زیرا جامعه میتواند یک تمدّن را بسازد نه یک فرد، و اجتماع انسانی پیوسته تاریخ را ساخته و به جلو برده است.
از آنجایی که در میان ادیان الهی، اسلام یک دین اجتماعی است و در آن آرمان ها و ایده های جمع گرا فراوان دیده میشود، در جایجای نهج البلاغه،که از مهم ترین منابع این دین بوده؛ به این مهم بسیار پرداخته شده و گاه و بیگاه جامعه و اجتماع مورد عتاب و خطاب واقع گردیده است.
سقوط یک جامعه در نگاه امام علی7به خاطر سقوط هنجارهای اخلاقی و پیشرفت آن به خاطر همین هنجارهاست؛چنان که نهج البلاغه، هنگامی که علّت سقوط جامعه ی روزگار علی7را تحلیل مینماید به مؤلّفه های اخلاقی اشاره میکند و می فرماید:
«ای مردم،گویا به خیانت و کینه ورزی اتفّاق دارید، بر رفتار ریاکارانه، گیاهان روییده از سرگین[1]را میمانید، در دوستی با آرزوها به وحدت رسیده اید و …».
این گونه گزینه ها در این کتاب سترگ بسیار است و ما در این مقاله میکوشیم تا بسترهای ترسیم شده از دیدگاه امام علی 7را در زمینه ی اخلاق اجتماعی به اختصار بیان نماییم.
شهید سید محمد باقر صدر(ره) اقتصاد اسلامی را به معنای مذهب اقتصادی میداند و آن را چنین تعریف میکند: روشی که جامعه در زندگی اقتصادی و حل مشکلات عملی آن را بر میگزیند. وی راه دستیابی آن را روش اکتشاف یا به عبارت دیگر حرکت از روبنا به زیربنا معرفی میکند.
پرسش بسیار مهم که محققان اقتصاد اسلامی در بارة روش شهید صدر(ره) با آن مواجهاند این است که آیا مذهب اقتصادیای که شهید صدر(ره) معرفی میکند و مبنای عمل و ضوابط رفتارهای اقتصادی افراد و نهادهای اقتصادی قرار میگیرد به لحاظ مبانی فقه شیعه حجت است.
برخی از اندیشمندان در دفاع از نظریة شهید صدر (ره) بر این باورند که مباحث مربوط به نظام اقتصادی از جمله مذهب اقتصادی نیازمند بحث حجیت نیست و در اینگونه مباحث میتوان به ظن غیر معتبر از جمله قیاس، استحسان و ... عمل کرد.
نویسندة این مقاله انتساب این تفسیر را به نظریة شهید صدر(ره) صحیح نمیداند، بلکه معتقد است شهید صدر(ره) در پی کشف واقع و نفسالامر است، اما چون کشف مذهب اقتصادی را ضروری میداند و از سوی دیگر کشف آن را با مراجعه به ادله و نصوص ناممکن مییابد، به عبارت دیگر چون باب علم و علمی کشف مذهب اقتصادی را منسد میبیند، استفاده از ظن غیر معتبر را برای کشف مذهب اقتصادی لازم میشمارد. بنابراین، تنها بدین طریق میتوان نظریة اکتشاف شهید صدر(ره) را مطابق با مبانی فقه مذهب شیعه تفسیر کرد.
با ظهور اسلام در شبه جزیرﮤ عربستان ساختار غیرمتمرکز و توسعه نیاﻓﺘﮥ آن دچار لغزش شد. نظام اجتماعی و سیاسی حاکم بر آن که بر قبیله مبتنی بود، برای اداﻣﮥ حیات و بقای خود واکنش نشان داد. در این میان برخی قبایل و طوایف نیز که اسلام را برای خود دارای کارکرد می دانستند و آن را پذیرفته بودند، با هجرت پیامبر اسلام(ص) و مسلمانان، زﻣیﻨﮥ شکل گیری حکومت اسلامی را مهیا کردند. تفاوت رویکرد این قبایل در دو قطب ظهور اسلام، یعنی مکه و مدینه که یکی خاستگاه اسلام بود و دیگری بستر گسترش رسالت پیامبر، باتوجه به نسب قحطانی و عدنانی آنها در کانون پژوهش و بررسی قرار می گیرد. تاجران و اشراف مکه اسلام را برهم زنندﮤ نظام حاکم بر اقتصاد و اجتماع خود می دانستند و با آن به مقابله برخاستند؛ زیرا برای آنها اسلام کژکارکرد محسوب می شد؛ اما در مقابل، مردم کشاورز مدینه که به نسب قحطانی منتسب بودند، اسلام را پذیرفتند و آن را آورندﮤ صلح دانستند که برای آنها دارای کارکرد بود. در این مقاله تلاش برآن است تا با تحلیل آماری رفتارشناسی این قبایل و طوایف با استفاده از نظریﮥ رابرت کینگ مرتن (Robert K.Merton)، باتوجه به منتسب بودن آنها به نسب قحطانی و عدنانی، میزان همراهی کامل، همراهی حداکثری، نیمه همراهی، همراهی حداقلی و غیرهمراه بودن آنان بررسی شود. این پژوهش براساس روش کمی فراوانی سنجی مبتنی بر داده های آماری است و شیوﮤ گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای است.
مطابق بند اول ماده 190 قانون مدنی، قصد و رضای طرفین از شرایط اساسی صحت هر معامله ای به حساب می آید و فقدان هر کدام به ترتیب بطلان یا عدم نفوذ عقد را در پی دارد. فقها و حقوقدانان عقدی را که بدون رضایت مالک منقعد می شود «عقد فضولی» می نامند، بدین معنی که چنین عقدی تا رضایت بعدی مالک اصلی از طریق اجازه به عقد سابق ملحق نگردد، مُملِک نیست. علی هذا، فقها و بالتبع حقوقدانان در خصوص اثر چنین اجازه ای نسبت به عقد سابق، آرا و دیدگاه های مختلفی ارائه داده و چنین اجازه ای را در دو گروه عمده «کشف» و « نقل» طبقه بندی کرده اند. اکثر فقهای قدیم با تبعیت از نصوص وارده، تقویت کاشفیت اجازه را پیشه نموده اند، حال آنکه متأخرین وجه عقلانی ناقلیت را مرجح دانسته اند؛ این دوگانگی در میان دیدگاه های حقوقدانان نیز متبلور شده است. علاوه بر دو دیدگاه مذکور، برخی از متأخرین شیعه نظریه «کشف حکمی» را بیان داشته اند که می توان آن را جامع الطرفین برشمرد، بدین معنی که اجرای احکام کشف به اندازه امکان است، در حالی که نقل مالکیت پس از اجازه حاصل می گردد. نویسنده با غور در آرای فقها و انعکاس آنها در دکترین حقوقدانان با روش توصیفی، تحلیلی به بررسی ماده 258 قانون مدنی پرداخته است تا ضمن مشخص ساختن اثر اجازه در عقد فضولی به بسط این مهم نسبت به سایر عقود غیر نافذ نیز نایل آید.