هدف اصلی مقاله، شناخت فضا و جو نزول قرآن، از معبر متن و زبان قرآن است. بیان مسأله از تقابل و چالش بین دو روش در برخورد با فضا و جو نزول در تفسیر حکایت دارد. یک روش، راه یابی به فضا و جو نزول را از معبر بیرونی و خارج از متن جستجو می کند و روش دیگر، متن قرآنی را هم در کشف این فضا موثر می داند. سوال این است که: «آیا می توان از طریق آیات و زبان بکار گرفته شده نیز به فضا و جو نزول قرآن پی برد؟» با فرض مثبت بودن پاسخ، این فرضیه با روشی توصیفی _ تحلیلی و با تحلیل زبانی و تکیه بر توصیف ویژگی هایی از زبان قرآن، چون«زبان واقع نما» و «زبان ارجاعی» نقش «زبان ادیبانه و فصیح قرآن» آیات مربوطه مورد مداقه قرار گرفت و نشان داده شد، که این امر مویدات بسیاری در پاسخ به سوال و فرضیه مذکور را داراست. دستاورد این پژوهش نشان می دهد، همانطور که شناخت اسباب، جو و فضای نزول آیات و سور قرآنی می توانند در فهم و تفسیر قرآن موثر باشند، آیات و سور قرآنی نیزدر شناخت جو و فضای نزول قرآن و آیات آن موثر و قابل اعتناست.
«خلود در دوزخ» از مسائل قرآنی مربوط به فرجام شناسی است که از نظر چگونگی دلالت الفاظ آیات و نیز از نگاه عقلی مورد اختلاف اندیشمندان است. آیت الله جوادی آملی در این باره به مبانی عقلی اشاره نموده و بر پایه آن، خلود و ماندگاری در جهنم را اثبات می نماید. در مقابل، برخی از عرفا معتقدند چنین چیزی با رحمت واسعه خدا ناسازگار است. نوشتار پیش رو با روش توصیفی تحلیلی تلاش دارد، ضمن تبیین دقیق مبانی عقلی و دلائل نقلی دیدگاه استاد جوادی آملی، نظر عرفا را در این باره به بوته نقد بکشاند. یافته های پژوهش حاکی است صاحب تفسیر تسنیم با مبانی عقلی ازجمله تجرد و اصالت روح، ثبات و دوام روح و تجسم اعمال و دلایل قرآنی و روایی، خلود در آتش را برای افراد خاصی اثبات نموده و دیدگاه برخی عرفا را نپذیرفته و معتقد است عذاب ابدی نه تنها منافاتی با رحمت واسعه و عدل الهی ندارد، بلکه با آن سازگار و هماهنگ است.
مصطلح «حجّت» از پرکاربردترین واژگان دانشی در حوزه اندیشه اسلامی است. تحلیل مفهوم لغوی این واژه و تبیین گوهر معنایی آن، می تواند دقّت در کاربرد را بالا برده و فهم کارکردهای قرآنی و دانشی را آسان کند. این نگاشته با در نظر گرفتن مجموع گزارش های لغویان و کارکردهای قرآنی و دانشی تهیّه شده و تکمیل روشی کارهای پیشین را ضروری می داند. این رفتار، منجر به نتیجه ای متفاوت با برخی از پژوهش های پشین شده و با برخی دیگر، تنها تفاوت روشی دارد. نگاشته کنونی، ابتدا مفهوم لغوی «حجّت» را بازشناسی کرده و سپس اشتراک و تفاوت کارکرد اصطلاحی آن با مفهوم لغوی را در برخی از دانش های اسلامی، پی جویی می کند.
تاریخ گذاری عنوانی نسبتاً جدید در حوزه قرآن و حدیث است و توجه ویژه به تاریخ گذاری در این دو حوزه، از خاورشناسان آغاز شده است. در حوزه قرآن تاریخ گذاری به معنای تعیین تاریخ نزول هریک از فقره های وحی است و در حدیث با توجه به مبانی خاورشناسان، منظور تعیین تاریخ پدید آمدن یک روایت است. تاریخ گذاری قرآن زمینه ساز تفسیرهای واضح تری از قرآن خواهد شد و تاریخ گذاری حدیث که ناشی از نگاه خاورشناسان به حدیث به مثابه یک منبع تاریخی است، باعث آشنایی کامل تر با شرایط تاریخیِ وقتی است که تاریخ پدید آمدن حدیث تخمین زده می شود. روش مستشرقان در تاریخ گذاری حدیث مختص به روایات اهل سنت است و با توجه به تفاوتی که در طرق روایات عامه و شیعه به دلایل تاریخی به وجود آمده، این روش در روایات شیعه کارایی ندارد. از مقایسه تاریخ گذاری در حوزه قرآن و حدیث و نگاه به مبانی، فواید و کاستی های هریک، به نظر می رسد بتوان راه دیگری در تاریخ گذاری حدیث شیعه پی گرفت و برخی نتایج تاریخ گذاری را از آن دریافت کرد. در این روش تلاش بر آن است تا روایات حدیث شیعه به ترتیب تاریخ صدور مرتب شده و با ملاحظه روایات با این ترتیب، نتایج فقه الحدیثی و شناخت فضای تاریخ صدور آن ها بررسی گردد.
کتابهای رجال پرشماری وجود دارند که به ذکر طبقات، نسب، تاریخ وفات و یا جرح و تعدیل راویان پرداخته اند. کتابهای جرح و تعدیل راویان نیز به انواع مختلفی تقسیم شده و بعضی تنها روات ثقه و برخی تنها ضعفا و متروکین و دسته ای به ذکر ضعفا و متروکین و ثقه در یک کتاب پرداخته اند. از کتابهای مهم در این موضوع، «التاریخ الکبیر» بخاری و «الجرح و التعدیل» ابن ابی حاتم رازی است. در این میان، برخی ابن ابی حاتم را متهم کرده اند که او به کتاب تاریخ کبیر بخاری دست یافت و آن را به خودش نسبت داد به همین دلیل، ترتیب و باب بندی آن همانند کتاب بخاری است و درباره بسیاری از تراجم چیزی بیش از بخاری بیان نمی کند. از این رو، نویسنده در نوشته حاضر تلاش می کند تا با مقایسه علمی بین دو کتاب، آشکار سازد که چگونه ابن ابی حاتم در تألیف کتاب «الجرح و التعدیل» از کتاب «التاریخ الکبیر» بخاری استفاده کرد؟ وی در راستای این هدف، نوشتار را با معرفی کتاب التاریخ الکبیر و هدف بخاری از تألیف آن و میزان تحقق این غرض، آغاز کرده و در ادامه، به روش بخاری و اهمیت و امتیازات کتاب اشاره می کند. سپس، کتاب الجرح و التعدیل را معرفی و به بیان هدف ابن ابی حاتم از تألیف آن و میزان تحقق این غرض و نیز اهمیت کتاب می پردازد. در نهایت، نوشته را با بررسی تطبیقی دو کتاب مذکور و ذکر نمونه هایی که ابن ابی حاتم درباره آنها سکوت کرده و بخاری از آنها سخن گفته است، به پایان می رساند.
The issue of recognizing the enemy has received special attention in the Holy Quran. In general, the principled policy of the enemy to fight against Muslims is continuous and permanent. the methods of the enemy in fighting against Muslims and Islam have not always been unchanged and they have various methods for fighting. One of the tricks and strategies of the enemies of Islam is to weaken the foundations of the school of Islam. From the view point of the Holy Quran, the use of religious subjects, various accusations, fabricating legislation, anti-propaganda measures, slander and reproach, Scorn and disdain, destruction of school bases, fight and struggle, are all considered struggling tactics and methods of the enemies to weaken the foundations of the school of Islam.
براساس آیات قرآن و دلایل عقلی و نقلی، از ویژگی های انبیای الهی، عصمت از گناه است که از مسائل چالش برانگیز تفسیر تطبیقی و علم کلام به شمار می رود؛ یکی از مسائلی که بحث های زیادی را برانگیخته، آیاتی از قرآن کریم است که به ظاهر با عصمت حضرت موسی « علیه السلام » ناسازگار می نماید و در آن موضوعاتی همچون قتل مرد قبطی، خوف، اعتراف به ذنب، ظلم به نفس و... به این پیامبر اولوالعزم، نسبت داده شده که در نگاه بدوی با عصمت آن حضرت، همسویی ندارد. مقاله پیش رو با روش تحلیلی تطبیقی به بررسی دیدگاه دو مفسر، متکلم و قرآن پژوه نامور شیعی و اهل سنت، علامه طباطبایی و فخر رازی در ذیل این آیات به ظاهر ناسازگار با عصمت از گناه پرداخته و رویکرد آنها را در تفسیر و تبیین آیات پیش گفته و دلایل هر یک را نسبت به دیدگاه برگزیده، مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. یافته های این پژوهش نشانگر همسویی دو مفسر، علی رغم اختلاف نگرش های کلامی در گناه نبودن قتل قبطی، تبیین معنای ظلم به نفس و ذنب است و اختلاف ایشان در قتل خطأیی یا مستحقق قتل بودن مرد قبطی به دلیل کفر، تبیین انتساب عمل به شیطان و تعیین مشارالیه هذا، متعلق ترس حضرت موسی « علیه السلام » در مقابل ساحران است. نگارندگان با بررسی دلایل و توجه به آرای دیگر مفسران، به بررسی و تحلیل دلایل پرداخته و رأی برگزیده را پیش رو نهاده اند.
این پژوهش با هدف تعیین رابطه مسئولیت پذیری اخلاقی و اجتماعی با باور به دنیای عادلانه و نا عادلانه اجرا شد. روش پژوهش همبستگی، جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اصفهان، واحد خوراسگان و نجف آباد و گروه نمونه 374 نفر بود. این افراد ازطریق نمونه گیری دومرحله ای انتخاب شدند. نمونه گیری به این صورت بود که در مرحله اول از هر گروه آموزشی دو کلاس انتخاب و سپس در هر دو دانشگاه با رعایت نسبت پسران و دختران دانشجو، نمونه نهایی به صورت تصادفی انتخاب شد. ابزارهای پژوهش مقیاس مسئولیت پذیری اخلاقی و اجتماعی ( کالین، 2006) پرسش نامه باور به دنیای عادلانه برای خود و دیگران (ساتون و داگلاس، 2005)، پرسش نامه باور به دنیای ناعادلانه (دالبرت و همکاران، 2001) و پرسش نامه باور به دنیای عادلانهٔ عمومی (دالبرت، 2001) بود. داده ها ازطریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین ابعادی از مسئولیت پذیری اخلاقی و اجتماعی با باور به دنیای عادلانه (p<0/01 ) رابطه معنا داری وجود دارد . نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که فقط با باور به دنیای عادلانه می توان مسئولیت پذیری مبتنی بر تعهد و پیمان و مسئولیت پذیری اخلاقی اجتماعی کلی را پیش بینی کرد.
این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، حکم روزه مشاغل سخت همچون نانوایی، آتش نشانی و ... را از نگاه مذاهب فقهی اسلامی بررسی می کند. از این پژوهش برمی آید که اختلاف مذاهب فقهی اسلامی درباره جواز افطار صاحبان مشاغل سخت، معلول عوامل چندی است، از جمله: 1- اختلاف در ضابطه مشقت و انطباق عنوان مشقت بر این مشاغل. 2- اختلاف در انطباق عنوان مریض بر مشاغل سخت و عدم آن. 3- اختلاف در اینکه کدام یک از روزه و شغل سخت مهم تر هستند؛ از همین روی فقهای اهل سنت روزه نگرفتن را به خاطر امر مهم تر جهاد جایز دانسته اند و برخی از فقهای اسلامی بر این باورند که در صورت امکان، صاحبان این مشاغل باید شغل یا ساعت کار خود را تغییر دهند، یا آنکه مسافرت کنند. 4- اختلاف در اینکه آیا علم به پیدایش مشقت برای جواز افطار روزه دار مشاغل سخت کافی است یا خیر؟
هدف این پژوهش طراحی الگویی مناسب جهت تعالی منابع انسانی در وزارت آموزش و پرورش با رویکرد رفتاری- اخلاقی است. این پژوهش برحسب هدف یک پژوهش بنیادی می باشد همچنین بر اساس طرح پژوهش و از حیث نحوه گردآوری داده ها، پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی (غیرآزمایشی)، پیمایشی و اکتشافی است. جهت معتبرسازی الگوی پیشنهادی، براساس تکنیک دلفی به چند نوبت به نظرخواهی اساتید، اندیشمندان، صاحبنظران و کارشناسان قرار داده شد. نظرسنجی بعمل آمده در چهار مرحله انجام گرفت و نهایتاً الگو برلیان تعالی منابع انسانی در پنج فرآیند اصلی، 22 مولفه و 10 معیار جامع طراحی گردید و بعنوان الگوی پیشنهادی جهت آسیب شناسی رفتاری-اخلاقی منابع انسانی و جایزه تعالی منابع انسانی در وزارت آموزش و پرورش ارائه شد.
از آنجایی که هر آنچه که پیامی را به دیگری منتقل کند، می تواند کارکرد رسانه را داشته باشد؛ بنابراین «نهج البلاغه» نیز از جایگاه یک «رسانه» برخوردار است و این توانایی را دارد؛ تا با کارکردهای خود مفاهیمی را که حضرت علی (ع) در نظر داشته اند به مخاطب ارسال و گام مهمی را در عرصه فرهنگ سازی دینی بردارد. در این پژوهش، با روش تفسیری-تحلیلی به بررسی سواد رسانه ای در کلام امیرالمومنین (ع) پرداخته شده است. و از میان ابعاد سواد رسانه ای (یعنی بعد احساسی، شناختی، زیبایی شناختی و اخلاقی)، بعد اخلاقی سواد رسانه ای در صلح و مدارای امام علی (ع) مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آنست که امام علی(ع) به عنوان یک رهبر دینی در این کتاب، سخنان آموزنده ای درباره صلح و مدارا مطرح کرده اندکه راهی بسیار روشن، هماهنگ با عقلانیت ناب، وجدان پسند و جهان بینی الهی دارد. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که مضامین و مولفه های مرتبط با سواد رسانه ای، از بعد اخلاقی و از منظرِ صلح و مدارا در متن نهج البلاغه کدامند؟ این سخنان نشان می دهد که مولفه های سواد رسانه ای در نهج البلاغه شامل: تفکر انتقادی، پرسشگری، شک راهبردی، گسترش فرهنگ پژوهشگری، عدم سطحی نگری، توجه به مسئولیت اجتماعی، سواد اخلاقی و توجه به کرامت انسانی، اخلاق رسانه ای و انتقاد پذیری در باور امام مسلمانان شیعه به عنوان امری نیکو و ثمربخش است.
هدف: هدف مطالعه حاضر، واکاوی چگونگی روابط پیش از ازدواج پسران دانشجو و کشف پیشران ها و چالش های رعایت عفاف است. روش: این پژوهش کاربردی، با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناختی انجام گرفت. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بود و 48 دانشجوی پسر مقطع کارشناسی با نمونه گیری هدفمند «باحداکثر تنوع»، مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند و به روش کدگذاری سه مرحله ای استراوس و کوربین تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: عبارت های بیان شده از سوی مشارکت کنندگان، در قالب 858 مفهوم، 62 مقوله و 14 مضمون دسته بندی شدند. با بررسی تجارب زیسته افراد، یافته ها با اندکی اغماض، در سه محور دلایل ورود به روابط نامشروع، دلایل ترک روابط نامشروع و دلایل دوری از روابط نامشروع جای گرفتند. مضامین استنباط شده در محور اول شامل مذهب اباحه گری، افول هویت بومی، غلبه نیاز جنسی، مسائل روانشناختی، بستر اجتماعی رسانه ای محرک، خودفریبی و رؤیای دست نیافتی ازدواج و مضامین محور دوم مشتمل بر معنویت گرایی، غیرت ورزی و پیامداندیشی بودند. آسیب زا بودن روابط نامشروع، تأمین نیاز جنسی از سایر روش ها، نبودن شرایط روابط نامشروع و انتخاب مسیر عفاف نیز، چهار مضمون محور سوم مشخص شدند. نتیجه گیری: عمده ترین چالش های رعایت عفاف و عوامل درگیری در روابط نامشروع (موانع عفاف)، وجود توأمان چهار عامل «نیاز جنسی»، «عدم امکان برآورده ساختن مشروع»، «روحیه اباحه گرانه و روشنفکرمآب» و «فضای اجتماعی و رسانه ایِ محرک» شناخته شد و پیشران های عمده عفاف در جمعیت مطالعه شده نیز، ایمان و وجدان های اخلاقی «هنوز بیدار»، جوّ خانوادگی دینی_اخلاقی و نظارت اجتماعی بوده است.
نظریه اعتدال یکی از انواع نظریات اخلاق فضیلت است که افلاطون و ارسطو نظریه پردازان اصلی آن در یونان باستان بودند. این نظریه به دلیل سازگاری با متون دین اسلام، نزد فیلسوفان و علمای اخلاق اسلامی رواج زیادی یافت؛ به نحوی که اغلب حکمای اسلامی چون فارابی، ابن سینا، مسکویه، خواجه نصیر طوسی و ملاصدرا تابع این نظریه اند. هسته اصلی نظریه اعتدال قاعده اعتدال است که بر اساس آن فضیلت اخلاقی به اعتدال و میانه روی تعریف و همه فضایل اخلاقی به لحاظ وجودی مابین دو رذیلت افراط و تفریط در نظر گرفته می شوند. لذا توصیه عملی این نظریه رعایت اعتدال در همه عواطف و اعمال است. نظریه اعتدال با وجود نکات قوتی چون سادگی، شهرت و مورد پذیرش عامه بودن، از اشکالاتی نیز چون عدم انسجام درونی، ابهام در مفهوم حد وسط، مشکل تعیین حد وسط، نقص در حل تعارضات اخلاقی و عدم شمول و فراگیری بر تمام فضایل و رذایل برخوردار است. این مقاله به ارزیابی نظریه اعتدال بر اساس معیارهای سنجش نظریه های اخلاقی می پردازد.